>> امروز

20:06:53 - 98/6/13
Print This Page
دولت پنهان در سال 1377 و امروز

آقای عباس سلیمی نمین از مدیران اسبق موسسه کیهان در نیمه تیر ماه در یک مناقشه مطبوعاتی با آقای سعید حجاریان تصویری کاملا وارونه از رویداد تاریخی پیشگیری از وقوع جنگ ایران با طالبان در سال ۱۳۷۷ و نقش وزارت خارجه در آن ارائه کرد. این در حالی است که در طول ۲۱ سال گذشته وزارت امور خارجه دولت اصلاحات به عملکرد خود در کنترل بحران مزبور و جلوگیری از جنگ ایران با افغانستان افتخار کرده و آن را نمونه موفق مدیریت دیپلماتیک یک بحران برای حفظ و ارتقاء اقتدار و امنیت ملی و پیشگیری از خطرات و تهدیدات بین‌المللی، بدون براه‌انداختن جنگ و ماجراجویی، می‌داند. اینجانب بر خلاف روال قبل و برای پیشگیری از تحریف تاریخ، درباره ادعای نادرست نویسنده مواردی را قلمی کردم و ده روز بعد در پاسخ دوم خود به مطلب حاوی پافشاری مجدد ایشان، با صراحت بیشتری سه نکته را توضیح دادم.

1- از مخالفت آقای سلیمی نمین با جنگ و ماجراجویی افراطیون در سال ۱۳۷۷ و امروز و فاصله ایشان از دولت پنهان ابراز خشنودی کردم.

2- ایشان را متوجه اشتباهشان در خلط دو پدیده متقارن کردم. پدیده « عملیات استقرار آفندی ده ها هزار نفر نیروی نظامی ارتش و سپاه با تصمیم و رای رهبری در مرزهای افغانستان با هدف آمادگی برای اقدامات نظامی تهاجمی احتمالی علیه مرتکبین جنایت مزار شریف افغانستان و نشان دادن روی میز بودن گزینه برخورد نظامی با طالبان» و پدیده « طرح عملیاتی خطرناک فرمانده وقت سپاه پاسداران و مورد حمایت تعدادی از اصولگرایان تندرو برای اشغال شهر هرات با کمک افغان های مخالف طالبان» و توضیح دادم که چرا مسئولان عالی کشور با عملیات اول به عنوان یک اقدام حداقلی و ضروری موافق بودند و چرا وزارت خارجه و دولت شدیدا مخالف طرح ماجراجویانه اشغال هرات بودند که خوشبختانه با مخالفت رهبری اجرای آن متوقف شد.

3- تشریح کردم که منابع خبری ایشان در مورد حادثه مزارشریف کافی و به اندازه کافی معتبر نیست و مهمتر آنکه، با فرض پیوند مرتکبین جنایت مزارشریف با پاکستان و حتی آمریکا، چیزی از مسئولیت طالبان نسبت به قتل عام پرسنل کنسولگری ایران در مزار شریف نمی کاسته است. چنانکه دولت جمهوری اسلامی ایران پاسخگوی اقدامات ماجراجویانه دولت پنهان در داخل و خارج از کشور از جمله افرادی مثل مشاور آقای قالیباف در حمله به سفارتخانه های عربستان سعودی و انگلیس در تهران بوده و دولت و ملت ایران هزینه های سنگین این ماجراجویی ها را پرداخته اند. با تحلیل هزینه و فایده ، احتمال وابستگی عوامل اینگونه حوادث به اسرائیل و عربستان سعودی و سایر بیگانگان نیز، خیلی قوی است. اما تنها معرفی رسمی عاملان این اقدامات و مجازات آنان توسط دولت ایران می توانست مسئولیت دولت ایران را نسبت به این مفاسد کاهش دهد. صرف ابراز بی اطلاعی دولت کابل نیز بدون اقدام علیه عوامل اصلی ، مسئولیت این دولت را کاهش نمی داد.

آقای سلیمی نمین در ادامه این بحث، در شماره های 440 و 441 روزنامه سازندگی، مطلبی نوشته اند که در پاسخ، با همان هدف پیشگیری از تحریف تحولات 21 سال پیش و شفاف سازی نسبت کنش های دولت پنهان در آن روز و امروز کشور، چند مطلب دیگر را بیان می کنم:

1- چنانکه دراولین مطلبم تشریح کردم، در شهریور ماه 1376 در شرایطی مسئولیت معاونت آسیا و اقیانوسیه وزارت امورخارجه دولت اصلاحات را پذیرفتم که روابط ایران با کشورهای همسایه به ویژه پاکستان، افغانستان و ترکیه در وضعیت بسیار بحرانی بود و یکی از فعالیت های اصلی چند ماه اول کارم رسیدگی به جنایات علیه ایرانیان در این کشورها و همچنین مواجهه با پرونده های اتهامی علیه ایران در این کشور ها بود. سیاست خارجی ایران در هرج و مرج کامل بود و وزارت امور خارجه در حد تدارکاتچی فعالیت های سپاه و اطلاعات و سایر نهادهای غیر مرتبط با سیاست خارجی و دیپلماسی کشور، تنزل کرده بود. چنانکه توضیح دادم به خاطر وضعیت وزارت امور خارجه و فشارهای بیرون وزارتخانه، مسئولیت افغانستان تا زمان وقوع بحران ناشی از قتل عام پرسنل کنسولگری مزار شریف، به اینجانب واگذار نشد و در اختیار آقای علاء الدین بروجردی معاون پیشین وزارت امور خارجه باقی ماند. اینجانب و همکارانم اطلاعی از وضعیت کنسولگری ایران در مزارشریف نداشتیم و تصمیم گیری در مورد فعالیت یا تعطیلی این کنسولگری نیز بر عهده ایشان بود. اولین ماموریت اینجانب در افغانستان نیز مانند پاکستان اعزام هیات برای شناسایی و تحویل و انتقال جنازه قربانیان جنایت کنسولگری مزار شریف بود. متاسفانه این کار در افغانستان خیلی دشوارتر از پاکستان بود و طالبان هیچ نوع همکاری برای تحویل جنازه ها نمی کرد و نهایتا با دخالت صلیب سرخ و سازمان ملل تن به همکاری داد و جنازه ها توسط هیات مشترک اعزامی از ایران و صلیب سرخ بین المللی، در وضعیت بسیار فجیعی در ویرانه های مزار شریف شناسایی و منتقل شد.

2- به دلیل مواضع شفافی که در مخالفت شدید با فعالیت های ماجراجویانه در منطقه و از جمله طرح حمله به هرات در افغانستان داشتم، اینجانب هرگز به مذاکرات مرحوم احمد شاه مسعود و سپاه پاسداران و دیگران در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی برای بررسی طرح این حمله دعوت نشدم و اگر کسی به نام وزارت امور خارجه در این مذاکرات حضور داشته احتمالا آقای بروجردی بوده است. ظاهرا طبق نقلی که ایشان از آقای ربیعی کرده اند، مصوبه ای که به اطلاع مقام رهبری رسیده بود و ایشان نظر مخالفشان را روی آن ابلاغ کرده بودند، مربوط به این جلسات بوده است. من در جلسات بعدی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در حضور فرماندهان سپاه و ارتش، برای اولین بار از جزئیات اجرایی این طرح و جزئیات نظر رهبری مطلع شدم. جزئیاتی که نشان می داد تا چه حد طرح پیشنهادی پر مشکل و ماجراجویانه و مخالفت رهبری مهم بوده است. طرحی که جزئیاتش طبعا همچنان می تواند دارای طبقه بندی باشد.

3- تصریح می کنم که از ابتدای مسئولیتم در وزارت امورخارجه معتقد بودم که وزارت امورخارجه نه از راه خدمات رسانی به ماجراجویان، بلکه از طریق دیپلماسی مقتدرانه و حرفه ای باید از حقوق و عزت و اقتدار ملی دفاع کند و مصمم بودم که تمامی شاکله رفتاری وزارت امور خارجه در منطقه را تغییر دهم. نظرات متفاوتم را به صراحت در دبیرخانه و در جلسات شورای عالی امنیت ملی ابراز می کردم و با افتخار می گویم که من و همکاران ارجمندم در تحقق این راهبرد در سیاست خارجی منطقه ای کشور، بسیار موفق بودیم. در این دوره اینجانب حتی از سوی برخی اصولگرایان مدافع حمله ایران به هرات، متهم به دفاع از رابطه ایران با طالبان بودم. زیرا به صراحت اعلام می کردم که اقدامات ماجراجویانه علیه طالبان نه تنها موجب امنیت ملی و قدرت ملی ایران نمی شود؛ بلکه اقدامات نسنجیده می تواند امنیت و عزت ملی ایران را تهدید کند. من معتقد بودم و هستم که اقدامات نسنجیده و ماجراجویی های آن زمان و امروز، خطراتش برای امنیت ملی ایران کمتر از اقدامات دشمنان نبوده و نیست.

4- همچنان منابعی که آقای سلیمی نمین به آن استناد کرده اند، از جمله مطالب ویکی پدیا، صرف نظر از صحت برخی مطالب، منابع موثق یک تاریخ نگار حرفه ای نیست. تکرار می کنم که اگر ایشان علاقمند هستند که واقعا حقایق بیشتری درباره حوادث سال 1377 بدانند، حضورا توضیح بیشتری خواهم داد. برخی از مطالب همچنان دارای طبقه بندی است و برخی اسامی نیز به بحث های جناحی دامن می زند که ترجیح می دهم که پس از 21سال و با تغییرات بسیاری در مناسبات سیاسی کشور، جزئیات آن را رسانه ای نکنم.

5- آقای سلیمی نمین بخش مفصلی از پاسخ خود را به نقد استنباط احتمالی من از دولت پنهان و استنباط خودشان از تداخل مفهوم دولت پنهان و نقش نهادهای رسمی غیر انتخابی اختصاص داده اند و از من خواسته اند که نظراتم را در مورد دولت پنهان تشریح کنم. هرچند این موضوع ارتباط صریح و مستقیمی به باقی بحث ندارد، اما می تواند ابعادی از این بحث را نیز روشن تر کند.

قسمت دوم ( روزنامه تحت نام کدام دولت پنهانی ؟ منتشر کرده )

و اما دولت پنهان:

در جوامع در حال تحول به سوی دموکراسی، گاه جریان هایی که معمولا منافعشان با دموکراسی سازگار نیست، با استفاده از موقعیت ها و فرصت ها، دولت قانونی و نهاد های منتخب و پاسخگوی مردم را از کار می اندازند و ساختارهای پنهان غالبا متکی به قوای قهریه عملا اداره همه امور را به دست می گیرند. در این وضع ناهنجار، نهادهای قانونی مسئول و پاسخگو ، فاقد اختیار و طبعا ناکارآمد می شوند و ساختار های غیرقانونی و غیر پاسخگو، با اختیارات نامحدود، غیرشفاف و غیرقانونی، عملا امور قانون گذاری ، اجرائی و قضایی را به دست می گیرند. این ساختار قدرتمند غیر قانونی و غیرشفاف، دولت پنهان نامیده می شود.

معمولا در جوامع گرفتار دولت پنهان، بخش بزرگی از دولت پنهان را نظامیان و مقامات امنیتی فعال و بازنشسته تشکیل می دهند و ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست، اما بدیهی است که نظامیان کشور، دولت پنهان نیستند. بی تردید قدرت نظامی و قدرت سیاسی و دیپلماسی دو بازوی سرنوشت ساز حفظ امنیت ملی، اقتدار ملی و تمامیت ارضی کشور هستند. ارتش های قدرتمند ممکن است سالیان دراز در معرض و موقعیت هیچ کنش نظامی قرار نگیرند، اما قدرت و آمادگی روزآمد آنان به صورت بالقوه، ضامن عدم تهدید نظامی بیگانگان است. متقابلا فعالیت های دیپلماتیک، متکی بر توان و اقتدار ملی درهمه حوزه های نظامی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و متکی بر ظرفیت های سرزمینی و همبستگی ملی به صورت مداوم انجام می شود و نقش دیپلماسی بدل کردن ظرفیت های بالقوه و بالفعل قدرت ملی به منزلت و اقتدار بین المللی و ارتقاء جایگاه کشور و فراهم کردن مقتضیات منافع ملی، توسعه ملی و امنیت ملی در سطح جهان است. دیپلماسی در همه مراحل حتی در صورت وقوع جنگ، تاثیری کلیدی و بی بدیل دارد و حاصل رشادت ها و مجاهدت های نظامیان در دفاع از کشور، در ظرف دیپلماسی موفق، به حداکثر منافع و اقتدار ملی و امنیت ملی بدل می شود. هیچ تعارض و عدم تجانسی میان ماموریت های نظامی و سیاسی و هیچ تداخل هنجاری میان ماموریت های آنان نیست و هیچ صلاحیت بارز مشترکی نیز میان ماموریت این دو نهاد وجود ندارد. اما آنچه به عنوان دولت پنهان نقش تهدید کننده ای ایفا می کند دارای ویژگی های ذیل است:

- سازوکار سوداگرانه دولت پنهان : دولت پنهان یک سازوکار نهایتا منفعتی و سوداگرانه مادی و با سرمایه اجتماعی دارودسته های زیر زمینی است که از جعل هویت و نشان ارزشی و انقلابی برای فرصت یابی و پنهان کردن هویت واقعی خود بهره می گیرد.

- ویژه گزینی : دولت پنهان عامل ویژه گزینی بجای شایسته گزینی است و افراد ناکارآمد و فاقد صلاحیت و دانش و تخصص و تجربه، ولی خودی با قرائت دولت پنهان، با ویژه گزینی دولت پنهان می توانند به بالاترین موقعیت های منزلتی و منفعتی برسند.

- تخریب نقش مردم در انتخابات: دولت پنهان ناتوان از رقابت سالم در انتخابات، با پرونده سازی برای رقیبان و رد صلاحیت افراد با صلاحیت، انتخابات رقابتی را به انتخاباتی برای موفقیت خودی های مورد نظر دولت پنهان بدل می کند.

- کاهش مداوم نقش نهادهای انتخابی: دولت پنهان اعتقادی به نهادهای انتخابی ندارد و با دخالت های امنیتی و غیر امنیتی، نهادهای انتخابی را فلج می کند و راه را برای اقدامات شایسته آنان می بندد.

- تمامیت خواهی : فعالان دولت پنهان اشتهای سیری ناپذیر دخالت در همه امور مهم کشور اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و رسانه ای، به قیمت جایگزینی ناشایستگان بجای شایستگان دارند.

- توسعه ستیزی: دولت پنهان به سازو کار توسعه ملی به دلیل نقش ضروری خردمندان و متخصصان و شایستگان تعلق خاطر ندارد.

- قانون ستیزی : فعالان دولت پنهان قانون ستیز و قانون گریزند و به اقتضای ضرورت، تمهیدات و تفاسیر شبه قانونی و غیر قانونی در جهت اهداف و منافع مورد نظر خود خلق می کنند.

- نظارت ستیزی : فعالان دولت پنهان نظارت ستیز و نظارت گریزند و لذا خود را فوق سازمان های نظارتی بویژه انتخابی تعریف می کنند.

- اخلاق ستیزی در سیاست : دولت پنهان استفاده از ابزار تهدید، ارعاب، تهمت، افترا، جعل، عملیات روانی و پرونده سازی برای بیرون راندن رقیب از صحنه را مجاز و شایسته می داند و در صورت ضرورت صورت های ارزشی نیز برای این اعمال خلق می کند.

- شوق جنگ و بحران و فضای امنیتی: دولت پنهان مشتاق فضای جنگی و امنیتی و شبه امنیتی است تا حداکثر بهره را از ابزار نظامی و امنیتی قابل دسترسش برای اهداف خود بگیرد.

- موهبت جنگ و بحران در حذف رقیبان: دولت پنهان جنگ و بحران و تحریم را موهبت زمین گیر شدن رقیبان سیاسی و حاکمیت عوامل غیر انتخابی و امنیتی خود در مدارج عالی می داند .

- کاسبی جنگ و تحریم و بحران: دولت پنهان جنگ و بحران و تحریم را موهبت برچیده شدن سازوکارهای متعارف قانونمند و شفاف و هنگامه پرشور قانون گریزی و کاسبی بی رقابت و بی قانون و بی نظارت می داند .

- کنش سیاسی و اجتماعی با گروه ها و دسته های پنهان: دولت پنهان به کار سیاسی و اجتماعی با دارودسته های شبه قانونی پنهان و نیمه پنهان با تابلوهای ارزشی و انقلابی تعلق خاطر دارد.

- دیپلماسی ستیزی : دولت پنهان دیپلماسی را که فاقد صلاحیت های آن است، به سخره می گیرد و با ماجراجویی و از کار انداختن راهکارها و ظرفیت های دیپلماتیک، صحنه سیاست خارجی را به صحنه پرفرصت ماجراجویی و افراطی گری بدل می کند.

- تاسیس بنیادین فساد : دولت پنهان قانون ستیز و نظارت ستیز، بنیانی ترین منظومه ایجاد و گسترش و فراگیری مفاسد اقتصادی و غیر اقتصادی در حوزه های مختلف کشور است.

- رقیب داخلی خطرناک تر از دشمن خارجی: دولت پنهان تهدید رقیبان داخلی خود را خطرناک تر از تهدید دشمنان خارجی می داند و بیگانه ستیزی او نیز غالبا ابزاری برای زمین گیر کردن رقیبان داخلی است.

- عملیات روانی بجای رسانه شفاف : دولت پنهان فعالیت رسانه ای را به عملیات روانی بدل می کند و ناتوان از رقابت سالم رسانه ای، با انبوهی از رسانه های پرهزینه و با نشر تهمت و افترا و بهتان و تزویر و نیرنگ و جعلیات، تلاش می کند که اعتماد عمومی نسبت به رقیبان خود را مخدوش کند.

بی تردید، هر اقدام موثر و پایداری برای پیشگیری از جنگ، بحران و تحریم و مقابله با فقر، فساد و بی عدالتی و حرکت به سوی توسعه ملی متوازن، همه جانبه و پایدار و حاکمیت دموکراسی ، اخلاق و عدالت، در ایران مستقل، یکپارچه، مقتدر و امن برای همه ایرانیان، در چارچوب قانون اساسی، مستلزم برچیده شدن دولت پنهان است و این امر جز با تفاهم همه خردمندان و دلسوزان کشور قابل تحقق نیست. به همین دلیل باید از هر سخن و کنش سازنده و تغییر نگاه و تغییر روشی، در جهت برچیده شدن دولت پنهان و شفافیت و سلامت و کارامدی ساختارها و استوار شدن روند درست پیشرفت و توسعه ملی، استقبال کرد.


نویسنده: محسن امین زاده