>> امروز

20:04:36 - 98/6/13
Print This Page
از جمهوریت به پیشامشروطیت

خدای قانون اساسی خدایی است که باوجود حاکمیت مطلق بر جهان، «انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ‌کس نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد می‌آید اعمال می‌کند».

نظارت استصوابی با نفی و طرد خدایی که اراده‌اش بر حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش تعلق گرفته، مروج خدایی است که به جماعتی برگزیده، اختیار تعیین سرنوشت جامعه را می‌دهد تا آن حق خداداد را از انسان بگیرد؛ جماعتی ویژه که براساس تفسیری انسدادآور نظارت و حاکمیت بر ملت را حق انحصاری خود می‌خواند، تا حاکمیت و نظارت ملت بر حکومت را منتفی کند.

به ما وعده دادند عصر جمهوری اسلامی مرحله تکامل‌یافته مشروطیت باشد و اصل حاکمیت بلاقیدوشرط ملت بر سرنوشت خود را تثبیت می‌کند. اما اگر چند سطر از بیانیه‌ مراجع ثلاث مشروطه را با بیانیه‌ اخیر شورای نگهبان و عملکرد استصوابی آن مقایسه کنیم، شاهد پس‌رفت تاسف‌باری می‌شویم که در سه دهه اخیر رخ داده است.

از نظر رهبران دینی انقلاب مشروطه در ۱۱۳ سال قبل، "مبعوثان (نمایندگان) ملت امنایی خواهند بود که خود ملت، از راه معاشرت کامل، آنها را به وثاقت و امانت و درایت کامله شناخته، برای مراقبت در امور حکومتی انتخاب نمایند".

اکنون به کجا رسیدیم؟ به آنجا که استصوابیون بر فراز قانون اساسی و بنیادین‌ترین اصل آن، یعنی حق مسلم "حاکمیت انسان بر سرنوشت خود" جا خوش کرده‌اند و می‌کوشند با نفی حق انتخاب آزاد ملت، و البته با دو مرحله‌ای کردن انتخابات، رای‌دادن را بی‌فایده و بی‌معنا و پارلمان را بی‌خاصیت و عقیم کنند.

داعش دموکراسی و انتخابات (سازوکار شناخته‌شده اعمال حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش) را "شرک" و در تضاد با حاکمیت خدا می‌خواند. نظارت استصوابی نیز که بر صغارت ملت ایران بنیان نهاده شده، در حال استحاله جمهوری اسلامی به امارت داعشی است. حد نهایی آن نیز تایید تحلیل کثیری از براندازان است که عصر حاکمیت اسلام را دوره "صغارت ملت" معرفی می‌کنند.


نویسنده: سیدمصطفی تاج زاده