>> امروز

22:12:17 - 97/3/4
Print This Page
رمضان‌زاده : برای اصلاح راهی نداریم جز تغییر رفتارهای اجتماعی

نشست کارنامه اصلاحات در سالگرد دوم خرداد با حضور عبدالله رمضان‌زاده و حمیدرضا جلایی‌پور در حزب اتحاد ملت ایران اسلامی برگزار شد.

به گزارش خبرنگار امتداد، در این نشست عبدالله رمضان زاده گفت: چرا باید اصلاح طلب باقی بمانیم و چرا ماجرا تمام نیست؟ از نظر من اصلاحات دنبال توسعه کشور بود، من توسعه را این طور تعریف می‌کنم؛ بهبود رابطه مردم با خود و بهبود رابطه مردم با حکومت از طریق شاخص های چون امنیت، رفاه و آزادی.

این فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: کدام مسیر به این روند توسعه کمک می‌کند وکدام مسیر کمک نمی کند، آیا تغییر نظام مسیر ما را برای توسعه باز میکند یا مسیر را می بندد؟ آیا به تعبیر آقای دکتر کاتوزیان همچنان کلنگی نگه میدارد یا از تجربیات گذشته استفاده میکنیم؟ من این مدت نگاهی کردم به روزنامه های سال‌های 55 و 56 زمان شاه، مشکلاتی که در آن زمان بود: فساد اداری، کاغذ بازی، رانت خواری، تورم و استبداد بود. حال تغییر نظام کمک کرده به بهبود این شاخص ها و یا اگر نکرده چه باید بکنیم؟ اگر به تعبیر آقای جلایی‌پور از عهد ناصری شروع کنیم، آیا دوباره تغییر رژیم در ایران یک بار نظام قاجار و یک بارهم پهلوی نتیجه بخش بوده است؟

رمضان زاده تاکید کرد: آیا امروز مشکلات گذشته همه حل شده یا تشدید گشته و باقی مانده؟ اگر حل نشده آیا مجددا با تغییر نظام سیاسی حل می‌شود؟ ما تغییر را در جای دیگر باید دنبال کنیم نه تغییر نظام سیاسی. ما باید اصلاحات را عمیق تر، گسترده تر و با شتاب مناسب تر دنبال کنیم تا مشکلات کشور را حل کنیم. ساده انگاری وتقلیل گرایی است اگر گمان کنیم که 4 نفر در راس عوض شود مکشلات ما حل می‌شود و بهبود میابد.

وی تاکید کرد: برای پیش برد اصلاحات نخست باید رابطه مردم با یکدیگر تغییر کند و سپس رابطه مردم با حکومت، این همان چیزی است که می‌گویند فرهنگ عمومی. 75 درصد مردم ایران یکدیگر را دروغگو می‌دانند این به معنی دروغگو بودن نیست بلکه ذهنیت ما بهم تغییر کرده و یه یکدیگر اعتماد ندارند. برای همین ما نمی توانیم کار جمعی کنیم و وفاق عمومی شکل نمیگیرد.

رمضان زاده خاطر نشان کرد: یک مثال در مورد انتخاب میزنم، دو نفر برنامه میدهند یکی دکتر معین که معتقد هستم بهترین برنامه اقتصادی را داشت و دیگری احمدی نژاد که میگفت نفت را شش ماهه بر سر سفره میآورد. از نظر مردم هر دو دروغگو هستند، اما مردم به دومی را دادند تا زودتر به این نتیجه برسند که دروغگو میگوید و بگویند دیدیم گفتیم همه مانند یکدیگر هستند. هنگامی که جامعه کلنگی رفتار می‌کند تغییر سیاسی چیزی را حل نمی کند و این مشکل اعتماد است.

وی افزود: چرا نمی‌توانیم کار جمعی کنیم چون بهم اعتماد نداریم و منافع عمومی را تعریف نکردیم. امروز نیازمند حلقه های اعتماد ساز ملی برای روند اعتماد سازی در کشور هستیم. این یعنی چی؟ یعنی شروع کنیم به بالا بردن ضریب اعتماد به یکدیگر و راهی پیدا کنیم برای اعتمادسازی بین خودمان و بین خود و حکومت. اگر راهی پیدا کردیم برای خودمان، برای حکومت هم پیدا میکنیم. یعنی یک کار طولانی نه کاری که با شعار توییتری حل شود.

رمضان زاده گفت: اعتمادسازی در همه سطوح جامعه نیاز است. در راس قدرت هم به‌یکدیگر بی اعتماد هستند، رئیس قوه قضاییه به رئیس جمهوری اعتماد ندارد، رئیس جمهور به رئیس مجلس، نیروی امنیتی به نیروی سیاسی و نیروی امنیتی به یکدیگر و هیچ کس به دیگری اعتماد ندارد. برای همین نیز شروع به جاسوس گیری و جاسوس سازی میکنند. این بی اعتمادی در سطوح مختلف کار خود را کرده و سبب شده نسبت به آینده نیز بی اعتمادی بوجود آید. فرار مغزها، بی اعتمادی به آینده است خصوصا بی اعتمادی به امنیت فردی بدترین اتفاق است. به همین دلیل در انتخابات نقد به روحانی داشتم که چرا انتظارات بیخود ایجاد می‌کند، چرا که قولی که انجام نشود اعتمادسوزی می‌کند.

وی افزود: این اعتمادسازی را از خودمان شروع کنیم، قبل از آنکه بخواهیم ساختار حکومت را تغییر دهیم، تغییر را از خودمون شروع کنیم، حلقه های کوچک اعتمادسازی ایجاد کنیم و اگر بخواهیم کار خیر کنیم آن را نیز گروهی انجام دهیم. شبکه‌های کوچک؛ حلقه‌های دوستانه همه اینها کمک به اعتمادسازی ملی می‌کند. وقتی میگویم حلقه، منظورم باند نیست. یک خوبی که حلقه ها دارند این است که چون کوچک هستند حاکمیت از آنها نمی ترسد. حاکمیت از مشارکت ترسید چون بزرگ شده بود و برخورد با آن سخت شده بود. اگر بزرگ نشده بود برخورد نمی کردند.

وی افزود: کار حزبی کارویژه خود را دارد. مشکل احزاب ما این است که از حلقه ها تشکیل نشده‌ و از پایین نجوشیده‌اند. پایدارترین حزب موتلفه است چرا که از حلقه ها تشکیل شده بود. بسیاری از احزاب تصمیم گرفته اند از بالا تشکیل شوند و عده ای تصمیم به تشکیل حزب گرفتند.

رمضان زاده در مورد دستاوردهای اصلاحات گفت: اگر جایی دستاورد نداشتیم کم کاری کرده‌ و یا دانش لازم را نداشته ایم. در واقع در جاهایی که شکست خورده ایم یا یا متحد نبودیم و یا ترسیدیم و به هر دلیلی موفق نشدیم از دیگران جلو بزنیم. هرجا دست به دست هم دادیم، دانش لازم را کسب کردیم و متحد عمل کردیم پیروز شدیم. در مواردی ما معمولا رقیب را دست کم گرفتیم و پیروزی رقیب را ندیدیم. باید بررسی کنیم چرا رقیب جاهایی از ما جلو زده است، می گویم اگر نظامی ها نبودند برنده شده بودیم پس چطور 92 و 96 برنده شدیم؟ درست است در انتخابات دخالت می‌کنند، برنامه ریزی می‌کنند، مهندسی می‌کنند اما ما هم باید راهش را بلد باشیم و برنامه مقابله با آن را داشته باشیم.

وی در بخش دیگری از اظهاراتش گفت: راه تغییر و رسیدن به اهداف توسعه کشور و حفظ آن از بلبشو، تجزیه، حمله خارجی و فشار اقتصادی دشمن در تغییر از درون است. تغییر راس قدرت و تغییر ساختار سیاسی جواب نمی‌دهد. ما در انقلاب سال 57 حکومت را به صالح ترین فرد بدون توجه به تغییر رفتارهای اجتماعی و تغییر در خودمان دادیم و حال پس از 40 در حال غر زدن هستیم. ما با آن چشم‌انداز روشن به اینجا رسیدیم، حال آنهایی که می‌گویند ماجرا تمام است با کدام چشم‌انداز می‌خواهند چنین تغییری ایجاد کنند؟ ما راهی نداریم جز تغییر رفتارهای اجتماعی.

رمضان زاده خاطر نشان کرد: مسیر درست از نظر من اصلاح طلبی به معنی دفاع از اصلاح طلبان نیست، اصلاح طلبی به معنی رفتاری که صورت میگرد مد نظر است. من مسیری جز اصلاح طلبی برای آینده کشور نمی‌شناسیم. هرچند بعضی اصلاح‌طلبان هم اهداف خود را کنار گذاشتند. بی‌اعتمادی به بعضی اصلاح طلبان به معنی نفی روش اصلاح طلبی نیست. تا امروز هم کسی مسیر دیگری به من یاد نداده اما حال اگر تمام نقدها به اصلاحات را بپذیریم بعد از آن چه می‌شود؟ آیا تصور اینکه با تغییر نظام سیاسی تمام مشکلات حل می‌شود خودمان را گول نمی‌زنیم؟

سخنگوی دولت اصلاحات تاکید کرد: آخرین دستاورد اصلاح طلبی رای به روحانی بوده است. ما چرا از آن چرا دفاع می‌کنیم؟ برای آنکه کشور را به عقلانیت برگرداند. اما آیا فکر می‌کنید با یک نفر و تصمیم روحانی و رای ما عقلانیت به کشور برمی‌گردد؟ پاسخ خیر است این مسیر نه با چهار و نه با هشت سال که با سال‌های طولانی حتی بیست سال حل می‌شود. رقیب ما قدرتمند است و با ما مقابله می‌کند، در درون جبهه اصلاحات نیز کسانی هستند که منافع شخصی دارند. نقد به روحانی بسیار است، در بخش اقتصادی بسیار غلط عمل کرده است اما آیا باید دست به خودکشی بزنیم و به خاطر بعضی اشتباهات همه چیز را نادیده بگیریم؟ او در مقابل کارهایی نیز انجام داده است، پرستیژ کشور را به آن برگرداند، امنیت را ایجاد کرد، اصلاحاتی صورت داد. اگر فکر کنید با تغییر رئیس‌جمهور همه مشکلات کشور حل می‌شود می‌گویم، ساده اندیشی می‌کنید همه روند اصلاحات برای مدار عقلانیت بهبود میابد. توسعه، رفاه، آزادی و امنیت ملی در گرو تحول، صبر، مدارا و گفت‌وگو است.