>> امروز

00:01:29 - 97/2/31
Print This Page
برگزاری مراسم سالگرد تاسیس نهضت آزادی ایران پس از ده سال محدودیت

روز جمعه ۲۸ اردیبهشت ماه، مقارن با روز دوم ماه مبارک رمضان، به مناسبت پنجاه و هفتمین سالروز تاسیس نهضت آزادی ایران، مراسم سخنرانی و افطار با حضور جمعی از اعضا و علاقه‌مندان نهضت آزادی ایران و همچنین حضور افتخاری اعضای دیگر احزاب اصلاح طلب و ملی مذهبی برگزار شد که پس از تلاوت آیاتی چند از قرآن مجید، مراسم آغاز گردید و طبق برنامه، عماد بهاور، مصطفی تاجزاده و محمد توسلی به سخنرانی پرداختند.

در خاتمه نیز از سه تن از اعضای پیش‌کسوت و همراهان قدیمی نهضت آزادی ایران، آقایان دکتر غلامعباس توسلی، مهندس ابوالفضل حکیمی و دکتر حسن فرید اعلم، به پاس مبارزات آزادی‌خواهانه و خدمات فراوانشان به کشور در طول نزدیک به شش دهه با اهدای لوح تقدیر، سپاسگزاری و قدردانی به عمل آمد.

عمادالدین باقی، حبیب الله پیمان، علی شکوری راد، فیض‌الله عرب سرخی، محمد کیانوش راد، حسین رفیعی، محمد جواد مظفر، محمد بسته‌نگار، حامد سحابی، تقی شامخی، اعظم طالقانی، فاطمه کمالی سرایی، فاطمه گوارایی، فخرالسادات محتشمی‌پور، علیرضا تاجرنیا، احمد زیدآبادی، امین هادوی، حسین نورانی‌نژاد، جواد روح، عبدالله مومنی، کیوان صمیمی از جمله مهمانان این مراسم بودند.

در ابتدا عماد بهاور، رئیس شاخه جوانان نهضت آزادی ایران، سخنرانی خود را با موضوع «چالش‌های اصلاح‌طلبی و ضرورت اصلاح ِ اطلاحات» آغاز کرد. وی ابتدا ضمن خیرمقدم به حضار با تبریک آغاز ماه پربرکت رمضان، از دبیرکل فقید نهضت آزادی ایران، مرحوم دکترابراهیم یزدی یاد کرد. وی با یادآوری سخن مهندس بازرگان در دادگاه نظامی شاهنشاهی که گفته بود: «ما آخرین گروهی هستیم که با شما به زبان قانون سخن می گوییم،» از مهندس بازرگان به عنوان پیشگام اصلاح‌طلبی پیش از انقلاب و پس از انقلاب و در فضای دهه شصت یاد کرد.»

بهاور افزود: پس از گذشت حدود 60 سال از آن جمله مهندس بازرگان، باز هم باید ما به همراه دوستان اصلاح‌طلب‌مان همان جمله بازرگان را تکرار کنیم که ما آخرین گروه‌هایی هستیم که با زبان قانون و اصلاح‌طلبانه با حاکمیت سخن می گوییم. اکنون به نظر می‌رسد، مجدداً اصلاح‌طلبی در یک تنگنای جدی قرار گرفته است. اصلاح طلبان امروز از دو سو، هم از طرف تندروهای برانداز و هم از سوی افراطیون داخل حاکمیت، مورد هجمه شدید قرار گرفته‌اند و همین امر سبب شده که آن‌ها در مقام عکس‌العمل، حالت انفعالی و تدافعی به خود بگیرند و ادامه این وضعیت، چالش‌های جدی برای اصلاح طلبان ایجاد کرده است.

وی در ادامه به سه چالش مهمی که برای اصلاح طلبان به وجود آمده اشاره کرد و افزود: چالش اول، «چالش اصلاح طلبی با دستان خالی» است. اصلاح‌طلبی قابل تقلیل به بهبودخواهی نیست. پروژه اختصاصی اصلاح‌طلبان، توسعه سیاسی و دموکراسی‌خواهی است. روش اصلاح‌طلبی برای رسیدن به این اهداف، شرکت در فرآیندهای قانونی و انتخاباتی است. اما مسئله اینجاست که افراد شاخص و اصیل که حامل این رسالت هستند، از حضور در عرصه انتخابات منع می‌شوند، به عبارت دیگر افرادی که روش و کنش اصلی آن‌ها شرکت در انتخابات است، از وسیله و ابزاری که برای این کار تعریف شده است، محروم شده‌اند.

بهاور در مورد چالش دوم توضیح داد: این چالش «حمایت از اعتدال‌گرایان ناتوان» است. این چالش در شرایطی تعریف می‌شود که خود اصلاح‌طلبان نمی‌توانند وارد حاکمیت شوند و اهداف اطلاح‌طلبانه‌شان را دنبال کنند و به ناچار برای پیشبرد اهداف خود، در انتخابات و برای ورود به حاکمیت از اعتدال‌گرایان عقل‌گرا حمایت می‌کنند. اعتدال‌گرایان شاید خود دموکراسی خواه نباشند، اما نقش پررنگی در پروژه دموکراتیزاسیون دارند. یکی از اهداف اصلی در پروژه دموکراتیزاسیون، تقویت نیروهای میانه‌رو و عقل‌گرا در حاکمیت جهت تقویت زیرساخت‌ها و ظرفیت‌های توسعه و همچنین جلوگیری از ورود نیروهای ضد توسعه در حاکمیت است. اما در عمل، به دلیل وجود بدبینی به حضور اعتدال گرایان در حاکمیت، جلوی هر گونه اقدام توسعه‌گرایانه توسط ایشان از سوی حاکمیت گرفته می‌شود، که نتیجه آن، ناتوانی دولت اعتدالگرا در پیشبرد اهداف وعده داده شده است؛ این، سرآغاز اعتراضات اجتماعی و موجب ریزش پایگاه اجتماعی گروه‌های اصلاح طلب هوادار میانه‌روی می‌شود.

وی اضافه کرد: چالش سوم «اصلاح طلبی در زمین براندازی است»؛ از آن جا که اصلاح طلبان امکان کنش پارلمانتاریستی را از دست می‌دهند، و به دلیل ناتوانی اعتدال‌گرایان در تحقق وعده هایشان، پایگاه اجتماعی خود را در حال ریزش می بینند، برای جلوگیری از رویگرداندن مردم از اصلاحات شروع به انتقاد از دولت و مجلس می‌کنند. در واقع استراتژی اصلی آن ها که تقویت نیروهای میانه روی داخل حاکمیت بود، به محاق فراموشی می رود. کنش بسیار محدود اجتماعی اصلاح طلبان بدون آنکه مکانیسم و راه حل مشخصی برای تاثیرگذاری بر قدرت داشته باشند، در عرصه مدنی در برابر کنش براندازانه که مدعی تغییر واقعی اوضاع هستند، جذابیتی برای مردم نخواهد داشت و به انفعال تعبیر خواهد شد. اصلاح طلبان جامعه محور در تلاش برای بقا و هنگامی که دیگر نیازی به رعایت ملاحظات حضور در قدرت ندارند، برای آن که با رقبای برانداز خود در جلب رای مردم رقابت کنند، هرچه بیشتر رادیکال می‌شوند؛ تا حدی که گاهی حتی به لحاظ نحوه نقد دولت، مرزبندی مشخصی با براندازها نخواهند داشت. بنابراین کنش اصلاح‌طلبانه در زمین براندازی رخ خواهد داد و گفتمان براندازی را تقویت خواهد کرد. تداوم این وضعیت به مارپیچ سقوط تعبیر می‌شود.

رئیس شاخه جوانان نهضت آزادی گفت: برای پیدا کردن راه حل برای این سه چالش، اصلاح طلبان به بررسی گذشته خود پرداخته و دو نوع راه حل متفاوت از سوی دو طیف از اصلاح طلبان ارائه می‌شود. دسته اول، مواجهه اصلاح طلبان با چالش اول را به دلیل تندروی ایشان در گذشته دانسته که منجر به از دست رفتن اعتماد حاکمیت از ایشان شده است و درنتیجه راه حلی که ارائه می‌دهند تلاش برای اعتمادسازی با هسته اصلی قدرت است.این رویکرد، اصلاح‌طلبی را به بهبودخواهی تقلیل می دهد و می‌گوید که اکنون زمان دموکراسی خواهی نیست و اولویت با توسعه اقتصادی در چارچوب نظریه «تقدم لیبرالیسم بر دموکراسی» است.

وی توضیح داد: راه حل دوم اصلاح طلبان در پاسخ به این چالش‌ها عکس رویکرد اول است. ریشه اصلاح‌طلبی به مفهوم عام آن توسعه سیاسی است و نمی‌توان این مفهوم را به بهبودخواهی تقلیل داد. این دسته دوم معتقدند که ایراد کار ما این است که هرگاه در انتخابات پیروز شدیم و دولت را در دست گرفتیم، وظیفه اصلی خود که تقویت گفتمان اصلاح طلبی و دموکراسی خواهی است را کنار گذاشتیم. جریانی می‌تواند در بلند مدت تاثیر مستمر بر قدرت بگذارد و تغییرات سیاسی را مدیریت کند که صاحب گفتمان غالب باشد. بنابراین، راه حل، بازگشت به جامعه مدنی و اصلاح‌طلبی جامعه محور با هدف تقویت گفتمان اصلاح طلبی و بسیج اجتماعی است.

بهاور افزود: در هر حال برای پیشبرد هر یک از راه حل ها، به سازمانی چابک و نیروهایی خواهان تغییر نیاز داریم. این در حالی است که سازمان های اصلاح طلبان و به ویژه شورای عالی اصلاح طلبان ظرفیت مدیریت تغییر و ایجاد انگیزه و تحرک را در عرصه اجتماعی ندارد. امروز ضرورت اصلاح اصلاحات بیش از پیش احساس می‌شود.