>> امروز

13:47:01 - 97/2/20
Print This Page
قهر با هدف آشتی؟!

اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکسته لیلی!

جهان سیاست، به ویژه سیاست خارجی، جهان احتمالات ست و شگفتی ها و به عبارتِ روشن تر تحقق یافتن یا محقق ساختن اموری گاه به ظاهر نامحتمل و ناممکن.

با این پیش فرض، شاید بتوان فرضیه شازی را در مورد روند محتمل در روابطِ آتی واشینگتن و تهران مطرح کرد و هدف بزرگتری را که احتمالا دونالد ترامپ با خروج از برجام دنبال می کند؛ قهر با هدف آشتی!

پدیده ای که اخیرا در اوج مناقشات هسته ای آمریکا و کره شمالی به یک باره ظهور و بروز پیدا کرد و جهانیان را شگفت زده ساخت و بر میزان محبوبیت در حال افول ترامپ در داخل این کشور افزود.

از دید جریان خاصی در میان ساکنان کاخ سفید، چرخش غیرقابل پیش بینی در روابط سیاسی واشینگتن - پیونگ یانگ می تواند در نقاط دیگر جهان نیز ثمر دهد و حتی به نوعی مکمل آن باشد تا آینده ی ریاست جمهوری ترامپ را برای چهار سال دوم نیز تضمین نماید.

بِه عبارتی، به زعم آنان اعمال الگوی مشابه برای روابط آتی ایران و آمریکا-فارغ از از این که عده ای از اعضای اتاق فکر دولت آمریکا به دنبال تغییر رژیم جمهوری اسلامی باشند یا تغییر رفتار حاکمان آن و حتی عده قلیلی در پی تحول در وضعیت ژئوپلتیک ایران یا منطقه خاورمیانه- بدون برجام بهتر می تواند در خصوص تهران نتیجه دهد!

اکنون کمتر سیاستمداری را در جهان می توان یافت که إذعان نداشته باشد ترامپ با وجود تمام تکروی ها و خودمحوری های به ظاهر احمقانه و جاهلانه اش، بر دو اصل اساسی خوب پایبند است و با جدیت به آن عمل می کند؛ اول اولویت دادن به کسب بیشترین منافع اقتصادی و تجاری، دوم اثبات اقتدار آمریکا بر کل جهان؛ و در این میان، به حاشیه کشاندن متحدان اروپایی خود، به ویژه کشورهای صاحب نفوذ فرانسه، آلمان و انگلستان و از دور خارج کردن رقبای مقتدری چون چین و روسیه!

این نکته ای است که رهبران اروپای غربی در مدت کوتاه اقامت ترامب در کاخ سفید، هر روز بیشتر با آن آشنا شده اند و تلاش دارند در برابر آن حداکثر سرسختی و مقاومت را نشان دهند تا در تعاملات سیاسی و اقتصادی دوجانبه با آمریکا و معاملات مالی و مبادلات تجاری با دیگر کشورهای جهان بیش از این قافیه را نبازند.

شاید به این دلیل است که اعضای اروپایی طرف مذاکره با ایران در برجام، حتی لندن نشینان- متحد مهم و استراتژیک واشینگتن- خیلی سریع در مقابل تصمیم ترامپ ایستادند و در برابر خروج او از این پیمان قد علم کردند. آن ها حتی با وجود سخنان تند و به نوعی اهانت آمیز اخیر آقای خامنه ای، بر تداوم برجام- در صورت عدم خروج جمهوری اسلامی از این توافقنامه مهم- پافشاری کردند و برای تکمیل و تقویت آن مذاکره ی چهارجانبه ای را با مقام های دولت ایران سامان دادند.

شاید سران این کشورها نیز در مذاکرات دو جانبه ای که در روزهای اخیر برای "حفظ برجام در قالب موجود" با رئیس جمهور آمریکا داشتند، خوب درک کردند که نه تنها ترامپ بر خروج از این پیمان بین المللی مُصر است، بلکه تصمیم دارد به صورت مستقل، شخصا سازوکار جدیدی را با ایران شکل دهد، همانند آنچه با کره شمالی در جریان است!

این احتمال - هـرچند اندک- غیرممکن نیست، چون ترامپ ابتدا، در زمان اعلام خروج از برجام، در سخنان تند خود راه گفت و گوهای مستقیم با جمهوری اسلامی را نبست و فردای آن روز نیز به فوریت در توئیتی مبهم، اما بحث برانگیز نوشت : "ایران گفتگو خواهد کرد، در غیراین صورت اتفاق مهمی خواهد افتاد"!

در شرایطی که او درِ حیاط خلوت کاخ سفید را نبسته است، شاید ضرورت داشته باشد که مقام های جمهوری اسلامی در عینحال که با کشورهای اروپایی به ماه عسل جدیدی می روند، بر روی مراسم آشتی کنان با آمریکا نیز یک سره خط بطلان نکشند و مجاری محتمل گفت و گو را باز بگذارند!

فراموش نکرده ایم که رئیس جمهور پیشین آمریکا نیز در اوج سرکوب های سیاسی و خیابانی در ایران، در شرایطی که حاکمان جمهوری اسلامی مشروعیت و مقبولیت خود را هر روز بیشتر از دست می دادند، همچنان به آیت الله خامنه ای نامه می نوشت و پیگیر تحکیم روابط واشینگتن و تهران بود.

اگر باراک اوباما، یار وفادار اروپایی ها در انعقاد توافقنامه برجام، بنا بر مصالحی این کار را انجام داد، چرا دونالد ترامپ که هنوز مزه ی شیرین آثار فشارهای سیاسی- نظامی و در عینحال وعده و وعیدهای مثبت خود بر رهبر کره شمالی را زیر دندان دارد، این مشی را در قبال مقام های عالیرتبه جمهوری اسلامی دنبال نکند؟!

شاید اقدام او در قبال برجام بر مبنای این شعر جامی است که سرود:

اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکسته لیلی!