>> امروز

01:00:04 - 96/8/5
Print This Page
سپنتای ایرانی، دریفوس فرانسوی

یکم
۱. شورای نگهبان اشتباه می کند زیرا لغو عضویت منتخب زرتشتی مردم یزد قانون شکنی آشکار است. آن شورا خود مصوبه مجلس درباره نحوه برگزاری انتخابات شوراها و چگونگی تشکیل آنها را تایید و آن را به قانون تبدیل کرده است.

۲. شورای نگهبان اشتباه می کند زیرا اجرای هر قانونی تا زمانی که تغییر نکند، برای دولت و ملت حق و مسئولیت ایجاد می کند.

۳. شورای نگهبان اشتباه می کند زیرا حق تفسیر قوانین عادی به عهده مجلس است. آن شورا مفسر اصول قانون اساسی است.

۴. شورای نگهبان اشتباه می کند زیرا اکثریت رای دهندگان در دارالمومنین یزد به یک هم وطن زرتشتی خود، پس از یک دوره چهار ساله مجددا اعتماد کردند و به او رای دادند. لغو عضویت منتخب مردم حق الناس را نقض می کند.

۵. شورای نگهبان اشتباه می کند زیرا چنین نظری نه تنها مارا به دوران ماقبل مشروطه برمی گرداند، همچنان که آقای خاتمی گفت، بلکه اساسا تاریخ ایران را نادیده می گیرد. کیست که نداند ایرانیان در طول دوران اسلامی از شایستگان مسیحی و یهودی و زرتشتی در بخش های مختلف حکومتی استفاده می کردند؟

۶.شورای نگهبان اشتباه می کند زیرا حتی اصولگراها نیز به آن اعتراض می کنند. درست است که قالیباف و رییسی و حداد و جلیلی سکوت کرده ند، ولی اعتراض بخش های مهمی از اصولگراها علنی شده است.

۷. شورای نگهبان اشتباه می کند زیرا لغو عضویت سپنتا نیکنام به دلیل زرتشتی بودن معنایی جز آپارتاید دینی ندارد

۸. شورای نگهبان اشتباه می کند زیرا اتفاقی نیفتاده است که لازم آمده باشد که اعضای آن مقابل قانون و افکار عمومی و نیز آنچه در سطح جهان می گذرد، قیام کنند.

۹. شورای نگهبان اشتباه می کند زیرا به نام آن می گویند که اگر کسی برخلاف نظر شورا سخن بگوید، گویی قصد براندازی دارد و در هر حال علیه نظام اقدام کرده است.

۱۰. شورای نگهبان اشتباه می کند زیرا اکثریت قاطع ایرانیان با هرگرایش و سلیقه سیاسی و با هر دین و مذهبی با نظر تازه و در حقیقت با بدعت جدید آقایان جنتی و یزدی مخالفند و آن را غیرقانونی، وهن اسلام، ضد همبستگی ملی و ترسیم کننده چهره ای طالبانی_داعشی از ایران و ایرانیان ارزیابی می کنند.

دوم
۱.چه اتفاقی افتاده است که تمام اعضای شورای نگهبان ناگهان به این نتیجه رسیده اند که عضویت مجدد یک هموطن زرتشتی در شورای شهر یزد، صرفا به دلیل مسلمان نبودن، برخلاف موازین قانونی و شرعی است، آنهم در عصری که ما به دلیل مشکلات عدیده و نیز تهدیدهای ترامپ بیش از همیشه به جلب رضایت و اعتماد و مشارکت آحاد ایرانیان نیاز داریم.

۲. در دوره ای شاهد اصرار بر اعمال آپارتاید دینی هستیم که مسلمانان در کشور های غیراسلامی به مناصب حکومتی دست می یابند، و ایرانیان مهاجر نیز یکی‌ پس از دیگری به پارلمان ها و بخش های اجرایی کشورهای مزبور راه می یابند.

۳. اینکه شیخ محمد یزدی برای تحقق دیدگاه خود به تهدید متوسل شده است، ایرانیان را به یاد انذار آیت الله طالقانی درباره "استبداد نعلین" می اندازد. او متوجه نیست که گفتن اینکه "نظر ما قانونی، شرعی، قطعی و غیرقابل تغییر است" و "مخالفت با آن در حکم براندازی و مخالفت با اصل نظام است" جز دیکتاتوری شورای نگهبان مفهومی ندارد.

۴. آقایان جنتی و یزدی ظاهرا خود نیز می دانند که نظر جدیدشان چقدر بی مبنا و برخلاف خواست عمومی است. به همین دلیل اصرار دارند که بگویند هر دوازده عضو شورا به آن رای دادند و قطعیت و غیرقابل تغییر بودن بدعت تازه خود را به رخ ملت می کشند. غافل از آنکه در ایران عصر ارتباطات نمی توان اقدام غیرقانونی و برخلاف خواست ملت را با تاکید بر اجماعی بودن آن مصوبه، قانونی و شرعی خواند و منتقدان را با تهدید ساکت کرد.

۵. این نظریه زودتر از آنچه جنتی و یزدی تصور می کنند، طرد خواهد شد. زیرا ایرانیان داعشی‌گری از هر نوع خود را برنمی تابند، اگرچه ممکن است به زور دگنک مدتی آن را تحمل کنند.

سوم.
داستان حذف سپنتا در ایران از یک منظر شبیه ماجرای محکومیت دریفوس در فرانسه است. تا لغو این نظریه غیرقانونی و خطرناک که تثبیت آن انتخابات را بی معنا و جمهوریت نظام را هدم می کند، باید که از پا ننشینیم.
@MostafaTajzadeh


نویسنده: سیدمصطفی‌ تاج زاده