>> امروز

23:38:47 - 94/9/17
Print This Page
۱۶ آذر، نشانه حیات دانشگاه

دیروز شانزدهم آذرماه، در عمده دانشگاه های کشور، مراسمها و تجمعاتی با محور مطالبات دانشجویان برگزار شد و نشان داد که جریان دانشجویی حیاتی تازه یافته و فضای دانشگاه در حال تغییر است. مطالبات دانشجویان به خوبی از خلال شعارها، صحبتها و برنامه ها معلوم بود و نشان داد نه تغییر نسل و نه تجربه چند سال فضای بسته نمی تواند عامل نابودی حیات جریان دانشجویی شود. دانشگاه دیروز یک بار دیگر زنده بودن خود را نشان داد.

در مراسم ۱۶ آذر دانشگاه صنعتی شریف برای من نیز فرصتی به دست آمد تا به عنوان یک عضو خانواده انجمن های علمی دانشجویی از رشته جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس، به مدت ۴ دقیقه بخشی کوچک از مسائل و مشکلات جامعه و دانشگاه را در حضور دانشجویان، رئیس جمهور و مسئولین مطرح کنم و نقدها و راه حلهایی را که به نظرم می رسید بگویم ...

متنی که خوانده شد این بود:

به نام خدا
العدل اساس الملک
جناب رئیس جمهور
تنوع موجود در مجموعه ۶۰۰۰ انجمن‌های علمی در دانشگاه‌ها ارائه‌ی موضعی همه‌جانبه را دشوار می‌نماید و ضرورت شنیدن مواضع طیف گسترده‌تری از اعضای آنها را می‌نمایاند.
انجمن‌های علمی، به واسطه هویت علمی خود با رسالت‌های دانشگاه پیوندی عمیق دارند. از این رو میدان دادن به آنها، گامی در جهت تربیت نیروی متخصص، حل مشکلات جامعه و صنعت، زمینه‌ای برای توجه به اقتصاد دانش‌بنیان و پاسخی به معضل اشتغال کشور است. باید به نهادهای علمی کشور اعتماد کرده و فضا را برای اثرگذاری آنها در سیاست‌گذاری فراهم کنیم.
اینجانب به عنوان یکی از اعضای خانواده انجمن‌های علمی به اقتضای رشته تحصیلی خود یعنی جامعه‌شناسی ابتدا توضیحی مختصر از وضعیت اجتماعی کشور ارائه خواهم نمود و سپس اشاره خواهم کرد که چگونه اعتماد به تفکر علمی می‌تواند جامعه را از برخی معضلات خود برهاند.

آقای روحانی
پژوهش‌های اجتماعی چند دهه اخیر، نشان می‌دهند که هنجارها و احساسات مولد انسجام اجتماعی رو به افول گذاشته‌اند. خانواده در وضعیتی بحرانی قرار گرفته و مردم در حالت سردرگرمی اجتماعی‌اند، به گونه‌ای که بیش از ۷۰درصد جامعه در انتخاب درست از غلط دچار تردید می‌شوند. هنجارهای اجتماعی دچار ابهام‌اند. چنین وضعیتی را جامعه‌شناسان، بی‌هنجاری اجتماعی یا آنومی می‌نامند که در آن «فردگرایی خودخواهانه» و در نتیجه آن خشونت و طرد اجتماعی در حال افزایش است.
از سویی به دلیل کمبود منابع ناشی از مشکلات اقتصادی و نرخ بالای بیکاری، این وضعیت با افسردگی، بیمناکی نسبت به آینده، رشد آسیبهای اجتماعی و افزایش ناامیدی همراه شده است.

اما در این شرایط راه حل‌های دانشگاه برای سیاست چیست؟
وظیفه نهاد سیاست، تقویت انسجام اجتماعی و کاهش بی‌اعتمادی است و راه آن فراهم کردن زمینه‌های مشارکت اجتماعی و سیاسی؛ نه فقط مشارکت در روز انتخابات، بلکه بحث و مشارکت نهادینه شده در همه موضوعات اجتماعی.
بر این اساس
در سطح سیاسی:
حاکمیت باید از هرگونه قطعه قطعه کردن جامعه بپرهیزد، عناوینی چون فتنه‌گر، بی‌بصیرت، ضد ولایت فقیه، زن بودن، قومیت و مذهب متفاوت داشتن و سیاست زندان و حصر، کارکردی جز سلب اعتماد و حذف بخشهای مهمی از جامعه ندارند. لذا از شما می‌خواهم شرایط را برای مشارکت حداکثری گروه‌های مختلف مردم، در حیات اجتماعی فراهم آورید.

در سطح جامعه
از نمایندگان واقعی گروه‌های اجتماعی یعنی تشکلهای معلمان، کارگران، دانشجویان، روزنامه‌نگاران و زنان دفاع کنید، آنها را در فرآیندهای تصمیم‌گیری دخیل کرده و از اقدام ضد انقلابی برخورد امنیتی با آنها جلوگیری کنید. آزادی زندانیان آنها را مطالبه کنید.

در سطح دانشگاه
نهاد علم وارث سیاستهای ناعادلانه‌ و تبعیض‌آمیزی چون پولی شدن دانشگاه، بومی‌گزینی، سهمیه‌بندی و تفکیک جنسیتی است به‌گونه‌ای که امروز در دسترسی به علم، دختر چابهار بسیار محروم‌ است.
برخورد امنیتی و سیاسی در جذب اساتید و محرومیت از تحصیل دانشجویان همچنان باقی است. راه فرجی دانا در وزارت علوم نه تنها ادامه نیافته که تسلیم در برابر فشارها سکه روز شده، به نام رئیس جمهور نوشته می‌شود و ما را با این تردید مواجه کرده که آیا آقای رئیس جمهور هنوز معتقد است که راه فرجی دانا باید ادامه یابد؟ هنوز معتقد است که «و ما ادراک ما البورسیه؟»؛
لذا مشکل دانشگاه، امروز نه اردو و کنسرت و فعالیت سیاسی که بی‌عدالتی‌هایی است که نخبگان را از داشتن چشم‌انداز آینده‌ای درخور محروم ساخته است... پس عدالت و استقلال را به دانشگاه بازگردانید!

آقای روحانی!
ما امروز رئیس جمهوری می‌خواهیم که علی‌رغم همه فشارهای زیاده‌خواهان، با اتکا به جامعه مدنی، با اقتدار بایستد، مدیران ترسخورده‌ای که در انتظار بازگشت وضعیت سابق، بی‌عملی پیشه کرده‌اند را کنار بگذارد، به جوانان میدان دهد، تمامیت جامعه را نمایندگی کرده و از آن دفاع کند و به نظام بگوید یک بار هم که شده به جای مدیریت امنیتی و نیروی امنیتی به علوم اجتماعی، نیروی اجتماعی و دانشگاه اعتماد کند.