>> امروز

00:18:52 - 94/3/15
Print This Page
جاروجنجال‌ها از کجا ناشی می‌شود؟

حجم مخالفت‌های سازمان‌یافته با موضوعات متنوع مربوط به مذاکرات هسته‌ای، از تحرکات خیابانی و مجازی تا بیانیه‌های مراکز وابسته به سپاه، در روزهای اخیر گسترش قابل ملاحظه‌ای یافته‌است، و این عجیب به‌نظر می‌رسد: مگر اتفاقی در جریان مذاکرات افتاده‌است که مخالفان توافق به جنب‌وجوش افتاده‌اند؟ غیر از برگزاری نشست‌های مقرر برای نگارش متن توافق جامع هسته‌ای خبری نیست؛ پس این همه جاروجنجال برای چیست؟

صداهایی که این روزها بلند شده و از آغاز مذاکرات نیز با شدت و ضعف وجود داشته‌است، از دو جای عمده به‌گوش می‌رسد؛ سپاه پاسداران و جبهه‌ی پایداری، که هر دو از تغییراتی که در سپهر سیاسی کشور در جریان است شدیداً در هراس به‌سر می‌برند، زیرا یکی از پی‌آمدهای توافق جامع هسته‌ای تهدید حیات آن‌هاست و تقریباً همه‌ی سروصداهای اصلی هم به‌همین خاطر بلند است.

عمده‌ی رشد همه‌جانبه‌ی سپاه مرهون شرایط جنگ و تحریم کشور است و این اصولاً مختص ایران نیست؛ در هر جای دیگر نیز چنان‌چه جنگ یا تحریم‌های طاقت‌فرسا وجود داشته‌باشد ناگزیر نیروهای نظامی بال‌وپر می‌گیرند. در این میان ارتش به‌دلایل مختلف از آلودگی‌های اقتصادی برکنار ماند، و سپاه در غیاب فعالان اقتصادیِ لطمه‌دیده از تحریم و سوءمدیریت کشور و با چراغ سبز حاکمان جمهوری‌اسلامی برای ورود نظامیان به همه‌ی عرصه‌های خالی از نیرو، ظرفیت‌های باقی‌مانده از دوران جنگ و بعد از آن را با نیروی نظامی‌اش ترکیب کرد و تبدیل به بزرگ‌ترین فعال اقتصادی کشور شد که از دست‌گاه عظیم رسانه‌ای نیز سود می‌برد.

خاتمه‌ی شرایط تحریمی که برآمد توافق جامع خواهدبود، امکان فعالیت سایر نیروهای اقتصادی را فراهم می‌کند؛ در حضور پیمان‌کارانی از داخل و خارج که شرایطی به‌مراتب بهتر از سپاه را فراهم می‌کنند، دیگر ضرورتی برای نقش‌آفرینی سپاه نخواهدماند، و با ضعف قدرت اقتصادی این نهاد حضور رسانه‌ای‌اش نیز کم‌رنگ خواهدشد. با تداوم وضعیت آرام پس از توافق جامع هسته‌ای سپاه به وضعیتی ویژه می‌رسد: برخلاف تمام تاریخ پس از انقلاب خبری از جنگ یا تحریمِ مؤثر نیست و بخش عمده‌ای از «ارزش‌های انقلاب» که سپاه برای پاسداری از آن‌ها پا به‌عرصه‌ی وجود نهاد دچار استحاله شده‌است. در این شرایط سپاه اندک‌اندک به یک نیروی نظامی متعارف تبدیل می‌شود و می‌دانیم یک کشور به‌جز ارتش به نیروی نظامی دیگری برای حفاظت از مرزهایش نیاز ندارد.

در سوی دیگر، جبهه‌ی پایداری اوضاع را بدین‌ترتیب تحلیل می‌کند که نیروهای سیاسی میانه‌روی کشور در حال نزدیک‌شدن به یک‌دیگرند، و اساساً اقتضای فضای تعامل با جهان و پذیرش مناسبات حاکم بر آن نیز همین است؛ انتخابات آینده‌ی مجلس با ائتلاف‌هایی همراه خواهدشد که گفتمان اعتدال را بر مجلس نیز حاکم خواهندکرد. چنین فضایی، هرگونه فضای حیاتی را از جبهه‌ی پایداری سلب می‌کند: آن‌ها هویت‌شان را که ضدیت با کلیت نظم جهانی تعریف کرده‌اند از دست خواهندداد و، به‌علاوه، در عرصه‌ی مناسبات داخلی قدرت با نزدیک‌شدن سایر جریانات اصلی به‌هم منزوی خواهندشد که همین امر قدرت هرگونه نقش‌آفرینی را از آن‌ها خواهدگرفت؛ چیزی که هم‌اکنون در حملات رسانه‌ای‌شان علاوه بر مذاکرات هسته‌ای به ولایتی و لاریجانی نیز به‌چشم می‌خورد.

نتیجه این می‌شود که این دو جریان توأماً و به‌شیوه‌های گوناگون با مذاکرات مخالفت می‌کنند و حتا برنامه‌ی ساخته‌شده‌ی‌شان را در رسانه‌ی رسمی نظام نیز که قاعدتاً باید نمایش‌دهنده‌ی سیاست‌های رسمی حکومت باشد به‌نمایش می‌گذارند. چنان‌که دیدیم حاصل این مذاکرات می‌تواند تهدید هستی‌شان باشد، پس طبیعی‌ست که از هر کوششی برای حمله به مذاکرات فروگذار نکنند؛ حتا اگر این حملات مغایر امنیت ملی کشور و موافق موضع‌گیری‌های اسرائیل باشد. طبعاً در این مقطع که به توافق جامع نزدیک‌تر از همیشه‌ایم صدای عناصر سپاه و جبهه‌ی پایداری بلندتر از همیشه به‌گوش می‌رسد.

آن‌چه مذاکرات هسته‌ای را ایجاب کرد اراده‌ی مردم بود که در انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۲ اعلام شد و عقلانیتی که البته با تأخیر فراموش‌نشدنی وارد عرصه شد و با ملاحظه‌ی وضعیت اسف‌بار کشور ترمز قطار هسته‌ای را کشید. اگرچه بهره‌برداری از این جاروجنجال‌ها به‌عنوان شمشیری در بالای مذاکرات مفید است، ولی اگر از حد بگذرد می‌تواند خلاف خواسته‌ی مردم در همه‌پرسی هسته‌ای ۹۲ باشد؛ لذا به‌نظر می‌رسد همان عقلانیتی که سبب شد در اواخر مذاکرات بی‌حاصل دولت احمدی‌نژاد نیروی معتمدی چون علی‌اکبر ولایتی روانه‌ی مذاکراتی محرمانه با آمریکا شود تا زمینه برای مذاکرات علنی هسته‌ای فراهم شود، اکنون نیز باید در همان راستا جَوسازی‌های جبهه‌ی پایداری و سپاه را کنترل کند تا احیاناً خللی در اعتبار تیم مذاکره‌کننده‌ی هسته‌ای حاصل نشود. بدین‌ترتیب از رهبر جمهوری‌اسلامی انتظار می‌رود صراحتاً و بدون هیچ‌گونه اِن‌قُلتی که باب میل گروه‌های پیش‌گفته باشد از مذاکرات هسته‌ای و عمل‌کرد تیم مذاکره‌کننده حمایت کند.
منبع : کلمه