>> امروز

21:39:16 - 93/2/14
Print This Page
آن که صدا را شنید، و آنان که خود را با نشنیدن زدند

امروز: زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ را از تونل های باتوم گذراندند تا زیر ضربات تحقیرشان کنند، اما به جز سرفرازی بیش از پیش ببار نیاورد. جستجوی های بی فرجامی که از سلول ها و تخت هایی که چند سال است خانه گروهی از بهترین فرزندان این آب و خاک شده، سر از افسانه پردازی های مألوف برج های بلند کاخ امپراتوری دروغ درآورد. گفتند از میوه مشروب می ساخته اند و از تلفن های ماهواره ای استفاده می کرده اند. ندیدند که آن برج هایی که روزی چنان نفوذناپذیر می نمودند را امواج پیاپی آگاهی بخشی، فرسوده اند، چنانکه حتی موش های ریزه خوار امپراتوری و کلاغ های آن کاخ در حال ویرانی نیز آرامششان به هم خورده و صدای خوش الحان مرغان حق، خواب آرام را از چشمانشان ربوده است.

قبیله مظلومان، شیرزنان و دلاور مادران اش را به تظلم خواهی به پای دفتر رئیس جمهوری که با وعده آزادی همسران و فرزندانشان رأی جمع کرد فرستاد تا بدون این که سر خم کنند، حق و حقوق خدادادی شان را مطالبه کنند. صدایشان را به اعتراض بلند کردند در زمانه ای که تندروان دیروز و میانه روان امروز سعی می کنند با سکوت های مصلحت آمیزشان (که معلوم نیست مصلحت خویشتن را در آن می جویند یا مصلحت ملک را)، سد راه خشمی برآمده از سرخوردگی که زیر پوست این مرز و بوم در جربان است شود، تا بلکه صندلی ای به دست آید و هرکس به تکرار تجربه خوش خویش برگردد. آن صدا را اما میر ما شنید، همو که پنج سال پیش در چنین رورهایی قلم مویش را بر روی بوم رها کرد تا این بار، حنجره پاک صدای همه این مردم رنج دیده باشد. بانوی در حصرمان هم آن صدا را شنید. مگر نه که مادر همه این مردمان است؟ کسی چه می داند، شاید شیخ سروقد ما هم با گوش جان، صدای مظلومیت قبیله ما را شنیده و آه از نهادش برآمده از ستم هایی که این گونه روا می رود.

در این میان اما، ساکنان کاخ پوسیده و رو به ویرانی امپراتوری دروغ، چنان همهمه ای بپا کردند تا نه خود بشنوند آن صدا را و نه بگذارند آن که باید از شنیدن آن پشتش به لرزه افتد و به عاقبت خویش بیندیشد، بشنود. از آن گوش ها که شنیدند تا این گوش ها که خود را به نشنیدن زدند، خیابان کم عرضی بیش فاصله نبود. اما از دل هایی که همراه با قلب مظلومان به تپش افتادند تا آن دل ها که تپیدن را عادتی روزمره بیش تر نمی شمرند، فاصله ای بسیار است.

کلمه-سیدکاظم قمی