>> امروز

15:50:22 - 92/11/18
Print This Page
هزینه‌بالای‌ دخالت دست‌راستی‌های‌ایران‌وامریکادرمذاکرات‌هسته ای

امروز: مذاکرات هسته ای ایران با قدرت های جهان دو مفهوم دارد و دو گروه به این مذاکرات به شدت مشکوک هستند: محافظه کاران و دست راستی های ایرانی و محافظه کاران و دست راستی های آمریکایی.

به گزارش تدبیر، برای محافظه کاران آمریکایی این مذاکرات به معنای عدم تلاش برای ممانعت از دستیابی ایران به سلاح هسته ای است و برای محافظه کاران ایرانی به معنای نادیده انگاشتن حق ایران برای دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای .

اما برای دولت های باراک اوباما و حسن روحانی، این مذاکرات معنای دیگری دارد. برای آنها موضوع هسته ای صرفا بهانه ای برای رسیدن به یک تفاهم استراتژیک با طرف مقابل است.

تفاوت زیادی میان موقعیت و برداشت محافظه کاران و دولت های این دو کشور وجود دارد. نو محافظه کاران و دموکرات های تند رو امریکایی که جناح منتقدان را به خود اختصاص داده اند علاقه ای به ایجاد رابطه ای جدی با ایران ندارند. از نظر آنها این رابطه مماشات با ایران و از دست دادن متحدان سنتی آمریکا در منطقه، مخصوصا رژیم اسرائیل و عربستان است.

از این سو نیز محافظه کاران ایرانی معتقدند که در پس تمامی گفتگو ها و مذاکره ها آمریکا نیرنگی وجود دارد.

اما دیدگاه دولت ها به یکدیگر بسیار متفاوت است. هر دو دولت، طرف مقابل را پتانسیلی در درون حکومت می دانند که می تواند کشورش را به سوی اصلاحاتی در سیاست های خارجی و داخلی هدایت کند.

برای بدبین های آمریکایی انتخاب روحانی به دلیل فشار اقتصادی ناشی از تحریم ها بوده و ایران چاره ای جز مذاکره ندارد.

اما دولت اوباما می داند که انتخاب روحانی بهترین فرصت برای مذاکره با ایران است و در واقع روحانی را یک عامل تغییر می داند.

محافظه کاران آمریکایی بر این باورند که ایالات متحده باید موقعیت ژئوپولیتیک خود را در خاورمیانه حفظ کند و حکومت های این منطقه را مجبور کند که به سوی تغییرات دموکراتیک بروند. اما سوالی که تند رو های آمریکایی قادر به پاسخ دادن به آن نیستند این است که با وجود گسترش ناآرامی ها و خشونت ها در خاورمیانه چطور می توان به جنگ با ایران رفت؟ یا در مقابل بقیه کشور ها گزینه زور را در پیش گرفت؟

اما چشم اندازی که اوباما در این مذاکرات دارد ایده حمله نظامی را رد می کند به این دلیل آن که می داند چنین کاری چه دشواری هایی در پیش دارد.

محافظه کاران ایرانی هم سیاست های دولت اوباما را در راستای دولت های پیشین می دانند و معتقدند که آمریکا هدفی جز سلطه بر منطقه ندارد و با تابلوی مذاکرات صلح آمیز قصد فریب ایران را دارد.

اما دولت اوباما و حامیان آن باور دارند که تحولات وسیعی در مناسبات جهان مخصوصا در خاورمیانه رخ داده است. برای آنها خشم عمومی علیه جنگ عراق و خستگی همگانی در مورد افغانستان نشان دهنده این است که حمایت کافی و مردمی از روش های خشونت آمیز آمریکا در خاورمیانه وجود ندارد.

قطعا درگیری های فرقه ای در خاورمیانه از لحاظ انسانی فاجعه بار است اما نحوه مواجهه با آن جنگ و برخورد نظامی نیست و در این میان اتخاذ مواضع خصمانه علیه ایران که یکی از مهمترین کشور های خاورمیانه است تنها باعث آشفتگی بیشتر اوضاع می شود و منافع اقتصادی آمریکا را به خطر می اندازد. دولت اوباما دریافته است که مردم در جوامع کنونی خاورمیانه علاقه ای به حمایت یک پدر سالار یا حامی خارجی ندارند.

از سوی دیگر محافظه کاران مدام از قدرت برتر ایران درخاورمیانه سخن می گویند در حالی که رویکرد دولت احمدی نژاد در هشت سال گذشته نتیجه ای جز تضعیف موقعیت و نقش آفرینی ایران به دنبال نداشته است. برعکس تحلیل گران معتقدند عملکرد مناسب روحانی و تیم دیپلماسی او در چند ماه اخیر باعث رشد موقعیت ایران در منطقه و جهان شده است.

شک و تردید های محافظه کاران می تواند در دراز مدت هزینه زیادی برای دولت ایران و آمریکا داشته باشد. چشم انداز شک و تردید به تاخیر افتادن توافق و رسیدن به راه حلی مسالمت آمیز است که می تواند با چاشنی دخالت عوامل خارجی به شکست مذاکرات و وقوع برخورد دیگری در خاورمیانه بینجامد. اتفاقی که نه به نفع مردم ایران و نه به نفع مردم آمریکا است.

آمریکا در سال های اخیر نقش یک امپراتوری را در خاورمیانه ایفا کرده است و با دلایل مختلف در امور کشور های دنیا مداخله کرده اما دولت اوباما نشان داده که اولین دولت پسا امپراتوری پس از جنگ جهانی اول است و این نکته ظریفی است که حسن روحانی و دولتش آن را دریافته اند.