>> امروز

19:25:32 - 92/10/25
Print This Page
مجتبی ذالنور: برخی می گویند دوران مهندس موسوی که جنگ داشتیم، چرا وضع مردم بهتر بود

امروز: مجتبی ذالنور، جانشین سابق نماینده ولی فقیه در سپاه و از چهره های جریان افراطی اقتدارگرا در مصاحبه ای با خبرآنلاین درباره احمدی نژاد، مشایی، سپاه، دولت های خاتمی و احمدی نژاد و حصر رهبران جنبش سبز نظرات خود را مطرح کرد. وی در این گفتگو با همه ایرادگیری هایش به احمدی نژاد، تا جایی که او را شایسته رد صلاحیت می داند، اظهار داشت: اما یک زمان آقای احمدی نژاد مقابل موسوی است ما معتقدیم باید از او حمایت کرد.

او همچنین در این مصاحبه وقتی در مقام نقد عملکر دولت خاتمی و دیگر دولت های پیش از احمدی نژاد قرار می گیرد، برای بی اثر نشان دادن رفتار ماجراجویانه دولت احمدی نژاد که منجر به تشدید بی سابقه تحریم ها شد، تحریم ها را موضوعی قدیمی عنوان می کند. اما جایی که بحث از دلایل فجایع اقتصادی حاصل از عملکرد دولت احمدی نژاد مطرح می شود، به تحریم های اخیر به عنوان عاملی مهم می پردازد، گویی که حسب ادعای وی، در گذشته وجود نداشته است. هرچند که با وجود همه این تحریم ها، درآمد دولت احمدی نژاد در طول تاریخ دولت های ایران بی سابقه است.

ذالنور در ابتدای این مصاحبه با بیان اینکه در مجموع عملکرد احمدی نژاد در روی کار آمدن روحانی بی تاثیر نبود، در عین حال گفت: از سوی دیگر اتفاقاتی در دولت آقای احمدی نژاد افتاد اگر دردولتهای آقای خاتمی و هاشمی هم انجام می شد، نتیجه ای جزاین نداشت.به این معنا که اختصاصا عملکرد آقای احمدی نژاد نیست.بلکه تحریم ها هم تاثیر گذار بود. درهیچ دوره ای تحریم ها به این حد نرسیده بود.

وی در حالی این چنین به نقش تحریم ها در مشکلات اقتصادی اشاره می کند که جریان متبوع وی کماکان از سیاست هایی که منجر به تشدید تحریم ها می شود حمایت کرده و مدعی بی نتیجه بودن آنها هستند. حتی مدعای اند که این تحریم ها از ابتدای انقلاب بوده پس ما باید به سیاست های ماجراجویانه در دنیا ادامه دهیم. اما زمانی که موقع حساب و کتاب اقتصادی می شود، یاد تحریم ها می افتند.

وی در ادامه این ادعای خود افزود: اگر ادبیات آقای احمدی نژاد بود که ادبیات آقای خاتمی که خیلی روان بود. ایشان در همان ابتدای ریاست جمهوری اش یک مصاحبه با امانپور انجام داد و در تمجید مردم آمریکا سخنرانی کرد. حتی جناب آقای خاتمی مردم آمریکا را شهید پرور خواند که بعدا بنده به مزاح در یک جلسه گفتم: « بنیاد شهید باید یک شعبه هم در آمریکا بزند.»خوب اگر تحریم ها به ادبیات روسای جمهور ما ربط داشت، چرا در دوره آقای خاتمی تحریم ها لغو نشد؟

وی در عین حال با استفاده از واژه "لو رفتن" درباره اطلاع دنیا از فعالیت های هسته ای ایران گفت: ما کی تحریم شدیم؟ سال ۵۸کی فعالیت صلح آمیز هسته ای مان را شروع کردیم سال ۶۴، چه زمانی لو رفت سال ۸۰٫

وی در پاسخ به این پرسش که "دوران خاتمی با اینکه نفت قیمتش کاهش پیدا کرد، اما در پایان دولت تورم، بیکاری، اشتغال و قیمت اقلام مورد نیاز مردم یک نرخ منطقی داشت." گفت: مباحث اقتصادی نه در تخصص بنده است و نه در این مختصر میگنجد. اما این شرایط به دلیل عوامل متعددی بود. یکی زیر ساخت های اقتصادی ما است که متکی بودن اقتصاد ما به نفت یکی از آنها است. اگراستقلال اقتصاد کشور از نفت انجام شده بود، ما این مشکلات را نداشتیم. حتی امروز هم شیر نفت ما، اختیارش با ما نیست. دشمنان ما هستند که به دیگران فشار می آورند که نفت ما را نخرند. زندگی ما امروز به این شیر وابسته است.این غلط است.کم و زیاد کردن قیمت نفت موجب می شود اقتصاد ما متزلزل شود. زیر ساخت های اقتصادی ما باید از نفت جدا شود. حتی برخی می گویند دوران مهندس موسوی که جنگ داشتیم، چرا وضع مردم بهتر بود. اولا من عرض می کنم آنهایی که یادشان است می دانند که درآن دوران هم فشار اقتصادی بود. حتی هم فشار اقتصادی از امروز هم بیشتر بود.

وی افزود: آن موقع اگر اعضای یک خانواده ۴ نفر بودند باید ۸ نفر پیدا می کردند که بروند صف کوپن. امروز کدام خانواده است که برای تفاوت یک جنس بخواهد یک ساعت در صف بایستد؟! امروز معیشت مردم بهتر از زمان جنگ است. نکته دوم اینکه ما یک برش به بودجه می زدیم. نصف خرج جنگ می شد و نصف دیگر مستقیما و غیر مستقیم خرج هزینه های سیر کردن شکم مردم می شد. آیا ما توسعه خدمات ریلی و جاده ای،توسعه سد و پالایشگاه و پتروشیمی،برق و مخابرات ، الکترونیک و آی تی داشتیم؟

وی بدون اشاره به درآمد ۷۵۰ میلیارد دلاری و بی سابقه دو دولت احمدی نژاد و در مقابل رشد منفی ۵/۶ درصدی در زمان تحویل دولت به روحانی، مدعی شد: امروز هم اگر بخواهیم به آن شیوه عمل کنیم و پول نفت را خرج امور رفاهی مردم کنیم، وضع مردم خیلی بهتر خواهد شد. منتها با این کار دیگر نباید به توسعه و پیشرفت کشور اقدام کنیم.

ذوالنور در اظهاراتی عجیب و غیر کارشناسی گفت: قطعا در دولت جناب آقای خاتمی حجم کارهای عمرانی مثل دولت آقای احمدی نژاد نبود. حجم اعتباراتی که در کشور مسکن مهر، خدمات ریلی و جاده ای و .. مصرف شد، بی سابقه بود. ما این حجم کار را در دولت جناب آقای خاتمی نداشتیم. وانگهی بحران هایی که در این دولت اتفاق افتاد و مهار شد، اگر یکی از آنها در دولت آقای خاتمی اتفاق می افتاد، دولت یقینا فلج می شد.

وی با همه تلاش برای موفق جلوه دادن عملکرد فاجعه بار دولت احمدی نژاد در حوزه اقتصادی، اذعان کرد: تیم اقتصادی آقای احمدی نژاد تیم هماهنگی نبود.در برخی موارد ناهماهنگی داشتیم و در عین حال ثبات نداشتیم. و تصمیمات خلق الساعه بود. گاه خروج از برنامه داشتیم. ما نمی توانیم این موارد را نادیده بگیریم. کم عرضگی و ضعف مدیریت را ما نمی توانیم نادیده بگیریم. این موارد را هم باید به تحریم ها اضافه کنیم.

ذالنور درباره دیدگاه احمدی نژاد درباره ولایت فقیه اظهار داشت: من نمی دانم ایشان نگاهش به ولایت فقیه چگونه بود ولی من رفتار ایشان را در ماجرای خانه نشینی رفتاریک فرد معتقد به ولایت فقیه نمی دانستم. معتقدم اگر به ولایت فقیه اعتقاد داشت، در ماجرای عزل آقای مصلحی آن رفتار از او رخ نمی داد.

وی در عین حال احمدی نژاد را اصولگرا دانست و افزود: اصولگرایی نسبی است و یک دایره وسیع دارد.یک گروه ۶۰ درجه از آن را دارد. یکی ۲۰ درجه و یکی هم ۹۰ درصد. در تقسیم کلی آقای احمدی نژاد، لاریجانی،قالیباف،رضایی، جلیلی و... اصولگرا هستند، ولی نمرات اینها با هم فرق می کند.تازه این نظر شخص من است. ممکن است من غلط بفهمم. منتها به این امر معتقدم که آقای احمدی نژاد اصولگرایی بود که لطمه ای که به اصولگرایی زد، غیر اصولگرایان نزدند.

وی در چرای این تحلیل خود گفت: به هر حال بخشی از رویکردی که امروز داریم، محصول عمل جناب آقای احمدی نژاد است. مردم عمل ایشان در طول ریاست جمهوری را به اسم اصولگراها نوشتند. حال آنکه ایشان نظراتی داشت وایده ها اصولگراها را عمل نکرد و نوعی استبداد رای را در رفتار و تصمیماتش داشت.

وی در پاسخ خبرنگار که پرسید "سال ۹۰ در قم اظهار نظری داشتید و گفتید که جریان حاشیه دولت دهم از حجتیه خطرناک تر است. الان کارآن دولت سپری شده است، فکر می کنید هنوز آن خطر وجود دارد؟"، گفت: این اظهار نظر معنی اش این نبود که منظورم کل دولت بود. چون من تشبیه ام این بود که اگر ما دولت را به یک وزنه چند صد کیلویی تشبیه کنیم، جریان انحرافی یک غده بدخیم چند گرمی است و لذا عرض کردم این جریان ازحجتیه خطرناک تر است نه دولت. امروز هم همین اعتقاد را دارم. یکی از استدلال های من هم این بود که حجتیه در پوشش کار فرهنگی کار سیاسی می کند ولی نمی تواند صریح عمل کند. چون در مبانی نظری اش می گوید که حکومت کردن در زمان غیر معصوم همه باطل اند، به ثروت نباید چسبید و... ولی این تفکر همان خطر حجتیه را دارد با این فرق که اعتقاد به قدرت، ثروت و حکومت دارد. لذا معتقدم وقتی این تفکر با قدرتی که به ظاهر مجاز است، ترکیب بشود، خطرش از حجتیه بیشتر است. معتقدم جریان انحرافی نگرفت و آنها نتوانستند جلب اعتماد کنند. من در این گفت وگو نمی خواهم مبانی نظری آنها را ترویج کنم. آقا در بیاناتشان در زمان خانه نشینی آقای احمدی نژادفرمودند:«بعضی ها اعتقادات باطلی دارند ولی چرا برخی مروج آن می شوند؟»

وی ادامه داد: من معتقدم چون باطن اعتقاداتشان باطل بود، نمی توانستند اعتقاداتشان را شفاف بیان کنند.اگر به مردم می گفتند مردم به حساب آنها می رسیدند. لذا خودشان نمی توانستند به مردم بگویند، لذا این جریان نگرفت و من پیش بینی نمی کنم این جریان در آینده هم نتواند جانی دوباره بگیرد.شخص آقای احمدی نژاد راممکن است من قبول داشته باشم یا نداشته باشم ولی پشت تفکر احمدی نژاد خیانت نیست. حداکثر این است که برداشتشان از اسلام دقیق نیست.

ذالنور در ادامه درباره رابطه احمدی نژاد و مشایی در آینده احتمال داد که این رابطه گسسته شود. چرا که مشایی موارد ی را پیش بینی کرده بود که محقق نشد. وی در این رابطه این گونه توضیح داد: مثلا ایشان گفته بود تائید صلاحیتم در انتخابات ریاست جمهوری مخالفت خواهد شد ولی در نهایت تائید می شوم و ۳۰ میلیون رای می آورم.برای همین هم بود که آقای احمدی نژاد خودش را برای مشایی به آن صورت در جریان انتخابات ۹۲ هزینه کرد.آن تلاش براساس اعتقادی بود که آقای احمدی نژاد به صحبت های مشایی داشت.اما بعدا که این وعده ها محقق نشد، لذا بر این باورم که این اظهار نظرها اعتقاد آقای احمدی نژاد به مشایی را سست خواهد کرد.آن باورعمیقی که ایشان نسبت به آقای مشایی داشت، شاید باقی نماند.

وی با تاکید بر اینکه مشائی اصل نیست و اصل خود احمدی نژاد است، ادامه داد: من به غیر از این معتقدم.الان هم به همین معتقدم که مشایی آدرس فریب است و اصل خود احمدی نژاد است. احمدی نژاد فکر می کرد که آقای مشایی همان تفکر خودش را دارد و به همین دلیل معتقدم رگه های این تفکر انحرافی در خود آقای احمدی نژاد است.احمدی نژد مشایی را یار خودش دید. تفاوت نظر من با دیگران این است که اصل را خود احمدی نژاد می دانم و فرع را مشایی.در حالی که برداشت عامه این است که راه آقای احمدی نژاد درست بود و هر چه اشتباه بود در مشایی بود.

وی درباره مستندات این ادعای خود گفت: برخی مسائل است که نمی توانم بگویم. صحنه ها و اتفاقاتی افتاده است که من به این باور رسیدم که آقای احمدی نژاد اصل است.

ذالنور در ادامه تاکید کرد که اگر در آینده احمدی نژاد بخواهد کاندیدای ریاست جمهوری شود، باید او را رد صلاحیت کرد. وی صراحتا اظهار داشت: من نمی توانم از موضع شورای نگهبان نظر بدهم. میزان حال فعلی افراد است. من نمی دانم ۴ سال آینده آقای احمدی نژاد چگونه خواهد بود، ولی اینکه من عضوی از اعضای شورای نگبهان بودم و قرار بود در مورد صلاحیت آقای احمدی نژاد نظر بدهم، من نظر منفی می دادم.

وی همچنین پیش بینی کرد که در صورت تایید صلاحیت او نیز، رای آوری نخواهد داشت: من به عنوان یک شهروند از رئیس جمهور چه می خواهم. آقای احمدی نژاد یک محاسنی داشت.پرتحریکی، خستگی ناپذیری، سماجت در رسیدن به اهداف، پر کاری. ما این ویژگی ها را در روسای جمهور دیگر ندیدیم.لذا اینها محاسن ایشان است ولی همه علت رای دادن یا رای ندادن مردم به یک فرد این نیست، کار ایشان اشکالاتی داشت که اگر بیاید به نظر من رای ندارد.

وی درباره چرایی حمایت از وی در انتخابات گذشته ریاست جمهوری عنوان داشت: یک زمان آقای احمدی نژاد مقابل موسوی است ما معتقدیم باید از او حمایت کرد.این صورت معایب نسبت به محاسن کمتر است و اگر موسوی می آمد، معایب می چربید.عقل اینجا اقتضا می کند از احمدی نژاد حمایت کنیم.

ذالنور درباره شایعه شماتت وی از سوی رهبری در پی انتقاد تندش نسبت به احمدی نژاد، این گونه شرح ماجرا داد: اولا هیچگاه مقام معظم رهبری به عنوان افراطی گری به حقیر تذکری نفرمودند. دوما:بنده در یک نشست خصوصی در قم حاضر شدم. آنجا مسئولان جلسه گفتند که شما پشت پرده جریان انحرافی را توضیح دهید. بعد هم تاکید کردند که این جلسه خصوصی است و ما خبرنگاری را راه ندادیم. بنده ۲٫۵ نیم ساعت در این زمینه صحبت کردم. تعابیر لاله و لادن از ان جلسه بیرون آمد. بنده هم می دانستم فضای عمومی محل این گونه بحث ها نیست. افراد با اطمینانی که به من دادند، این گونه صحبت کردم.ولی وقتی عمومی و رسانه ای شد تلقی خیلی ها این بود که این در فضای عمومی مطرح شده است. بعد از جلسه چند نفر آمدند سراغ بنده و سوالاتی را مطرح کردند. مشخص شد خبرنگار هستند! به آنها گفتم این صحبت ها قابل انتشار نیست. آنها هم قول دادند که خبری مخابره نکنند. هنوز به دفترم نرسیده بودم سخنرانی من در آن جلسه روی سایت ها بود! لذا ان عزیزان خیانت در امانت کردند. سوما هم اینکه همه مطالب را منتشر نکردند. و بخش های منتشر شده ، قسمت های ملایم آن سخنرانی بود. و الا بنده حرفهای تند تر از آن هم داشتم. بعد آقای احمدی نژاد همین صحبت های منتشر شده را به صورت های لایت به مقام معظم رهبری تقدیم می کنند. دیدار مسئولان نظام بود. در حیاط بیت مقام معظم رهبری برخی از مسئولان برای دست بوسی آقا قبل از ورود آقا به حسینیه حضور داشتند. ایشان روی نیمکتی نشسته بودند. آقابا صدای بلند خطاب به بنده فرمودند: «آقای ذالنور! آتش توپخانه تان خیلی شدید است. این قدر شدید به مصلحت نیست.»

وی ادامه داد: بنده به خودم اجازه ندادم عرض کنم که آقا! جلسه خصوصی بوده و کسانی که این خبر را منتشر کردند خیانت در امانت کرده اند. آقای دکتر لاریجانی رئیس محترم مجلس شورای اسلامی همان جا بودند و گفتند ایشان دیگر در سپاه نیستند و آن محذوریت ها را ندارند.

زمانی که بنده از دفتر رهبری خارج شدم و سوار ماشینم شدم و موبایلم را روشن کردم. اولین پیامکی که برای بنده رسید، عنوانش این بود:«تذکر شدید رهبری به ذالنور.» خوب ما می دانیم که ایشان به مسئولان زیادی تذکر های علنی و غیر علنی می دهند. ولی همتی در پخش اینها وجود ندارد.اما بعضی ها و تعمد و سعی زیادی در بزرگ نمایی تذکر حضرت آقا به اینجانب داشتند.

وی در بیان برداشتش از نظر رهبری در اینباره عنوان داشت: من اعتقادم این است که ایشان اصل توپخانه را محکوم نکردند. فرمودند این قدر شدید به مصلحت نیست.پس اصل آتیش را زیر سوال نبردند.

این عضو افراطی جریان اقتدارگرا درباره رفع حصر رهبران جنبش سبز گفت: نقشی که این دو در ایجاد، هدایت ،گسترش، ادامه و اطاله فتنه داشتند، غیر قابل انکار است. تردیدی نیست که ابعاد ضربه و خسارت فتنه بر نظام اسلامی، کشور و مردم در ابعاد داخلی و خارجی، اقتصادی ، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بسیار سنگین بود. نایده گرفتن قانون، هنجار شکنی، ایجاد میدان عقده گشایی علیه جمهوری اسلامی برای ضد انقلاب و استکبار جهانی و نیز همراهی آنها با اصحاب فتنه تنها بخشی از اقدامات و نتیجه اقدام های این دو نفر است.

وی بدون اشاره به کسانی که با در اختیار داشتن اسلحه و بازداشتگاه هایی همچون کهریزک و عبور با ماشین از روی مردم، خون بیگناهان را به روی زمین ریختند، گفت: با توجه به مراتب فوق و ریخته شدن خودن افراد بی گناه، سران فتنه مستحق محاکمه و مجازات سنگین هستند و نظام هم قادر به محاکمه و مجازات آنهاست!

این فعال نزدیک به بخش افراطی سپاه درباره کسانی که به عنوان "کاسبین فتنه" شناخته می شوند گفت: معتقدم بعضی به دلیل عدم ایفای نقش مطلوب و مورد انتظار در تقابل با فتنه دیگران را با این ادبیات متهم و مورد حمله قرار می دهند.