>> امروز

09:09:13 - 92/7/10
Print This Page
ناطق نوری:‌ حسن روحانی سه اصل راهبردی سیاست خارجی نظام را در نیویورک پیاده کرد

امروز: سفر دکتر حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان به نیویورک به یکی از مهمترین رویدادهای این دوره از مجمع عمومی سازمان ملل متحد تبدیل شد.

در این بین سوای از بازتاب های گسترده ای که این سفر در خارج از کشور و در میان رسانه های آمریکایی به همراه داشت در داخل کشور نیز موضعگیری های مختلف و بعضا متفاوتی نسبت به این سفر و خصوصا مربوط به مکالمه تلفنی دو رئیس جمهوری ایران و آمریکا در پدید آورد.

خبرگزاری خبرآنلاین در گفتگو باعلی اکبر ناطق نوری دیدگاه او درباره این سفر، پیامدها و دستاوردهای آن را جویا شده است.

ارزیابی شما از سفر رئیس جمهوری به نیویورک چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم. پیش از هرچیز باید ببینیم اقای روحانی در چه شرایطی به نیویورک رفته است. مردم ما با شرکت در انتخابات ریاست جمهوری بیست و چهارم خرداد و خلق حماسه سیاسی مورد نظر مقام معظم رهبری برگ جدیدی رادر تاریخ نظام رقم زدندو رئیس جمهور جدیدی را که برخوردار از نگاهی نو و برنامه ای نو برای اداره کشور بود انتخاب کردند. در همین حال مقام معظم رهبری بعنوان تعیین کننده اصلی خط مشی و سیاست های کلی نظام از نرمش قهرمانانه در سیاست خارجی سخن گفتند که ناظر بر همان اصول سه گانه عزت، حکمت و مصلحت بود. این از صحنه داخلی که مهمترین محورهای آن عرض شد. از سوی دیگر تحریم هایی که با فشار آمریکا علیه کشورما به اجرا درآمده در این مدت ناکارآمدی خود را به نمایش گذاشته و این تلقی که دیپلماسی تنها راه تعامل با ایران است جای خود را در ادبیات بین الملل باز کرده بود. در چنین شرایطی روحانی به نیویورک رفت. از این رو پیش از هرچیز کوشید تا در نقش نماینده نظام و مردمی که در روز بیست و چهارم خرداد او را برگزیده اند ظاهر شده و پیام موکلان خود اعم از نظام و مردم را به گوش جهانیان برساند.

به نظر شما رئیس جمهوری تا چه اندازه در این امر موفق بود؟

با توجه به سخنرانی خوبی که در مجمع عمومی سازمان ملل ایراد شد و ملاقات های سطح بالایی که انجام گرفت و مواضع حکیمانه ای که در نیویورک چه در مصاحبه های تلویزیونی و چه در دیدار با مقامات بلند پایه کشورهای مختلف جهان اتخاذ شد می توان گفت که در انتقال این پیام و ارائه تصویری واقعی از ایران موفق بوده است.

خب این دیدارها و سخنرانی ها پیشتر نیز توسط رؤسای جمهوری سابق ایران نیز انجام شده بود تفاوت این ها با یکدیگر چیست؟

این اولین باری است که پس از سالها با ترافیکی از مقامات بلند پایه کشورهای مختلف دنیا از جمله کشورهای غربی برای دیدار با رییس جمهوری کشورمان مواجه بودیم که همگی تاییدی بر قدرت و عزت ایران اسلامی است. سخنرانی ایشان در سازمان ملل هم حاوی نکات بسیار حائز اهمیتی بود . این سخنرانی فاقد مسائل حاشیه ای و جنجال برانگیزی که به ضرر منافع ملی ماست بود و بالعکس در برگیرنده مواضع اصولی نظام و منطق تعامل و دیپلماسی پویایی بود که می تواند برای منافع ملی ما بسیار مفید باشد.

به نظر شما دستاورد سفر آقای روحانی به نیویورک برای ایران چه بود؟

یکی از دستاوردهای این سفر پیاده شدن سه اصل راهبردی حاکم بر سیاست خارجی کشورمان بود که توسط مقام معظم رهبری تعیین شده و ایشان همواره برآن تاکید دارند. نظام جمهوری اسلامی ایران همواره اعلام کرده است که با در نظر گرفتن سه اصل راهبردی عزت؛ حکمت و مصلحت با همه کشورهای دنیا تعامل می کند. از این منظر‌ رییس جمهور چه در نطق خود در سازمان ملل و چه در دیدارهایی که با مقامات بلندپایه مختلف دنیا داشت و چه در اتخاذ مواضع خود به این سه راهبرد اساسی در سیاست خارجی کشور عنایت داشت.

برخی از منتقدین اما برخلاف نظر شما فکر می کنند و می گویند رئیس جمهور از مواضع اصولی انقلاب عدول کرده است؟

به هیچ وجه اینطور نیست و آنچه که ما از دیدارها، سخنرانی ها و مواضع اتخاذ شده از سوی روحانی شاهد بودیم همگی رفتاری حکمت آمیز عزتمندانه و مبتنی بر مصالح عالیه نظام و مایه مباهات و آبروی ایران اسلامی بود. برخی از کسانی که ایراد می گیرند عمدتا به این نکته توجه ندارند که سفر به نیویورک برای این بود که گره ای از مشکلات مردم و نظام باز شود. روحانی با توجه به سوابق و تجربیاتی که در بحث مذاکره دارد برای خود اهدافی تعیین کرده بود که در نهایت دستاوردهای مثبت و ارزشمندی از این سفر و ملاقات ها و مذاکرات نصیب کشور و ملت شود.

این موضوع که ما به آمریکا نیاز داریم یا آمریکا به ما نیاز دارد محور برخی از انتقادات است و آیا تیم دیپلماسی ایران در این مسیر دچار ذوق زدگی نشده است؟

همانطور که عرض کردم آقای روحانی فرد با تجربه ای است. همین موضوع سبب شد که ما شاهد ذوق زدگی در جریان این سفر نبودیم. ما از ابتدای انقلاب با تحریم های آمریکا و غرب مواجه بوده ایم و تا این لحظه نیز چیزی تغییر نکرده است. از این رو با وجود اینکه طرف آمریکایی از همان بدو امر چه پیش از سفر و چه در خلال آن بر انجام دیدار در سطح دو رییس جمهور و انجام مذاکرات اصرار می ورزید طرف ایرانی یک نوع خودداری در رفتار خود نشان داد که مبتنی بر همان سه اصلی است که به آن اشاره کردم.

نظر شما درباره واکنش برخی مخالفان در خصوص مکالمه تلفنی دکتر روحانی و باراک اوباما چیست؟

البته ایران کشور آزادی است . و همه گروه ها در هر موضوعی میتوانند و باید نظرشان را آزادانه بگویند . انتقاد نردبان تکامل و ترقی است و نباید از ارائه نظرات گوناگون دلخور و ناراحت شد. مهم هم نحوه ابراز انتقاد و نظر است . کرامت انسانی و اصول اخلاقی و ارزشهای دینی جزء معیارهای اصلی انتقاد است که در همه سطوح باید رعایت شود. این را در نظر داشته باشیم که چه در داخل و چه در خارج از کشور عده ای به دنبال ارائه تصویر خشن و بی منطق وافراطی از جریانات انقلابی و حزب اللهی هستند ، ما باید مراقب باشیم آب به آسیاب آنها نریزیم. ضمن آن که طرفهای مذاکره هم باید شرایط داخل کشور را در نظر بگیرند و با شناخت از این شرایط وارد مذاکره شوند. در موضوع مکالمه تلفنی دو رئیس جمهور هم اینگونه نیست که مبانی و اصول انقلاب و ارزش ها نقض شده و یا زیر پا گذاشته شده باشد. به هرحال درخواست این مکالمه تلفنی از سوی آنها بوده است. آنهایی که مخالف اند چرا به این اشاره نمی کنند که در طول سفر تقاضاهای مکرر رئیس جمهوری آمریکا برای دیدار با روحانی از طرف ایران رد شدو رسانه ها نوشتند که این موضوع باعث تحقیر اوباما شده است.

شما فکر می کنید اگر رئیس جمهور تقاضای مکالمه تلفنی اوباما را رد می کرد بازهم به او اعتراض می شد؟

نمی دانم اعتراض می شد یا نه ولی به هر حال او در ایام تبلیغات انتخاباتی قول داده بود در صد روز اول کاری کند که از جمله آنها تنش زدایی و تعامل بهتر با دنیا بود که به هرحال آنچه انجام شد در همین راستا بوده است.