>> امروز

09:48:36 - 92/2/30
Print This Page
نامزد چوب به دست انتخابات

امروز: انتخابات ریاست جمهوری این دوره تفاوت زیادی با دوره های گذشته هم به لحاظ ماهوی و هم به لحاظ شکلی دارد. در این نوشتار کوتاه صرفا می خواهم به رویکرد تعدادی از نامزدهای اصولگرا اشاره کنم- رویکردی که مرکز ثقل اش به جای مردم به اقناع قدرت تغییر یافته است. این دسته از نامزدها در سخنان و نوشته های شان مردم را مخاطب اصلی خود ندانسته اند (بطور نمونه بیانیه ورود آقایان متکی، لنکرانی، زاکانی را ملاحظه فرمایید). در نگاه اول آنچه در بیانیه نامزدهای فوق به چشم می آید تملق و چاپلوسی بی حد و حصر نسبت به حاکمیت و نادیده گرفتن مردم و مطالبات آنان است. واژه "مردم" صرفا برای زینت بخشیدن به نگارش نامه بکار رفته است. شاید در پرتو فرهنگ حاکم کشورمان بتوان تملق و پاچه خواری و ربودن گوی سبقت از رقبا را برای کسب سمت های انتصابی، ضمن مذموم بودن آن، پذیرفت اما نمی توان حاکمیت این فرهنگ را برای بالاترین مقام اجرایی کشور و فردی که می خواهد این پست را احراز کند قبول کرد. اگر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری باور به انتخاب رییس جمهور توسط رای مستقیم مردم داشته باشند پس باید با رویکرد مردمی سخن بگویند و در این کارزار و رقابت نفس گیر برنامه ای برای حل مشکلات مردم ارائه دهند تا شانس و بخت خود را در احراز این کرسی افزایش دهند. اما اگر فرض را بر امداد های غیبی بگذاریم آنگاه می توان رویکرد این بخش از نامزدهای اصول گرایان را امری مقبول تصور کرد. فراموش نکنیم ساختار حقوقی جمهوری اسلامی به ترتیبی تنظیم شده که همه مقام‌های حکومتی از صدر تا ذیل به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم با رای مردم انتخاب ‌می شوند، اما اینکه فیلتر های موجود این حق را از مردم ستانده، بحث دیگری است.

در میان نامزدهای اصول گرایان آقای قالیباف این روش را مفید اما کافی ندانسته لذا برای اثبات بندگی مطلق و به امید گوشه چشمی، راست یا دروغ اعتراف به افعال مجرمانه ای کرده است. باید پرسید چه فرهنگی در حکومت حاکم شده که نیروهای کشور چنین بی شخصیت شده اند. آقای قالیباف ۸ سال پیش کاندیدای پست ریاست جمهوری شد، با آنگاه تازه چکمه هایش را آویزان کرده بود، شیک پوش شد، ژست تبلیغاتی مدرنی گرفت، شعارهای زیبا داد، بیلبوردها و عکس های متنوع و بنرهای گران قیمت را در شهر و روستا به نمایش گذاشت. مهمتر آنکه از مردم و حقوق آنها بویژه حقوق مدنی و سیاسی شان سخن گفت. در آن روزها این پاسدار که ملوانی، خلبانی و دکتری را در هم یکی کرده بود و از رانت پول و ثروت بی حساب برخوردار شده بود، کاندیدای اصلی حاکمیت نام گرفت و صاحب نام ها به ستادش رفت و آمد می کردند اما ۷۲ ساعت پیش از رای گیری اقبال حکومت از او برگشت و آنان که دستوری آمده بودند، دستوری هم رفتند. ریزش هایش به ستاد رقیب اش محمود احمدی رسید، همان که سپاه و بسیج کرسی ریاست را به او بخشیدند.

شاید این تجربه تلخ او را برآن داشته که اینبار سیاست پیشگیری پیش از درمان را بکار گیرد و برای حذف رقبای اصلی درون جناحی به این روش سخیف روی آورد. اما تاسف از فضای حاکم در کشور که قالیباف برای افزایش شانس اش راهی جز گشودن لکه های سیاه کارنامه اش به منطور کسب اعتماد حاکمیت و کنار زدن رقبای درون جناحی ندیده است. شانس آوردیم مرتضوی، رادان، حیدری و صلواتی و امثالهم کاندیدا نشدند، و الا برای سبقت بر یکدیگر تبلیغات ریاست جمهوری به موضوعی بالای ۱۸ سال تبدیل می شد. آری قالیباف و قالیباف ها باید بدانند که:

تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

جای بسی تاسف است که این روزها خروجی دستگاه انسان سازی نظام فردی مانند قالیباف که در اوج جوانی با عشق در جبهه ها برای دفاع از آب و خاک این کشور فداکاری کرده را به جایی رسانده که برای ربایش میدان از سوی رقبای درون جناحی اش به این ذلت و خفت تن دهد. اگر بخواهیم سقوط و انحطاط اخلاقی را در درون سیستم مطالعه کنیم، بدون شک آقای قالیباف یک موضوع مطالعاتی است. به رسمیت شناختن حقوق فطری انسان ها نه تنها به او کرامت و آزادگی می دهد بلکه او را از بندگی غبر خدا رها می کند. بارها پدرم بر انحراف انقلاب و آلودگی صاحبان قدرت سخن گفت، شاید همین یک مورد کافی است تا بتوان نظر به انحراف حکومتی که هدف به رشددادن انسان در حرکت به سوی ‌نظام‌الهی داشت داد. آیا اینگونه می خواهید زمینه بروز و شکوفایی‌استعدادها به منظور تجلی ابعاد خداگونگی انسان را فراهم آوریم (تخلقوا باخلاق الله)؟

منبع: وبلاگ نویسنده


نویسنده: محمدتقی کروبی