به روز شده: ۰۰:۵۵ تهران - پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۹

به تشكیلات پیشران نیاز داریم، نه ترمز

با استعفای عبدالواحد موسوی‌لاری، نایب‌رییس شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان و برخی خبرهای غیررسمی، این پرسش ایجاد شد كه آیا قرار است این شورا منحل شود؟! حسین نورانی‌نژاد عضو شورای مركزی حزب اتحاد ملت درمورد ماهیت این شورا و نیاز امروز اصلاح‌طلبان با «اعتماد» گفت‌وگو كرد. او معتقد است كه اصلاحات ضمن احیای برند خود نیاز به تشكیلاتی پیشران دارد.

موسوی‌لاری، نایب‌رییس شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان اخیرا از ادامه حضور در این شورا استعفا كرد. در نامه استعفا علت كناره‌گیری شرایط جسمی عنوان شده‌ اما گفته می‌شود كه ایشان فارغ از شرایط جسمی به دلیل برخی انتقادات به همكاری با این تشكیلات تمایلی ندارند. آیا شرایط برای ادامه حیات این تشكیلات وجود دارد؟

من اطلاعی ندارم كه دلایل شخصی آقای موسوی‌لاری به‌جز آنچه در نامه استعفای‌شان ذكر شده، ‌چیست. اما درجریان هستم كه در دوره پیشین هم با اصرار در تشكیلات حضور داشتند. آن زمان هم بحث مشكلات جسمی ایشان مطرح شد. اما مساله این است كه شرایط جدید ایجاب می‌كند سازوكارهای سیاست‌ورزی جمعی اصلاح و بازنگری شود

آیا اصلاح‌طلبان می‌خواهند در مراجع تصمیم‌گیرنده این جریان تحولات اساسی ایجاد كنند؟

پس از انتخابات این شورا در ارتباط با این موضوع جلسه و نشستی نداشتند. اما ابتدای تشكیل دوره سوم شورای عالی، آقای خاتمی تاكید داشت شورای عالی تلاش كند تا سازوكار دموكراتیك‌تری فراهم كند تا با مشاركت و همراهی بیشتری از بدنه اصلاح‌طلبی، نهاد اجماع‌ساز شكل بگیرد. به هرحال الان انتخابات تمام شده و كارویژه خاصی هم برای شورای عالی كه ماهیتا موسمی است، وجود ندارد. كارویژه اصلی این شورا انتخابات بوده و تا انتخابات بعدی هم فرصت زیادی باقی مانده است. ضمن اینكه درحال حاضر فضای سیاسی كشور درمعرض تغییر و تحولات بسیاری است و لزوما كاری كه در یك مقطع مشخص جواب داده، معلوم نیست در مقطعی دیگر جواب بدهد. نتیجه عملكرد شورای عالی سیاست‌گذاری در ادوار پیشین چه در بعد ایجابی و چه در بعد سلبی مثبت بوده است. آن زمان كه این شورا لیست انتخاباتی ارایه كرد، توانست رای مردم را كسب كند. در انتخابات اخیر هم تصمیم درستی اتخاذ كرد مبنی بر اینكه لیستی ارایه نكند چراكه با نظر اكثریت اصلاح‌طلبان در سراسر كشور سازگاری داشت. لذا در موضع سلبی هم درست عمل كرد. البته من درمورد نحوه تشكیل شورای عالی یا چگونگی لیست بستن صحبت نمی‌كنم كما اینكه این موارد هر كدام محل نقد و بحث است اما درمجموع خروجی شورا مثبت بوده است. اما اگر قرار به سیاست‌ورزی جدی است باید تشكیلاتی‌تر، شفاف‌تر، پاسخگوتر و دموكراتیك‌تر باشد تا بتواند مشاركت بیشتری جلب كند.

زمانی كه انتخابات مجلس دهم برگزار شد هم شاهد افول شورای عالی بودیم و درآستانه انتخابات بعدی دوباره فعالیت خود را از سر گرفت. اما از همان آغاز ایده‌ دیگری نیز پشت تشكیل سیاست‌گذاری بود. از آنجا كه احزاب متكثری در این جریان وجود دارد، همچنین افراد در جریان اصلاح‌طلبی به لحاظ میزان و به اصطلاح دُز اصلاح‌طلبی یا به بیان دیگر درمورد رویكردهای اصلاح‌طلبانه با یكدیگر متفاوت هستند، بهتر است كه یك نهاد تصمیم‌ساز بالادستی هماهنگی میان احزاب و افراد ایجاد كند. با توجه به اینكه سال پر بحرانی را پیش‌رو داریم -‌ هرچند قرار نیست انتخاباتی برگزار شود- وجود چنین تشكیلاتی برای یك جریان موثر سیاسی ضرورت ندارد؟

پاسخ این پرسش به ظرفیت‌های پذیرش و اتوریته‌ای كه یك نهاد برای خود ایجاد می‌كند، بستگی دارد. اتوریته شورای عالی در مجموعه اصلاح‌طلبان در حدی بود كه عمل كرد؛ نه بیشتر و نه كمتر. متاسفانه وضعیت سیاست‌ورزی حزبی در ایران شتر، گاو، پلنگ است. ما حزب داریم اما انتخابات حزبی نداریم. ازسویی دیگر مگر ما در جریان اصلاحات چند گفتمان داریم؟ یكی از دلایلی كه یك حزب شكل می‌گیرد، این است كه می‌خواهد گفتمانی را عرضه كند اما آیا واقعا ما ده‌ها گفتمان در جریان اصلاح‌طلب داریم كه معادل آن ده‌ها حزب داشته‌باشیم؟ قاعدتا نداریم. چه چیزی باعث می‌شود كه افراد، محافل یا حتی یك فرد برای تاسیس یك حزب اقدام می‌كند و به لطایف‌الحیلی پروانه فعالیت می‌گیرد؟ شاید یكی از دلایل آن همین نحوه سهم دادن به هر حزبی است كه پروانه دارد. اینها موارد مهمی است كه باید به آن پاسخ داده شود. چه بسا نوع رفتار جبهه‌ای ما در تشكیلات شورای عالی نیز باید مورد نقد و بررسی قرار گیرد. همین موضوع كه ما یك تشكیلات شكل می‌دهیم كه یك حزب تك‌نفره با حزبی كه سال‌هاست فعالیت سیاسی انجام می‌دهد و تولید گفتمان دارد، رای برابری دارند مورد نقد است. از سویی ما سازوكاری برای تعیین وزن احزاب هم نداریم. اینكه سازوكارهای موجود به برخی افراد اجازه می‌دهد كه بدون حضور در احزاب و مشاركت جمعی و حزبی، بر تصمیمات احزاب اثر بگذارند، رفتاری ضد توسعه‌ای است. همه این موارد در مجموع باعث می‌شود كه مدل شورای عالی نیاز به بازنگری داشته باشد. فعلا تلاش می‌كنیم تا گام به گام جلوتر رویم.

دكتر نیلی تعبیری درمورد اقتصاد ایران به كار برد كه معتقدم درمورد سیاست‌ورزی در ایران به‌خصوص سیاست‌ورزی اصلاح‌طلبانه نیز صادق است. دكتر نیلی در پاسخ به اینكه مكتب اقتصادی جمهوری اسلامی چیست، گفت كه ما مكتب اقتصادی خاصی در ایران نداریم و learning- by- doing هستیم؛ یعنی در حین عمل و كار یاد می‌گیریم كه چه‌كنیم. تقریبا می‌توان گفت سیاست‌ورزی اصلاح‌طلبانه كه ذیل آن سیاست‌ورزی حزبی اصلاح‌طلبان نیز قرار می‌گیرد از همین قاعده learning- by- doing پیروی می‌كند. زمانی تعدادی از اصلاح‌طلبان كه مشخص نبود چه كسانی هم هستند، لیست انتخاباتی ارایه می‌كردند و بدنه جریان نیز یا رای می‌داد یا نه. آنها حتی مورد پرسش جدی نیز قرار نمی‌گرفتند كه این لیست چگونه بسته شده است. كمی جلوتر آمدیم و پیشرفت‌هایی حاصل شد. مثلا لیست بستن سال ۹۶ قاعده‌مندتر از ۹۴ بود و ۹۴ هم روشن‌تر از پیش از آن. بنابراین ما سازوكارها و تجربیات مختلفی داشتیم اما هرچه جلوتر آمدیم، شفاف‌تر شده‌ و البته مشاركت و مطالبه بدنه اجتماعی هم بیشتر شده است. برای نمونه بدنه اجتماعی امروز سوال می‌كند كه چرا و چگونه فلان شخص را در لیست قرار دادند اما شخص دیگری را نه؟ در انتخابات آخر به طرح «سرا» رسیده‌بودیم كه خیلی دموكراتیك‌تر از پیش بود. در واقع هر چه پیش آمدیم، ‌گام‌های رو ‌به جلویی هم برداشته‌ شده است اما سطح مطالبه بدنه جریان اصلاح‌طلب از سطح پیشرفتی كه اصلاح‌طلبان در عرصه سیاست‌ورزی داشته‌اند، بالاتر است. به هرحال جریانی كه شعار اصلی آن توسعه سیاسی بوده باید بتواند سازوكار تشكیلاتی مناسبی داشته‌باشد و اگر قرار است كار جبهه‌ای انجام دهد شفاف‌تر، ‌كارآمدتر و پاسخگوتر از قبل باشد.به نظر می‌رسد در فرصت فراهم آمده، جریان‌هایی كه سیاست‌ورزی‌شان تنها محدود به گرفتن سهم در لیست‌های انتخاباتی نیست، فرصت خوبی دارند تا سیاست‌ورزی تشكیلاتی‌شان را بازخوانی كنند.

به نظر می‌رسد كه در هردو جریان سیاسی اصلاح‌طلب و اصولگرا تجربه شكست در فعالیت تشكیلاتی به این معنا كه تشكیلات و سازوكاری ایجاد می‌شود، در انتخابات اثر می‌گذارد و سپس به محاق می‌رود؛ به چشم می‌آید؟

اسم این تجربیات را شكست نمی‌گذارم. هر كاری كه انجام شده و هر تشكیلات و سازوكاری كه شكل گرفته حاصل انباشت تجربیات قبلی بوده است. قرار نبوده كه هر دوره شورای عالی تا همیشه تداوم داشته‌باشد. این شورا هم دوره اول تا سوم داشت شاید دور چهارم هم داشته‌باشد اما دوره اول نسبت به دوم و همچنین دور سوم نسبت به دور دوم عملكرد بهتری داشت. طبیعی است كه اگر اصلاح‌طلبان بخواهند كار جبهه‌ای انجام دهند در دور چهارم با تشكیلات بهتری مواجه هستیم منتها در این زمینه و در مقابل كار جبهه‌ای گزینه‌های بدیلی هم مطرح است. مثلا گزینه دیگر هسته سیاسی اصلاحات است كه در واقع كار جبهه‌ای كمی جمع‌و‌جورتر، چابك‌تر و با هویت گفتمانی دقیق‌تر است. یا ائتلاف‌های جمع‌وجورتر و چابك‌تر كه در حوزه‌های هویتی و گفتمانی هم شفاف‌تر باشند.

برای انتقال بهتر این معنا باید اصلاحات را به چند بخش تقسیم كنیم. بعد از دوم خرداد كم‌كم در این جریان گفتمان‌های درونی ایجاد می‌شود و مولفه‌های گفتمانی خود را پیدا می‌كند. این روند تا پایان دوره اصلاحات ادامه پیدا كرد. در پسا ۸۴ ما شاهد دوره احمدی‌نژاد هستیم. اصلاح‌طلبان در این دوره در شكست انتخاباتی، خودشان را بیش از عوامل بیرونی مقصر می‌دانند. همین هم باعث شد كه كمی كار جبهه‌ای را جدی‌تر دنبال كنند. نتیجه این تجربه در ۸۸ متبلور شد كه شاهد تعدد كاندیداها مثل سال ۸۴ نبودیم. اتفاقاتی كه در جریان این انتخابات رخ داد و پسا ۸۸ دوره جدیدی برای اصلاحات بود. اصلاحات اگرچه به لحاظ امنیتی دچار لطمات زیادی شد اما به لحاظ سرمایه اجتماعی دوره كم‌نظیری داشت و جهش گفتمانی پیدا كرد، مثلا مولفه‌های حقوق بشری در گفتمان اصلاح‌طلبان پررنگ‌تر شد و شمول اجتماعی بیشتری یافت. همزمان گسترش شبكه‌های اجتماعی در این دوران، امكان مداخله بیشتر افراد در سیاست را فراهم كرد. سال ۹۲ به خاطر اینكه هم اثر بیرونی چندانی از جنبش سبز دیده نمی‌شد و هم كشور در معرض خطر جدی بود، اصلاح‌طلبان با عدول از شعارهای اصلی خود كه دموكراسی‌خواهی و توسعه‌ سیاسی بود، از اصلاح‌طلبی به بهبودخواهی رسیدند. یعنی از مطالبه توسعه‌سیاسی دموكراتیك به بهبودخواهی بروكراتیك رسیدند. در نتیجه این تحول، به بخشی از هویت جریان پیشروی اصلاحات كه علقه بیشتری به مفاهیم توسعه سیاسی داشتند، خدشه وارد شد. اصلاح‌طلبان برای اعتمادسازی با حاكمیت و كمك به راه‌یابی جریان‌های سفید و بروكرات‌تر به قدرت و همان نرمالیزاسیون، از بیان مواضع پیشرو خود و به نفع جریان بهبودخواهی عدول كرد و عرصه دست نیروهای میانه‌تر قرار گرفت. این ماجرا باعث شد كه گپی میان جریان اصلاحات با بدنه اجتماعی به ویژه جوانانی كه تجربه‌ای از ۷۶ یا حتی ۸۸ نداشتند، ایجاد شود تا جایی كه واقعا پرسش جدی برای آنان ایجاد شد كه آیا هویت اصلاح‌طلبان هویت دموكراسی‌‌خواهی مبتنی بر توسعه سیاسی یا مبتنی بر شعار «ایران برای همه ایرانیان» واقعا هست یا نه؟ در واقع پسا ۹۲ خیلی از این شعارها مطرح نشد، نه اینكه فراموش شده‌باشد، بلكه به این دلیل كه از تبعات پسا ۸۴ و ۸۸ دور شویم و مسائلی چون «برجام» اتفاق بیفتد، طیف پیشروی اصلاحات كمتر از اینگونه مباحث سخن گفتند اما بعد از ۹۶ دولت، همان انتظارات حداقلی را هم نتوانست برآورده كند، فراكسیون امید ناامید كرد، برجام به محاق رفت و ... برخی اصلاح‌طلبان هم چوب را خوردند هم پیاز. در واقع آنها پاسخگوی عملكرد كسانی هستند كه به دلیل كنار زدن افراطیون از سوی اصلاح‌طلبان معرفی شدند و انتظار رفتار اصلاح‌طلبانه از آنها نداشتند، اما همین افراد هم دچار بحران دستاورد حداقلی شدند.

مرور این سیر تاریخی نشان می‌دهد كه اصلاح‌طلبان اساسا تكلیف‌شان با حاكمیت مشخص شده است. پتانسیل‌های اصلاح‌طلبان و ظرفیت‌ حاكمیت برای اصلاح به نظر روشن می‌آید. به نظر شما این مهم باعث بازگشت به جامعه مدنی و رونق گرفتن سازمان‌های مردم نهاد ازسوی این جریان می‌شود یا همچنان نگاه به قدرت باعث سر برآوردن تشكیلاتی جدید همچون شورای عالی می‌شود؟

واقعا سخت است كه از حالا گفت چه خواهند كرد. علاوه بر این سیر تاریخی كه گفته شد، مساله شیوع كرونا نیز وجود دارد كه هنوز مشخص نیست چه پیامدهایی خواهد داشت. در واقع تاثیر این بحران بر حوزه اندیشه، سیاست، قدرت، اقتدار دولت و... هنوز مشخص نیست اما ما به یك درنگ نیاز داریم. نباید همیشه كاری عاجل در دست اقدام داشته‌باشیم. گاهی لازم است كاری نكنیم و فقط درنگ و مرور كنیم تا ببینیم چه مسیری را طی كردیم و چه مسیری را باید برویم. ممكن است جریان اصلاحات در اولویت‌بندی اهداف مختلف خود جا‌به‌جایی‌هایی صورت دهد. به نظر من اصلاح‌طلبانی كه چشم‌شان تنها به قدرت نیست سنگ بنای خوبی در انتخابات اسفند گذاشتند و نشان دادند به هر قیمتی در انتخابات شركت نمی‌كنند. اگرچه برنامه‌ این جریان اینگونه است كه تحولات را از طریق صندوق رای رقم بزند اما سعی می‌كند صندوق رای را هم معنادار كند. این رویكرد باید ادامه پیدا كند تا مرحله تجدید اعتبار و اعتماد عمومی به جریان اصلاحات طی شود. اصلاحات نیازمند بازگشت به جامعه است كه راه‌های مختلفی دارد. به تعبیری دیگر برند اصلاح‌طلبی و نگاه گفتمانی آن باید دوباره احیا شود و دال مركزی گفتمان خود را بازیابی كند. دال مركزی این گفتمان در گذشته دموكراسی‌‌خواهی بوده به بهبودخواهی رسیده و تقلیل یافته است. این اتفاق یك تاكتیك بود اما قرار نبود هویت و هدف و تمام تلاش اصلاح‌طلبی به بهبود خواهی محدود شود. ضمن اینكه شاهد بودیم آنجا كه توسعه سیاسی و حمایت عمومی نباشد، اصلاحات بروكراتیك هم به سرانجامی نمی‌رسد. اصلاحات را نمی‌توان تك‌مولفه‌ای پیش برد. بنابراین تا اطلاع‌ثانوی مهم‌ترین وظیفه جریان اصلاح‌طلبی این است كه بدون نگاه به انتخابات و كرسی‌های قدرت به تجدید اعتبار و هویت خود بپردازد. باید اعتمادها را به اصل سیاست‌ورزی بازگرداند و این هزینه دارد.

برای این كار به تشكیلات بالادستی كه متكی به فرد نباشد، نیاز داریم یا خیر؟

ما نیاز به كار تشكیلاتی داریم، ولی تشكیلات پیشران، نه ترمز. برای تجدید اعتبار و گفتمان نیازمند حركت از پایین و نزدیك‌تر شدن به نیروهای هم‌سو هستیم. نیروهای رسمی و همیشگی و بروكرات برای این تحول كافی نیستند. ما به «ائتلا‌ف‌های وسیع پایه» نیاز داریم كه تنها با احزاب پروانه‌دار شكل نمی‌گیرد. جان كلام این‌كه، اصلاح‌طلبی نیاز به یك هسته سیاسی شجاع، پویا، روزآمد و چابك دارد كه متكی به یك هسته اجتماعی بزرگ باشد. احزاب اصلاح‌طلب خود را سازمان سیاسی جامعه مدنی بدانند. اگر اتكای‌شان به این بخش باشد و برای تحقق آن، فراتر از شعار، برنامه عملی داشته باشند و پیوندها را ایجاد كنند، یا به قدرت می‌رسند یا بر رفتار قدرت، هر كه باشد، اثر مثبت می‌گذارند. وگرنه بدون پایگاه قدرتمند اجتماعی دیده‌ایم كه رقبای‌شان در قدرت، كاری به كند‌رو و تندرو اصلاح‌طلب ندارند و همه را كنار می‌زنند.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
آخرین اخبار
  • سازوکارهای فعلی برای نهادهای برخاسته از رای مردم مشکل‌سازی شده
  • به تشكیلات پیشران نیاز داریم، نه ترمز
  • استراتژی بازدارندگی
  • «محاربه با خدا» یا «افساد فی‌الارض»
  • نه! به تحریم، نه! به تکدی گری بین المللی، نه! به تحریف
  • حاکمیت «متوهم» و ظهور «عاصیان گرسنه»
  • بیانیه حزب اتحاد ملت درباره ابربحران کرونا
  • نامه سرگشادهٔ جمعی از پزشکان به وزیر بهداشت
  • اصلاح‌طلبی؛ گذشته، حال، آینده
  • «اعلان حمایت بیش از دویست معلم ازنامه ضرورت لغوحصر»
  • اطلاعیه حزب توسعه ملی ایران اسلامی در خصوص بحران جهانی شیوع ویروس کرونا و ارزیابی عملکرد ایران در این زمینه
  • نامه جمعی از فعالان سیاسی و دانشگاهی به دبیر کل سازمان ملل
  • نامه جمعی از وزرا، سفرا، استانداران، معاونان وزرا و منتخبان مردم درباره ضرورت لغو حصر
  • دشمنان جنی و دشمنان انسی
  • جامعه سرسخت، ماندنی است
  • «راه میان‌بُر؟»
  • فداکاری دختران ایران زمین
  • حمید با فرشته‌ها
  • بازسازی قدرت دیپلماسی ملی؛ ضرورتی برای ایران
  • پیام سیدمحمد خاتمی به مناسبت نوروز ۱۳۹۹
  •