به روز شده: ۲۱:۵۴ تهران - یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸

بنیادگرایان اسلامی از چه اقشاری هستند؟!

نویسنده: شایان اویسی

با ظهور بنیادگرایی اسلامی و مواجهه دنیا با جوانانی که به خود جلیقه انتحاری می‌بندند و خود را در جمعیت منفجر می‌کنند و تمایزی میان شهروندان و نظامیان قائل نیستند این پرسش ایجاد شد که چه کسانی جذب این گروهک‌ها می‌شوند؟ بسیاری تصور کردند بحران‌های روحی جوانان بانی این اتفاق است و عموم افرادی که عضو این گروهک‌ها می‌شوند سلامت روحی ندارند اما این تصور چندان با واقعیت مطابق نیست

«آن‌ها(تروریست‌ها) به عمد داوطلبانی را که افسرده یا متمایل به خودکشی می‌بینند، نمی‌پذیرند. به گفته فیاض جبار چه بمبگذاران انتحاری را آموزش می‌داد معیار مشخصی وجود دارد که ما رعایت می‌کنیم. افراد دارای مشکلات روحی و روانی با مشکلات شخصی، خانوادگی، من نمی‌توانم به خود اجازه دهم که چنین افرادی را هدف قرار دهم...فرد باید کاملا بالغ، بزرگسال، فرد با شعور و البته کمتر از ۱۸ سال نباشد و کاملا از آن‌چه که قرار است انجام دهد آگاهی داشته‌باشد»

(تروریست‌ها چه می‌خواهند/لوئیس ریچاردسون/ص۶۷و۶۸)

در کنار تصور بیمار روحی بودن این افراد، یک تصور عمومی دیگر نیز این بود که این افراد جماعتی فقیر و بی‌سواد هستند که با وعده پول و مقام و مغزشویی عقیدتی به این راه افتاده‌اند و سپس مجبور به ادامه راه شده‌اند، اما این گمان هم با واقعیت امر مطابقت ندارد

«مارس سیگمان زندگی‌نامه ۱۷۲ عضو القاعده را مورد مطالعه و بررسی قرار داده و دریافته‌است که دوسوم آن‌ها از طبقه متوسط یا بالا و از آن میان ۶۰ درصد تحصیل‌کرده دانشگاهیان که چند تن از آنان دکتری دارند. میانگین سنی آن‌ها ۲۶ است و به همین ترتیب ژیل کپل ۳۰۰ ستیزه‌جوی اسلامی را در مصر مورد مطالعه قرار داد و دریافت که آن‌ها بسیار تحصیل‌کرده و از جایگاه اجتماعی و اقتصادی بالایی نسبت به اکثر تروریست‌ها برخوردارند. همچنین بررسی‌های پیتر برگن از پیشینه ۷۵ تروریستی که مسئول برخی از حملات بسیار مصیبت‌بار بودند، دریافت که ۵۳ درصد آن‌ها تحصیل‌کرده دانشگاهی هستند در حالی که دو نفرشان مدرک دکتری از دانشگاه‌های غربی و دو نفر دیگر هم در حال گذراندن دوره دکتری هستند. هر ارتش تروریستی نیاز به سربازان پیاده و سرباز دم توپ دارد اما گروه‌های اسلام‌گرا با موفقیت گروهی از پیروان بسیار تحصیل‌کرده را به عضویت پذیرفته‌اند»

(همان/ص۱۳۰و۱۳۱)

حتی جالب است بدانیم بسیاری از افراد باوری به این فرقه‌ها و ایدئولوژی‌ها نداشته ولی از آن حمایت می‌کردند

«خیلی از عرب‌های حامی داعش سکولار یا لاادری هستند و حتی مخالفت عمیق خود را درباره جنایات داعش ابراز کردند.»

(نگاهی از درون به ارتش وحشت/مایکل ویس و حسن حسن/ص۱۹۲)

و بسیاری از سران و تئوریسین‌های افراطی آن‌ها برخلاف باور رایج بسیار پراگماتیست بوده و بدون تعصبات عقیدتی با اشتیاق هر تفکر و کتابی که بتواند به آن‌ها در رسیدن به اهدافشان یاری کند اعم از آثار نویسندگان ملحد یا دارای افکار مغایر با اسلام بهره برده و این استفاده را نیز پنهان نمی‌کردند!

«ممکن است خواننده‌ها تعجب کنند که چطور افراطی‌های مذهبی که از خداناباوران متنفرند، از سون‌تسی نقل قول می‌کنند. اما چنین کاری رایج است و نشان‌دهنده‌ی روحیه‌ی عمل‌گرای بعضی از جهادی‌هاست. مثلا در دهه‌ی اول قرن بیستم، جهادی‌ها بینش راهبردی ابوعبید القرشی را می‌ستودند... گاهی برای تاریخ گروه‌های چریکی از کتاب جنگ فلی رابرت تابر نقل قول می‌کرد. گاهی به نوشته‌های ویلیام لید درباره‌ی نسل چهارم سلاح‌های جنگی اشاره می‌کرد. در مواردی به کارل فان کلاوزویتس نظریه‌پرداز نظامی اهل پروس ارجاع می‌داد و گاهی از مائو تسه دونگ انقلابی کمونیست، سخن می‌گفت. نویسندگان «طرح راهبردی» هم پا جای پای او گذاشته‌بودند»

(رستاخیز داعش/ویلیام مک کنتس/ص۱۷۹و۱۸۰)

برای درک افق بینش برخی از رهبران این گروه‌ها کافیست سری به توصیه‌های بن‌لادن به گروه‌های القاعده در کشورهای مختلف بزنید. یکی از نمونه‌های جالب توجه آن که نویسنده آمریکایی را نیز حیرت زده کرده توصیه‌های اقتصادی بن‌لادن به سران الشباب(شاخه القاعده در سومالی) است

«بن‌لادن احساس کرد که الشباب دارد اقتصاد سومالی را خراب می‌کند. الشباب تجارت زغال‌چوب را به دست گرفته‌بود و برای این کار، درخت‌های نادر را می‌برید تا سوخت تهیه کند و به کشورهای خلیج فارس بفرستد. علاوه بر این، از مشاغل محلی هم مالیات‌های سنگینی دریافت می‌کرد. انحصاری کردن زغال چوب و اعمال مالیات‌های سنگین نه تنها باعث آزردگی مردم شد بلکه اقتصاد سومالی را به تنگنا انداخت. بن‌لادن توصیه‌کرد مالیات‌ها را کمتر کنند و به جای آن، به همان وجوهات دینی اکتفا کنند. همچنين با اشاره به آثار منفی کشورداری در جهان عرب، الشباب را تشویق کرد که امتیازات انحصاری‌اش را لغو کند. بن‌لادن پیشنهادکرد به جای قطع کردن درختان نادر سومالی برای دست‌یافتن به اهداف کوتاه‌مدت اقتصادی، گونه‌های دیگری از درختان را بکارند تا هم باعث رشد اقتصاد شوند هم جنگل‌زدایی را متوقف کنند. «حواستان باشد که به خاطر تغییرات آب‌وهوایی، بعضی مناطق با کم‌آبی مواجه‌اند و بعضی دیگر با سیل» اگر کسی نمی‌دانست بن‌لادن در راس خطرناک‌ترین تشکیلات تروریستی جهان است، خیال می‌کرد بن‌لادن مامور اداره‌ی توسعه‌ی بین‌المللی ایالات متحده است»

(همان/ص۱۳۹و۱۴۰)

پس واقعا چرا این افراد سالم از نظر روحی و تحصیلکرده که آثار هر متفکری را با دقت مطالعه کرده‌اند و عموما ثروتمند هم هستند و بینش مدرن مملکت‌داری را می‌دانستند جذب این جریان‌ها شدند؟ و خود را آگاهانه در معرض خطرات گوناگون قرار داده و خشونت محض و افکار ارتجاعی را احیا کردند؟

سلفی‌گری بابت قدرت بالایش در جذب شمار بالای افراد از اقوام و ملل گوناگون و فداکاری بالای افراد جذب شده در هر زمینه خصوصا جنگاوری به عنوان بهترین وسیله جهت مقاصد سیاسی بلندپروازانه جوانان عرب به کار گرفته‌شد.جوانان عرب به دنبال تفکری بودند که همچون روح در بدن خاورمیانه قرار گیرد و بتواند آن‌را به دوران اوجش و امپراتوری وسیع و محترمش بازگرداند. آن‌ها گمان می‌کردند همچون مسلمانان که از آندلس تا هند را تحت کنترل داشتند این بار نیز می‌تواند امپراتوری در آن ابعاد بسازند و آن هم به کمک ایدئولوژی سلفی‌گری.

اما ریشه سلفی‌گری و جهادیسم به کجا می‌رسد و کی آغاز شد؟ ریشه آن به بحران حیثیتی مسلمانان در زمان حمله مغول و تفکرات عالمی به نام ابن تیمیه بازمی‌گردد.

«ابن تیمیه در دورانی بسیار آشفته و پر اضطراب در دمشق زندگی می‌کرد. او شاهد هجوم سپاه مغول و هزیمت مسلمانان و ویرانی بغداد و دیگر شهرهای اسلامی و انقراض خلافت عباسی بود. از نظر ابن تیمیه مصیبتی که مسلمانان در آن زمان به آن دچار شده‌بودند، حاصل انحراف آنان از مسیر اسلام راستین و از دست دادن ایمان حقیقی و استنکاف آنان از فرائض دین بود. از این رو محتوای اصلی سخن ابن تیمیه دعوت برای بازگشت به اساس دین یعنی قرآن و سنت بود»

(تولد اهریمن/عبدالباری عطوان/ص۱۶۳)

ابن تیمیه ضعف مسلمانان در برابر مغولان را سستی ایمان و روحیه جهادی می‌دانست و منشا آن را رشد جریان‌های متعدد فرقه‌ای و خصوصا عرفانی و فلسفی و آزادی فعالیت آن‌ها می‌دانست. در شبه جزیره عربستان قرن هجدهم هم تنوع جریان‌ها و نبود فکر و نیروی واحد سیاسی در کنار ناکارآمدی عثمانی باعث حالتی مشابه عصر مغول در میان مسلمانان عربستان و ظهور عالمی به نام عبدالوهاب شد که شدیدا تحت تاثیر ابن تیمیه بود.

«شرایط تاریخی ابن عبدالوهاب نیز بی‌شباهت به شرایط تاریخی ابن تیمیه نبود. سده هجدهم آغاز پیشروی‌های استعمار غرب و به قهقرا رفتن جهان اسلام به خصوص امپراتوری عثمانی بود که به نظر ابن عبدالوهاب به دلیل انحراف مسلمانان از آموزه‌های دین حقیقی حاصل آمده است»

(همان/ص۱۶۳و۱۶۴)

برای درک و فهم تاثیر نوشته‌ها و افکار عبدالوهاب بر جنگاوری و افزایش قدرت آنها به مدد ایدئولوژی بهترین منبع مشاهدات سرهارد فوردجونز است. وی صحنه‌ای از نبرد اعراب وهابی با سپاه تُرک عثمانی‌ها را اینگونه وصف می‌کند

«باید به وضعیت خارق‌العاده عده‌ای از اعراب قبیله‌ی عسیر اشاره کنم که قبل از حرکت به سوی میدان جنگ به طلاق زن‌هایشان سوگند خورده‌بودند که تحت هیچ شرایطی به دشمنان تُرک خود، پشت نکنند. ترک‌های پیروز آن‌ها را در کوه‌ها در حالتی یافتند که پاهایشان را به همدیگر بسته‌بودند تا مانع فرار خود شوند. این افراد متعصب و فناتیک آن قدر جنگیدند تا مهماتشان به پایان رسید»

(وهابی و وهابیت/سرهار فورد جونز/ص۹۶)

هرچند اعراب وهابی در مقابله با عثمانی همانند سلفی‌ها در مواجهه با غرب شکست خوردند اما الگویی برای نسل‌های بعد باقی ماندند و سید قطب توانست همانند ابن تیمیه و عبدالوهاب این تفکر را جهت اعاده حیثیت اعراب البته در برابر اسرائیل احیا کند. موفقیت این جریان سلفی در افغانستان و شکست شوروی باعث انگیزه آنها برای ادامه این راه شد و به مدت سه دهه نیز این جریان پرقدرت به حیات خود ادامه داد. متن زیر نمونه‌ای از اهداف و انگیزه‌های اعراب در دو دهه اخیر جهت سلفی‌گری را نشان می‌دهد. هدف زمین زدن غرب همانند شوروی در خاورمیانه بود

«شکی نیست که به گمان آدمی خداوند قدرت عظیمی به دو قطب روسیه و آمریکا داده‌است، اما با اندکی تفکر درخواهیم‌یافت که این دو قطب مطرح، علی‌رغم قدرتشان نمی‌توانند سیطره خود را از کشور مبدا بر اراضی مصر و یا یمن تحمیل کنند، مگر آنکه کشورهای جهان سوم به مجرد اراده‌ی قدرت‌های مطرح تسلیم شوند...هر دو قطب به رسانه‌های کاذب تمسک می‌جویند تا آن‌ها را به صورت قدرتی شکست‌ناپذیر به تصویر بکشند که بر جهان احاطه دارند»

(مدیریت توحش/ابی‌بکر الناجی/ص۳۴)

و این نسل از سلفی‌ها گمان می‌کرد نیروی سلفی‌گری در ایجاد توان و انگیزه رزمی می‌تواند آن‌ها را به اهدافشان برساند. البته نباید این را نادیده گرفت که سلفی‌ها پشت شعارهای همگانی اعم از اجرای عدالت و زمین زدن ظلم هم پنهان می‌شدند

«بر اساس سنت‌های محض جهانی می‌بینیم نیروهایی که بتوانند دوباره احکام، ارزش‌ها و آرمان‌ها را برای برچیدن ظلم و اجرای عدالت به جامعه برگردانند_عدالتی که مومن و کافر بر آن اتفاق نظر دارند_تنها دو نیرو هستند

اول نیروی مردمی که در چهارچوبی محدود شستشوی مغزی شده‌اند و آگاهی آنها با هزار سرگرمی سالم و غیرسالم و یا دویدن به دنبال لقمه‌ای نان و جمع مادیات از بین رفته‌است، به علاوه حملات کاذب رسانه‌ای در گرایش‌های مختلف و نشر اندیشه‌ی تحمیلی، جبری و صوفیانه بین اقشار مردم...

نیروی دومی که از طریق آن ممکن است جامعه ولو به صورت جزئی و طبق سنت‌ها به عدالت، باورها و ارزش‌های خود بازگردد نیروی نظامی است که این نیروها به وسیله‌ی اموال، غارت، خریده و مقهور می‌شوند...»

(مدیریت توحش/ابی‌بکر الناجی/ص۳۲)

برای درک بهتر تاثیر باور به اسلام در ایجاد نیروهای به شدت وفادار و عدم توان نفوذ در ساختارشان و فداکاری بالای اعضا به هم بهترین سند، مشکلات و مصائب امریکا در دستگیری و کشتن بن‌لادن طی ده سال یعنی از یازده سپتامبر ۲۰۰۱ تا سال ۲۰۱۱ است.

دستگیری بن‌لادن رسما یک رویا بود. وفاداری اعضای بن‌لادن حتی دون پایه‌ترین افراد و دقت رده‌های بالایی در بررسی عقیده افرادی که می‌خواهند عضو شوند باعث شد نفوذی به داخلشان راه نیابد و کسی هم حتی زیر شکنجه خیانت نکند

《علی‌رغم این‌که ایالات متحده پس از یازده سپتامبر میلیون‌ها دلار هزینه کرده‌بود، هرگز نتوانسته‌بود جاسوسی را وارد القاعده کند》

(شکار گرگ سفید/پیتر ال برگن/ص۱۱۵)

یکبار هم که یک پزشک اردنی با نام همامال بلاوی به ظاهر خواست جاسوسی القاعده را بکند در اصل آدم القاعده بود که با جلیقه انتحاری چندین نفر از افراد سیا را به کشتن داد(همان/ص۱۱۷)

رعایت نکات ضد جاسوسی القاعده نیز بی‌نظیر بود

《بن‌لادن هرگز از تلفن همراه استفاده نمی‌کرد، بنابراین امکان استفاده از ابزارهای قدرتمند جاسوسی نیز به کلی از بین رفت و هیچ اطلاعات صحیحی در مورد افراد درونی و پیرامون القاعده نیز وجود نداشت. در نهایت آن‌ها در سال‌های پس از یازده سپتامبر فقط با تعیین جایزه‌های هنگفت نقدی به دست‌یابی به اطلاعات ارزشمند یا دستگیری بن‌لادن امیدوار بودند، اما هیچکس به این جوایز اعتنایی نمی‌کرد؛ زیرا اعضای القاعده اعتقاد داشتند بن‌لادن ناجی اسلام واقعی است و هیچکس نباید به خاطر جایزه‌ی نقدی، هر قدر هم هنگفت باشد، به او خیانت کند》(همان/ص۸۹)

پس چاره چه بود!؟

《بهترین راه یافتن بن‌لادن ردیابی نحوه‌ی تحویل پیام‌های صوتی و تصویری او به رسانه‌ها بود》(همان/ص۹۱) که این نیز بی‌ثمر بود

راه دیگر شناخت سبک زندگی و خلق‌و‌خوی وی است و این از طریق مطالعه کتب درباره بن‌لادن صورت گرفت (همان/ص۹۲) اما این نیز کمکی نکرد و دست آخر گزینه اول یعنی ردیابی قاصدها به داد سیا رسید آن‌ هم با شکنجه‌های تماما غیرانسانی

《اعتراف این دو(القحطانی و الیبی با شکنجه‌های جانکاه) به سازمان سیا ثابت کرد الکویتی یگانه راه رسیدن به بن‌لادن است》(همان/ص۱۰۱)

اما چطور بفهمند الکویتی کیست؟چه‌کسی او را لو داد؟

《سیا توانسته‌بود با کمک کشوری ثالث که افسران سیا از آن اطلاعاتی نداشتند به نام اصلی او پی ببرند》(همان/ص۱۲۱)



یادداشت های مندرج در ستون "میهمان" لزوما دیدگاه سایت امروز نمی باشد.
-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
آخرین اخبار
  • «لیاخوف کجایی؟» یعنی می‌خواهند اصل مجلس را بزنند
  • محمد کیانوش راد، نماینده مجلس ششم بازداشت شد
  • مرتضی مبلغ: مجلس بر اثر رد صلاحیت‌های گسترده بدون شأن و جایگاه شده است
  • بیانیه جمعی از اعضای جامعه پزشکی کشور به مناسبت اعتراضات خونین آبان ماه ۱۳۹۸
  • بیانیه جامعه زنان انقلاب اسلامی در پی وقوع ناآرامی‌های آبانماه
  • نتیجه انباشت نفرت چیزی جز آشوب یا استبداد نیست
  • ملت بی سر
  • نطق پایانی علی شکوری‌راد، دبیرکل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی در پنجمین کنگره حزب اتحاد ملت
  • روندها در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
  • اعضای شورای مرکزی حزب اتحاد ملت انتخاب شدند
  • سخنرانی علی شکوری راد دبیر کل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی در پنجمین کنگره حزب اتحاد ملت: فساد سیستماتیک ناشی از خودی و غیر خودی کردن ها است
  • سوگواريم اما ...
  • شاخصِ واقعی پیشرفت چیست؟
  • ۱۶۰ وکیل دادگستری ضمن ابراز همدردی با خانواده‌ی جانباختگان اعتراضات آبان‌ماه، به رییس‌جمهور حقوقدان اخطار قانونی دادند
  • جنبش سبز: «همه با هم» در مقابل «همه با من»
  • بیانیه مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم درباره حوادث آخر آبان
  • علی شکوری‌راد، دبیرکل حزب اتحاد ملت: هویت مجلس به تاراج رفته است!
  • بیانیه انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه شهید چمران اهواز در خصوص حوادث آبان ۹۸
  • سیدمحمد خاتمی تأمین زندگی برخوردار برای اقشار جامعه را خواستار شد
  • بیانیه ۴۵۰ نفر از معلمان شاغل و بازنشسته سراسر ایران در رابطه با اعتراضات سراسری
  •