به روز شده: ۱۹:۳۴ تهران - دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۸

مساله اساسی کشور، حق حاکمیت ملی است

در جریان اعتراض‌های اخیر قریب به اتفاق مسوولان حق اعتراض را برای مردم به رسمیت شناختند؛ چه آنها كه مخالف دولت و تصمیم اصلاح نرخ بنزین بودند و چه آنها كه موافق و همراه دولت از هر تریبونی استفاده كردند تا اعلام كنند «اعتراض» از «آشوب» جدا است و به اعتراض و نقد شهروندان توجه می‌كنند. با این حال اعتراض‌های هفته آخر آبان‌ماه 98 با اغتشاش و خشونت همراه شد و ... حال پرسش اینجا است كه اساسا چرا حق اعتراض شهروندان با وجود به رسمیت شناخته شدن، در مواردی به خشونت می‌انجامد؟ این پرسش را با صاحب‌نظران سیاسی و سخنگویان احزاب در میان می‌گذاریم تا قضایا روشن‌تر شود. حسین نورانی‌نژاد، سخنگوی حزب اتحاد ملت ایران معتقد است كه ابتدا باید زمینه پذیرش اینكه برخی تصمیم‌ها از سوی جامعه پذیرفته نشود به وجود بیاید و باقی قضایا فرع بر این موضوع محسوب می‌شود.

*اسحاق جهانگیری، معاون اول رییس‌جمهوری در سخنرانی روز شنبه تاکید کرد که «دولت صدای اعتراض مردم را با جان و دل می‌شنود». این اولین بار نیست که یک مقام مسوول از حق اعتراض سخن می‌گوید و در کلام اعتراض را به رسمیت شناخته و حق مردم می‌داند. با این حال در مدت اخیر شاهد برخورد و بازداشت‌هایی بوده‌ایم که نمی‌توان همه را تحت عنوان «آشوب» توصیف کرد. به نظر شما فرصت بروز و ظهور این اعتراض‌ها که مسوولان بر آن تاکید دارند، فراهم شده‌است؟

فارغ از حسن ظنی که به شخص آقای جهانگیری وجود دارد، در جریان اغلب اعتراض‌ها، همچون اعتراض‌های دی ماه 96 یا آبان 98 مقامات و مسوولان جملاتی از این دست را مطرح می‌کنند که «اعتراض حق مردم است»، «ما حاضر هستیم که اعتراض مردم را بشنویم»، «معترضان از آشوب‌گران جدا هستند» اما هیچ کس به ایجاد شرایط مطلوب برای بیان اعتراض از سوی مردم اشاره‌ای نمی‌کند. کسی به این سوال پاسخ نمی‌دهد که اگر شما حاضرید صدای اعتراض مردم را بشنوید چرا شرایطی برای بیان اعتراض فراهم نمی‌کنید؟ چگونه یک شهروند اگر اعتراضی دارد، آن را بیان کند؟ نهادها و جمعیت‌ها تا زمانی که اعتراضی نکنند، فعالیت‌شان قابل قبول است و اجازه فعالیت دارند. اجازه تجمع و راهپیمایی نیز با وجود این که آمار و ارقامی از آن اعلام می‌کنند اما اگر یک حزب سیاسی اثرگذار درخواست راهپیمایی یا تجمع برای اعتراض به موضوعی سیاسی یا اقتصادی بدهد، قطعا با پاسخ منفی یا مانع‌تراشی رو‌به‌رو خواهد شد. در واقع شرایط به گونه‌ای شده که مسوولان دائما به جامعه این پیام را می‌دهند که اگر معترض هستید دو راه حل دارید: دم فرو بستن یا اعتراض به ظاهر بدون مجوز که نهایتا یا نامش می‌شود آشوب و یا واقعا به آشوب می‌رسد. در واقع هیچ راهکاری برای عملیاتی شدن آن بازگو نمی‌شود، و صادقانه‌تر آن است که تحمل اعتراض جدی وجود ندارد، مگر از جانب خودی‌ها. شبیه آنچه مثلا برای مخالفان برجام فراهم بود و هر جایی که دلشان می‌خواست با هر ادبیاتی آن را بیان می‌کردند. وقتی از حق اعتراض مردم صحبت می‌کنیم مساله مهم این است که همه شهروندان ایرانی که شناسنامه ایرانی دارند جزیی از مردم محسوب می‌شوند و در این مورد نباید هیچ تخصیص عقیدتی، سیاسی ، قومیتی، جنسیتی و... وجود داشته باشد. این حق را باید برای همه دیدگاه‌های جامعه قائل شد چرا که حفظ امنیت، پیشگیری از بروز خشم و حس تبعیض در جامعه با این شرط امکان‌پذیر است.

*به نظر می‌رسد که الگویی مشابه در همه اعتراض‌ها وجود دارد. گزاره‌ای باعث به وجود آمدن اعتراض و خشم در میان مردم شده و آنها را راهی خیابان می‌کند. در نهایت دوگانه اعتراض-آشوب ایجاد شده و عمدتا اعتراض‌ها به خشونت کشیده می‌شود. به نظر شما علت به خشونت کشیده‌شدن اعتراض‌ها فارغ از احتمال تاثیرگذاری برخی گروهک‌ها چیست؟

یکی از دلایل به خشونت‌گراییدن اعتراض‌های جدید، انباشت خشم‌های فروخته‌‌ای است که جامعه معترض داشته اما نتوانسته آن را بروز دهد. تا وقتی که نهادهای مدنی و احزاب امکان آن را پیدا نکنند که با فراغ بال اعلام راهپیمایی یا تجمع کنند و همه گرایش‌های درون جامعه، نهادهای مدنی و احزابی را برای نمایندگی خود نداشته باشند، تبدیل اعتراض به خشم و خشونت و غافلگیری بقیه از جمله مسوولان ادامه خواهد داشت. ای کاش به همان اندازه که ما دولت‌ها و حکومت‌های دیگر را به مدارا با مردم و معترضان‌شان دعوت می‌کنیم خودمان هم به همین میزان با معترضان مدارا می‌کردیم. این قاعده‌ای برد برد برای جامعه و حکومت است.

* عملکرد مقام‌های مسوول در این زمینه با اعتراض و معترضان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

متاسفانه بسیاری از مسوولان و دولتمردان ما فنون و آداب گفت‌و‌گو با مردم را بلد نیستند. این که یک باره تصمیمی مانند افزایش چند برابری قیمت بنزین که در اقتصاد خانوار تاثیر به سزایی دارد اجرایی شود و پس از شوکه و خشمگین کردن جامعه تازه بخواهید با مردم گفت‌و‌گو کنید، درست نیست. این در حالی است که اگر برای جامعه احترام عملی قائل بودید و اگر به خودتان و تصمیمتان و به جامعه اعتماد داشتید، در خفا تصمیم نمی‌گرفتید. این شیوه تصمیم‌گیری و اعلام آن نشان دهنده عدم اعتماد به خود و عدم اعتماد به جامعه است.

آقای جهانگیری در سخنرانی روز شنبه خود اعلام کرد که نهادها در مصرف بودجه‌های خود صرفه‌جویی کنند، در صورتی که این حرف دیر بود. این موضع برای پیش از اصلاح نرخ بنزین بود که دولت نشان دهد از خود شروع کرده و یا مثلا در بودجه‌نویسی، بودجه بسیاری از نهادهایی که افکار عمومی در مورد آنها اقناع نشده را حذف یا کاهش می‌داد. نهادهایی که بودجه‌های کلان می‌گیرند و یادمان نرفته که در زمان نهایی شدن بودجه سال 98 در فضای مجازی چه مقایسه‌هایی صورت می‌گرفت که مثلا بودجه فلان نهادهای رانتی و کم ثمر، چند برابر بودجه زیست محیطی است. شاید بهتر بود در وهله اول این بودجه‌ها کاهش داده می‌شد تا جامعه احساس کند، حاکمیت از خودش شروع کرده و بعد به سراغ مردم آمده است. به نظر من هیچ اقدام اقناعی پیش از افزایش قیمت بنزین صورت نگرفت و همین موضوع باعث احساس تحقیر و بروز خشم می‌شود.

*شما تاکید می‌کنید که بی‌اطلاع بودن مردم از اصلاح نرخ بنزین و اجرای آن یک شبه و البته عدم انجام اقدام‌های اقناعی در این زمینه باعث بروز خشم شد. با این حال مسوولان دولتی از جمله علی ربیعی، سخنگوی دولت که پیشینه فعالیت امنیتی نیز دارد معتقد است که اطلاع‌رسانی در مورد افزایش نرخ بنزین به جز اتلاف انرژی تبعات امنیتی نیز داشت.

حاصل این نوع تصمیم‌گیری را دیدیم که بدتر از زمانی که خبر افزایش قیمت بنزین به صورت جعلی منتشر شد، اتفاق افتاد. این نشان می‌دهد کسانی در مورد مسائل امنیتی اظهارنظر می‌کنند که در وهله اول باید نگاه‌شان به جامعه را اصلاح کنند و جامعه‌شناسی درستی نسبت به ایران داشته‌ باشند. نمی‌توان در پستوها و حلقه‌های بسته و محدود تحلیل امنیتی کرد. البته که امنیت بر همه نیازهای ما اولویت دارد اما کسانی می‌توانند تحلیل امنیتی درستی داشته‌ باشد که واقعا در دل جامعه باشند و آن را را به درستی بشناسند. این که جامعه در مقابل چنین تصمیم‌گیری‌هایی احساس تحقیر می‌کند را چرا متوجه نمی‌شوند؟ به نظر می‌رسد برخی از کسانی که از ابتدای انقلاب تاکنون مسوول بوده‌اند، عاداتی پیدا کرده‌اند که باعث شده خواهی نخواهی آداب ارتباط و گفتگو و در نتیجه شناخت از جامعه را گم کنند. حس فاصله ای که مردم با بسیاری از مسوولان پیدا کرده‌اند بی‌جهت ایجاد نشده است. از سر و شکل ظاهر بگیرید تا ادبیات و آهنگی که گوش می‌کنند و نحوه تفکر و نظام ارزش رسمی و غیر رسمی، با یکدیگر فرسنگ‌ها فاصله گرفته‌اند. گویا در دایره‌های بسته‌ای حضور دارند که آنها را به طبقه‌ای متمایز از میانگین جامعه بدل کرده است. چیزی درست خلاف شعارهای انقلاب و حتی خواسته‌های اولیه خود این بزرگواران. آنها نگاه درستی به متولدین دهه 70 یا 80 ندارند که حالا تحولات اجتماعی به دست این نسل افتاده است. ممکن است چند پژوهش هم خوانده باشند اما تعامل و ارتباط واقعی و از نزدیک با آنها و درک درستی از آنها ندارند. درست است که امنیت اولویت دارد ولی برای تامین آن باید جامعه را شناخت. دردی که جامعه دارد این است که به خوبی توسط مسوولان شناخته و درک نمی‌شود. یکی از نشانه‌های آن هم در تصمیم‌گیری ناگهانی در مورد بنزین دیده شد.

*بعد از آغاز اعتراض‌ها بیش از هر چیز توجه مقام‌های مسوول معطوف به مصوبه دولت در مورد «تعیین مکان‌هایی برای اعتراض» شد که از سوی دیوان عدالت اداری ابطال شده‌بود. به نظر شما آیا صرف تعیین مکان برای برقراری اعتراضی که نظم عمومی را برهم نزند برای شنیده شدن اعتراض کافی است؟

مساله اساسی این است که آیا در حاکمیت زمینه پذیرش این که برخی تصمیم‌ها از سوی جامعه پذیرفته نشود، وجود دارد یا نه. باقی قضایا فرع بر این موضوع است. یعنی آیا وظیفه جامعه صرفا تمکین است یا حق حاکمیت ملی واقعا پذیرفته شده است؟ این مساله اساسی کشور است. آقایان می‌گویند اعتراض حق مردم است اما آشوب نباشد. سلمنا. اما چرا در بسیاری از مواقع اظهارنظرهایی در مطبوعات یا در قالب امضای بیانیه مشترک مطرح شده که با برخورد قضایی و امنیتی مواجه می‌شوند؟ اظهار نظر فردی و جمعی که آشوب نیست. نمونه آخر آن هیاهو پیرامون بیانیه‌ای است که اخیرا با امضای 77 اصلاح‌طلب منتشر شد. عده‌ای نظرشان را حتی بدون برگزاری تجمع و راهپیمایی و صرفا در قالب یک بیانیه مطرح کردند، ببینید چه هیاهویی برای آن را انداختند. وقتی حتی حرف روی کاغذ تحمل نمی‌شود آیا حضور در خیابان تحمل می‌شود؟ آن هم در شرایطی که حضور در خیابان طبعا ممکن است فضای رادیکال‌تری ایجاد کند. از همین روی تاکید دارم که مساله در حال حاضر تعیین محل تجمع یا مجوز گرفتن برای تظاهرات نیست بلکه چپ و راست حاکمیت باید بپذیرند که ممکن است تصمیمی گرفته شود و بخشی از جامعه، درست یا غلط نسبت به آن اعتراض داشته باشد و بتوانند آن را بیان کنند. باید از این مرحله عبور کنیم تا به مرحله تجمع و راهپیمایی اعتراضی برسیم. باز هم تاکید می‌کنم که این حق اگر برای مخالفان رعایت شود حساب است وگرنه موافقان و خودی‌ها که از این حقوق کم ندارند.

*حسن روحانی، رییس‌جمهوری نیز در اولین سخنرانی پس از اصلاح نرخ بنزین، حق اعتراض را همچون سایر مقامات مسوول به رسمیت شناخت، با این حال از قوه قضاییه خواست تا کسانی که اتومبیل‌های‌شان را در اعتراض به قیمت سوخت خاموش کردند از طریق دوربین‌های کنترل ترافیک شناسایی و با آنها برخورد کند. در آخر به نظر شما این شیوه که به نوعی تحصن اعتراضی است، شیوه اعتراضی غیرمسالمت‌آمیز محسوب می‌شود؟

این اقدام، مقابله خشونت‌آمیز محسوب نمی‌شود. البته این به معنای تایید این اقدام نیست. خیلی از کسانی که از این راهکارها استفاده می‌کنند، پیش از این در مورد راهکارهای دیگر هم فکر کرده‌اند یا شاید هم تلاش کرده بودند. واقعیت آن است که حق مخالفت و اعتراض به قدری تنگ است که برخی مواقع افراد راه مدنی و بهتری پیش پای خود نمی‌بینند. باید در ذهن مسوولان جا بیفتد که جامعه موجود زنده است و به اندازه مسوولان برای خود فکر و احترام قائل است و حق خود می‌داند که نظر خود را بیان کند. اگر این حق در نطفه خفه شود بالاخره یک جایی بروز پیدا می‌کند.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
آخرین اخبار
  • بیانیه دکتر سید هاشم آقاجری درباره سرکوب اعتراضات سراسری اخیر ایران
  • اگر جامعه احساس کند راه اعتراض وجود دارد به سمت خشونت نمی‌رود
  • مساله اساسی کشور، حق حاکمیت ملی است
  • بیانیه مشترک تعدادی از فعالان سیاسی مدنی در حمایت از اعتراضات مردم
  • بیانیه جمعی از نواندیشان دینی در هم‌صدایی با معترضان و همدردی با مظلومان
  • بیانیه کانون نویسندگان ایران : به سرکوب مرم معترض پایان دهید
  • بیانیه دانشجویان متحد درباره اعتراضات اخیر به افزایش قیمت بنزین و سرکوب‌ گسترده معترضین
  • شش نفر از فعالان محیط‌زیستی بازداشتی در ایران به ۶ تا ۱۰ سال حبس محکوم شدند
  • مرتضی مبلغ:شرایط برای بروز نارضایتی های مدنی هموار شود
  • بیانیه تفصیلی حزب اتحادملت درباره حوادث کشور پس از افزایش قیمت بنزین
  • بیانیه جمعی از فعالان سیاسی در دفاع از حق اعتراض و محکومیت خشونت: به خواست مردم احترام بگذارید
  • افشاگری ظالمانه و شفاف‌سازی عادلانه
  • به چه امیدوار باشیم؟
  • انتخابات آزاد، مطالبه ای اصلاح طلبانه و ملی
  • پیام تسلیت جمعی از فعالان سیاسی و مدنی برای درگذشت خانم اعظم طالقانی
  • پیام تسلیت جمعی از فعالان سیاسی و مدنی به درگذشت مجید نیری
  • تحولات عراق و لبنان و درس هایی که باید آموخت!
  • در ضرورت مذاکره با امریکا
  • طبقه جدید
  • بیانیه حزب اتحاد ملت درباره حمله ترکیه به کردهای سوریه
  •