به روز شده: ۲۲:۲۱ تهران - یکشنبه ۷ مهر ۱۳۹۸

راهکارهای اجماع‌سازی درباره موضوعات کلان کشور

مرتضی مبلغ معاون سیاسی وزارت کشور در دولت اصلاحات و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت ریشه بسیاری از مشکلات موجود و لاینحل ماندن آنها را در نبود مکانیسم‌های اجماع‌سازی در کشور می‌داند.

او البته سهم فرهنگ سیاسی موجود در کشور را به نسبت ساختارهای موجود در این زمینه بیشتر می‌داند و تأکید دارد باید بیشتر گفت‌و‌گو کنیم، تعامل را جدی بگیریم و تابوهای ذهنی محصور در چارچوب‌های رقابت‌های حزبی را بشکنیم. به گفته این فعال سیاسی رقابت‌ها باید ذیل منافع ملی باشد نه بر سر آنها.

گفت و گوی روزنامه ایران با مرتضی مبلغ را در ذیل می خوانید:

قبل از هر چیز آیا اساساً شما این گزاره را که ما دچار مشکل جدی در رسیدن به اجماع در تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌‌های کلان هستیم قبول دارید یا خیر؟

من نه تنها این را قبول دارم بلکه معتقدم یکی از بزرگترین و آسیب‌زاترین مسائل حوزه حکمرانی و یکی از نقاط ضعف مهم حاکمیت عمومی ما همین فقدان اجماع بر سر مسائل کلان و راهبردی کشور در درون خود هیأت حاکمه است. متأسفانه این مسأله آسیب‌های زیادی را به بخش تلاش‌های نهادهای مختلفی که در مجموعه حاکمیت مشغول کار هستند می‌زند و یک بلاتکلیفی را در بخش‌های مهمی ایجاد می‌کند. همین‌طور در حوزه اجتماعی هم شکاف زیادی بین افکار عمومی و حاکمیت ایجاد می‌کند و ضمن اینکه باعث افزایش بی‌اعتمادی و سردرگمی در بین گروه‌های اجتماعی می‌شود. به همین اعتبار هم معتقدم که برای رسیدن به شرایط مطلوب یکی از اولین چیزهایی که باید مورد آسیب‌شناسی قرار بگیرد و برای آن چاره عاجل اندیشیده شود همین مسأله عدم امکان اجماع مناسب و اثربخش بر روی مسائل مهم در حاکمیت است.

با توجه به تشریحی که شما از این موضوع داشتید، فکر می‌کنید عامل پدید آورنده این مشکل در سطح حاکمیت در فرآیندهای تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی ما چیست؟ یعنی شما ریشه اصلی را در کجا می‌بینید؟ به نظر شما این یک مشکل ساختاری است؟

ببینید به نظر من در خود ساختار نباید خیلی دنبال این مسأله گشت. به نظر من باید ریشه اصلی را در درون جریان‌ها و گروه‌های حاضر در هیأت حاکمه و قدرت پیدا کرد. برای اینکه بر اساس ساختار وظایف و مسئولیت‌ها مشخص هستند و آنجا ما با مسأله خیلی پیچیده‌ای مواجه نیستیم. درست است که به خود ساختار می‌شود ایرادات فراوانی گرفت اما در این موضوع خاص باید اول سراغ بخش‌های دیگری برویم. بالاخره دو تا تفکر در حاکمیت کشور با سهم‌های متفاوتی حضور دارند که این دو تفکر در خیلی از جاها معارض هم هستند، یعنی طوری قرار گرفته‌اند که خیلی جاها خنثی‌کننده همدیگر هستند و درخصوص این مشکل هنوز از نظر فرهنگی و معرفتی به سطحی نرسیده‌ایم که اعضای هیأت حاکمه و مقامات ارشد بتوانند وارد یک فرآیند سازنده تعامل و گفت‌وگو شوند و بتوانند بر سر مسائل راهبردی که ناظر به منافع ملی و مصالح عمومی است، از طریق گفت‌وگو، تعامل و استدلال به یک اجماع برسند.

این مشکل جدی ما از نظر فرهنگی است که گروه‌های حاضر در حاکمیت در فرآیند تعامل هنوز قائل به نرمش در برابر هم نیستند. به عبارتی ما هنوز به بلوغ لازم در این حوزه نرسیدیم و در فرآیند تعاملات بین‌جناحی وقتی قرار است به عنوان حاکمیت تصمیم بگیریم باز هم نگاه‌مان صرفاً ناظر به همان رقابت‌های سیاسی است و آن را مبنا قرار می‌دهیم نه مصالح عمومی را. به همین دلیل هم صحنه تصمیم‌گیری‌های کلان ما بیشتر ازآنکه صحنه تعامل بین جریان‌ها باشد باز هم صحنه جدال و تقابل آنهاست و بین این حوزه با رقابت سیاسی تقریباً تفکیکی قائل نیستیم. بنابراین نتیجه‌اش می‌شود اینکه شکاف‌های راه‌یافته از سطح رقابت‌های جناحی به سطح هیأت حاکمه آنقدر زیاد و تعمیق شده که بر سر راهبردی‌ترین و روشن‌ترین مسائل کلان مملکت هم ما شاهد رقابت در سطح هیأت حاکمه هستیم. در حالی که یک حکومتداری خوب و یک هیأت حاکمه منسجم باید به گونه‌ای باشد که چتری از منافع ملی برای همه بازیگران داخل این چارچوب پذیرفته شده باشد و بر سر آن شاهد رقابت نباشیم یا اینکه آن را ابزار رقابت قرار ندهیم. وجود این چتر فراگیر نیازمند اجماع پایدار است تا در سطح حاکمیت بر سر این مسائل دیگر شاهد چانه‌زنی نباشیم. الان وضعیت ما این نیست. در یک سیستم کارآمد باید کل رقابت‌ها ذیل این منافع ملی تعریف و تبیین شود در حالی که در کشور ما عملاً رقابت بر سر این منافع شکل می‌گیرد نه ذیل آن و این یک خطر بزرگ است. به عبارتی می‌بینیم اساسی‌ترین اختلافات داخلی ما بر سر راهبردهای کلان ملی است که هنوز در آنها به اجماع و توافق لازم نرسیده‌ایم و این وضعیت هم زمان را از کشور ما گرفته و فرآیند توسعه را در رقابت با دیگر بازیگران مدام به عقب می‌اندازد، هم امکانات موجود را مستهلک می‌کند و هم بر عمق و تکثر شکاف‌های اجتماعی در کف جامعه می‌افزاید.

شما مشکل اجماع در تصمیم‌گیری‌ها را به مسأله فرهنگ و معرفت سیاسی جامعه و خصوصاً در طیف‌های حاضر در هیأت حاکمه مربوط می‌دانید. آیا فکر نمی‌کنید ایجاد همین فرهنگ یا ایجاد زمینه بروز این نوع رفتار سیاسی در گروه‌ها و طیف‌های حاضر در حاکمیت هم ریشه داشته باشد؟ مثلاً فرض است که صندوق رأی تعیین کننده خط مشی‌ها است اما می‌بینیم گاهی نتیجه انتخابات هم از سوی برخی گروه‌های حاکمیتی به چالش کشیده می‌شود.

این مسأله شکل‌گیری اجماع بر سر مسائل کلان کشور بر مبنای تعامل و گفت‌وگو مهم‌ترین نمود خودش را در همین نهادهای انتخابی و غیرانتخابی نشان می‌دهد. چون نهادهای انتخابی به این دلیل که وصل به افکار عمومی هستند و به نحوی برآمده از خواست‌های ملی هستند به یک راه می‌روند که بر مبنای همان مطالباتی است که زاییده آن هستند. اما نهادهای دیگر شاید خیلی ملزم به رعایت این موارد نباشند و گاهی نیازی هم نمی‌بینند که در درون خود دست به بازنگری در نسبت‌بندی با تمایلات اجتماعی بزنند. اما به هر حال ریشه همین‌ها برمی‌گردد به اینکه ما در سطح حاکمیت که امکان گفت‌وگو وجود دارد و می‌توانند بنشینند و با هم گفت‌وگو و استدلال کنند و تعامل هم‌سطح داشته باشند تا به یک مجموعه نقاط مشترک برسند، عملاً این اتفاق نمی‌افتد. یعنی نه ساختار ما بخش‌های هیأت حاکمه را به سمت تعامل و اجماع متمایل می‌کند و نه فرهنگ سیاسی موجود در بین گروه‌ها. بنابراین ما شاهد هستیم که انسجام پایداری بین دستگاه‌ها ایجاد نمی‌شود. چون موقعیت هر بخش از حاکمیت ایجاب می‌کند که آنها بر مواضع خود پافشاری کنند و کوتاه نیایند.

شما اگر خودتان در مقام ارائه راهکار برای عبور از این وضعیت باشید چه تجویزی دارید؟ شما هم فرمودید که ریشه مسأله در فرهنگ سیاسی ماست و هم قبول دارید که درگیر برخی مسائل ساختاری هم هستیم. در شیوه پیشنهادی شما کدام‌یک از این حوزه‌ها دارای اولویت هستند؟

من معتقدم برخی تابوهای فکری و آرمانی در حوزه سیاسی ما شکل گرفته که برخی از آنها می‌تواند درست باشد و برخی هم طبیعتاً درست نیست. هر کدام از طرفین و گروه‌های حاضر در هیأت حاکمه بخشی از این تابوها را چسبیده‌اند و برای خودشان آنها را مطلق و انعطاف ناپذیر کرده‌اند. این اجازه نمی‌دهد گفت‌وگوهای واقعی شکل بگیرد. اگر این انعطاف در تفکر بخش‌های مختلف حاضر در هیأت حاکمه شکل بگیرد که هم بپذیرند باید گفت‌وگو کنند و هم بپذیرند که ممکن است استدلال و استنباط آنها در جاهایی غلط باشد، می‌توان به حل مشکل امیدوار بود. وگرنه خارج از این چارچوب رسیدن ما به تفاهم در سطح بالای سیاسی مقدور نیست. مثلاً نگاه کنید که تفاوت دیدگاه و راهبرد الان در سطح حاکمیت در مسائل مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی چقدر است و این تفاوت دیدگاه‌ها چه سابقه طولانی دارند که هنوز حل نشده‌اند. یعنی با استمرار این وضعیت نه تنها دامنه مشکلات ما کم نمی‌شود که هر روز مسأله‌ای تازه بر مسائل قبلی افزوده می‌گردد. شما در داخل مسائلی مثل نظارت استصوابی، نگاه‌های امنیتی دستگاه‌های غیررسمی موازی، ورود نظامیان به سیاست، ورود زنان به ورزشگاه، سبک اداره اقتصاد کشور و نمونه‌های زیاد دیگری دارید که در گیر و دار این اختلافات لاینحل باقی مانده‌اند و به محل شکاف‌های جدید تبدیل شده‌اند. در حوزه سیاست‌ خارجی هم که مسائل اختلافی خیلی بیشتر از اینهاست.

فارغ از جزئیات مصداق‌ها به نظر شما وضعیت کشور ما در حال حاضر و مشکلاتی که داریم تا چه اندازه زاییده و محصول همین وضعیت است؟

به‌نظر من اکثر مشکلات کشور ما به همین مسأله برمی‌گردد. البته این به آن معنی نیست که مثلاً مسائل خارجی و دشمنی‌های کشورهایی مثل امریکا روی ما تأثیر نگذاشته اما اینکه نتوانسته‌ایم برای آن دشمنی‌ها پاتک مؤثرتری طراحی کنیم هم ریشه در همین مشکل دارد که ما بر سر مسائل در داخل اجماع نداریم. اتفاقاً این چیزی هم هست که حل و فصل و اصلاح آن بسیار کم هزینه و ساده است. اگر تابوها در ذهن جریان‌های سیاسی بشکند و رأی مردم و نظرات کارشناسی محل رجوع اصلی تصمیم‌گیری‌ها باشد، بسیاری از مسائل ما حل و فصل می‌شوند.

اگر این اتفاق نیفتد به‌نظر شما حاصل و نتیجه آن چیست؟

اگر نشود ما وارد فاز بحران تصمیم‌گیری می‌شویم کما اینکه الان هم تا قدری وارد این فاز شده‌ایم و این خطرناک است. یعنی هم با تجمیع مسائل قبلی مواجه هستیم، هم مسائل جدید به آن اضافه می‌شوند و ما در این بین توان تصمیم‌گیری برای آن نداریم چون به اجماع نمی‌رسیم. آن قوت از یک جایی به بعد فشاری که مجموع این مسائل حل نشده و مورد اختلاف به ساختار کشور و بدنه جامعه وارد می‌کند به سطح تحمل‌ناپذیری می‌رسد. ضمن اینکه مشکل عدم اجماع در سطوح بالایی قدرت یک بازتابی هم در کف جامعه دارد و خود را به‌صورت شکاف‌های عمیق و رو به گسترش اجتماعی و درگیری‌های گروه‌های مختلف مردم با هم نشان خواهد داد که این در شرایط فشار خارجی که ما سخت نیازمند وحدت هستیم، بسیار خطرناک است.

چقدر فکر می‌کنید برای عبور از این شرایط نیازمند اصلاح ساختار هستیم؟ چون به هر حال متوجه کردن موضوع به بحث‌های فرهنگی به این معناست که راه حل را هم در چارچوب‌هایی چون توصیه‌های اخلاقی ببینیم که به نظر می‌رسد کارآمدی نداشته باشد، وقتی منافع سیاسی و اقتصادی در گیر و دار این موضوع دخیل باشند.

ببینید اصلاح ساختار می‌تواند یک عامل در کنار بقیه عوامل باشد اما به نظر من مسأله اصلی باز همان بحث فرهنگی است. شما بهترین ساختارها را هم اگر طراحی و مستقر کنید، تا مسائل فرهنگی درست نشوند، آن ساختارها به کاری نمی‌آیند. زیرا همین افراد هستند که باید ظرف آن ساختارها را پر کنند و وقتی فرهنگ گفت‌و‌گو نداشته باشند، بهترین ساختارها را هم به هم می‌ریزند و نمی‌گذارند آن ساختار کار کند. بنابراین بهترین ساختارها هم نیازمند افرادی هستند که به ضرورت گفت‌و‌گو و تعامل برای رسیدن به اجماع در سطح مسائل کلان پی برده باشند. یعنی باید سیاست‌ورزان و تصمیم‌گیران کلان ما به این نتیجه برسند که بر سر مسائل ملی نباید رقابت کرد، اگر ساختار هم اشکال داشته باشد آن اشکال قابل حل می‌شود. اما وقتی این فرهنگ سیاسی موجود را داریم برای همان اصلاح ساختار هم ما مشکل اجماع خواهیم داشت. وقتی ما سر مسائل بسیار کوچک‌تر نمی‌توانیم به اجماع برسیم روشن است که سر مسأله اصلاح ساختار هم اجماع نمی‌شود. مثلاً در قانون اساسی ما امکان رفراندوم وجود دارد اما رئیس جمهوری حتی وقتی فقط حرفش را می‌زند از همه جهات به او حمله می‌کنند، این تازه موضوعی است که در قانون اساسی داریم. حالا اینکه بخواهیم این ساختار را با این شرایط اصلاح کنیم قطعاً یک کار دور از ذهن است.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
آخرین اخبار
  • روایت انگشتانی که برای رای دادن بریده شدند
  • راهکارهای اجماع‌سازی درباره موضوعات کلان کشور
  • آینده ­نگرانی کارافرینان
  • ائتلاف برای صلح بر پایه عدالت
  • ماهیت قدرت
  • «چهارراه اصلاح‌طلبان»
  • شخصیت‌های مرزی
  • اقتصاد و سیاست و دست نامرئی
  • بیانیه شماره یک نهضت آزادی ایران پیرامون انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی
  • تبعیض فقهی، نه دینی
  • بیانیه نهضت آزادی ایران پیرامون حقوق زنان
  • خودسوزی زنان به پایتخت رسید!
  • بیانیه بیش از ۳۰۰نفر از فعالان حوزه زنان در واکنش به مرگ جانسوز سحر خدایاری
  • نامه سرگشاده بیش از ۱۲۰ نفر از فعالین دانشجویی و مدنی به ریاست قوه قضاییه پیرامون روند های ناعادلانه قضایی و احکام صادره برای فعالین مختلف صنفی و سیاسی
  • محکومانی در انتظار رسیدگیِ علنیِ منصفانه
  • بیانیه جمعی از فعالان سیاسی و مدنی در اعتراض به احکام سنگین قضایی و پیشنهادهایی برای اصلاح ساختار دستگاه قضا
  • بیانیه ۲۶٠ فعال اجتماعی؛ پیام دقیق به ما رسیده است: خفه می‌کنیم
  • سیاستِ حذف و طرد
  • خدا را از معرکه بیرون ببرید
  • بیانیه حزب اتحاد ملت در نقد رویه‌هایی که منجر به احساس عمیق بی‌عدالتی و تبعیض در جامعه شده است
  •