به روز شده: ۲۱:۳۵ تهران - جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸

ماهیت قدرت

نویسنده: علی مزروعی

به نظرم یکی از مقوله هایی که ما ایرانیان کمتر بدان فکر عمیق کرده و می کنیم « ماهیت قدرت » است، با اینکه در گذشته و حال، و به تعبیری کل تاریخ ما، مقوله قدرت و سیطره آن بر همه عرصه های حیات اجتماعی و زندگی ما عجین بوده است. جالب آنکه مثل بسیاری از دیگر مقوله ها، غالب ما ایرانیان داشتن قدرت و مقام را ناپسند می دانیم، و حتی تا حد تنفر از آن بیزاری می جوئیم، اما در مقام رفتار و عمل در مقابل صاحبان قدرت و مقام آنچنان عجز نشان داده و کرنش و تعظیم می کنیم و دست به تعریف و چاپلوسی می زنیم که قابل انتظار و باور نیست، و خلاصه باور و عملی دوگانه و منافقانه را در این باره به نمایش می گذاریم!
با همه این احوال تاریخ معاصر ما نشانگر آن است که هرازگاه همین مردم احساس کرده اند که قدرت حاکم روبزوال است آنچنان در مقابل قدرتمداران حاکم سر به شورش و جنبش برداشته و با حاکمان چنان کرده اند که درخواب هم نمی دیدند! نمونه آخرش اینکه برای شکستن " قدرت مطلقه شاه " و استبداد و دیکتاتوری و ظلم رژیم سلطنتی پهلوی و سلطه خارجی قیام و انقلاب کردند و اینرا در شعار " استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی " بروشنی بیان کردند اما در اینکه پس از گذشت چهل سال از پیروزی انقلاب چقدر در تحقق این هدف و شعار چقدر موفق بوده اند شک و تردید بسیار وجود دارد و متاسفانه با فاصله گرفتن از صدر انقلاب بیش از پیش بر این شک و تردید ها افزوده شده است، و به ویژه از سوی نسل های زاده شده پس از انقلاب با سئوالات و ابهامات فراوانی در این باره روبرو هستیم و عملکرد حاکمیت در سال های اخیر در عرصه های گوناگون و بطور خاص در مسئله انتخابات ها افق تیره ای را در انطباق با مقوله های آزادی و جمهوریت پیشاروی ما نهاده است.
نویسنده که از سال ١٣۵٤ تاکنون درگیر مسائل انقلاب و نظام سیاسی برآمده از آن بوده است، و شرایط حادث و حوادث واقعه را هرگز پیش بینی و تصور نمی کرد، در ریشه یابی این رخدادها با رجوعی به گذشته، و مرور روند طی شده، بر این نظرم که علت و ریشه آنرا باید در بی توجهی نظری غالب رهبران و عالمان و اندیشمندان و روشنفکران دینی و غیر دینی ما به مقوله « ماهیت قدرت » دانست، و اینکه در دوران انقلاب کمتر کسی پیدا می شد که به این موضوع فکر و در مورد آن نظریه پردازی کرده باشد، و اینکه چگونه می توان در عین داشتن یک حکومت مقتدر از دام " قدرت مطلقه شاهی " رها شد، و بجای تمرکز قدرت در یک جا برای اداره کشور، از قدرت منتشر در نهادهای حکومتی متکی بر رای مردم، و در درون جامعه از نهادهای مدنی، استفاده نمود، و در عین حال جامعه دچار بی نظمی و عدم امنیت و ثبات نشود. تا آنجا که یادم هست به جز مرحوم دکتر شریعتی که در برخی نوشته ها وسخنرانی هایش " ماهیت قدرت " را از وجه سلبی مورد انتقاد و اعتراض قرار می داد و از شکل گیری یک تثلیث شوم ( زر و زور وتزویر یا ملاء و مترف و ملا یا ...) در مقوله قدرت و ماندگاری آن خبر می داد، کس دیگری به این موضوع نپرداخت، و البته کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله آیت الله نائینی، که با ترجمه مرحوم آیت طالقانی چاپ و منتشر شده بود، تنها اثری بود که در این زمینه می توانست مورد استفاده قرار گیرد، اما بواقع این اثر هم به کلیات موضوع پرداخته بود و کمتر به جزئیات، و بزرگترین نکته اش این بود که به رد هرگونه استبداد و دیکتاتوری بر مبنای فکر دینی فتوا داده، و " استبداد دینی " را از بدترین نوع استبدادهای تاریخ بشر دانسته بود، نکته ای که امثال من در آن سال های جوانی و شور انقلابی کمتر بدان تامل و توجه داشتیم و در خیالات خود فکر می کردیم اگر کار حکومت بدست افراد عالم و مومن و متقی و...بیافتد خودبخود این مشکل حل می شود و...و چه خیال خامی بود!؟
امروز هم من فکر می کنم همچنان مقوله «‌ماهیت قدرت » برای غالب ما ناشناخته مانده است، هرچند بدلیل بحث هایی که در این باره در سال های اخیر و با توجه به تجربه و کارنامه عمل جمهوری اسلامی ایران دامن زده شده است، افق های روشنی را بروی امثال بنده گشوده است. مهمترین نکته ای که بنده دریافته ام اینکه هیچ انسانی را نمی توان یافت که خالی از منافع ( البته منظورم وجه مثبت آن است ) باشد، و به تعبیر آن حدیث معروف آخرین آرزویی که از دل مومن بیرون می رود حب جاه و مقام است، و بنابراین ما نباید در امر حکومت و حکومتداری اتکای به انسان های عالم و مومن و متقی و...را اساس قرار دهیم بلکه باید نگاهی نهادی داشته و ساختاری متکی بر آرای مردم ( قدرت منتشر ) را اساس حکومت و حکومتداری قرار دهیم، و تفکیک و توازن قوای حاکم هم باید بگونه ای باشد که هیچ نهادی نتواند " قدرت مطلقه استبدادی " داشته و بر دیگر قوا برتری و سروری داشته باشد، و البته سرجمع قوای این نهادها باید قدرت ملی را نمایندگی کند. تمرکز و تجمع قدرت به هرنام و نشانی باشد میل به " قدرت مطلقه " و استبداد ورزی دارد، و همانگونه که مرحوم آیت الله نائینی نوشته است اگر این اتفاق ذیل حکومتی بنام دین صورت بگیرد بدترین نوع استبداد رخ می دهد، بنابراین ما باید با نوعی بازگشت به دوران انقلاب و بازخوانی شعاری که می دادیم و مرور تجربه گذشته و کالبد شکافی مقوله « ماهیت قدرت » دریابیم که انجام اصلاحات برای برون رفت از وضعیتی که گرفتارش شده ایم ضرورتی اجتناب ناپذیر است. برخلاف آنچه اقتدارگرایان مدعی آنند اصلاح طلبان نه ساختار شکن اند و نه در پی فروکاستن ارزش های انقلاب، بلکه آنان براین باورند که آنچه در عرصه حکومت و قدرت جاری جریان دارند انطباق چندانی با اهداف، شعارها و ارزش های انقلاب ندارد، و تجربه انتخابات های مهندسی شده سال های اخیر نشان داده که چه نیرویی ساختار شکن است؟ بله آنهایی ساختار شکن هستند که در قالب باندهای منافع بر همه عرصه های حیات سیاسی و اجتماعی ایرانیان دست انداخته و انتخابات را با نظارت استصوابی به انتصابات تبدیل کرده و " جمهوری اسلامی " را از محتوا تهی و جز اسم بی مسمایی از آن باقی نگذاشته اند. اصلاح طلبان برآنند تا با انجام اصلاحات و بازگشت به اهداف و شعارها و ارزش های اولیه انقلاب بواقع مقوله ای از « ماهیت قدرت » را به نمایش گذارند که اقتدارش بر دوش تک تک شهروندان ایرانی سوار باشد و هیچ فرد و نهادی نتواند بر دیگران ظلم و استبداد بورزد و فراتر از قانون عمل نماید. در خواست " اجرای بدون تنازل قانون اساسی " و انجام " انتخابات آزاد " قدم های اولیه پیمودن اینراه بسوی حاکمیت قانون، مردمسالاری، عدالت، آزادی و پیشترفت است، و اینکه " ایران برای همه ایرانیان " باشد، و هر ایرانی در هر کجای این کره خاکی خود را در سرنوشت میهنش شریک و سهیم بداند و ازجان و دل برای ابادی میهن آن مایه گذارد.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • اقتصاد و سیاست و دست نامرئی
  • امام حسین و کرامت انسان
  • جامعه پیچیده و شیوه های حکمرانی
  • چشم انداز زندگی و عدالت
  • روز خبرنگار و درب خانه‌ای که به روی صاحبانش بسته مانده است
  • فساد و امنیت ملی
  • انتخابات رقابتی شرط کارآمدی
  • جنبش سبز و افق آینده
  • آمایش سرزمین
  •  
    آخرین اخبار
  • آینده ­نگرانی کارافرینان
  • ائتلاف برای صلح بر پایه عدالت
  • «چهارراه اصلاح‌طلبان»
  • شخصیت‌های مرزی
  • بیانیه شماره یک نهضت آزادی ایران پیرامون انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی
  • تبعیض فقهی، نه دینی
  • بیانیه نهضت آزادی ایران پیرامون حقوق زنان
  • خودسوزی زنان به پایتخت رسید!
  • بیانیه بیش از ۳۰۰نفر از فعالان حوزه زنان در واکنش به مرگ جانسوز سحر خدایاری
  • نامه سرگشاده بیش از ۱۲۰ نفر از فعالین دانشجویی و مدنی به ریاست قوه قضاییه پیرامون روند های ناعادلانه قضایی و احکام صادره برای فعالین مختلف صنفی و سیاسی
  • محکومانی در انتظار رسیدگیِ علنیِ منصفانه
  • بیانیه جمعی از فعالان سیاسی و مدنی در اعتراض به احکام سنگین قضایی و پیشنهادهایی برای اصلاح ساختار دستگاه قضا
  • بیانیه ۲۶٠ فعال اجتماعی؛ پیام دقیق به ما رسیده است: خفه می‌کنیم
  • سیاستِ حذف و طرد
  • خدا را از معرکه بیرون ببرید
  • بیانیه حزب اتحاد ملت در نقد رویه‌هایی که منجر به احساس عمیق بی‌عدالتی و تبعیض در جامعه شده است
  • رمز پیروزی تونس؛ گفتگو و پذیرش دیگری
  • به یاد دختر آبی
  • بیانیه‌ی جمعی از فعالان سیاسی در اعتراض به احکام سنگین اخیر قضایی
  • شورای عالی اصلاح طلبان در زمینه اتخاذ مواضع شفاف عملکرد مناسب نداشت
  •