به روز شده: ۲۱:۴۹ تهران - چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸

خروج از برجام به کجا می‌انجامد؟

نویسنده: حسین واله

به نظرمی رسد سازوکار مالی موسوم به «اینستکس» که راهکار اروپایی برای حفظ برجام به شمار می آید ابزار چندان موثری برای جلوگیری از برداشتن گام بعدی ایران برای کاهش تعهدات برجامی اش نباشد. ایران همچنان اقدامات اروپایی ها را ناکافی می داند این ارزیابی نهایتا ممکن است تا ۱۶ تیرما ه به متوقف شدن بخش مهمی از تعهدات هسته ای ایران شود. ارزیابی شما از چنین اقدامی از سوی ایران چیست؟ آیا واکنش به موقع و موثری به شمار می آید؟

من مقدمتا باید عرض کنم که اولا کل بحران جاری را باید یکپارچه دید و کانون اصلی و شاخ وبرگ هایش را باید درست تشخیص داد ثانیا باید منطق های موجود در کشور در مواجهه با این پدیده را درست تشخیص داد. در بخش اول معتقدم جوهر بحران فعلی کوشش بازهای غرب برای سوارشدن روی شکافهای داخل ایران و مجبور کردن حکومت ایران به تسلیم در برابر خواسته های آنان است. خطر اصلی برای ایران هم این است که نیروهایی د رهر طرف از اطراف منازعۀ سیاست در ایران، ممکن است فریب این بازی را بخورند و به سرباز ارتش بازها مبدل شوند. در بخش دوم، معتقدم که در ایران دو دیدگاه راجع به برخورد غرب با برنامۀ ایران و بخصوص با برنامۀ اتمی ایران وجود دارد. یک دیدگاه می گوید غرب بطور یک پارچه علیه اقتدار ایران متحد است و تفاوت مواضع رهبران غربی بازی پلیس بد و پلیس خوب است. دیدگاه دوم می گوید غرب واقعا متکثر است؛ باز و کبوتر دارد و هر کدام از آنها اهداف وروش های خاص خود را پی می گیرد. لذا تفاوت برخورد آنها با ایران تاحد زیادی از تفاوت نگرش ها و منافع آنها ریشه می گیرد.

دیدگاه نخست، از اول با برجام مخالف بود؛ با هرگونه مذاکره با غرب مخالف است و آنرا تسلیم و شکست بی نبرد می داند. این دیدگاه تا توانست مانع از برجام شد و بعد مترصد فرصتی بود برای برهم زدن برجام. با خروج ترامپ از برجام، فرصت را بدست آورد. اکنون فشار می آورد که باید ایران هم برجام را ترک کند. این فرصت را تصادفا فرصتی برای دست بالایافتن در سیاست داخلی هم می شمارد. به نظر من همین جا خطر مهیبی در کمین است.

دیدگاه دوم به دنبال فورمولی بود و هست که بطور کلی در منازعه با غرب و مشخصا در بحران اتمی همه طرفهای مناقشه خارجی را به نوعی برد - برد برساند. روحانی که نماد این دیدگاه است از اول به تفوق نسبی موقعیت امریکا در باشگاه غرب واقف بود. لذا خنثی کردن خصومت امریکا بخشی از برنامۀ او بود. آرایش قوا در داخل جمهوری اسلامی ایران در مجموع اجازه نداد که روحانی خنثی سازی خصومت امریکا را به سرانجام برساند. لذا با خروج ترامپ، روحانی گرفتار سخت ترین چالش دورۀ خود شد. سختی این چالش از این جهت است که روحانی باید در چارچوب راهبردی متمایز با راهبرد خودش برای تنگناهای حاصل از حرکت ترامپ چاره جویی کند. منافع ملی حیاتی ایران روحانی را ناگزیر به ادامه این مسیر ساخته است.

فشارهای امریکا روی شرکای ایران در برجام مؤثر تر از آن بود که دیدگاه اول می پنداشت. طرفداران جنگ تمام عیار با امریکا باور داشتند و دارند و علنا می گویند که امریکا رو به زوال می رود و چیزی بیش از اشتلم و تظاهر به اقتدار در چنته ندارد. لذا در تمسخر روحانی می گفتند لازم نیست کسی دم کدخدا را ببیند. به دلایل بسیار زیاد و متنوع، بالاخره بقیه طرفهای برجام عملا از انجام تعهدات خود بازماندند. روحانی ناچار شد برای علاج این مسأله در چارچوب راهبردی متفاوت چاره اندیشی کند. کاهش متقابل تعهدات ایران در این پیش زمینه قابل فهم است.

چون من با دیدگاه اول مخالفم و معتقدم طرفهای اروپایی برجام ظرفیت ها و انگیزه ها و اهداف و روشهای متفاوت با امریکا دارند، در حد امکانات عینی که دارند، می توانند به برجام کمک کنند. منتها باید تحت فشاری معادل یا بیشتر از فشار امریکا قرار گیرند تا تمام ظرفیت های خود را بکار گیرند. لذا کاهش تعهدات ایران تا مرزی خاص می تواند محرک آنها باشد.

با وجودی که منافع اقتصادی ایران در چارچوب برجام همچنان تحقق نیافته است اما به نظر می رسد که در عرصه سیاسی فضای بین المللی در مواجهه با سیاست فشار حداکثری ترامپ علیه ایران است تا جایی که فرانسه اعلام کرده حتی در صورت بازگشت بخش دیگری از فعالیتهای هسته ای ایران، کشورهای اروپایی فعلا به تحریم جمهوری اسلامی فکر نمی کنند این رویکرد حمایت آمیز از ایران دست کم در عرصه سیاسی چه تاثیری بر تنش های منطقه ای میان نیروهای ایرانی و امریکایی به ویژه در آبهای خلیج فارس دارد؟ اهمیت حمایت سیاسی اروپا از ایران در عرصه مبادلات بین الملل چه اندازه بوده است؟

حمایت سیاسی اروپا مفید است اما کافی نیست. اروپا برای منافع حیاتی خودش از برجام حمایت می کند نه برای کمک به ایران. البته که امنیت اروپا امنیت ایران هم هست و بالعکس. در برابر فشار امریکا و اسرائیل بر متحدان خود در منطقه برای درگیر شدن با ایران و حد اقل خود داری از نزدیک شدن و همکاری با ایران، حمایت اروپایی ها از برجام به این کشورها پیام می دهد که بخش مهمی از جامعه جهانی درگیری با ایران را برنمی تابد. اینها درست است اما همه موضوع را نباید از این منظر دید. الحاق ایران به اقتصاد جهانی شرط ضروری پیشرفت اقتصادی ایران است و این به بیش از امنیت نیاز دارد. باید موانع سیاسی آن برطرف شود. خصومت امریکا از موانع اصلی این مسیر بوده است. در چهل ساله اخیر هرجا که ایران توافقی قراردادی یا گفتگویی برای مشارکت و همکاری داشته، امریکا براه افتاده و آنرا برهم زده است. تحریم های اخیر ترامپ هم در همین راستا ست. اگر اروپایی ها نمی توانند مانع تصمیم های کاخ سفید بشوند - که نمی توانند- دست کم باید بکوشند مانع پیروی مؤسسات خودشان از آن تصمیم ها بشوند.

در صورتی که ایران بخش دیگری از تعهدات هسته ای اش را که به نظر می رسد جز مهمترین تعهداتش به شمار می آید متوقف کند، باعث می شود این ارزیابی را داشته باشیم که از حالا می توان برجام را از دست رفته دانست؟

هدف اصلی ترامپ از حد اکثر فشار روی ایران وادار کردن ایران به خروج از برجام است. اگر ایرانی ها این بازی را بخورند، نشان خواهند داد که از ترامپ کم هوش تر اند. همه ذکاوت و توانایی ملی را باید بکار بست تا از این عقبه با هزینه کمتر عبور کرد.

توضیحش این است: اصل معرکه را اسرائیل و لابی آن در امریکا براه انداخت تا بدست قوی ترین قدرت نظامی جهان، بزرگترین مانع توسعه طلبی اش در منطقه را نابود کند. به گزارش اسکات ریتر، اطلاعات مربوط به فعالیت سری اتمی ایران را اسرائیلی ها پخت و پز کردند و به امریکایی ها و افکار عمومی فروختند. شک و تردیدهای اروپایی ها از این بایت طی مذاکرات سه بعلاوه یک حل وفصل شد اما مخالفت بوش پسر مانع از پایان یافتن پرونده شد. تنها در برجام بود که طلسم این مکر اسرائیلی گشوده شد. ترامپ فرصتی برای اسرائیل بشمار می رفت تا ورق را برگرداند. فعلا موفق شده است کاخ سفید را از برجام خارج کند. اگر موفق شود ایران را هم بیرون کند، آنگاه به هدف نهایی بسیار نزدیک خواهد شد. مکانیزم ماشه عمل خواهد کرد و تحریم های بین المللی قانونی بازخواهد گشت.

در صورت فروپاشی برجام عرصه مناسبات سیاسی ایران و کشورهای منظومه غرب تا چه اندازه متحول می شود و رو به عقب می رود؟ تندتر می شود؟

خروج ایران از برجام قصد تولید سلاح اتمی معنا خواهد داد. ادعاهای اسرائیل را به کرسی خواهد نشاند. آرایش قوا در جامعه بین الملل را تغییر خواهد داد. اما بطور قطع نمی توان پیش بینی کرد که تک تک اعضای جامعه بین المللی چه تصمیم خواهند گرفت. در همان آغاز مناقشۀ اتمی نیز شیراک با لولو سازی از ایران موافق نبود و می گفت گیریم ایران سلاح اتمی بسازد، خب چه می شود؟ هیچ تهدیدی متوجه غرب نخواهد بود چون ایران می داند که نمی تواند علیه غرب از آن استفاده کند. همه رهبران جهان می دانند که اسرائیل علم اتمی شدن ایران را برداشته تا جنایات خود را توجیه و ملحق نشدن به ان پی تی را پنهان کند. اینها درست. اما ارسال این پیام به جهان فی حد ذاته غلط است. چنانکه رفتار و مواضع ترامپ نقض فاحش و وقیحانه ارزشهای انسانی و بازگشت از ارزشهای روشنگری به امپراتوریگرایی خشونت بار و نژادپرستانه است. ما نباید جهان را از یک بحران امنیتی فراگیر دیگر بترسانیم. آب به آسیاب اسرائیل و صادرکنندگان تسلیحات نباید بریزیم. در پروژه غارت دارایی عربهای خلیج فارس نباید مشارکت غیر مستقیم بکنیم. اروپایی ها خود را فدای ما و منافع ما نمی کنند. این درست. از سر اخلاق هم به تعهدات خود وفادار نمی مانند. این هم درست. اما نباید به این سبب اجماعی جهانی علیه خودمان ایجاد کنیم.

بالاخره امریکا از برجام خارج شده و اروپا هم تعهداتش را بطور کامل اجرا نمی کند لذا ایران به منافع برجام دست نیافته است. چکار باید کرد؟ همین جور بنشینیم و شاهد تضییع حقوق مردم ایران باشیم؟

همه ظرافت دیپلماسی و حساسیت سیاست همین جا ست. اگر کوچه های سیاست سر راست بود که هزاران چرچیل می داشتیم. آن وقت، هیچ چرچیلی نمی داشتیم! هنر این است که از نقطه ضعفت استفاده کنی و آنرا به نقطه قوت تبدیل کنی. در سیاست و شطرنج باید حدس بزنی حریف کدام بازی را خواهد کرد. باید مانع از مات شدن در آن بازی بشوی. نباید نگران از دست رفتن فیل و اسب و حتی وزیرت باشی. اگر همه نیروهایت را نگهداشتی اما مات مختنق شدی، باخته ای. اگر با یک تک پیاده حریف را مات کنی، برده ای. در سیاست هم همین طور است. بازی های ممکن حریف را باید پیش بینی کرد و مطابق آن بازی کرد. به نظر من، بازی ترامپ وجوه مختلف دارد: جنگ تبلیغاتی- روانی، جنگ اقتصادی ، جنگ دیپلماتیک و جنگ نظامی. کانون اصلی بازی تعمیق شکاف ملت -دولت در ایران است. در همه این جبهه ها امریکا محدودیتهایی دارد. درست است که قوت امریکا در جبهه دیپلماتیک و نظامی از قضا نقطه ضعف آن است. اما باید نقطه های قوت آنرا تضعیف و نقطه های ضعفش را تقویت کردو بالعکس، باید نقطه قوت خودمان را تقویت کنیم. از این منظر، جبهه تبلیغاتی - روانی و جبهه اقتصادی را باید دریابیم. چون در این جبهه، ما ضعف داریم. راه اصولی مبارزه با امریکا از سامان دادن سیاست داخلی مان می گذرد. باید خانه را دوباره مرتب کنیم. برای بی اثر کردن فشارهای اقتصادی، بازسازی روانی و سیاسی جامعه لازم است. برای بی اثر کردن جنگ روانی، به میدان آوردن همگان در سپهر سیاست لازم است. چون بازی حریف واداشتن ایران به تن دادن به خواستهای او از طریق جداکردن حکومت از مردم و شوراندن مردم علیه حکومت و مجبور کردن حکومت به تسلیم برای پیش گیری یا پایان شورش است، دقیقا باید پادزهر این بازی را بکار گرفت. باید داخل را بازآرایی کرد. نباید در زمینی که ترامپ تعیین کرده بازی کرد. معلوم نیست ترامپ دور دومی داشته باشد یا نه. اگر داشته باشد وحشی تر شود یا نه. جانشین او به برجام برگردد یا نه. لذا اصلا نباید کانون اصلی دفاع ایران روی این عوامل بنا شود. اینها خارج از قلمرو توان ماست. ما باید دفاع را بر اساس توان خودمان آرایش دهیم. باید همه ایران را سنگر کرد. در این صورت، آن طرف هر اتفاقی بیفتد، هر حکومتی سرکار بیاید ، با ایران یکپارچه طرف خواهد بود. نه با یک طیفی خاص در ایران. خواب شوراندن طیف های دیگر علیه حکومت و مجبور کردن آن به -تسلیم پریشان خواهد شد.

ایران بعد از متوقف کردن بخش دیگری از تعهدات برجامی اش چه سیاستی را باید در مواجهه با واکنش های احتمالی تند اروپایی ها در پیش بگیرد؟ اساسا برگ بازی ایران در عرصه بین الملل در دوره ای که اگر برجام دچار فروپاشی شود چیست؟

به نظرم راه اصولی ایران از سیاست داخلی می گذرد. اروپا و امریکا و همسایگان ما همه به سامان داخلی ما می نگرند و بر اساس قضاوتی که راجع به آن دارند آرایش خود را تعریف می کنند. فراموش نکنیم که بخشی از وضعیت فعلی نتیجه طبیعی بازی سیاست در دهه های اخیر ایران است. ترامپ پاتکی به راهبردی می زند که بر استفاده از شکافهای جامعه جهانی با تکیه بر شکافهای داخل ایران استوار بوده. حالا باید برای خنثی کردن این پاتک، جبهه داخلی را بطور واقعی یکپارچه کرد و حاکمیت ملی را ملموس ساخت. توانایی های منطقه ای ایران بازتاب توانایی ملی ایران است و اگر موفق شویم جبهه داخلی را تحکیم کنیم، می تواند نیروی مقابل را خنثی کند.



یادداشت های مندرج در ستون "میهمان" لزوما دیدگاه سایت امروز نمی باشد.
-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • دیپلماسی پسا توافق
  •  
    آخرین اخبار
  • یانیه ۶۸ تشکل‌ دانشجویی کشور در اعتراض به حکم مهدی حاجتی
  • سیدمحمدرضا خاتمی متن دفاعیات خود را برای سران قوا ارسال کرد
  • جنگی که فقط بازنده خواهد داشت
  • اعتراض دفتر سیاسی حزب اتحاد ملت به برخورد قضایی و امنیتی
  • اگر ایران مورد تهاجم هر کشوری قرار بگیرد، مردم کاملاً یکپارچه خواهند شد
  • تبدیل مدیریت به سلطنت
  • نامه انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران در مورد حکم زندان محمدرضا خاتمی
  • چگونگی استحاله جمهوریت به سلطنت
  • سیدمحمد خاتمی : در عین حفظ عزت و تمامیت ارضی ایران، به سوی ماجراجویی نرویم
  • ابلاغ حکم محکومیت محمدرضا خاتمی در ساعات پایانی شب
  • پاسخ علی مطهری به سخنگوی قوه قضائیه: معترضان به انتخابات۸۸ متهم سیاسی بودند یا امنیتی؟
  • کماکان تنها راه اصلاح طلبان حضور در صحنه است
  • بیانیّه‌ی تحلیلی جمعی از نواندیشان دینی ایرانی در نقد قانون «توهین به مقدّسات»
  • پاسداشت مجاهدت
  • زمان جنگ دستگاه دیپلماسی کارآمدی برای صلح نداشتیم
  • سیاست زدایی از فعالیت‌های نظامی یک اصل اساسی در ساختارهای هنجار جهان است
  • تحولات اخیر بین ایران و آمریکا نوعی توازن بین آنها ایجاد کرده
  • ما همه مجرم هستیم
  • نامه جمعی از فرهنگیان، دانشگاهیان و فعالان مدنی ایرانی و غیرایرانی به دبیر کل سازمان ملل
  • اولویت آمریکا حمله به ایران نیست
  •