به روز شده: ۰۰:۱۷ تهران - شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸

سیاست زدایی از فعالیت‌های نظامی یک اصل اساسی در ساختارهای هنجار جهان است

صف دیپلمات‌های جمهوری اسلامی که برای تحلیل مسائل سیاست خارجی، مباحث داخلی و خارجی را با هم و از منظری باز می‌بینند، تقریبا تنک شده است. جوان‌ترها برای پیشگیری از گزند حوادث، آن‌چنان خود را از سیاست داخلی جدا می‌کنند که گویی در اتمسفری دیگر هستند. با این ‌حال هنوز دیپلمات‌های کارکشته‌ای هستند که برای تحلیل وضع موجود همه واقعیت را یک‌جا و در یک صحنه دیده و ترسیم می‌کنند. محسن امین‌زاده از این دست است؛ کارکشته و واقع‌بین، رو به آینده با اطلاع از سابقه و گذشته.در قسمت اول گفت‌وگو با او که روز گذشته منتشر شد، به مبحث رابطه ایران و آمریکا و راهکار برون‌رفت از وضعیت فعلی پرداختیم. در بخش دوم که امروز و در این صفحه می‌خوانید، به موضوع تفکیک وظایف بین دستگاه دیپلماسی و دستگاه‌های دیگر، به‌ویژه حوزه نظامی پرداخته‌ایم. بهانه بررسی این موضوع، ماجرای حاشیه‌ساز سفر بشار اسد به تهران در اسفند سال گذشته بود.

این گفت و گو با اندکی تغییر از انچه که درشرق منتشر شده، منتشر می شود:

1. یکی از چالش های سیاست خارجی ایران ، تفکیک فعالیت های دستگاه دیپلماسی با نیروهای نظامی است. میزان نفوذ و تاثیرگذاری هرکدام ازا ین نهادها به چه اندازه ای است. چه زمانی این نفوذ بیشتر یا کمتر شده است؟

هرموفقیت بزرگی برای یک کشور در سطح بین المللی، بدون نقش کلیدی دیپلماسی بی معنی است. موفقیت اقدامات نظامی یا مقاومت ها دربرابر فشارهای خارجی بدون دیپلماسی قدرتمند نتیجه بخش نیست و لزوما منجر به اقتدار و عزت ملی نمی شود. در گذشته بارها عملکرد ایران در رابطه با بحران عراق و افغانستان را با عملکرد ایران در سوریه مقایسه کرده ام. مسلما نقش ایران در تحولات سوریه بسیار کلیدی تر از افغانستان و عراق بوده است. ایران به عنوان تنها نیروی روی زمین، بجای همه جامعه جهانی با تروریست های بین المللی داعش جنگیده و این تهدید بین المللی صلح و امنیت را از جایگاه خود به زیر کشیده است. ایران در قبال این پیروزی نه تنها تمجید نشد بلکه به سرعت تحت فشار بین المللی قرار گرفت. نه اروپایی های زخم خورده از جنایات داعش و هجوم آوارگان سوریه به مرزهایشان، از ایران تمجید درخوری کردند و نه رئیس جمهور جدید آمریکا که در مبارزات انتخاباتی اش می گفت بر سر مبارزه با داعش در سوریه حتما با ایران هم نظر است. خروج همزمان آمریکا از برجام با تقریبا نهایی شدن پیروزی نظامیان ایرانی در برابر داعش در سوریه و عراق ، پیام تکان دهنده ای بود که نادیده گرفته شد. بر خلاف عراق و افغانستان که تحولاتش بدون تلفات انسانی نظامیان ایرانی، باعث ارتقاء منزلت جمهوری اسلامی ایران و از جمله نظامیان ایران شد، در سوریه نه تنها کار بسیار دشوار و بسیار پر هزینه نظامیان ایران تمجید نشد، بلکه با تحقق آن بزرگترین فشارهای بین المللی علیه ایران آغاز شد. تفاوت کلیدی این تحولات در حذف نقش مدیریت دیپلماتیک ایران در سوریه است. کشمکش دولت پنهان با دولت قانونی در سیاست خارجی از سال 1392 به حدی بود که حتی به قیمت واگذاری محوریت دیپلماسی سوریه به روسیه، دولت پنهان از مدیریت دیپلماتیک تحولات سوریه توسط وزارت امورخارجه جلوگیری کرد. من تردید ندارم که اگر در سوریه نظامیان و مسئولان دیپلماسی کشور، وظایف خود را در چارچوب قانونی و تعریف شده خود انجام می دادند و به حذف وزارت امور خارجه به قیمت حذف مدیریت دیپلماسی کشور در سوریه مبادرت نمی کردند، پیروزی بزرگ نظامیان ایران در سوریه کاملا برخلاف وضعیت کنونی، باعث توقف فشارهای بین المللی علیه ایران می شد. همانگونه که آن مقام سابق وزارت خارجه در مصاحبه تشریح کرده است، ایران بر سر تحولات و بحران های بزرگ و مهمی همچون افغانستان و عراق و بوسنی با مقامات آمریکایی مذاکره مستقیم و بی واسطه کرده است و هنوز هم در شرایط ضروری به شکلی از اشکال دیپلماتیک، در این کشورها میان مقامات ایران و آمریکا مذاکره می شود. مذاکره در حضور دیگران یا بدون حضور دیگران ، مذاکره رسمی یا غیر رسمی، مذاکره مستقیم یا غیر مستقیم، مذاکره در چارچوب سازمان ملل یا دو جانبه، مذاکره با واسطه یا بی واسطه، همه اش مذاکره است و همه اش دیپلماسی است.

توجه داشته باشید که حتی در وضعیت جنگی میان کشورها نیز دیپلماسی نقشی حیاتی دارد و ابزار مهم تامین اقتدار و امنیت ملی است. در دوران جنگ تحمیلی عراق و ایران، به رغم آنکه بار بسیار سنگین دفاع از کشور بردوش مردم و داوطلبان و نظامیان کشور بود؛ اما نقش دیپلماسی اهمیت زیادی داشت. در تمامی طول جنگ بخصوص بعد از آزادی خرمشهر، دیپلماسی به موازات فعالیت های بزرگ نظامی دنبال می شد. حتی گاه فرماندهان نظامیان معترض می شدند که مطرح شدن مذاکرات صلح، باعث کاهش انگیزه نیروهای داوطلب برای حضور در جبهه ها می شود. اما دیپلماسی ضرورت اجتناب ناپذیر تحقق اقتدار ملی و امنیت ملی و حتی دفاع از تمامیت ارضی کشور بود. تصور کنید که در سال ۱۳۶۷ قطعنامه ۵۹۸ با چارچوب نهایی آن که منافع و امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران را تامین می کرد، وجود نداشت تا امام خمینی با پذیرش آن نقطه پایان جنگ را تعریف کنند. مسلما ایران با مشکلات خیلی جدی تری مواجه می شد و ممکن بود که پذیرش آتش بس هزینه های بسیار زیادی به ایران تحمیل کند . فعالیت های دیپلماتیک ایران در یک فرآیند طولانی تاثیر زیادی در محتوای نهایی قطعنامه ۵۹۸ داشت. بدون این تلاش های دیپلماتیک حاصل همه مجاهدات های رزمندگان می توانست برای کشور کافی نباشد و حقوق ایران را تامین نکند.

2. ماجرای سفر آقای اسد به تهران در اواخر سال گذشته،‌ این بحث را بین جامعه نخبگان که مسائل سیاست خارجی را دنبال می کنند ،‌ دوباره باز کرد . آیا نفوذ نیروهای نظامی اکنون نسبت به سال های قبل تغییر کرده است؟

بله . دخالت نظامیان بخصوص در سیاست خارجی منطقه ای کشور از زمان دولت احمدی نژاد در وضعیت حداکثری بوده است. ماجرای سفر رئیس جمهور سوریه میزان دخالت نظامیان در دیپلماسی را خیلی پر رنگ نشان داد. به دلایل امنیتی سفر آقای اسد باید در فضایی بکلی سری انجام می شد. اما وقتی وزیر خارجه ایران پس از پایان سفر پر شتاب اسد به تهران و بازگشت وی به دمشق، از انجام آن مطلع شد، و جامعه با رفتار غیر دیپلماتیک نظامیان مواجه شد، هیچ جای توجیهی برای عملکرد نظامیان باقی نمانده بود. وزیر خارجه در هر کشوری در بالاترین رده اطلاعاتی کشور قرار دارد. حیطه بندی اطلاعاتی او از بالاترین مقامات نظامی بالاتر است و معمولا وسعت اطلاعات سری حوزه کاری او، به مراتب اهمیت بیشتری نسبت به اطلاعات سری غالبا عملیاتی نظامیان دارد. حذف وزیر خارجه از فرآیند دیپلماسی سفر اسد با هیچ توجیهی از جمله توجیه امنیتی اصلا قابل قبول و قابل درک نبود و نشان از درک غلط نظامیان نسبت به دیپلماسی داشت. اما در پی آن ماجرا نیز که نظامیان بشدت مورد انتقاد قرار گرفتند، تغییری ایجاد نشد وهمچنان وزارت خارجه قادر به اجرای وظایف خود به عنوان محور سیاست خارجی کشور در منطقه نیست.

منشا وضعیت کنونی به دولت احمدی نژاد باز می گردد. در دولت اول احمدی نژاد عملکرد سیاست خارجی دولت بسیار بد بود. در این دوره بخش بزرگی از بهترین، کارآمدترین و شجاع ترین دیپلمات های کشور از وزارت خارجه اخراج و یا خارج شدند. در این وضعیت برخی از دیپلمات های تواناتر با پیشینه نظامی و امنیتی با تکیه بر پیشینه خود، توانستند به کارشان ادامه دهند، عملکرد برخی از آنان هم، از بسیاری از مدیران غیر نظامی منصوب دولت احمدی نژاد در وزارت خارجه بهتر بود. اما مشکل وقتی شروع شد که نظامیان و امنیتی ها باور کردند که نیازی به مدیریت دیپلماسی ندارندِ، در حدی که با رفتن دولت احمدی نژاد نیز تن به مدیریت دیپلماسی دولت روحانی ندادند. بدل شدن فرصت بزرگ پیروزی های بزرگ نظامیان ایران در سوریه و عراق در مقابل داعش به آغاز تهدیدات بزرگ علیه کشور، حاصل این فاجعه بود.

به نظر من حتی اگر نظامیان در کسوت و منش و روش دیپلماتیک مسئولیت دیپلماسی کشور را برعهده گیرند، ممکن است از وضع کنونی که دیپلماسی کشور را از کار انداخته اند و فرصت های دیپلماتیک را تخریب می کنند، بهتر باشد. در هرحال دیپلماسی و نظامی گری دو حرفه و تخصص بسیار ضروری و حساس و مهم و کاملا متفاوت برای تامین منافع ملی و امنیت ملی است؛ حتی اگر گاه به ظاهر، صحنه عمل دو حرفه مشترک داشته باشند.

3. حالا با ماجرای ساقط کردن پهباد آمریکایی،مسائل شکل دیگری به خود گرفته است. اگر چه باید بحث دفاع از حریم هوایی کشور را در این بین لحاظ کرد. با این ملاحظه این سوال را مطرح می کنم که به نظر شما نفوذ نیروهای نظامی اکنون نسبت به سال های قبل تغییر کرده است؟

دفاع از مرزها و حریم هوایی کشور یک ماموریت نظامی است. بی تردید نظامیان موظف به واکنش نسبت به هر حرکت حتی غافلگیرانه در چارچوب ماموریت های خود هستند. ساقط کردن پهباد متجاوز به قلمرو ایران اقدامی مهم و چشمگیر نظامیان بوده و کمتر کسی تصور ماجراجویی از این عملیات دارد. اما طبعا وزیر خارجه و مدیران کلیدی آن باید مطلع ترین مسئولان نسبت به همه راهبردهای و برنامه ریزی های دفاعی کشور باشند. وزیر خارجه عضو کلیدی شورای عالی امنیت ملی است و تمامی تصمیمات مهم نظامی باید به تایید شورای عالی امنیت ملی برسد. در دوره ای که من تجربه کرده ام نه تنها امکان هماهنگی وجود داشته بلکه در حساس ترین شرایط، بالاترین هماهنگی های لحظه به لحظه میان من معاون وزیر خارجه و مقامات عالی نظامی ذیربط وجود داشته است. بدون آن هماهنگی ها تحقق کارهای بزرگی که توسط ایران در منطقه به وقوع پیوست ممکن نبود.

گزارش فرمانده هوا فضای سپاه پاسداران از ساقط کردن پهباد متجاوز آمریکایی به فضای ایران، یک مصاحبه حرفه ای و تخصصی و بی حاشیه نظامی بود. او نیازی نداشت که شعار و پیام سیاسی بدهد و خارج از وظایفش کشورهای دیگر را تهدید کند. گزارش حرفه ای او حاوی اقتدار و توانایی نظامیان ایران بود و به کار بزرگ انجام شده اعتبار و اهمیت بخشید. هیچ حاشیه بزرگتر از متنی هم برای کشور در فضای افکار عمومی ایجاد نکرد.

4. اساسا به نظر شما ایجاد هماهنگی بین این دو نهاد شدنی است یا در نهایت این کشاکش ،‌یکی باید به نفع دیگری کنار باشد یا فرمان پذیر شود؟

حتما تفکیک فعالیت نیروهای مسلح و فعالیت ماموران سیاسی امکان پذیر و ضروری است. در یک ساختار هنجار دخالت سیاسی و فعالیت سیاسی کردن همانقدر برای نظامیان ناشایست تلقی می شود که کار نظامی برای دیپلمات ها ناشایست و ناصحیح است. سیاست زدایی از فعالیت های نظامی یک اصل اساسی در ساختارهای هنجار جهان است. نظامیان تا زمانی که در کسوت و موقعیت نظامی هستند حق فعالیت سیاسی ندارند و حیطه بندی های مستحکم میان کار نظامی و کار سیاسی را رعایت می کنند. نتیجه تجربه بشری است و کارآمدی و سلامت و اعتبار این تفکیک وظایف نیز به اثبات رسیده است. اگر نظامیان قصد کار سیاسی و دیپلماتیک داشته باشند، ابتدا لباس و موقعیت نظامی خود را ترک می کنند و سپس به امور سیاسی و دیپلماتیک می پردازند. عنوان های انقلابی و ارزشی و ویژگی ساختاری یک نهاد نظامی هم تغییری در آداب کار نهاد نظامی ایجاد نمی کند. منظور از نظامیان تمامی کسانی هستند که سلاح در اختیار دارند و وظیفه دفاع مسلحانه از امنیت کشور را برعهده دارند. هرکس که سلاح بدست دارد در چارچوب نیروهای مسلح قرار می گیرد و عناوین ثانویه ابداعی هویت او را تغییر نمی دهد. هرکس که سلاح دارد مشمول تفکیک وظایف هنجار دنیا می شود. تفکیک وظایفی که امام خمینی در وصیت نامه خود به دقت ترسیم کرده اند، در فعالیت های برون مرزی نیز حیطه بندی ها کاملا شفاف است. همه مقامات نظامی و امنیتی و اطلاعاتی کشورهای درچارچوب و تحت مدیریت سفیر، یعنی نماینده سیاسی و رئیس دیپلماسی کشور فعالیت می کنند. هیچ مقامات نظامی خارج از حیطه هنجار مناسبات دیپلماتیک تحت مدیریت سفیر، عمل نمی کند. حتی اگر ماموریت او بکلی سری و فعالیت او ویژه باشد.

5. بحث تفکیک قدرت و نفوذ بین نهادهای نظامی و نهاد دیپلماسی موضوع خاص کشور ما نیست. اگر با این گزاره موافقید به موضوع تفکیک وظایف بین این دو نهاد در کشوری مثل آمریکا بپردازیم. مثلا بحث اعزام نیرو به خلیج فارس در ماه گذشته در آمریکا یا تصمیم به حمله نظامی یا صدور فرمان عدم حمله، در همین هفته در آمریکا داغ بود و نهایتا به نتیجه رسید. به نظر شما وقتی سطح تصمیم گیری به این شرایط می رسد دستگاه دیپلماسی نقشی دارد یا فقط تریبون اعلامی است؟

مسلما اقدامات نظامی تحت مدیریت نظامیان انجام می شود. اگر قرار است که نیرو اعزام شود این نیروها تحت فرماندهی نظامیان اعزام می شوند و در حوزه استقرارشان نیز تحت فرماندهی فرماندهان نظامی هستند، اما اعزام نظامیان یک کشور به سرزمین دیگر بخشی از سیاست خارجی آن کشور است و همه برنامه ریزی های دیپلماتیک برای ایجاد زمینه اعزام نیروها تحت مدیریت وزارت امور خارجه آن کشور انجام می شود. به شکل متعارف نظامیان در خارج از کشور در چارچوب های خود تحت نظر مدیریت دیپلماسی آن کشور حضور می یابند و فعالیت می کنند. معمولا نهادی مثل شورای عالی امنیت ملی در ایران نیز وظیفه تصمیم گیری های کلان و هماهنگی های کلان میان نهادهای سیاسی ، نظامی و امنیتی را بر عهده دارد. مسئولیت تمامی فعالیت های ضروری دیپلماتیک نیز بر عهده وزارت امور خارجه است. اگر وزیر خارجه یک کشور خارجی بجای ارتباط با وزیر خارجه کشور، به هر دلیلی با مقام نظامی آن کشور ارتباط برقرار کند، این اقدام او به منزله اهمیت دادن به مقام نظامی نیست، بلکه چنین اقدامی توهینی دیپلماتیک نسبت به دولت و به وزیر و به مقام نظامی آن کشور است.

درسال 2011 دولت اوباما تصویری از اتاق وضعیت ویژه یا اتاق بحران کاخ سفید را در زمان سری ترین عملیات حمله کوماندویی ارتش آمریکا به مخفی گاه بن لادن در منطقه نظامی نزدیک اسلام آباد در پاکستان منتشر کرد. هدف از انتشار این عکس ظاهرا پر کردن خلاء عدم انتشار عکسی از عملیات و نتایج این عملیات بکلی سری بود. آمریکا بدون اطلاع مطلق دولت پاکستان حمله کرد، چون مطمئن بود که اگر دولت پاکستان مطلع شود بن لادن از مخفیگاه خود خواهد گریخت. این عکس بی نظیر مقامات عالی درگیر این عملیات بکلی سری را نشان می دهد. آنان عملیات را زنده از طریق دوربین های ماهواره ای کماندوهای آمریکایی تماشا می کنند. رئیس جمهور . معاون اول رئیس جمهور. وزیر خارجه . وزیر دفاع . رئیس سیا، مشاور امنیت ملی و ژنرال فرمانده عملیات در اتاق حضور دارند. این تصویر به خوبی دو چیز را نشان می دهد. رده بسیار بالای اطلاعاتی امنیتی وزیر خارجه و نقش او در فرآیند تصمیم گیری سری ترین عملیات نظامی امنیتی جاسوسی و هماهنگی بسیار بالای آنان بر سر موضوعی که همین ترکیب درباره اش تصمیم گیری کرده اند. حضور کمرنگ نظامیان در قیاس با مقامات سیاسی شاخص دیگر این ساختار در آمریکاست. همین ساختار تقریبا شورای عالی امنیت ملی ایران را تشکیل می دهد. نهاد هماهنگی میان وزارتخانه ها و سازمان های سیاسی و وزارتخانه ها و سازمان های نظامی و اطلاعاتی و امنیتی . در ایران البته از زمان دولت احمدی نژاد نقش هماهنگی شورای عالی امنیت ملی به حاشیه رفت و این وضع هنوز هم ادامه دارد و در واقع موضوع تا حدی به هرج و مرج رفتاری کشیده شده است. شما به عنوان یک روزنامه نگار متخصص می توانید اظهار نظرهای رسانه ای نظامیان ایران و نظامیان قدرتمندترین دولت های جهان را مقایسه کنید. تعدد اظهار نظرکنندگان نظامی در ایران واقعا تکان دهنده است. آمریکا قدرتمندترین ارتش جهان را در اختیار دارد. تعداد نظامیان اظهارنظر کننده در ایران چند برابر قدرتمندترین کشورهای جهان است. محتوای اظهارنظرات نظامیان ایران هم سیاسی است. اظهاراتی غالبا غیرضروری و غالبا به وظایف نظامی ارتباط مستقیم ندارد.. با لباس نظامی سخنرانی سیاسی می کنند. پاسخ مقامات سیاسی دنیا را می دهند. به جای همه مقامات کشور، دیگران را تهدید می کنند و برای دیگران خط و نشان می کشند و با سخنگویان سیاسی مسابقه می گذارند. آزمایش موشکی حتما یک اقدام نظامی است. اما همزمانی آزمایش موشکی با امضای برجام و نوشتن شعار سیاسی بر روی موشک حتما یک اقدام سیاسی است. دخالت نظامیان در مسائل سیاسی است. در دوران جنگ در شرایطی که نظامیان نقش بی بدیل دفاع بی امان از امنیت ملی در مقابل تهاجم نظامی را برعهده داشتند، اظهار نظرها و اطلاع رسانی ها نسبت به حتی جنگ، در ستاد تبلیغات جنگ توسط غیر نظامیان به صورت متمرکز هماهنگ و پیگیری می شد.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
آخرین اخبار
  • کماکان تنها راه اصلاح طلبان حضور در صحنه است
  • بیانیّه‌ی تحلیلی جمعی از نواندیشان دینی ایرانی در نقد قانون «توهین به مقدّسات»
  • پاسداشت مجاهدت
  • زمان جنگ دستگاه دیپلماسی کارآمدی برای صلح نداشتیم
  • سیاست زدایی از فعالیت‌های نظامی یک اصل اساسی در ساختارهای هنجار جهان است
  • تحولات اخیر بین ایران و آمریکا نوعی توازن بین آنها ایجاد کرده
  • ما همه مجرم هستیم
  • نامه جمعی از فرهنگیان، دانشگاهیان و فعالان مدنی ایرانی و غیرایرانی به دبیر کل سازمان ملل
  • اولویت آمریکا حمله به ایران نیست
  • دولت پنهان، توفیق دولت رسمی را بی‌توفیقی خود می‌داند
  • اصلاح‌طلبان در سال ۹۶ متوقف شدند
  • بیانیه نهضت آزادی ایران به مناسبت هفته قوه قضائیه
  • نامه ۱۷ اصلاح‌طلب به دبیرکل سازمان ملل
  • اخلاق علیه عدالت
  • محمدرضا خاتمی: حداقل ۷ میلیون و ۸۹ هزار و ۹۹۳ رأی تقلب شده است/ فتنه اکبر تقلب است
  • روایت رسمی از قتل یک زندانی سیاسی در فشافویه
  • هنوز دیر نشده است
  • مذاکره، تسلیم ایران نیست
  • جنبش سبز و افق آینده
  • اکنون چه باید کرد؟
  •