به روز شده: ۲۳:۵۰ تهران - جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸

اولویت آمریکا حمله به ایران نیست

سیاست خارجی ایران روزهای سخت و پیچیده ای را می گذراند. به نظر شما شرایط فعلی دیپلماسی نظیر مشابهی در تاریخ بعد از انقلاب دارد؟

سیاست خارجی امروز ایران متعلق به دوران پس از جنگ سرد است. با فروپاشی اتحاد شوروی بنیان های زیادی در روابط میان کشورها در سطح جهان تغییر کرد. مناسبات بین المللی از دهه پایانی قرن گذشته کاملا با دوران پیش از آن متفاوت است. آنچه امروز با آن مواجهیم محصول عملکرد ایران و تحولات پس از فروپاشی اتحاد شوروی در اواخر دهه ۶۰ شمسی است. شاید بتوان شباهت هایی میان وضعیت کنونی و سال ۱۳۷۵ پیدا کرد. در آن سال ایران در معرض بیشترین فشارهای اقتصادی قرار گرفت و برای اولین بار در تاریخ روابط دو کشور ، تحریم های فرامرزی علیه ایران به تصویب کنگره آمریکا رسید. تدریجا بحث حمله نظامی آمریکا به مناطق حساس نظامی و اقتصادی ایران نیز مطرح شد. هرچند با انتخابات سال ۱۳۷۶ وضعیت به کلی تغییر کرد و حمله به ایران کاملا منتفی شد و هرچند به صورت واقعی تحریم های فرامرزی مصوب کنگره آمریکا علیه ایران، هرگز تا زمان ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت و تصویب قطعنامه های تحریم شورای امنیت علیه ایران از سال ۱۳۸۵ به درستی اجرا نشد، اما فشار های اقتصادی علیه ایران توسط آمریکا از سال 1375قدری شکل گرفت. این تحریم ها از همان زمان محدودیت های زیادی برای همکاری های اقتصادی شرکت های ایرانی و آمریکایی ایجاد کرد و بنیان اولیه تحریم هایی بود که نهایتا پس از تصویب قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران، توسط دولت آمریکا علیه بانک ها و کمپانی های بین المللی که با ایران همکاری کرده بودند به اجرا در آمد. مجازات های هنگفت آمریکا در دوره تحریم های سازمان ملل باعث شد که در دوره جدید تحریم های آمریکا، موسسات اقتصادی بین المللی به ریسک های بسیار گران دور زدن تحریم آمریکا و همکاری اقتصادی با ایران، تن ندهند.
در واقع ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل در سال ۱۳۸۴ حلقه اتصال کلیدی بحران های کنونی کشور و اشتباهات سیاست خارجی گذشته کشور است. ارجاع پرونده هسته ای ایران در سال ۱۳۸۴ به شورای امنیت سازمان ملل متحد با اجماع کشورهای موثر جهان از جمله روسیه و چین، در اثر اشتباه بزرگ و تاریخی دولت وقت و در واقع تحویل پرونده هسته ای ایران به دولت آمریکا در شورای امنیت، بنیان تمامی تحریم های ۱۵ سال گذشته ایران را شکل داد و مسیری برای اعمال فشارهای بین المللی سیاسی و اقتصادی بروی ایران گشود که کشور همچنان گرفتار آن است. برجام معجزه بزرگ خارج کردن پرونده ایران از دست امریکا در شورای امنیت بود، اما رویه های شکل گرفته در دوران تحریم شورای امنیت سازمان ملل، به آمریکا امکان داد که فشارهای خود را خارج از شورای امنیت سازمان ملل و بدون اجماع جهانی دنبال کند. ایران از حمایت اجماع جهانی برخوردار است اما آمریکا بنا دارد که با ابزار اقتصادی تحت اختیار خود، ثابت کند که بدون اجماع جهانی و تنها با امکانات خود قادر است ایران را زمینگیر کند. مسائل داخلی ایران هم خیلی به آمریکا در این رابطه کمک کرد.

سیاست خارجی دوران اصلاحات نیز شرایط سختی می گذراند، شما آن موقع معاون وزیر خارجه بودید. تفاوتی بین شرایط فعلی و آن زمان می بینید؟

شروع مسئولیت من در وزارت امور خارجه در دولت اصلاحات در اواخر تابستان ۱۳۷۶، با دشواری زیادی همراه بود. ایران متهم همکاری با تروریست های عملیات خبر در عربستان سعودی علیه نظامیان آمریکایی بود. سفرای اروپایی برسر مناقشه مربوط به ترور در رستوران میکونوس ایران را ترک کرده بودند. ترورهای پی در پی ایرانیان در پاکستان و افغانستان و روابط بحرانی ایران با این دو کشور و ترکیه و کشورهای خلیج فارس و برحی کشورهای آسیای میانه و قفقاز و تقریبا تمامی اروپایی ها، از شاخص های این دوران بود. اما وزارت امور خارجه به سرعت قدرتمند شد و موفق ترین دوران کار خود را پس از انقلاب اسلامی تجربه کرد. اقتدار منطقه ای ایران ، حضور موثر ایران در مدیریت بحران های منطقه ای و سیاست خارجی توسعه گرا در مناسبات با کشورهای توسعه یافته تر آسیا و اروپا از جمله شاخص های این دوران بود. دراین دوره وزارت امور خارجه موفق شد سیاست های خود را در همکاری با کشورهای موثر جهان در چارچوب منافع ملی ایران دنبال کند. نقش کلیدی ایران در تحولات پس از سقوط طالبان در افغانستان و پس از سقوط صدام در عراق محصول دیپلماسی این دوره است. در این دوره وزارت امور خارجه مدیریت دیپلماسی کشور را بر عهده داشت و همکاری مشترک وزارت امور خارجه و نظامیان تحت این مدیریت دیپلماتیک، برای اهداف امنیت ملی کشور بسیار کارآمد و موفق بود. از جمله چارچوب موفقی که برای مدیریت مناسبات مشروط ایران و آمریکا شکل گرفت.

منظورتان از مدیریت مناسبات مشروط ایران و آمریکا چیست ؟

منظور مناسبات میان ایران و آمریکا در ساختارهای غیر دوجانبه بود. برای این منظور در این دوره چارچوب های موفقی ترسیم شد و منجر به مذاکرات میان ایران و آمریکا در چارچوب های چند جانبه از جمله درباره آینده افغانستان و آینده عراق شد. مذاکرات موفق و اثر گذاری که باعث تقویت زیاد اقتدار ملی ایران در منطقه شد. در این دوره ایران در عراق و افغانستان ایران نقش مستقیمی در سقوط دولت های صدام و طالبان نداشت؛ اما در آینده این دو کشور نقش کلیدی ایفا کرد. همه جهان، البته به جز اسرائیل و عربستان سعودی و برخی دیگر از کشورهای منطقه که بشدت از این موفقیت بزرگ ایران ناخرسند بودند، نقش خردمندانه ایران را در مدیریت بحران پس از حمله آمریکا به این دو کشور ستودند. ایران بعد از این نقش آفرینی دیپلماتیک مقتدرانه در تحولات افغانستان و عراق، بسیار مقتدرتر از گذشته بود. نظامیان هم نقش خود را در چارچوب مدیریت دیپلماتیک و تابع دیپلماسی ایفا کردند و توانایی ها و تسلط اطلاعاتی و راهبردی آنان بر مسائل نظامی منطقه، منزلت و اعتبار آنان را افزایش داد. در روزهای اخیر یکی از معاونان سابق وزارت خارجه که روابط نزدیکی با سپاه داشته است، در مصاحبه ای جزئیات مذاکرات مستقیم مقامات ایران و مقامات آمریکا در حضور مقامات عراقی را در سال ۱۳۸۶ برای اولین بار تشریح کرده است. او جزئیاتی از مذاکرات مستقیم و به تعبیر خودش منطقی، حکیمانه، دقیق، صریح، مستدل، از موضع قدرت و عقلانی مقامات ایرانی را با رایان کراکر سفیر آمریکا در عراق و خودش با همکاران آمریکایی کراکر تشریح کرده است. صرف نظر از جزئیات، آنچه او بیان کرده گزارش بخشی از تلاش بزرگ دیپلماتیک ایران در عراق است. تلاشی که حداقل از ۵ سال پیش از آن در رابطه با آینده عراق آغاز شده بود و به نتایج بسیار ارزشمندی منجر شد. ایران را مقتدرتر کرد و در تحولات درست کشور عراق بعد از حمله آمریکا، نقشی اساسی داشت.

رابطه ایران و امریکا در همه چهار دهه بعد از پیروزی انقلاب، در شرایط بحرانی و به نوعی مسئله سیاست خارجی کشور بوده است. مسئله‌ای که حتی در بین مردم نسخه‌ای برای آن پیچیده می شود «تا مسئله ایران و امریکا حل نشود، مسایل دیگر ما حل نمی‌شود» به نظر شما هر چه پیش می رویم این تحلیل مردمی نمود واقعی تری پیدا نمی کند؟

تقریبا اجتناب ناپذیر به نظر می رسد که ایران مجبور است دیر یا زود به ارتباط فعال و برابری با آمریکا دست یابد و به مذاکره با آمریکا بنشیند. موقعیت ایران در منطقه و جهان موقعیت مهم و بزرگی است و این موقعیت ضرورت هایی را به ایران تحمیل می کند که یکی از مهمترین آنها، نقش آفرینی ایران در مدیریت جامعه جهانی و تعامل و گفتگو با قدرت ها و ابرقدرت های جهان است. بعلاوه ایران در منگنه بزرگترین تحریم های تاریخ قرار گرفته و خروج از آن مستلزم مذاکره با آمریکاست. برخلاف ادعای تندروها و دولت پنهان در ایران، عملکردهای آنان برعلیه سایر کشورها و کمک های آنان به شکل گیری اجماع جدیدی از سایر کشورها علیه ایران نیز ، کمک مهمی به راهبرد آمریکا برای وادار کردن ایران به مذاکره و معامله مستقیم با آمریکاست. ایران باید برای چنین وضعیتی برنامه مشخص داشته باشد. حتی اگر این برنامه برای مدت ها محرمانه بماند و در مسیر اجرا قرار نگیرد.
رئیس جمهور آمریکا موضوع مذاکره را به غالبا به نیل به اعتماد متقابل نسبت به عدم ساخت سلاح هسته ای توسط ایران، محدود می کند. با توجه به اینکه برجام تکلیف این موضوع را روشن کرده است، چارچوب مذاکراتی دشواری نیست. رئیس جمهور آمریکا خواهان آن است که ایران بر سر برنامه هسته ای خود؛ مستقیما با آمریکا و صرفا با آمریکا توافق کند. آمریکا قدرت تحمیل هزینه های بسیار سنگین برای رسیدن به خواسته هایش را دارد، اما فعلا چنین چیزی برای ایران قابل قبول نیست لذا باید برای راه حل های جایگزین مورد قبول ایران تلاش شود. میانجی ها و پیام رسان ها می توانند نقش کلیدی ایفا کنند و ممکن است نهایتا گفتگوهای چند جانبه مورد قبول طرفین، راه حل باشد.

گاه گفته می شود که هدف ترامپ از مذاکره با رهبران ایران ، گرفتن عکس یادگاری است و نمی توان روی تعهدات او حساب باز کرد. چیزی که در مورد مذاکرات با رهبر کره شمالی نیز گاهی احساس می شود. ظاهرا هیچ گشایشی در تحریم های علیه کره شمالی محقق نشده است.

طبعا با توجه به رفتار غیر متعارف رئیس جمهور آمریکا، نباید این وجه را نادیده گرفت و باید با اقدامات دیپلماتیک از چنین احتمالی پیشگیری شود. اما متقابلا سطحی و غیرقابل محاسبه پنداشتن راهبردهای کنونی امریکا نیز غلط است. مسلما تفاوت های زیادی میان ترامپ و اوباما وجود دارد و عملکرد اوباما فرصت های مهمی را برای ایران ایجاد می کرد که از دست رفت؛ اما اگر به اسناد راهبردی حزب جمهوریخواه آمریکا مراجعه کنید؛ یا حتی به اسناد راهبردی دولت اوباما مراجعه شود؛ شباهت های زیاد و کمی میان اقدامات کنونی آمریکا و آن راهبردها پیدا می شود. حداقل از دو دهه قبل آمریکا مصمم است که با آشتی یک قهر، تکلیف مناسبات خود را با ایران روشن کند. بخش زیادی از کنش های امروز جزو همان راهبرد ۲۰ ساله است.
اما مقایسه کره شمالی و ایران هم اصلا درست نیست. کره شمالی از چهار دهه پیش خواهان مذاکره مستقیم و بی واسطه با آمریکا و نه کره جنوبی بوده است. به خاطر اهمیت اندک ژئواستراتژیک کره شمالی برای آمریکا، آمریکا پیش از ترامپ زیر بار مذاکره مستقیم با کره شمالی نرفته بود و مذاکرات صلح شبه جزیره کره با محوریت چین به صورت چند جانبه دنبال می شد. یعنی در ماجرای کره شمالی هر دو طرف علاقمند به گرفتن عکس های یادگاری بوده و هستند. درحالی که در مورد ایران، آمریکا سالهاست که به دنبال مذاکره مستقیم و بی واسطه با ایران است و ایران است که از مناسبات مستقیم با آمریکا سرباز می زند. این در حالی است که چنانکه گفته شد هر بار که ایران به مذاکرات مشروط و چندجانبه هم با آمریکا تن داده، به دلیل دیپلماسی موفق و قدرتمندش به نتایج با ارزشی رسیده است.
از سوی دیگر کره شمالی یک زندان بزرگ کاملا بسته مملو از مردمانی با فقر مطلق ، تحت حاکمیت مطلق رهبر کره شمالی و نظامیان است. هیچ اطلاع روشنی از درون این کشور خارج نمی شود. تصور زندگی در این کشور برای ما اصلا ممکن نیست. ده ها و صدها هزار انسان سالیانه از فقر و گرسنگی تلف می شوند و هیچ آمار و اطلاعاتی درباره آنها وجود ندارد. متاسفانه برای رهبر چنین کشوری گرفتن عکس یادگاری با رئیس جمهور آمریکا مهمتر از رفع گرسنگی مردم بدبخت کشورش است.

در سناریوی جدید، یعنی ماجرای ساقط کردن پهباد امریکایی ، تحلیل های متفاوتی در مورد این وجود دارد که چرا او دست به اقدام نظامی نزد. شما دلیل اصلی این رفتار را چه می دانید؟ ممکن است این اقدام را به شکلی دیگر انجام دهد؟

طبعا دلایلی مثل ورود پهباد آمریکایی به آسمان ایران و وجود دو پهباد بی سرنشین و با سرنشین به صورت همزمان در منطقه و ساقط کردن پهباد بی سرنشین توسط ایران، در تعلل آمریکا بی تاثیر نبوده است اما مهمتر از این علل باید گفت که: واقعا اولویت آمریکا حمله به ایران نیست. راهبرد دولت ترامپ زمین گیر کردن ایران بدون جنگ است. در این زمینه نیز از امکانات بی نظیری علیه ایران استفاده می کند. آمریکا همچنان ترجیح داده که از حمله به ایران پرهیز کند.
البته چون برداشت غلطی مطرح می شود باید تاکید کرد که این به معنای منتفی شدن خطر حمله آمریکا نیست. مشتاقان زیادی برای حمله آمریکا به ایران وجود دارد. اسرائیل، عربستان سعودی و حتی امارات مشتاق حمله آمریکا به ایران هستند و امیدوارند که ادامه این روند، منجر به درگیری میان ایران و آمریکا شود. عربستان سعودی و امارات از هرکمکی به صدام برای جنگ با ایران کوتاهی نکردند و بعد از سقوط رژیم صدام در آرزوی درگیری نظامی آمریکا و ایران بوده اند و هستند. به باور من این کشورها خود را برای خسارات چند ده میلیارد دلاری یا حتی شاید چند صد میلیارد دلاری آماده کرده اند و خشنود خواهند بود که در قبال درگیری نظامی آمریکا با ایران، هزینه سنگین انهدام چند پالایشگاه و سکوی نفتی و کشتی نفتکش و غیره را تحمل کنند. چنین وضعیتی را رژیم صدام در حمله به کویت تجربه کرد . درحمله عراق به کویت، خسارات بسیار سنگینی به تاسیسات زیربنایی و نفتی کویت وارد شد، ولی نهایتا رژیم صدام منهدم و خرابی های چند صد میلیارد دلاری کویت به سرعت بازسازی شد. متاسفانه به نظر می رسد که عربستان سعودی و امارات حتی آماده اند که علاوه بر تحمل خسارات وارده به خودشان، هزینه لشکر کشی آمریکا را هم بپردازند.
روی تداوم راهبرد پرهیز از جنگ آمریکا نیز نمی توان حساب کرد. در آمریکا تندروها شدیدا مشتاق حمله آمریکا به ایران هستند و تحولات منطقه و منافع آمریکا ممکن است این کشور را به سوی حمله به ایران سوق دهد.

می توان گفت اتفاقی که در مورد پهباد امریکایی رخ داد، بی سابقه است؟ آیا این می تواند در مورد توان نظامی و دفاعی ایران به شکل هشداری برای امریکایی ها تلقی شود؟

بله موفقیت ساقط کردن پهباد آمریکایی از سوی نیروهای مسلح ایران دفاع با ارزشی بوده است و ایران را در موقعیت خوبی در مقابل آمریکا قرار داده است. اما هماوردی تکنولوژیک و تجهیزات نظامی دو طرف ممکن نیست. بودجه نظامی آمریکا و ایران ، تکنولوژی بسیار پیشرفته آمریکا ، تنوع و گستردگی امکانات نظامی آمریکا همه وضعیت ایران و آمریکا را در دفاع تسلیحاتی و تکنولوژیک نابرابر می کند. آنچه باعث پرهیز آمریکا از درگیری نظامی با ایران می شود، ظرفیت بالای نیروی انسانی ایران در دفاع از کشور و همچنین آسیب پذیری گسترده نیروهای نظامی آمریکا در منطقه در قبال حملات احتمالی ایران است. مسلما ایران می تواند ضربات بسیار سنگینی به لحاظ نیروی انسانی به نیروهای آمریکایی در منطقه وارد کند اما بهرحال جنگ به صورت بسیار نابرابر دنبال خواهد شد.
طبق آخرین ارزیابی ها همچنان آمریکا با حدود ۷۰۰ میلیارد دلار بودجه نظامی، بزرگترین قدرت نظامی جهان است و ایران به لحاظ قدرت نظامی با بودجه نظامی حدود ۶ میلیارد دلار به رتبه قابل توجه سیزدهم ارتقاء یافته است. ایران قدرت نظامی بزرگی است اما بودجه نظامی آمریکا بیش از صد برابر ایران است.
به تعبیری می توان گفت که درصورت حمله آمریکا، مردم ایران همچون ویتنامی ها درس بسیار تلخی به نظامیان آمریکا خواهند داد اما خسارات خیلی عظیمی نیز متحمل خواهند شد و طرفین خسارات عظیمی خواهند دید. توجه داشته باشید که حمله آمریکا به ویتنام از ابتدا مخالفان زیادی در میان نخبگان و حتی مقامات آمریکا داشته است و نهایتا هم تحت فشار افکار عمومی در سال ۱۹۷۵ به پایان رسیده است. در طول جنگ ویتنام حدود ۶۰ هزار آمریکایی کشته و بیش از ۳۰۰ هزار آمریکایی زخمی شده اند. اما این جنگ که امروز جنگی بیهوده و بی خردانه توصیف می شود ۲۰ سال به طول انجامیده و بیش از ۴ میلیون نفر در جنگ کشته شده اند. رهبران مهمی مثل جان اف کندی این بی خردی را تداوم بخشیده اند. یعنی متاسفانه ثروت و قدرت زیاد آمریکا این کشور را قادر می سازد که بی خردی های بزرگ رهبرانش را بهرحال گاه با هزینه بسیار گزاف جبران کند.

به نظر می رسد ایران برای پاسخ به دعوت های مکرر ترامپ به مذاکره تنها تا اوج گرفتن انتخابات ۲۰۲۰ فرصت دارد، به نظر شما این زمان طلایی از دست می‌رود یا استفاده می شود؟

فرصت طلایی مفهوم دقیقی برای این دوره نیست. این مفهوم به دوره ریاست جمهوری اوباما قابل اطلاق هست که سپری شده است. اما احتمال اینکه درصورت پیروزی ترامپ در انتخابات آتی فشار به ایران افزایش بیاید، احتمال قابل توجهی است و تمایل ترامپ به مصالحه با ایران پیش از انتخابات نیز می تواند فرصت تلقی شود. بهرحال در حال حاضر فشار آمریکا برای وادار کردن ایران به مذاکره جدی است و این مسئله نیز ضرورت تدبیر در این رابطه را بیشتر می کند.
عده ای تصور می کنند که ایران باید تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مقاومت کند. با این امید که با تغییر رئیس جمهور آمریکا راه برای بازگشت آمریکا به برجام و حل بحران فراهم شود. برنامه ریزی روی چنین تصوری خطرناک و پر ریسک است، چون حتی با فرض شکست ترامپ در برابر رقیب دموکرات خود که احتمالش کم است، هیچ دلیلی وجود ندارد که رئیس جمهور بعدی آمریکا به سرعت به توافق برجام بازگردد و مسیر همکاری های اقتصادی ایران را هموار کند. ایران باید با درک جامع تری در مورد مذاکره با آمریکا و شیوه آن تصمیم بگیرد.

تاکنون بازگشت به برجام از سوی ایران شرط مذاکره مجدد با آمریکا مطرح شده، به نظر شما شرط قابل تحققی است؟ امریکا تاکنون در مورد این موضوع هیچ واکنش مثبتی از خود نشان نداده است؟

در دیپلماسی هیچ موضوعی بطور کامل منتفی نمی شود. باید راه حل هایی دنبال شود که مورد قبول طرفین قرار گیرد. ممکن است شکلی از مذاکرات برجام نیز قابل بازسازی باشد و در این چارچوب آمریکا به این تفاهم چند جانبه باز گردد و ایران و آمریکا نیز در همین چارچوب مذاکره کنند و به تفاهم های غیر قابل خدشه برسند. اگر ایران قصد نداشته باشد که با پیشنهاد مذاکره مستقیم آمریکا موافقت کند، که با توجه به رفتار بد ترامپ در خروجش از برجام و با توجه به نظر رهبری، در شرایط کنونی منتفی است، طبعا بار مسئولیت دیپلماسی خیلی سنگین تر می شود و مدیریت دیپلماسی کشور باید بطور دائم راه های قابل اجرا را طراحی و برای رسیدن به یک شیوه قابل قبول طرفین تلاش کند. یکی از راه های مذاکرات چند جانبه بازگشت آمریکا به برجام و ادامه مذاکرات میان طرفین در چارچوب ۵+۱ است.
اگر ایران بنا نداشته باشد که با آمریکا در این مرحله مذاکره مستقیم مورد درخواست آمریکا را بپذیرد، طبعا نیاز بیشتری به حمایت سایر کشورهای جهان از جمله سایر امضا کنندگان برجام برای رفع مشکلات خود دارد. فشار و موفقیت آمریکا در ناتوان کردن این کشورها در همکاری با ایران، نمی تواند عاملی برای فاصله گرفتن ایران از این کشورها بشود. برعکس ایران باید بطور دائم درجهت رفع مشکلات خود، به این کشورها نزدیکتر شود و از جمله با کمک گرفتن از متخصصان و صاحب نظران و شخصیت های با نفوذ ایرانی در این کشورها راهکارهای جدید برای همکاری با این کشورها را جستجو کند و متقابلا اجازه ندهند که امریکا بار دیگر این کشورها را به اجماع علیه ایران بکشاند. برخی رفتار ایران کاملا یاری کننده اسرائیل و تندروهای آمریکا برای ایجاد اجماع مجدد علیه ایران است.
مذاکره با همه کشورهای موثر دارای ارتباط خوب با ایران و آمریکا که از بهبود روابط ایران و آمریکا نفع می برند، از جمله کشورهایی مانند ژاپن، عمان ، عراق و هند، به منظور فعال کردن آنان در جهت جستجوی راه های عملی برای نیل به اهداف دیپلماتیک مورد نظر نیز ضروری است. تجربه سفر نخست وزیر ژاپن در این زمینه باید آغازی برای اقدامات موثرتر باشد.

چند هفته قبل کشورهای مختلفی دنبال میانجی گری در رابطه ایران و امریکا بودند، شما اخیرا در مصاحبه ای به اهمیت پذیرش میانجی گری از سوی شینزو آبه اشاره فرمودید. سوال من دال بر بخش دیگری از این ماجرا است. به نظر شما اساسأ موضوع ایران و امریکا با میانجیگری قابل حل است یا مانند سال های پایانی دولت نهم میانجی (عمان) تنها بانی پای میز مذاکره آوردن دو طرف خواهد بود؟

معمولا عناوین «کشور میانجی» یا « میانجیگری کشورهای دیگر» ، با معنایی موسع مورد استفاده قرار می گیرد که انتقال پیام میان رهبران دو کشور و یا تدارک مذاکرات غیرعلنی و علنی میان دو کشور را هم در بر می گیرد و شامل تمام کشورهای فعال در جهت کاهش تنش میان ایران و آمریکا می شود.
البته نتایج سفر آقای آبه کمتر از حد انتظار بود. هرچند تلاش ژاپن برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا و جلوگیری از بحرانی تر شدن منطقه تلاشی با ارزش بود و هست و طبعا انتظار زیادی نسبت به نتایج میانجیگیری آقای آبه در این سفر نبود، اما انتظار بود که نتایج سفر از حداقل های یک سفر دو جانبه در بالاترین سطح عالی میان دو کشور برخوردار باشد. خیلی طبیعی بود که دولت ژاپن پیشنهادهای درخور توجهی برای مناسبات دوجانبه داشته باشد و سفری در این سطح را در مناسبتی مثل نودمین سالگرد روابط کشور، به سفری خاطره انگیز در مناسبات دو کشور بدل کند. با درکی که از شیوه عمل ژاپنی ها دارم، انتظارم این بود که هنگامی این سفر انجام شود که ژاپنی با توجه به همه جوانب کار و با توجه به مناسباتی که با آمریکا دارند، به شیوه خودشان حداقل راه را برای انجام یک سفر نسبتا موفقیت آمیز دو جانبه، هموار کرده باشند.. ظاهرا آمریکایی ها روز قبل از سفر آقای آبه به تهران با طرح های ژاپنی ها برای همکاری های مهم دوجانبه مخالفت کرده و مانع پیگیری طرح ها توسط نخست وزیر ژاپن در طول سفر شده اند. احتمال دارد که ترامپ در طی سفر خود به توکیو، با طرح های ژاپنی ها موافقت کرده باشد؛ اما تندروهای دولتش پس از بازگشت او به واشنگتن مانع اجرای آن شده باشند. با توجه به مواضع صریح و نسبتا مثبت تر ترامپ نسبت به گذشته در توکیو، احتمال تاثیرگذاری جناح تندرو آمریکا در ممانعت از همکاری های دوجانبه جدید ایران و ژاپن زیاد است.

با توجه به اتفاقی که در ملاقات مقام رهبری با نخست وزیر ژاپن رخ داد، فکر می کنید کشور دیگری اقدام به این کار بکند؟

با توجه به پیچیدگی خیلی زیاد بحران کنونی میان ایران و آمریکا، انتظار زیادی از میانجیگیری نخست وزیر ژاپن نمی رفت. آنچه انجام شده انتقال دیدگاه های رئیس جمهور آمریکا به مقامات عالی ایران است و متقابلا دریافت نظرات مقامات عالی ایران که طبعا به رئیس جمهور آمریکا منتقل خواهد شد. انجام این اقدام گام ابتدایی مسیری است که دولت ژاپن می تواند دنبال کند و سخت بودن مواضع دو طرف به منزله شکست نقش پیام رسان یا میانجی نیست؛ بلکه به منزله دشواری زیاد و حساسیت بالای نقش او است. من فکر می کنم که دولت ژاپن این تلاش ها را دنبال خواهد کرد. و البته همچنان معتقدم که منافع ملی ژاپن با بهبود روابط ایران و آمریکا انطباق دارد و به همین دلیل دولت ژاپن در میان کشورهای قدرتمندتر جهان، بهترین گزینه برای دنبال کردن چنین نقش میانجیگرانه ای میان ایران و آمریکا است.

ما چقدر اختلاف بین ترامپ، بولتون و پمپئو قابل سرمایه گذاری است؟

تصور وجود اختلاف جدی در راهبردهای جمهوریخواهان آمریکا درست نیست. اما اختلاف نظرها در شیوه اقداماتشان هست و نباید این اختلاف نظرها نادیده گرفته شود. متاسفانه ایران در صحنه سیاسی آمریکا فعال نیست در حالیکه امکان تاثیر گذاری نسبی روی تصمیمات آمریکائیان با استفاده از دیپلماسی عمومی وجود دارد. همان کاری که بطور دائم اسرائیل و عرب های منطقه و گروه های مجاهدین خلق و سلطنت طلب ها دنبال می کنند و نتایج قابل توجهی هم می گیرند. مثلا به عنوان نمونه اقدام وزیر خارجه دکتر ظریف در طرح موضوع گروه B و متمایز کردن ترامپ از گروه B اقدام باارزش و اثرگذاری با استفاده از فضای مجازی بود. اقدامات خیلی بیشتری در دیپلماسی عمومی در آمریکا ضروری است و باید دنبال شود.

مذاکره با همه منتقدان ترامپ در آمریکا اعم از اعضای موثر کنگره آمریکا، اعضای موثر حزب دموکرات و حزب جمهوریخواه، شخصیت های دارای نفوذ در جامعه آمریکا اعم از شخصیت های برجسته دانشگاهی و فرهنگی و رسانه ای از وظایف ضروری دیپلماسی کشور در شرایط کنونی است. فعال کردن ایرانیان مقیم آمریکا و راه اندازی کمپین های بزرگ در مخالف با تحریم ها و اقدامات نظامی دولت آمریکا علیه ایران و ملت ایران و در ایجاد فضای مناسب در جامعه آمریکا ضروری و کارآمد است.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
آخرین اخبار
  • کماکان تنها راه اصلاح طلبان حضور در صحنه است
  • بیانیّه‌ی تحلیلی جمعی از نواندیشان دینی ایرانی در نقد قانون «توهین به مقدّسات»
  • پاسداشت مجاهدت
  • زمان جنگ دستگاه دیپلماسی کارآمدی برای صلح نداشتیم
  • سیاست زدایی از فعالیت‌های نظامی یک اصل اساسی در ساختارهای هنجار جهان است
  • تحولات اخیر بین ایران و آمریکا نوعی توازن بین آنها ایجاد کرده
  • ما همه مجرم هستیم
  • نامه جمعی از فرهنگیان، دانشگاهیان و فعالان مدنی ایرانی و غیرایرانی به دبیر کل سازمان ملل
  • اولویت آمریکا حمله به ایران نیست
  • دولت پنهان، توفیق دولت رسمی را بی‌توفیقی خود می‌داند
  • اصلاح‌طلبان در سال ۹۶ متوقف شدند
  • بیانیه نهضت آزادی ایران به مناسبت هفته قوه قضائیه
  • نامه ۱۷ اصلاح‌طلب به دبیرکل سازمان ملل
  • اخلاق علیه عدالت
  • محمدرضا خاتمی: حداقل ۷ میلیون و ۸۹ هزار و ۹۹۳ رأی تقلب شده است/ فتنه اکبر تقلب است
  • روایت رسمی از قتل یک زندانی سیاسی در فشافویه
  • هنوز دیر نشده است
  • مذاکره، تسلیم ایران نیست
  • جنبش سبز و افق آینده
  • اکنون چه باید کرد؟
  •