به روز شده: ۱۴:۳۵ تهران - دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸

جنبش سبز و افق آینده

نویسنده: علی مزروعی

حضور پرشوراما ساکت معترضان به نتیجه اعلامی انتخابات ریاست جمهوری دهم در راهپیمایی آرام ٢۵ خرداد ۸۸ در تهران آغازگر راهی بود که از شعار " رای من کو؟ " به شکل گیری جنبشی مدنی انجامید که در ادبیات سیاسی با نام « جنبش سبز » ثبت و ضبط و تاریخی شد. حال درآستانه ده سالگی شکل گیری و تداوم این جنبش فرصتی است که به بازنگری راه طی شده این جنبش از جهات مختلف بپردازیم، و نقاط قوت و ضعف و کامی‌ها و ناکامی‌های آنرا برشماریم، و با تکیه بر تحلیل‌های واقع بینانه، امیدوارانه و استوار راه این جنبش مدنی را ادامه دهیم. در سالگرد برامدن جنبش سبز تحلیل ذیل کوششی است در این مسیر، و اینکه نیروهای اصلاح طلب و تحولخواه جامعه ما برای دست یابی به مطالبات برحق جنبش چه باید بکنند؟ و چگونه می توان در ادامه این راه را به نتیجه مطلوب رساند؟
ابتدا باید یادآور شد که به رغم مدعای تبلیغاتی و تصور اقتدارگران حاکم که توانسته اند « جنبش سبز » را مهار و کنترل و سرکوب نمایند این جنبش در جامعه ریشه دوانده و زنده و پاینده است و پایگاهی مستحکم و نیروی بالقوه اجتماعی بالایی را بهمراه دارد که در فرصت مساعد می تواند بالفعل شده و ظهور اجتماعی یابد همانگونه که در انتخابات ریاست جمهوری دوسال ۹۲ و ۹۶ و مجلس و شوراهای ۹۴ حضور بخشی از این نیرو توانست نتیجه انتخابات را به نفع جریان اصلاح طلبی رقم زند. اصرار بر ادامه حبس و حصر خانگی آقایان موسوی و کروبی و سرکار خانم رهنورد از سوی اقتدارگرایان حاکم خود نشانه بارزی بر ادامه حیات « جنبش سبز » در درون جامعه است!
باز باید یادآور شد هرچند حاکمیت در برابر حرکت اعتراضی مردم به نتیجه انتخابات در دام تحلیل برخی نهادهای نظامی و امنیتی گرفتار آمد که در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری دهم، انتخابات را به انقلاب مخملی تاویل و تحویل می کردند، و برهمین پایه برنامه عمل تدوین کرده و به انجام کودتای انتخاباتی پرداختند، و در دادگاه های فله ای تابستان سال ۸۸ نیز جرم بازداشت شدگان را از زبان قاضی مرتضوی دادستان وقت تهران دست زدن به انقلاب مخملی اعلام کردند، اما انتشار نوار سخنرانی سردار مشفق در پی رخدادهای اعتراضی در همان سال اول، و زان پس نوارهای سخنرانی فرمانده سپاه و نماینده ولی فقیه در سپاه، که خواسته یا ناخواسته از درون این نهاد بیرون زد، دیگر هیچگونه شک و تردیدی باقی نگذاشته که آنچه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ انجام شد یک کودتا بوده و حق با نامزدهای معترض و حامیانشان بوده، و از اینرو در گذر زمان برحقانیت « جنبش سبز » افزوده است.
حال در یک نگاه تاریخی می توان دریافت که « جنبش سبز » از پایدارترین جنبش های تاریخ معاصر بوده، و با گفتمانی نو و در قله تکاملی تاریخ ایران ایستاده است که وجوه عقلانی، مسالمت آمیز و خشونت گریزبودن، درون زا بودن، حقوق محوری و تکیه بر مردم آنرا از جنبش های گذشته برتر و ممتاز ساخته و یقینا می تواند طلایه دار تحولاتی بس ژرف و سازنده در کشورمان باشد. پایداری نظام سیاسی موجود در روی آوری به این جنبش و گفتمان نو آن نهفته است چراکه امروز نه تنها گفتمان و قرائت رسمی اقتدارگرایان حاکم از اسلام و انقلاب و نظام و شیوه کشور داری از کمترین جاذبه ای در جامعه به ویژه برای نسل جوان برخوردار است بلکه شکست و ناکارآمدی مفرط آنان دراداره کشور در زمان حاکمیت یکدست هشت سال دولت احمدی نژاد به حدنهایت رسید، و چاره ای جز تغییر و اصلاح وضع باقی نگذاشته بود که اصلاح طلبان با استفاده از فرصت انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و دوازدهم و مجلس دهم آنرا انجام دادند اما متاسفانه بدلیل ساختار حقوقی انتظارات اصلاحی براورده نشد و این تغییر باید ادامه یابد.
مطالبات « جنبش سبز » که در منشور این جنبش برشمرده شده است عبارتست از: اجرای بدون تنازل قانون اساسی و حاکمیت قانون به مفهوم و معنای واقعی، ارزش نهادن به اعلامیه جهانی حقوق بشر و رعایت کامل حقوق شهروندی، تکیه بر منابع ملی و حق رای مردم در اداره کشور، اخلاق مداری، تعامل سازنده با جهان، وعدم ورود نظامیان به سیاست و اقتصاد. براین پایه راهبران و فعالان « جنبش سبز » باید نگاه و توجهشان معطوف به مطالبات جنبش از سوئی، و حامیان آن، که عمدتا از اقشار متوسط و محروم جامعه اند، از سوی دیگر باشد. ازمنظر « جنبش سبز و افق آینده » نیز با توجه به پایگاه عمیق و جمعیت تحولخواه در کشورمان به ضرس قاطع می توان گفت و پیش بینی کرد که انجام تغییر و تحولات در جامعه ما در آینده اجتناب ناپذیراست، و هنر راهبری « جنبش سبز » در مدیریت انجام این تغییرات بگونه‌ای است که بتواند دستیابی به مطالبات جنبش را در استقرار حاکمیت قانون، عدالت، آزادی، و مردمسالاری در کشور تحقق بخشد. شکی نیست که بدلیل برخوردهای سرکوبگرانه و هزینه های سنگینی که برچهره های شاخص « جنبش سبز » و حامیان آن در سال های گذشته رفته است از یکسو، و رخداد وقایع پیرامونی کشورمان از سوی دیگر همانند رخداد بهار عربی در کشورهای تونس، مصر، لیبی، سوریه، بحرین و پیامدهای نامبارک آن همچون ظهور داعش و جنگ داخلی در کشورهای لیبی و سوریه و عراق و...باعث نوعی عقب نشینی و تعلیق « جنبش سبز » شد اما روند وقایع داخلی نشان می دهد که مطالبات این جنبش همچون آتش زیر خاکستر مانده و در بزنگاه مساعد تاریخی دوباره سربرخواهد آورد و برتارک تاریخ ایران خواهد نشست.
اما در پاسخ به دو سئوال:" حامیان جنبش برای دست یابی به مطالبات جنبش چه باید بکنند؟ و چگونه می توان در ادامه این راه را به نتیجه مطلوب رساند؟ " که در ابتدای این مقال آمد، باید گفت پاسخ به این دو سئوال بحثی مبسوط و جمعی را از سوی همه افراد صاحب نظر و فعال در « جنبش سبز » می طلبد اما بنظر من در حوزه عملیاتی ما باید راهبردهای آگاهی بخشی و گسترش پایه معرفتی مطالبات جنبش در جامعه، فعال سازی نهادهای مدنی و شبکه های اجتماعی، و فعالیت های انتخاباتاتی را بصورت مکمل و متناسب با شرایط کشور در دستور کار داشته باشیم، و همزمان سازماندهی افراد را در قالب هسته‌های سبز پیگیری کنیم، و آمادگی اینرا داشته باشیم که در شرایط مساعد بتوانیم با بالفعل کردن نیروی اجتماعی جنبش تناسب و توازن قوا را بنفع « جنبش سبز » تغییر دهیم و راه را بسوی تحقق مطالبات جنبش هموار و گشاده داریم. نیروهای تحولخواه جامعه ما هرگاه فرصت ظهور یافته اند اراده خود را برای انجام تحول از مجاری ممکن و قانونی به منصه ظهور رسانده است، و این تجربه تاریخی چشم اندازی روشن و امیدوار کننده از « جنبش سبز و افق آینده » را به نمایش می گذارد.
در این مسیر این شعار که « جنبش سبز » جنبش زندگی است باید بگونه ای تئوریزه و عملیاتی شود که هرشهروندی در زندگی روزمره خود احساس مشارکت در آنرا بنماید و بشود از ارزش افزوده ای که هر فرد در هر حدی که برای پیشبرد این جنبش تولید می کند برای بسط و ارتقاء و همبستگی جنبش استفاده کرد. اگر روزی شعار "هر شهروند یک ستاد " برای پیروزی موسوی در انتخابات داده می شد، و پس از کودتای انتخاباتی این شعار به "هرشهروند یک رسانه " برای آگاهی بخشی در مقابله با سرکوب و سانسور حاکم تبدیل شد و کارآمدی خود را نشان داد، در شرایط غیبت و حبس خانگی دو رهبر جنبش شعار "هر شهروند یک رهبر" باید راهنمای عمل افراد جنبش در هر سطحی باشد و هر فرد جنبش باید در هرحدی که می تواند در این باره تلاش نماید. باید به این نکته متفطن بود که در عرصه عمل اجتماعی و در جنبشی بوسعت « جنبش سبز » نمی توان انتظار داشت که همه افراد به یک گونه عمل کنند و حاضر به پرداخت هزینه های یکسانی باشند بلکه از هر فردی باید انتظاراتی متناسب با ظرفیت و توانایی ها و دانشش داشت، و از اینرو در راهبری جنبش باید بر روی شیوه هایی تکیه و تاکید شود که هزینه های مترتب بر آنها بگونه ای باشد که بتواند بیشترین افراد را به همراهی با جنبش وا دارد و جنبش را با زندگی روزمره شهروندان پیوند زند و راز و رمز پایداری جنبش تاکنون در رعایت همین امر بوده است که باید بیش از پیش با غنا بخشی به شیوه ها برآن افزود .



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • آمایش سرزمین
  • فقر نظریه پردازی
  • حاکمیت ملی و اصل همه پرسی
  • تسخیر جامعه مدنی
  • راهکار مبارزه با فساد
  • ساختار حقیقی و ساختار حقوقی
  • روز جمهوری اسلامی
  • بیگانه هراسی حاکمان ایران
  • روابط ایران و همسایگان
  •  
    آخرین اخبار
  • مذاکره، تسلیم ایران نیست
  • اکنون چه باید کرد؟
  • درس های جنبش سبز و راه تحول مثبت
  • مدعیان اخلاق‌مداری
  • مهم‌ترین مذاکرات سیاسی تاریخ، مربوط به دشمن‌ترین کشورها بوده‌است
  • پیشنهاد مطهری به شورای عالی امنیت ملی برای رفع حصر میرحسین موسوی و کروبی
  • درباره دینداری در ایران
  • بهزاد نبوی: کم بودن اختیارات رئیس‌جمهور حرف درستی است
  • اهانت‌کنندگان به مقدسات مذاهب باید مجازات شوند
  • برای آقای کروبی هم ماهواره نصب شده است
  • دیپلماسی به معنای تسلیم شدن نیست
  • کاهش اعتماد جامعه هزینه‌ساز است
  • بیانیه ۲۲۵ نفر از فعالان سیاسی و مدنی داخل و خارج از کشور
  • نامه جمعی از تشکل‌های اسلامی دانشجویان به رئیس جمهور
  • بیانیه جمعی از فعالان سیاسی‌ و مدنی در اعتراض به بازداشت و زندانی‌شدن مهدی حاجتی
  • در بارهٔ سخنان اخیر اقای علم الهدی
  • نعیمی‌پور : در وصیتنامه امام(ره)، مردم محور هستند، نه نیروهای نظامی و امنیتی
  • میراث امام(ره)؛ راهگشای مشکلات امروز
  • اگر ایران سوریه شود مقصر اول و اصلی حکومت است.
  • بیانیه نهضت آزادی ایران در آستانه عید سعید فطر
  •