به روز شده: ۲۲:۵۹ تهران - دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸

میراث امام(ره)؛ راهگشای مشکلات امروز

امام خمینی(ره) شخصیتی تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران محسوب می‌شوند و این امر ناشی از نوع نگاه امام(ره) به مسائل مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بود که باعث شد انقلاب اسلامی ایران به پیروزی برسد. امام خمینی(ره) در طول دوره رهبری خود بر ضرورت مشارکت مؤثر و سازنده مردم در عرصه‌های مختلف انقلاب تأکید داشتند.
ایکنا اصفهان به مناسبت ۱۴ خرداد، سالروز رحلت بنیانگذار انقلاب اسلاب اسلامی ایران، گفت‌وگویی با مرتضی مبلغ، کارشناس مسائل سیاسی، درباره میراث امام خمینی(ره) و بهره‌گیری از آن برای حل مشکلات امروز جامعه در عرصه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی داشته که متن آن را در ادامه می‎خوانید:

ایکنا: با توجه به اینکه به ایام رحلت امام خمینی(ره) نزدیک می‌شویم، بفرمایید که میراث امام(ره) چیست و چگونه می‌توان از این میراث برای عبور از مشکلات و رسیدن به نقطه مطلوب بهره برد؟
اگر بخواهیم به این موضوع بپردازیم که میراث امام(ره)، امروز چه درس‌هایی می‌تواند برای ما داشته باشد، اولین آن این است که امام به معنای واقعی و همه جانبه، مردم را ولی‌نعمت و صاحب این مملکت می‌دانست، رأی مردم برایش مهم بود و اینکه مردم چگونه فکر می‌کنند، چگونه در صحنه باشند و چگونه از نظام پشتیبانی کنند، حرف اول را برای ایشان می‌زد. رفتارهای امام را از موضع حاکمیت در برابر مردم و جامعه می‌توانید با این تراز کاملاً تحلیل کنید.

امام خمینی(ره) اگر احساس می‌کرد که مردم در حال فاصله گرفتن از نظام هستند، بلافاصله سعی می‌کرد بفهمد مشکل از کجاست که این فاصله در حال رخ دادن است و برای آن چاره‌اندیشی می‌کرد؛ بنابراین اصل برای امام، مردم بودند. علتش این بود که اگر مردم پشت نظام را خالی کنند و میان حاکمیت و مردم شکاف ایجاد شود، نظام در معرض سقوط یا استحاله قرار می گیرد.

دوم اینکه امام سعی می‌کرد میان جناح‌ها و جریان‌های سیاسی تعادل ایجاد کند و این کار برای امام بسیار مهم بود، به دلیل اینکه سیاست کشور با همین تعاملات جریان‌های سیاسی است که شکل می‌گیرد. این جریان‌ها باید بتوانند به صورت سازنده با یکدیگر تعامل و رقابت کنند. اگر شرایط به گونه‌ای پیش برود که این رقابت سازنده و هم‌افزا مختل شود، به شدت به ساختار مدیریتی کشور آسیب می‌رساند. امام روی این مسئله حساس بود. ایشان بعضاً با برخی از جریان‌ها به شدت مخالف بود، یعنی این جریان‌ها حرکت‌هایی انجام می‌دادند که با نظرات امام و مردم و آرمان‌های انقلاب منطبق نبود، ولی امام ضمن اینکه اجازه نمی‌داد این جریان‌ها روند اداره کشور را مختل کنند، این‌طور نبود که آنها را حذف کرده یا به گونه‌ای تحت فشار قرار دهد که از حیز انتفاع خارج شوند، به گونه‌ای عمل می‌کرد که این جریان‌ها حفظ شوند و به شکل معقول و منطقی عمل کنند، یعنی نوعی حالت پرورشی و تربیتی برای جریان‌های مختلف فراهم می‌کرد.

نکته دیگر اینکه امام اجازه نمی‌داد دستگاه‌های مختلف از جایگاه خود خارج شده و در کار یکدیگر دخالت کنند، هر دستگاهی باید در جایگاه و وظایف قانونی خودش عمل می‌كرد، به خصوص جلوگیری جدی و شدید امام از ورود نیروهای نظامی به سیاست بود، و این یکی از آموزه‌های مهم امام است. مثلاً امام از یک طرف می‌گفت ای کاش من یک پاسدار بودم، یا دست پاسدار را می‌بوسم و از طرف دیگر به نظامی‌ها تشر می‌زد و می‌گفتند به شما چه مربوط که چه کسی کاندیدا شده و وارد مجلس می‌شود؟ با همین صراحت. یعنی امام حوزه‌ها و ساحت‌ها را کاملاً حفظ می‌کرد و اجازه نمی‌داد متداخل شوند، به دلیل اینکه اگر تداخل اتفاق بیفتد، همان مشکلاتی که به آنها اشاره کردم، پیش می‌آید و سامان مدیریت سیاسی کشور مختل شده و به هم می‌ریزد.

وحدت کلمه نیز اصل مسئله برای ایشان بود، منتها حول مسائل اجماعی؛ یعنی امام آنچه را که برایند ملت و آرمان‌های انقلاب بود، ملاک کلمه قرار می‌داد که وحدت حول آن کلمه شکل بگیرد و این همان چیزی است که امروز ما باید به آن باور پیدا کنیم، یعنی کلمه را باید به وجود آوریم. کلمه نیز با گفت‌و‌گو ایجاد می‌شود، یعنی منافع ملی و راه‌های برون‌رفت از ابرچالش‌های کشور را تعریف کرده و اجماعی ملی بر سر آن به وجود آوریم، این می‌شود کلمه ما و همه باید حول آن عمل کرده و پیش بروند. کلمه چیزی نیست که یک طرف، یک دولت، یک دستگاه، یک مقام و یا یک جریان بگویند این درست است و همه باید حول آن عمل کنند، چنین چیزی اتفاق نمی‌افتد، چون کلمه باید چیزی باشد که مردم به شکل استدلالی و اقناعی به آن باور پیدا کرده و عمل کنند.

ایکنا: با توجه به اینکه اکنون به لحاظ اقتصادی با مشکلاتی نظیر تحریم، فشارهای اقتصادی، گرانی و جنگ روانی دشمن مواجه هستیم، شما به عنوان یک فعال و کارشناس سیاسی فکر می‌کنید در این شرایط، چگونه می‌توان در برابر فشارها و هجمه‌های داخلی و خارجی، از منافع ملی و آرمان‌های امام و انقلاب دفاع کرد و به اجماع و تفاهم ملی دست یافت؟
مردم در طول این چهار دهه در حد امكان پای آرمان‌ها و شهدایی که در راه این آرمان‌ها ایثارگری کرده‌اند، ایستاده‌اند و هر جا احساس کنند که نیاز است، به صحنه آمده، ایثار کرده، مشکلات را تحمل می‌کنند و سعی‌شان بر این است که آرمان‌های خود را حفظ کرده و تداوم بخشند. مشکلات عمدتاً به برخی سازوكارها، رویكردها و نحوه اداره كشور بازمی‌گردد. در برخی از این زمینه‌ها با مشکل مواجهیم که متأسفانه این مشکلات به تدریج رو به تزاید گذاشته است.

مسئولان باید یکپارچه براساس قانون اساسی، به تدبیر امور جامعه بپردازند و تمام دستگاه‌ها و مقامات باید به صورت یکپارچه، منسجم و هم‌افزا در راستای حل مشکلات و ایجاد گشایش‌های گسترده در امور مردم اقدام کنند، ولی متأسفانه در این زمینه گاه با مشکلاتی مواجه هستیم. به عبارت دیگر اکنون با دو نوع تفکر مواجه هستیم؛ یکی اینکه در دوره‌های انتخاباتی مختلف، مردم فردی را به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب می‌کنند یا نمایندگانی را به مجلس و شوراها می‌فرستند تا مسائل و مشکلاتشان را حل‌وفصل کنند. رئیس‌جمهور شعارها و برنامه‌هایی را ارائه داده و بخشی از مطالبات مردم را برجسته می‌کند، مردم نیز رأی داده و انتظار تحقق مطالباتشان را دارند.

تفکر دیگری نیز وجود دارد که طور دیگری فکر و عمل می‌کند. بخشی از طرفداران این نوع تفکر در واقع به رأی مردم اعتقاد چندانی ندارند و معتقدند رأی مردم موضوعیت ندارد، حکومت امری تخصصی است و افراد خاصی شایستگی اداره آن را دارند، یا اینکه حداکثر رأی مردم را زینتی می‌دانند و معتقدند برای حفظ ظاهر باید آن را در نظر گرفت. این بخش بارها تفکر خود را ارائه داده و اعلام کرده است. دسته دیگری هم هستند که در طول سالیان، جایگاه‌ها و منافع مختلفی برایشان ایجاد شده و می‌خواهند به هر قیمتی آن را حفظ کنند. این عوامل باعث شده تا تفکر و جریان دیگری در کنار تفکر و جریان مبتنی بر اصالت رأی و انتخاب مردم شکل بگیرد و چون این دو در بسیاری از مواقع در تعارض با یکدیگر قرار دارند، به تخریب منجر می‌شود. به عبارت دیگر، به جای اینکه فرایندهای حاکمیتی هم‌افزا باشد، تخریب‌کننده می‌شود. جریان‌هایی هستند که اگر دولت حاکم باب طبعشان باشد، با آن همکاری کرده و اگر این‌گونه نباشد، مشکل‌سازی می‌کنند. این مسئله اساسی‌ترین مشکل مدیریتی امروز کشور است که باعث شده بسیاری از سرمایه‌ها از دست رفته و بسیاری از فرصت‌ها نیز نه تنها از دست برود، بلکه به تهدید تبدیل شود و بسیاری از امکاناتی که قابلیت تحقق و ایجاد گشایش در اموركشور و مردم را داشته است، دچار انسداد شده و مشکل‌ساز شود.

این جریان، از نظر فکری بسیار محدود فکر می‌کند، رأی مردم را آن‌طور که باید و شاید قبول ندارد، پیله‌ای به دور خود تنیده و درون آن فکر می‌کند، درک درستی نیز از مقتضیات زمان، تفاوت‌های بین نسلی و شرایط جدید جامعه ندارد و می‌خواهد طبق افکار خاص خودش که بسیاری از آنها با واقعیت منطبق نیست، عمل کند و در عین حال در مقابل جریان‌های برخاسته از رأی مردم ایستاده، کارشکنی کرده و مسئله‌سازی می‌کند. محصول آن نیز چنانکه اخیراً به صورت جدی مطرح شده، برخی فعالیتها و موازی‌کاری‌ها است که خلاف قانون اساسی و عقل و منطق ایجاد شده و عمل می‌كنند. آن وقت کشوری که این همه امکانات و فرصت در آن وجود دارد، نمی‌تواند به درستی از آنها بهره‌مند شود. به اینها اضافه کنید فرصت‌طلبان داخلی و شرایط و مشکلاتی که دشمنان خارجی برای ما به وجود می‌آورند و می‌خواهند آشوب ایجاد کرده و کشور را به هم بریزند. در چنین شرایطی، این دوگانگی، دو قطبی بودن و تخریب‌گری، فاجعه‌آمیز است.

در درجه اول باید این مسئله اصلاح شود و تنها راهش این است که همه به قانون اساسی و خواست مردم بازگردند. اگر معتقدیم که مردم ولی‌نعمت حاکمیت و مسئولان بوده و آنها هستند که انقلاب کرده، شهید داده و این نظام را مستقر ساخته‌اند، پس باید قبول كنیم این مردم در هر دوره‌ای با رأی خود، خواسته‌ها و مطالباتی را مطرح می‌کنند؛ لذا باید ملتزم به تحقق آنها باشیم. بازگشت به قانون اساسی و خواست مردم هم با حرف و شعار ممکن نمی‌شود، بلکه به سازوکار گفت‌و‌گو به معنای واقعی کلمه نیاز دارد؛ یعنی به نظر من در سطح مختلف باید گفت‌و‌گو به معنای واقعی بر سر چالش‌های کشور و نحوه برون‌رفت از این چالش‌ها شکل بگیرد تا به اجماعی واقعی منجر شود. همه باید در این فرایند شرکت کنند تا این گفت‌وگو شکل گرفته و بتوانیم به اجماع دست پیدا کنیم. تا زمانی که این اتفاق رخ ندهد، آن چرخه معیوب مخرب ادامه پیدا می‌کند و فرصت برای دشمنان خارجی و فرصت‌طلبان داخلی فراهم می‌شود تا در این آتش بدمند و مشکلات ما را شعله‌ور سازند.

ایکنا: به نظر شما شرایط این گفت‌وگو و تعامل و حل این تقابل‌های مخرب چیست؟
تداوم این روند مثل چرخه‌ای معیوب است که مدام مشکل را تشدید می‌کند، و بالاخره باید درجایی متوقف ‌شود، اما تجربه نیز نشان داده است که این امر با دستور و رفتارهای کلیشه‌ای حل نمی‌شود. باید گفت‌و‌گو به معنای واقعی آن شکل بگیرد. اولین شرط گفت‌و‌گو این است که همه بپذیرند خطا می‌کنند و هیچ کس فکر نکند که خودش مرتکب خطا نمی‌شود و این دیگران هستند که خطا می‌کنند. دومین شرط این است که هر کس بپذیرد طرف مقابل ضمن اینکه مرتکب خطا می‌شود، حرف درست هم می‌زند و این‌طور نیست که همیشه دچار خطا شود. سومین شرط اینکه همه گوش فرا دهند که قول احسن کدام است، صرف‌نظر از اینکه چه کسی آن را بیان می‌کند، یعنی فکر کنند که راه درست چیست و همه به صورت یکپارچه از طریق منطق و استدلال و تعامل سازنده به آن باور پیدا کرده، قانع شوند و بر سر آن اجماع کنند. اینها حداقل‌های شرایط گفت‌و‌گو است. تا این اتفاق نیفتد، ولی اگر آن چرخه معیوب ادامه پیدا کند، خدای نکرده به نقطه‌ای می‌رسیم که دیگر غیر قابل بازگشت می‌شود که امیداوریم این اتفاق هرگز رخ ندهد.

ایکنا: مردم ایران در طول تاریخ در عرصه سیاست خیلی نقش‌آفرین بوده‌اند. فکر می‌کنید در حال حاضر، مردم جامعه ما چه نسبتی با عالم سیاست و مشاركت در امور دارند؟ نگاهشان به عرصه سیاست - نه به معنای علمی، بلکه به معنای عملی و حضور در صحنه - چگونه است؟ از نظر جامعه‌شناسی سیاسی، نقش مردم و کنش و واکنشی که در این شرایط باید داشته باشند، چیست؟
نقش مردم در قالب سازمان‌ها و نهادها معنا پیدا می‌کند. این‌طور نیست که فقط بگوییم نقش مردم؛ به هر حال نهادهای مدنی، احزاب، سندیکاها و انواع و اقسام انجمن‌ها وجود دارد. مشارکت زمانی معنای مؤثر و کارآمد پیدا می‌کند که نهادمند باشد. مشارکت غیر نهادمند نمی‌تواند به نتیجه منجر شود و گاهی حتی به ضد خودش تبدیل می‌شود. مشارکت علاوه بر نهادمند بودن، باید پایدار هم باشد. مردم باید نقش خود را در قالب نهادهای مختلف به شکل پایدار ایفا کنند. این نهادها در عرصه‌های مختلف باید وجود داشته و مشارکت بطلبند و آن را محقق کنند، ولی به عنوان مثال متأسفانه در کشور ما بعد از چهل سال، هنوز بزرگترین نهاد تضمین‌کننده مشارکت پایدار و گسترده مردم، یعنی احزاب وجود واقعی ندارد. امروز احزاب ما حزب واقعی نیستند؛ مثلاً حداقل آنچه در یک ساختار سیاسی برای تحزب باید وجود داشته باشد، این است که قوانین انتخاباتی باید رابطه حقوقی و ارگانیک با تحزب داشته باشد، ولی در کشور ما چنین چیزی حاکم نیست.

احزاب باید بازوان توانمند حاکمیت باشند. احزاب نهادهای پایداری هستند که فعالیت مستمر دارند، آموزش می‌دهند، نیرو تربیت کرده و برنامه تولید می‌کنند تا اگر روزی به قدرت رسیدند، بتوانند برنامه‌های خود را در نهادهای مختلف اجرا و اعمال کنند. در کشور ما احزاب با انواع و اقسام مشکلات مواجه می‌شوند و نمی‌توانند تداوم پیدا کنند. فکر نکنید تعدد بی‌رویه احزاب پدیده مثبتی محسوب می‌شود، بلکه نشانه آسیب شدید سیاسی در سامان سیاسی کشور است. اینکه چرا این اتفاق افتاده، من فکر می‌کنم به همان مشکل اولی که اشاره کردم، برمی‌گردد. تا زمانی که با مشکلات ذکر شده مواجهیم، این مناسبات تخریبی اجازه نمی‌دهد نهادهای اساسی شکل بگیرد؛ برای مثال، فساد از کجا به وجود می‌آید؟ وقتی شفاف‌سازی و سازوکارهای نظارتی دقیق، غیرجناحی، واقعی و بی‌طرفانه وجود نداشته باشد، در چنین شرایطی فساد شکل می‌گیرد و فرصت‌طلبان با انواع روش‌های مفسده‌انگیز از شکاف‌های ایجاد شده سوءاستفاده می‌کنند و فسادهای وحشتناک شکل می‌گیرد.

اگر انسجام قدرتمندی میان قوا و مسئولان براساس قانون اساسی و رأی مردم ایجاد شود - به همان معنایی که گفتم، نه به معنای شعاری و شکلی - بسیاری از مشکلات به سرعت قابل حل خواهد بود، چون در جامعه ما کمبود وجود ندارد. ایران از نظر منابع انسانی درجه یک محسوب می‌شود، وضعیت منابع طبیعی آن خیلی خوب است و در فضای سرزمینی‌اش همزمان چهار فصل وجود دارد، ولی چرا این منابع نمی‌تواند به صورت زنجیره‌ای به هم پیوسته کار کند و هر جایی دست می‌گذاریم، جای دیگری می‌لنگد و بسیاری از موارد در تعارض با هم قرار دارند؟ اگر آن سازوكار اصلی که باید به اینها انسجام بخشیده و نخ اصلی برای این دانه‌های تسبیح باشد تا آنها را به هم پیوند داده و حرکتی پویا و هم‌افزا ایجاد کند، به درستی کار نکند، معلوم است که اینها نیز مختل می‌شوند. بنابراین اگر این موضوع حل شود، مسئله تحزب و نهادهای مدنی نیز اصلاح می‌شود، مشارکت پایدار به وجود می‌آید، سرمایه اجتماعی بازتولید می‌شود و بسیاری از روندها و فعالیت‌ها روی ریل سازنده خودش قرار می‌گیرد.

امروز ما با دشمن سرسختی روبرو هستیم که جنگ روانی فوق‌العاده گسترده‌ای راه انداخته، ولی متقابلاً در دستگاه‌های کشور چه اتفاقی می‌افتد؟! یک رقابت هولناک سیاسی برای بهره‌برداری از همین شرایط در دستگاه‌های مختلف کشور و به تبع آن در میان جریان‌های سیاسی در حال رخ دادن است، به جای اینکه همه برای برون‌رفت از این مشکلات دست به دست هم بدهند، بهره‌برداری سیاسی و جناحی می‌کنند برای اینکه رقیبشان را کنار بزنند و فکر می‌کنند در این شرایط می‌توانند بهره خود را ببرند. چنین تفکری بسیار خطرناک است. وقتی در جامعه حالت چند قطبی ایجاد شود، رقابت‌های مخرب شکل می‌گیرد.

ایکنا: آیا با توجه به صحبت‌هایی که درباره میراث حضرت امام(ره) داشتید، می‌توان این طور نتیجه گرفت که بازگشت و توجه به میراث امام(ره) می‌تواند نسخه مؤثری برای حل مشکلات امروز جامعه در زمینه‌های مختلف باشد؟
بله، کلیاتش همین است، منتها با توجه به گذشت زمان و تحولات عصری که امام(ره) نیز به شدت به آن معتقد بود، این نسخه باید روزآمد شود، یعنی شرایط دهه اول انقلاب با دهه دوم، شرایط دوره جنگ با دوره پس از آن و شرایط دهه سوم انقلاب با دهه چهارم آن، بسیار متفاوت است، مسائل مستحدثه رخ می‌دهد و اتفاقات جدید منطقه‌ای، جهانی و نسلی پیش می‌آید. هنر این است که بتوان متناسب با این شرایط، خود را به‌روز کرد و آرمان‌های انقلاب و روش‌های عام و کلی اداره کشور را متناسب با نیازهای مردم و شرایط جدید تطبیق داد و آنها را به شکل کارآمد و روزآمد پیش برد. اما نگاه‌های خطی و متصلبانه به اداره کشور سم است، یعنی اگر کسانی بخواهند همچنان با همان روش یک دهه قبل کشور را اداره کنند، جواب نمی‌دهد و به بن‌بست می‌رسد. شکاف‌های موجود در جامعه در نتیجه همین نگاه‌ها و رویكردهای متصلبانه و ناكارآمد است. باید نسل حاضر، جوانان، مردم، نیازها، شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی را بشناسیم و بتوانیم متناسب با همه این مقتضیات، برای چگونگی اداره جامعه تصمیم بگیریم، وگرنه هر کاری انجام شود که متناسب با این مقتضیات نباشد، اولین پیامد آن این است که میان حاکمیت و مردم شکاف ایجاد می‌شود و این شکاف هر چه عمیق‌تر شود، برای نظام و انقلاب و ایران فاجعه‌آمیز خواهد بود.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
آخرین اخبار
  • نعیمی‌پور : در وصیتنامه امام(ره)، مردم محور هستند، نه نیروهای نظامی و امنیتی
  • میراث امام(ره)؛ راهگشای مشکلات امروز
  • اگر ایران سوریه شود مقصر اول و اصلی حکومت است.
  • بیانیه نهضت آزادی ایران در آستانه عید سعید فطر
  • نکوداشت اعظم طالقانی در کتابخانه ملی: اعظم طالقانی، شخصیتی مستقل از پدر
  • در انتخابات آزاد حتی اگر ما رای نیاوریم، اصلاحات پیروز است
  • سومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات "سید محمدرضا خاتمی" برگزار شد
  • علی شکوری‌راد در گفت‌وگو با امتداد: به ما اجازه حضور در دادگاه خاتمی را ندادند
  • کربلای کاله
  • بهزاد نبوی: کم بودن اختیارات رئیس‌جمهور حرف درستی است
  • جهان سحابی ها
  • محمدرضا خاتمی در گفت‌وگو با امتداد: در دفاعیات خود مستندات زیادی از نحوه برگزاری انتخابات ۸۸ برای اثبات فساد ارائه خواهم داد
  • "رفراندومی که همه‌چیز را تغییر خواهد داد..."
  • سیدمحمد خاتمی در جمع ایثارگران
  • چو بید بر سر ایمان خویش می‌لرزم که دل به دست کمان ابروییست کافرکیش
  • مسئولان کشور بعد از چهل سال باید بپذیرند که بسیاری از مسیرها اشتباه بوده است
  • خانه ای روی آب
  • کیمیای ضمیر هنرمند: دریچه‌ای به شناخت میرحسین موسوی
  • فقر نظریه پردازی
  • بیانیه نهضت آزادی ایران پیرامون تهدیدات ِ «سیل» و سیل ِ «تهدیدات»
  •