به روز شده: ۲۱:۲۳ تهران - یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸

کیمیای ضمیر هنرمند: دریچه‌ای به شناخت میرحسین موسوی

نویسنده: سید محمد بهشتی

اثر هنری آیینه تمام قدی است که همه وجود هنرمند در آن منعکس می‌شود. این از سویی امتیاز هنرمندان است و از سویی ضعفشان. زیرا هنرمند حقیقی نمی‌تواند خود را آنچه نیست جلوه دهد و آنچه هست را بپوشاند. اغلب آدمها تمایل دارند ضمیر درونشان را پنهان دارند و ظاهر دیگری از خویش به نمایش بگذارند، اما هنرمند از این امکان محروم است، زیرا هنرش محصول این ضمیر درونی است و هر چه در اوست را تمام و کمال به نمایش می‌گذارد و هر چه اثر هنری اصیل‌تر و پخته‌تر باشد این بازنمایی دقیق‌تر و این نمایش بی‌کم‌وکاست‌تر می‌شود.

میرحسین موسوی بیش و پیش از هر چیز یک هنرمند است و مشمول همین قوت و ضعف. یعنی همه آنچه هست در سابقه هنری‌اش به نمایش در می‌آید و هنرش مجالی است برای آنکه بشناسیمش. جوانانی که می‌گویند آقای موسوی را نمی‌شناسند خوب است پیش از هر چیز جست‌وجویی در سابقه هنری ایشان بکنند تا ببینند ایشان چگونه شخصیتی داشته و دارند. این امکان شاید بهتر از تحلیل‌های سیاسی که از زبان این و آن می‌شنوید شما را به ضمیر پنهان آقای موسوی راهبری کند. من شرحی مختصر از این سابقه می‌دهم و مابقی کار شماست تا خود جواب پرسش‌هایتان را در آنچه او خلق کرده بجویید.

آقای موسوی یک معمار است. معماری که نه دنباله‌رو بی‌چون و چرای مدها و سبک‌های روز است و نه محبوس در دایره سنت. معماری که حیات سنت را در تداومش در زندگی امروز می‌جوید و سابقه حرفه‌ای و هنری‌اش او را در شمار معمارانی قرار می‌دهد که چنین نگاهی را در معماری معاصر ایران می‌جستند. در دهه چهل جریانی سازنده در معماری معاصر ایران به وجود آمد که ضمن توجه به مقتضیات روز می‌کوشید هویت ایرانی را در معماری معاصر ایران انعکاس دهد و موضوع هویت را یک عنصر پایه‌ای در معماری روز ایران ببیند. به رغم اهمیت این جریان، تعداد کسانی که چنین گرایشی داشتند چندان پرشمار نبود و آقای مهندس موسوی یکی از افراد بودند. اینان از آن دسته معمارانی بودند که می‌خواستند معماری مدرن را با تجربه تاریخ معماری ایران متصل کنند تا از این پیوند معماری بومی روز ایران زاییده شود. ایشان اغلب آثار معماریشان را با این نگاه خلق کردند. مثلا مجموعه‌ای که در سرچشمه ساختند، مجموعه سازمان آب و فاضلاب اصفهان یا کانون توحید تهران، مثال‌هایی از نگرش حرفه‌ای یادشده‌اند. البته حجم عمده فعالیتهای ایشان به سال‌های پس از انقلاب مربوط می‌شود. ایشان تا پایان دوران نخست‌وزیری به دلیل اشتغالات و گرفتاری‌هایی که داشتند، چندان فرصت پرداختن به کار معماری نداشتند. اما از پایان دوره نخست‌وزیری همزمان با کارهای دیگرشان و در دفتری که در مجموعه ریاست جمهوری بود فعالیت‌های معماریشان را پیگیری کردند که نمونه کارهای ایشان دانشگاه شاهد (در نزدیکی مرقد امام)، مسجد محوطه ریاست جمهوری یا مجموعۀ شهدای هفتم تیر در بهشت زهراست.

آخرین کار ایشان فرهنگستان هنر در خیابان ولیعصر تقاطع طالقانی است. این کار را من به مثابه یک اثر پخته و اصیل آیینه تمام قد افکار و احساسات و اندیشه‌های ایشان می‌بینم. ساختمانی که برای این کار در اختیارشان گذاشته شد، در اصل بنای نیمه‌کاره یک پارکینگ طبقاتی بود. قرار شد این بنا تبدیل به مجموعه‌ای شود که پاسخگوی نیازهای فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران باشد. یعنی یک مجموعه بزرگ فرهنگی و در عین حال مهم‌ترین مرجع هنری کشور، در میان انواع و اقسام بناهایی که ممکن است ساخته شود، یک پارکینگ طبقاتی، بی‌استعدادترین و بی‌روح‌ترین بنای ممکن است. یک سری طبقه تکراری با تعدادی ستون که ماشین‌ها در بینشان جای می‌گیرند و دیگر هیچ، به جد می‌توان گفت که هیچ ظرفیتی در چنین بنایی وجود ندارد که بتواند منجر به آفرینش ارزش‌های فضایی و منظری شود. کیمیای ضمیر مهندس موسوی را می‌توان در تبدیل این بنا به ساختمان فرهنگستان هنر ایران به چشم دید. کار ایشان در این بنا به معجزه‌ای می‌ماند. شاید اگر امروز سری به آنجا بزنید از لطف فضا و غنای معماری آنجا باورتان نشود که پیشتر این یک پارکینگ طبقاتی بوده است. از درخشان‌ترین کارهایی که آنجا انجام داده‌اند رواق هنر است، فضایی شهری در بین دو در فرهنگستان که به خیابان ولیعصر باز می‌شود و به خوبی نگاه مهندس موسوی را به معماری و به جامعه نشان می‌دهد. کافی است جوانانی که می‌گویند آقای موسوی را نمی‌شناسند بروند نگاهی به آنجا بیندازند. رواق هنر، به عینه انعکاس تعلق خاطر آقای موسوی به تجربه تاریخی معماری در سرزمین‌های اسلامی و به هنر شرق است. سالهاست که ایشان درباره هنر شرق مطالعات جدی دارند. درباره چین، ژاپن، هند و دیگر بخش‌های شرق عالم این مطالعات تصادفی و سلیقه‌ای نیست، نتیجه نقصی است که ایشان در فضای آکادمیک فرهنگ و هنر ایران می‌دیدند. عمده آنچه در تجربه دوره جدید آموزش آكادمیک هنر در ایران داریم به عالم غرب مربوط است و سیر تحولات هنری عالم غرب، را پیگیری می‌کند. پس چین و هند دو مکتب تاثیرگذار در تمدن جهان چه می‌شوند؟ مهندس موسوی در فرهنگستان هنر به جد کوشیدند از معرفی و ترجمه متون مربوط به هنر شرق حمایت کنند تا این ادبیات هم در ایران گسترده‌تر شود. آثار این تعلق خاطر در رواق هنر و در تیرهای قرمز رنگ تیره سقف این رواق عیان شده است. این رنگ مقدس هنر چین است که ردپایش در اینجا برجای مانده و بدان سبب است که این مطالعات در ضمیر آقای موسوی اثر گذاشته. از دیگر ویژگی های شاخص فرهنگستان هنر که معرف بخش دیگری از دیدگاه‌های مهندس موسوی است همجواری نشانه‌های معماری ایرانی از پیش از اسلام تا دوره قاجار است که نمایش باور ایشان به تداوم تاریخی ماست. تاریخ ایران، تاریخ تداوم فرهنگی است. انقطاعی در کار نیست. از پیش از اسلام تا پایان دوره قاجار و در خلال رفت و آمد حکومتها، تحول عقاید و مذاهب يا هجوم و سیطره مهاجمان، ملت ایران همواره یک روند فرهنگی پیوسته را طی کرده و در هیچ مقطعی از تاریخ خود دچار انقطاع فرهنگی نشده است. به همین دلیل جدا کردن هیچ بخشی از سابقه فرهنگی ایران از بخش‌های دیگر ممکن نیست. تاریخ قبل از اسلام ایران باید با تاریخ پس از اسلام و تاریخ امروز باید با تاریخ فردایمان در تداوم دیده شود. ما نمی‌توانیم حرفی از هیچ نوع گسستی بزنیم. مثلا تاریخ بعد از اسلام را تاریخ ایرانیان بدانیم و پیش از آن را تاریخ مللی دیگر یا بالعکس. اینها یک مردم بوده اند؛ یک جامعه و یک فرهنگ که این تاریخ طولانی را مداوم طی کرده‌اند. امتیاز تاریخ ایران با تاریخ بسیاری از ملل جهان کهن آن است که تاریخ ایران شاهد این تداوم است به چرخش و اضمحلال و از تو پدید آمدن فرهنگی دیگر. مثلا تاریخ یونان را ببینید که پس از دوره درخشش یونان باستان دچار انقطاع می‌شود و چیزی که یونان می‌تواند برای ملل جهان در ویترین بگذارد تنها شکوه «یونان باستان» است. یا در مصر تا حدود اواخر دوره هخامنشی، دوره فراعنه و تمدن کهن مصر است و پس از آن با یک انقطاع مواجه می‌شوید تا دوره فاطمیون یعنی مصر هم، در ویترین می‌تواند دو دوره را بگذارد؛ فراعنه و فاطمیون اما ایران تمام ادوار تاریخی‌اش را بی‌هیچ انقطاعی، به نمایش می‌گذارد. ما از ماد و هخامنشی و اشکانی و ساسانی تا صفویه و زندیه و قاجاریه را می‌توانیم به عنوان سند هویتمان به نمایش بگذاریم و این نشان تداوم تاریخی ماست و این امتیاز کم نظیر ماست، مهندس موسوی باور دارند که سرنوشت ما، با سرنوشت دیگر کشورهایی که سابقه طولانی تاریخی دارند، این تفاوت را دارد، و این باور در ستونهای رواق هنری که طراحی کرده‌اند منعکس شده است؛ در این ستونها، پایه‌ها هخامنشی است، سرستونها ساسانی، ساق ستون ها اسلامی، همه اینها به زیبایی با هم ترکیب شده اند و شما این ستونهای ترکیبی را به شکل یک موجود واحد هماهنگ می‌بینید.

ویژگی دیگر فرهنگستان هنر که نمایان کننده طبع مهندس موسوی است این است که این فضای لطیف و شاعرانه، با پول خلق نشده و عاملش کیمیاگری و خلاقیت ایشان است ایشان با این روحیات و باورها، یک پارکینگ طبقاتی را به بنایی تبدیل کرده‌اند که مسلما در تاریخ معماری معاصر ایران از آن یاد خواهد شد. در این ساختمان، به ویژه این رواق هنر بسیار ارزشمند و شاعرانه است و فضای حافظیه را به یاد انسان می آورد. بعضی بناها، جلال و شوکت و عظمت را باز می‌تابانند و بعضی لطافت و صفا را. رواق هنر از دسته اخیر است. صفای این فضا، سبب می شود دلت بخواهد آنجا بنشیند. این هم از ویژگی‌های مهندس موسوی است که به صفا و لطافت اهمیت می‌دهد. در معماری گذشته، بناها، همیشه، جلوخانی داشتند اما بناهای امروز ما چنین خصوصیتی ندارند. جلوخان، جایی است که بنا با شهر دست به دست می‌شود، مثل جلوخان‌های مساجد و بازارها. جلوخان مسجد امام اصفهان یا سبزه میدان در تهران، یا مثل خانه های قدیمی که پیش از ورود به هشتی، جلوخانی با یک سکو داشتند. در حقیقت، بخشی از فضا، سهم شهر و بخش دیگر سهم بناست.

جلوخان، مثل زکاتی است که بنا به شهر می‌پردازد تا این چنین با هم آشتی کنند، دست به دست هم دهند و یکدیگر را در آغوش بگیرند. در فرهنگستان هنر هم شما چنین فضایی می بینید. اما امروز شهر معنایی جدید پیدا کرده است و زندگی شهری هم؛ به همین دلیل می‌بینیم که در فرهنگستان هنر، ۹۹ درصد فضا سهم شهر شده است و ١ درصد سهم فرهنگستان؛ تا جایی که ورودی فرهنگستان هم از جای دیگر است. یعنی فرهنگستان هنر می خواهد تا این اندازه در صحنه اجتماعی شهر حضور داشته باشد. می‌خواهد بگوید این فضا اگرچه مال من است اما مال همه مردم شهر هم هست. همه اینجا گرد هم بیایید. اینها همه انعکاس آرا و اندیشه های مهندس موسوی است که یکی از چهره‌های شاخص نهضت احیای هویت ایرانی در عرصه معماری هستند.

مهندس موسوی در عرصه هنر چهره دیگری هم از خود به نمایش گذاشته است؛ چهره میرحسین موسوی نقاش. نگاه به روز اما در جست‌وجوی هویت ایشان، در این عرصه هم به خوبی بارز است؛ هم در فعالیتهای مدیریتی و فرهنگی و هم در خود هنر ایشان.
از راست: مرتضی ممیز، محمدرضا جودت، رویین پاکباز، میرحسین موسوی - تالار قندریز ١٣٤٦

آقای موسوی یکی از چند نفری بودند که به همراه مرحوم قندریز در اوایل دهه چهل، اولین گالری عمومی در ایران را برای هنر مدرن تاسیس کردند. به بیان دیگر سابقه توجه ایشان به نقاشی،. خصوصا جریان نقاشی مدرن در ایران، بیش از چهل سال سابقه دارد. ایشان در دانشگاه شهید بهشتی هم استاد بنده بودند و بعد از انقلاب هم در جریان تاسیس جمهوری اسلامی و دولت قرار گرفتند. طبعا، این گونه اشتغالات در فعالیتهای سیاسی و اجرایی، ایشان را از پرداختن به موضوعاتی که حوزه علاقه شخصی ایشان، یعنی هنر بود باز می‌داشت، اما به یاد دارم در دورانی که ایشان نخست وزیر بودند یک بار با هم صحبت کردیم و ایشان از من خواستند تجهیزات لازم برای نقاشی را برایشان فراهم کنم. کاری که می‌خواستند در آن زمان انجام دهند، با مقوا بود؛ مقوای رنگی و دستگاهی که بتواند بسوزاند و اسکار پر جراحی لازم داشتند، همه را فراهم کردم و برایشان بردم و ایشان در همان اوقات فراغت محدودی که در آن سالها داشتند، گاه نقاشی هم می کردند چنانچه، پس از پایان نخست وزیری و آغاز فعالیشان به سمت ریاست فرهنگستان، نمایشگاهی از کارهای آن دوره برگزار کردند. اولین نمایشگاه بعد از انقلاب ایشان، در موزه هنرهای معاصر برگزار شد. بعدها، ایشان به عنوان مسوول فرهنگستان هنر ایران، با همه رشته‌های هنر، ارتباط نزدیک تر و بیشتری برقرار کردند. آقای موسوی سابقه طولانی‌ای در فعالیتهای سیاسی و اجرایی دارند.

از همان زمانی که هنوز مسوولیت اجرایی در دولت نداشتند و در روزنامه جمهوری اسلامی بودند، تا زمانی که به عنوان وزیر امور خارجه مسووليت اجرایی پیدا کردند و در همه سالهایی که نخست وزیر ایران بودند و تا به امروز که سال هاست در عرصه هنر مسوولیتی مهم داشته اند، یک کار پیوسته دغدغه ایشان بوده است. به نظر بنده یکی از مهم ترین اثرات مدیریت ایشان آن بوده است که در عرصه های مختلف هنری مثل سینما، داستان نویسی، شعر، نقاشی، گرافیک... بگردند و استعدادهای جوان را کشف و حمایت کنند. ایشان با بصیرت گوهرشناسانه‌ای که داشتند حتی در کارهای آماتوری و سیاه مشق‌هایی که برای خالق آنها چندان اهمیتی نداشته است، استعدادهای ارزشمندی را تشخیص داده اند. مثلا پرورش و درخشش هنرمندانی چون احمد عزیزی، یوسفعلی میرشکاک، حسین خسروجردی، محسن مخملباف و خیلی‌های دیگر مرهون نگاه کنجکاوانه و جست‌وجوگر مهندس موسوی بوده است. درست مثل معدن‌کاوی مدام می‌گشتند و از میان جوانان ایرانی، الماس پیدا می‌کردند. آقای موسوی با این بصیرت چیزهایی را در کار این دوستان می‌دیدند و آنها را به شکلی برایشان بیان می‌کردند که آن فرد همه کارهای دیگر را رها می‌کرد و آن موضوع را دنبال می‌کرد که گوهرش را ایشان در وجودش تمیز داده بودند. به همين دليل است ارتباطی که این هنرمندان با مهندس موسوی دارند، رابطه‌ای وصف‌ناپذیر است. شاید خیلی‌ها یادشان نیاید که آقای موسوی دقیقا چه جملاتی به آنها گفتند یا چه بحثهایی تفصیلی را مطرح کردند. اما آنچه می‌دانند. آن است که مهندس موسوی چیزی را در وجودشان دیدند که بقیه ندیده بودند و این سرمایه بسیار ارزشمند زندگی‌شان بوده و این تاثیر برایشان وصف ناپذیر است.

یکی از مصادیق مهم خصوصیت و سابقه ای که شرح دادم سینمای ایران است. رشد و بلوغ سینمای ایران، بیش از هر چیز مدیون حمایت مشفقانه و ایمان و اعتقاد آقای موسوی به جوانان ایرانی است. در طول هشت سال نخست‌وزیری آقای موسوی، ما فرصت ملاقات های پنج یا ده دقیقه ای با ایشان را داشتیم که جمع آنها کمتر از چهار ساعت بود. اما هر بار که پیش ایشان می‌رفتیم. منتظر خبرهای خوب از سینمای ایران بودند و اینکه چه مشکلاتی داریم که برای رفعشان به ما کمک کنند. کافی بود ما یک کلمه بگوییم که ارز نداریم تا نگاتیو وارد کنیم. ایشان ظرف یک هفته برایمان تامین می‌کردند. شاید اهمیت این نگاه و این حمایت را نسل جوان چندان در نیابند، اما آقای موسوی در شرایطی از سینمای ایران و نوآورهای هنری در این حوزه حمایت می‌کردند که کشور برای تدارک تجهیزات نظامی و نیازهای روزمره مردم از نان و دارو تا شیر بچه در مضیقه بود. ولی سینما هم برای ایشان مثل همه چیز اولویت داشت. نظرشان این بود که این هم مثل نان شب واجب است، چون وقتی نگاتیو بخریم و حمایت‌هایی که از دستمان بر می‌آید از فیلمساز ایرانی بکنیم، منجر به فیلمی می‌شود که برای ایران ماندگار می‌شود در صورتی که همه چیزهای دیگر مصرف می‌شود و به پایان می‌رسد. آقای موسوی، نسبت خودشان را با موضوعات و با کسانی که با ایشان کار می‌کردند، طوری تعریف می کردند که در مدیریت کمتر دیده می‌شود. کلید این تفاوت اعتقاد عمیق ایشان به این بود که تنها زمانی می‌توانیم موفق شویم که بتوانیم روی پای خودمان بایستیم و باور عمیق داشتند که این شدنی است می‌توانیم روی پای خود بایستیم. بنابراین شروع به کشف استعدادهای ذاتی در دوروبرشان می کردند و برای پرورش این استعدادها، به آنها میدان می‌دادند. در سینما ما این را به عینه تجربه کردیم. باورشان این بود که ما می‌توانیم و به ما اعتماد صددرصد داشتند. حتی اگر موفق هم نمی‌شدیم ایشان حس نمی‌کردند که چیزی را از دست داده‌اند، چون اگر ما موفق نمی‌شدیم امکانی فراهم شده بود که کسان دیگری موفق شوند. بستر و شرایط را به گونه ای فراهم می کردند که آنهایی که می‌توانند عرض اندام کنند. درست مثل یک شرایط زیست محیطی که گیاهی در آن رشد می‌کند و گیاه دیگر نمی‌تواند

شرایط زیست محیطی که ایشان در عرصه مدیریت فراهم می‌کردند شرایط مساعدی بود برای افرادی که می‌توانستند و باور داشتند که می‌توانند. نگاه مهندس موسوی، همیشه رو به آینده بود. همیشه فکر می‌کردند باید برای کشور ایران آرزوهای بزرگ، واقعی و باورکردنی و شدنی داشت و این آرزوها اغلب محقق می‌شد. بسیاری وقتها آنچه ایشان آرزو می‌کردند در بدو امر کسی شدنی بودنش را باور نمی‌کرد، اما محقق می‌شد. درست مثل سینمای ایران که کسی در آن شرایط دشوار باور نمی کرد که مجال عرض اندام جهانی پیدا کند و پیدا کرد و او کسی بود که به این آینده باور داشت. آقای مهندس موسوی همیشه احساس می‌کردند که بهترین‌های جهان و بهترین جای جهان، متعلق به ماست. اما ما برای دست یافتن به آن باید بتوانیم روی پای خود بایستیم، ما را با تخت روان جایی نمی‌برند، اما اگر روی پای خود بایستیم و پیش برویم می توانیم در بهترین جایگاه جهان استقرار یابیم.

آقای موسوی زمانی این باورها را داشتند و آن را در ما تقویت می‌کردند که به نظر می رسید هیچ مقدمه‌ای برای رسیدن به این هدف فراهم نیست. بسیاری از کارها در مدیریت ایشان از صفر آغاز شد. مثل طرح متروی تهران که در زمان ایشان و موقعی که درد کشور، مشکل نان بود تصویب و برنامه ریزی شد. مدیریت مهندس موسوی مثل کار کسی است که در بیابانی، آجر بر آجر می‌چیند و دیگران هدفش را نمی فهمند اما او از پیش بنایی را در خیال خویش مجسم کرده است و آجر به آجر، این خيال را به واقعیت نزدیک می‌کند.
سید محمد بهشتی

منبع: روزنامه یاس نو، سه شنبه ١٩ خرداد ١٣٨٨، شماره ٥، ص ٧



یادداشت های مندرج در ستون "میهمان" لزوما دیدگاه سایت امروز نمی باشد.
-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
آخرین اخبار
  • مسئولان کشور بعد از چهل سال باید بپذیرند که بسیاری از مسیرها اشتباه بوده است
  • خانه ای روی آب
  • فقر نظریه پردازی
  • بیانیه نهضت آزادی ایران پیرامون تهدیدات ِ «سیل» و سیل ِ «تهدیدات»
  • هشداری سرنوشت‌ساز به خویش
  • ارزیابی راهبرد «نه جنگ و نه مذاکره»
  • سید محمد خاتمی: به جای سهمیه ۳۰ درصدی، زنان توانمند و شایسته را شناسایی و حمایت کنید
  • همه به فکر ایران باشیم
  • دکتر مصطفی معین: نهضت آزادی در طول حیات خود حامل دستاوردهای ارزشمند معرفتی، اخلاقی، مدنی و سیاسی بوده است
  • ایده فدرالی خاتمی و راز بی‌رنگ شدن ایده دمکراسی"
  • ملی‌گرایی پهلوی(چرا «واگراها» آدرس غلط می‌دهند؟)
  • آیین گرامیداشت پنجاه و هشتمین سالگرد تاسیس نهضت آزادی ایران برگزار شد
  • راهبرد اصلاح طلبان در انتخابات ۹۸
  • قانون نتایج نامنظور
  • معضل امروز و خطوط راهبردی دو نیروی سیاسی
  • سخنگوی حزب اتحاد ملت در گفت‌وگو با امتداد: دخالت‌های امنیتی تعادل سیاسی جامعه را برهم می‌زند
  • مولوی عبدالحمید در دیدار با رئیس‌جمهور: «ایران» نام اتحاد اقوام و مذاهب مختلف است که باید حقوق آنها مراعات شود
  • حاکمیت ملی و اصل همه پرسی
  • «صد شتر زین علم نزد من دو جو»
  • بیانیه جمعی از فعالان سیاسی، اجتماعی و حقوق بشری در اعتراض به ادامه بازداشت کیوان صمیمی
  •