به روز شده: ۲۲:۰۷ تهران - چهارشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۸

اگر از روحانی حمایت نمی کردیم توسط مردم محکوم ‌می‌شدیم

تاجزاده: اگر از روحانی حمایت نمی کردیم توسط مردم محکوم ‌می‌شدیم

یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب گفت: ما هیچ دلیلی بر عدم حمایت آقای روحانی نداشتیم. اگر از او حمایت نمی‌کردیم رای نمی آورد وهم امروز و هم در آینده توسط مردم محکوم می‌شدیم.

به گزارش ایسنا، مصطفی تاجزاده برای کسانی که به او و جریانش می‌گویند نباید از حسن روحانی در انتخابات سال 1396 حمایت می‌کردند از تجربه سال 1384 مثال می ‌زند و می گوید اگر اصلاحات از روحانی حمایت نمی کرد، تجربه شکست انتخاباتی سال 1384 تکرار می‌شد و مردم آن‌ها را محکوم می کردند.

با او به مناسبت پایان سال 1397 در چند حوزه سیاست داخلی، اقتصاد، پارلمان اصلاحات و پیشبینی شرایط سال آینده به گفت‌و گو پرداختیم.

تاجزاده یک چهره‌اصلاح‌طلب و از مشاوران سید محمد خاتمی است؛ دور از ذهن نیست که ابتدای این گفت‌و گو با اشاره به اتفاقاتی که در روزهای پایانی اسفند در مجلس شورای اسلامی حول دیدار فراکسیون امید با رئیس دولت اصلاحات رخ داد؛ آغاز شود. او در واکنش به اظهار نظر یکی از نمایندگان مجلس که گفت خاتمی خون ریخته است؛ به سبقه رفتار سیاسی دولت خاتمی اشاره کرد

پیروزی آقای خاتمی در انتخابات دوم خرداد حمله نظامی آمریکا به ایران را منتفی کرد و اجازه نداد ایران در چرخه شوم جنگ و فقر بیافتد. دنیا او را به عنوان پرچمدار گفت‌و گوی تمدن ها می‌شناسد. از بدو تاسیس سازمان ملل متحد، ایران یک بار توانسته‌است رای مثبت همه کشورهای جهان را در مجمع عمومی آن سازمان بگیرد(به استثنا اسرائیل که نماینده اش جلسه را ترک کرد) و آن پیشنهاد خاتمی درباره نامگذاری اولین سال هزاره سوم میلادی به نام گفت‌و گو تمدن‌ها بوده است.

از افتخارات دیگر وی این است که اجازه نداد پرونده هسته ای کشورمان در دوره ریاست جمهوری او به شورای امنیت ارسال و ایران تحریم بین‌المللی شود. زیرا وقتی پرونده کشوری به آن شورا ارجاع می‌شود، معنایش این است که آن کشور یا باید تسلیم شود و یا باید جنگ را تحمل کند. خوشبختانه با درایت آقایان روحانی و ظریف ما توانستیم بدون جنگ از زیر فصل هفتم منشور ملل متحد خارج شویم و تهدید جهانی برای صلح محسوب نشویم.

در سیاست داخلی هم شعار خاتمی زنده باد مخالف من و تبدیل معارض به موافق بوده است. برای همین می‌گویم آقای خاتمی اهل خشونت‌ورزی نیست. اهل مدارا و گفت و گو است. حملاتی هم که به ایشان می شود به همین دلیل است. چون پرچمدار اسلام رحمانی است؛ اسلامی که با صلح و دموکراسی سازگار است؛ حقوق همگان را به‌رسمیت می‌شناسد و معتقد است مشکلات را با گفت و گو حل و کشور را با مشارکت همگانی اداره کرد.

معدود نمایندگانی که در مجلس شلوغ کردند، کسانی هستند که موافق نیستند وضعیت جامعه عادی شود و امور کشور با گفت‌وگو و با انتخابات آزاد پیش رود. می‌خواهند وضعیت اضطراری و امنیتی بماند تا یک اقلیت کوچک بتواند بر سرنوشت کشور حاکم باشد. آن‌ها می‌دانند فقط در شرایط فوق‌العاده و غوغاسالار امکان عرض اندام دارند؛ به محض آن که جامعه آرام شود، مردم از سیاست‌ورزان برای اداره کشور، تعامل با دنیا و توسعه ایران طرح و برنامه می‌خواهند و تندروها حرفی برای گفتن در این زمینه‌ها ندارند.

با نگاهی به اظهارات کاربران فضای مجازی، آنهایی که در انتخابات سال 96 هشتگ حمایت از روحانی می‌زدند و امروز با اعتراض به وضع موجود اعلام نارضایتی می‌کنند می توان دریافت که نسبت به حمایت جریان اصلاحات از دولت دوازدهم عصبانی هستند و می گویند اصلاحات اشتباه کرده که از این دولت حمایت کرده است. از سوی دیگر برخی از چهره‌های شاخص اصلاحات نیز با این نارضایتی‌ها همنوا شدند. از تاجزاده خواستم تا با توجه به این موضوعات موضع امروز خود و جریان مطبوعش را نسبت به دولت حسن روحانی مشخص اعلام کند.

برای مشخص شدن موضع امروز ما نسبت به دولت آقای روحانی، بگذارید برگردم به گذشته. فرض کنید سال ۱۳۹۶ است و آقای روحانی نامزد انتخابات شده است. انتخابات هم با نامزدهایی که شورای نگهبان صلاحیتشان را با سلیقه خود و نه با معیارهای تصریح شده در قانون تایید کرده است، برگزار می‌شود. چه باید می‌کردیم؟ اگر اصلاح‌طلبان به صورت جدی از ایشان حمایت نمی‌کردند، وی رای نمی‌آورد. چون دولت پنهان با تمام توان به میدان آمده بود تا حاکمیت را قبضه و یکدست کند و اهداف خود را پیش ببرد.

اگر آقای روحانی رای نمی آورد، هم امروز و هم در آینده توسط مردم محکوم می‌شدیم. در آن صورت به ما می‌گفتند به‌دلیل سهم‌خواهی، تنزه‌طلبی و یا تمامیت خواهی روحانی را تنها گذاشتید و او شکست خورد و ما را مسئول این شکست می خواندند. می‌گفتند یک بار با تعدد نامزدها و عدم اجماع در انتخابات سال ۱۳۸۴ کشور را گرفتار تنگ‌نظری فرهنگی، انسداد سیاسی، تحریم و فساد سیستماتیک اقتصادی کردید. اگر از روحانی حمایت نمی‌کردیم مردم می‌گفتند از این تجربه تلخ درس نگرفتید و موجب شکست دولتی شدید که اکثریت ایرانیان در دور اول از عملکرد آن راضی بودند. به همین علت آقای روحانی هفت میلیون رای بیش از دور اول کسب کرد. اکثریت ایرانیان هم از برجام و تعامل با دنیا و هم از طرح سلامت و نیز مهار تورم (باوجود عدم رونق اقتصادی ملموس) راضی بودند.

به لحاظ سیاسی و اجتماعی نیز فضا بازتر از دولت احمدی‌نژاد شده بود. دفاعی که روحانی از باز ماندن فضای مجازی کرد از حمایت عمومی بهره می‌برد. بنابراین ما چه دلیلی داشتیم که از ایشان حمایت نکنیم؟ مردم می‌دیدند که او و دولتش کشور را از جنگ نجات داده، از تحریم خارج کرده و در مجموع در حوزه اقتصادی هم گرانی و تورم را مهار کرده است. و می‌گوید اگر رای بیش‌تری بیاورد، دستش برای حل و فصل مشکلاتی مثل حصر و برجام‌های ۲ و ۳ بازتر می‌شود.

ما هیچ دلیلی بر عدم حمایت از چنین نامزدی نداشتیم. اگر در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ از روحانی حمایت نمی‌کردیم، متهمان همیشگی تاریخ می‌شدیم؛ تمامیت‌خواهان یا تنزه‌طلبان زمان ناشناسی که یک فرصت تاریخی را از مردم گرفتیم.

آیا روحانی بدون حمایت اصلاح‌طلبان رای می آورد؟ پاسخ این سوال برای اصلاح‌طلبان روشن است؛ از تاجزاده خواستیم تا او هم به این پرسش پاسخ دهد.

اگر هم آقای روحانی بدون حمایت اصلاح‌طلبان رای می آورد، که البته احتمال آن بسیار اندک بود، ما بدست خود ضربه بزرگی به اصلاحات می‌زدیم و نقش خود را برای توسعه همه‌جانبه و پایدار کشور در شرایط عادی و مقابله با جنگ و تحریم به حداقل ممکن می‌رساندیم. در آن حالت کسی اصلاح طلبان را جدی نمی‌گرفت و این جریان نمی‌توانست پرچمدار مطالبات مردمی از نهادهای انتخابی و انتصابی باشد عدم حمایت ما آقای روحانی را نیز به سمت جناح مقابل هل می‌داد. البته من پیروزی ایشان را بدون حمایت حداکثری اصلاح‌طلبان به ویژه پشتیبانی قاطع آقای خاتمی از وی منتفی می‌دانم. ما کار بسیار درستی کردیم که از او حمایت کردیم. به نظر من کسانی که می‌گویند، ما اشتباه کردیم از روحانی حمایت کردیم خود اشتباه می‌کنند. آنان توجه ندارند با نظارت استصوابی و انتخابات استصوابی آقای روحانی و روحانی‌ها بهترین انتخاب ما هستند. مگر اینکه بتوانیم نظارت استصوابی را لغو کنیم و نامزدهای خود را به صحنه بیاوریم و از آنها با تمام توان دفاع کنیم.

در اعتراضات مردمی به اصلاح‌طلبان بیان می‌شود که چون شما از دولت روحانی حمایت کردید باید امروز مسئولیت اشتباهات دولت را هم بپذیرید. تاجزاده در پاسخ به این موضوع اظهار کرد که جریان اصلاحات فقط مسئول اتفاقات درست و غلط دو دولت است.

همیشه گفته‌ام ما مسئولیت دو دولت مهندس موسوی و آقای خاتمی را برعهده میگیریم. زیرا آنها نامزدهای اصلی ما بودند. در سایر مواقع نامزدی نداشتیم و مجبور به حمایت از کاندیدای موجود در انتخابات استصوابی بوده‌ایم. بنابراین ما مسئولیت خوب و بد دولت‌های موسوی و خاتمی را می پذیریم و معتقدیم کارنامه‌ ایشان، به رغم همه کمبودها و کاستی‌ها و حتی تقصیرها قابل دفاع است. به همین علت اکثریت رای‌دهندگان هنوز به آنها اقبال نشان می‌دهند.

اما موضع امروز ما درباره آقای روحانی این است که از فعالیت‌های مثبت وی و دولتش دفاع می‌کنیم. البته هر عمل خوب جناح مقابل را هم تایید می‌کنیم اما خود را به آب و آتش نمی‌زنیم. برای مثال باوجود انتقاداتی که به آقای رئیسی دارم و او را انتخابی شایسته برای ریاست قوه قضائیه نمی‌دانم، اما چون اصلاح‌طلبم و تصحیح روندها و رویه‌ها را برای بهبود امور کشور و مردم مهمتر از افراد می‌دانم، و در خاورمیانه‌ای زندگی می‌کنم که در حال حاضر در آن، رسیدن به مطالبات حداقلی مردم خود گام بزرگی به‌سوی گذار مسالمت‌آمیز به توسعه دموکراتیک محسوب می‌شود و تحقق تمام مطالبات هر جناح و جریانی، به خصوص در کوتاه مدت، سرابی بیش نیست و حرکت به طرف آن و ندیدن دیگر جریان‌ها سر از درگیری‌های خونین داخلی درمی‌آورد، می‌گویم اگر همین آقای رئیسی به اصلاح در قوه قضایه همت گمارد، ترکیب و عملکرد جناحی آن را تغییر دهد، استقلال دستگاه قضا را از بخش‌های اطلاعاتی و امنیتی تصمین کند، و با مفاسد درون قوه شفاف بجنگد و به بهبود امور دادگاهها و زندانها بپردازد، با وجود انتقادهایم، از وی حمایت خواهم کرد. به ویژه اگر گامهای اساسی در جهت تامین حقوق شهروندی بردارد. هیئت‌های منصفه را اصلاح و مردمی کند، محدودیت انتخاب وکلای متهمان سیاسی را بردارد و بپذیرند که ما زندانی سیاسی داریم و نامشان را زندانی امنیتی نگذارند تا حقوقشان ضایع شود.

انتصاب آقای رئیسی یک پیامد ناخواسته نیز دارد. بعد از این عملکرد آقایان روحانی و رئیسی دائما با یکدیگر مقایسه خواهد شد و اینکه کدام یک در دفاع از حقوق شهروندی و مقابله غیرجناحی با مفاسد اقتصادی و اصلاح امور مصمم و به آنچه به مردم وعده داد پایبند است.

از بعد انتخابات سال 96 از مفهوم دولت پنهان به عنوان جمعی کارشکن یاد شد. و این برداشت وارد تحلیل های سیاستمداران حامی دولت شد. درمواقع کمبود‌ها یا تخریب‌ها گفته شد که جریانی به عنوان دولت پنهان کارشکنی‌هایی را صورت می دهد. تاجزاده نیز در این گفت‌و گو به دولت پنهان کارشکن اشاره کرد.

ما باوجود حمایت موثر از دولت روحانی ضعف‌هایش را نیز نقد می‌کنیم. البته دو کار را به‌ موازات هم انجام می‌دهیم. یعنی به ضعف‌های نهادهای انتصابی نیز می‌پردازیم زیرا همه مشکلات را ناشی از عملکرد دولت نمی‌دانیم. بله گرانی هست اما نقش دولت پنهان در ایجادش کمتر از دولت قانونی نبوده است. وقتی با کارشکنی حزب پادگانی مقدمات تحریم نفتی و بانکی فراهم می‌شود، معلوم است که شرایط اقتصادی کشور بهم می‌ریزد. ما در دهه اخیر دوبار جهش قیمت داشته‌ایم یکی سال ۹۰ و دیگری در سال ۹۷ چون تحریم نفتی و بانکی شدیم. دولت قانونی می‌توانست جلوی تحریم‌ها را بگیرد ولی به‌علت کارشکنی‌هایی دولت پنهان و البته جنگ‌سالاران امریکایی نتوانست. بنابراین اخلاقی نمی‌دانیم فقط به دولت انتقاد کنیم که چرا گوشت کیلویی ۱۰۰هزار تومان شده است.

در حقیقت افراطی‌ها و جنگ‌طلب‌های وطنی پاس می‌دهند، ترامپ هم آبشار می‌کوبد. پس ما همزمان با انتقاد به دولت، به عوامل و ریشه‌های مشکلاتی که دیگران برای دولت و ملت ایجاد می‌کنند، می‌پردازیم و در عین حال خطاهای روحانی را هم نقد می‌کنیم.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در ادامه به تبیین دلایلش برای استمرار حمایت از دولت دوازدهم می پردازد.

دومین کار ما دفاع از راه‌حل‌های صحیح و استمرار چندصدایی در کشور است. مردم توجه دارند کسانی که پرچمدار مقابله با روحانی و استیضاح و برکناری او هستند خیر مردم را نمی‌خواهند. به دنبال منافع اکثرا ضدملی خود هستند. برای مثال ما با تصحیح سیاست‌های منطقه‌ای می‌توانیم آمریکا را به برجام برگردانیم و تحریم‌ها را لغو کنیم. آن که تبلیغ می‌کند همه مشکلات از دولت است، قصدش این نیست که جای روحانی امیرکبیر یا مصدق و خاتمی و موسوی را بگذارد. می‌خواهد روحانی نباشد تا حکومت یک دست شود و شرایط را امنیتی کند. بار دیگر اروپا را با آمریکا همراه کند و رای روسیه و چین را هم به کاخ سفید دهد. توجه شود درست است که امروز تحریم هستیم، اما به لحاظ سیاسی ترامپ منزوی است و ایران از طرف جامعه جهانی سخن می‌گوید که با حفظ برجام، خاورمیانه به صلح نزدیک‌تر می‌شود تا با بهم خوردن آن. پس منکر ضعف‌های دولت نیستم. با انتقاد از دولت نیز موافقم اما هشدار می‌دهم دولت پنهان می‌خواهد با سواستفاده از نارضایتی به حق مردم، دولت قانونی را سرنگون کند و سپس با ایجاد شرایط استثنایی، عملا راه بر انسداد سیاسی و ناکارآمدی، فسادپروری و حرام‌خواری باز کند و ایران را بهشت کاسبان جنگ و تحریم کند.

حواسمان جمع باشد؛ باید خطاها و ضعف‌های دولت را نقد کرد. اگر تصحیح نکردند باید اصلاح را به آنها تحمیل کرد تا گام‌های بیش‌تر و بلندتری به سود مردم بردارند. اما از ریشه مشکلات و افشای عوامل و موانع راه دولت نباید غافل شد. ما نباید اشتباه اول انقلاب را مرتکب شویم. مهندس بازرگان که حذف شد، حکومت یک‌دست شد. نتیجه یک‌دست شدن قدرت، دیر یا زود انسداد سیاسی، طالبانی‌گری دینی و فرهنگی، ماجراجویی خارجی و فساد اقتصادی است.

از تاجزاده خواستیم تا پیشنهادات خود به دولت برای مدیریت سال 98 را به عنوان قوه اجرایی بیان کند. او پیشنهاد می کند که روحانی و ظریف بازی تحریمی که ترامپ به راه انداخته است را بر هم بزند. در ادامه نیز به طرح دو پیشنهاد عینی و ذهنی پداخت.

من سال بسیار دشواری در حوزه اقتصادی برای کشور پیش بینی می‌کنم، بخصوص اگر تحریم ها شکسته نشود و ادامه پیدا کند شرایط اقتصادی پیچیده‌تر و سخت‌تر می‌شود. قدرت مانور دولت روحانی در شرایط تحریم خیلی زیاد نیست مگر اینکه بازی تحریم را به هم بزند و به‌جای اینکه شعار بدهد تحریم را دور می‌زنیم، راهی برای شکستن تحریم‌ها بیابد و با استفاده از همه ظرفیت‌های منطقه‌ای و جهانی کشورمان، به مذاکره با آمریکا بپردازد و تحریم‌های نفتی و بانکی را لغو کند.

همچنین با برقراری همزمان ارتباط با دولتمران مخالف ترامپ، روشنفکران، صلح‌طلبان، جامعه دانشگاهی و افکار عمومی در آمریکا که اکثریتشان مخالف جنگ هستند ترامپ را برای بازگشت به برجام تحت فشار قرار دهد. دولت باید برای دنیا توضیح دهد لغو برجام یعنی گام برداشتن به‌سوی جنگ. همه کسانی که در آمریکا مخالف برجام بودند، همان کسانی بودند که از جنگ عراق حمایت کردند. تردید ندارم در صورت بروز هر نوع جنگی آمریکا شکست خواهد خورد، همان طور که در عراق ناکام مانده است، اما ایران و ایرانی هم آسیب‌های جبران ناپذیر فراوانی خواهند خورد. ما مسئول حفظ کشور هستیم، نباید اجازه دهیم دچار تلاطم‌های ویرانگر شود. افزون برآن اگر خدای ناکرده در ایران اتفاقی بیافتد، چشم انداز صلح در خاورمیانه بازهم به تاخیر خواهد افتاد.

پیشنهاد اولم این است که آقای روحانی برای حل مشکلات اقتصادی و عینی مردم راهبرد شکستن تحریم را پیش بگیرد، با رهبر، جامعه، نخبگان و خبرگان حرف بزند که ما راهی نداریم جز شکستن تحریم‌ها. باید با همان منطق برجام یعنی بازی برد برد پیش رویم تا با لغو تحریم‌ها جامعه آرامش اقتصادی پیدا کند.

از لحاظ سخن گفتن با مردم و برقراری ارتباط با افکار عمومی، دولت کارهای بزرگی می‌تواند بکند. از این جهت انتقاد دارم به روحانی که از ظرفیت ریاست جمهوری و پشتوانه رای خود استفاده کافی و حتی لازم نمی‌کند. همین ضعف باعث شده تندروها با روحیه تهاجمی به دولت بتازند.

اینجا ایران است. همان طور که ترامپ آمد و به جای تندروها رای روحانی افزایش یافت، امروز هم می‌توانیم با وجود ترامپ، عقلانیت را در حکومت حاکم کنیم. برای این کار لازم است روحانی در دفاع از حقوق شهروندی، تامین آزادی‌ها و در راس همه در دفاع از انتخابات آزاد موضع روشن و قاطعی بگیرد. سال آینده ما انتخابات مجلس را داریم. رئیس جمهور درست می‌گفت یکی از دلایلی که ترامپ مجدد ما را تحریم نفتی و بانکی کرد این بود که امید داشت بعد از تظاهرات دی ماه پارسال، می‌تواند با فشارهای اقتصادی جامعه را به آشوب بکشاند و بعد به نام دفاع از مردم دخالت نظامی بکند. برای شکستن چنین فضایی راهپیمایی ۲۲ بهمن کافی نیست. تنها راهی که می‌شود نشان داد اکثریت ایرانیان برای جمهوری اسلامی مشروعیت قائل هستند، برپایی انتخاباتی آزاد و عادلانه و باشکوه است به‌گونه‌ای که همه کسانی که دلشان برای ایران می‌تپد، در انتخابات نامزد موردنظر خود را داشته باشند و تشکیل مجلس مقتدری را انتظار بکشند.در آن صورت دنیا احساس خواهد کرد با یک رژیم مردمی و نسبتا آزاد رو به رو هستید. نه اینکه جمهوری اسلامی سوئیس است، اما طالبان هم نیست.

از طرف دیگر رئیس جمهور باید با مردم صحبت کند و توضیح دهد ریشه مشکلات جامعه کجاست. ببینید اگر ۵ وزیر خارجه در دنیا باشند که جهانیان آن‌ها را بشناسند، یکی‌ آقای ظریف است. دو سه سال نامزد دریافت جایزه صلح نوبل بود و وزیر خارجه چین اخیرا گفت سخنرانی شما در مونیخ نگاه چند صد میلیون چینی را به شما معطوف کرده است. خوب دولت در مقابل جریانی که می‌خواهد بگوید دولت هیچ کاره است بایستد. درست است که این کشور هم قاسم سلیمانی می‌خواهد و هم جواد ظریف و حذف هر کدام می‌تواند به منافع کشور آسیب برساند. اما به شرط آنکه هر کسی در جای خودش باشد. نه آقای ظریف حق دارد در کار سپاه دخالت کند و نه آقای سلیمانی وزیر و وزارت‌خارجه را دور بزند.

به عنوان موضوع پایانی از تاجزاده به عنوان عضوی از جریان اصلاح‌طلب کشور درباره مهم ترین موضوع داخلی این جریان که در سال 1397 طرح شد ، یعنی پارلمان اصلاحات سوال کردم. او می گوید جریانی خارج از دولت مانع ایجاد پارلمان اصلاحات است.

من با هر اقدامی که جناح‌های سیاسی کشور، بخصوص روندهای درونی اصلاح‌طلبان را شفاف‌ و دموکراتیک‌ کند، موافقم. پارلمان اصلاحات نیز طرحی در همین مسیر است. اشخاصی که برای جناح اصلاح‌طلب تصمیم می گیرند باید از سراسر کشور باشند و دموکراتیک انتخاب شوند.

همان طور که می‌گویم در حکومت باید نمایندگان اکثریت باشند، در درون طیف اصلاح‌طلب هم همین را می‌گویم. نمایندگان اصلاح‌طلب هم باید از شهرستان‌ها باشند هم تهران. از سوی دیگر حزبی که یک نفره است و فقط سهم خواهی می‌کند با حزبی که طی سال‌ فعالیت دارد، کلاس و جزوات آموزشی، روزنامه و سایت دارد باید سهم متفاوتی داشته باشد. شخصیت‌های حقیقی عضو شورای عالی نیز باید با رای و خواست بدنه اصلاحات انتخاب شوند.

اما مشکلی داریم این است که فضا را اطلاعات سپاه برای ما امنیتی کرده است، مثلا اجازه برگزاری کنگره سراسری به اصلاح‌طلبان نمی‌دهند؛ به همین دلیل عملا امکان تشکیل پارلمان اصلاحات از آنها سلب شده است. می‌گویند شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان غیر قانونی است و هر کسی عضوش شود، به پنج سال زندان به جرم اقدام علیه امنیت ملی محکوم می‌شود و به یک نفر هم این حکم را داده‌اند. در چنین فضایی نمی‌شود پارلمان تشکیل داد. البته اصل ایده خوب است و باید حتما اتفاق بیافتد اما بر اساس شرایط کنونی نمی‌توان. به محض اینکه فرصت شود باید پارلمان اصلاحات را تشکیل داد. الان وزارت کشور به عنوان متولی امر احزاب مشکلی با شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان و نیز تشکیل پارلمان اصلاحات ندارد، اما سازمان اطلاعات سپاه دارد.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
آخرین اخبار
  • نامه جمعی از فعالین سیاسی به خانم جاسیندا آردرن، نخست وزیر نیوزیلند
  • اگر از روحانی حمایت نمی کردیم توسط مردم محکوم ‌می‌شدیم
  • پیام سید محمد خاتمی در همدردی با آسیب دیدگان و خانواده‌های داغدار سیل
  • تغییرات آب و هوایی؛ از ایران تا سوئد...
  • بیانیۀ حزب اتحاد ملت گلستان پیرامون حادثۀ سیل در شهرستان‌های این استان
  • چرا چراغی روشن نمی‌کنید؟
  • سیدمحمد خاتمی: امیدوارم سال ۹۸ سال حل مشکلات مردم باشد
  • نامه آیت الله سید علی محمد دستغیب: با آزادی محصورین و زندانیان سیاسی، مردم را در ایام نوروز خوشحال کنی
  • تحویل سال و اندیشیدن به آزادی
  • سیاست علوی، سیاست حقیقت
  • لزوم همدلی بیشتر حاکمیت با مردم در سال پیش‌رو
  • بیانیه حزب اتحاد ملت در واکنش به حمله تروریستی به نیوزیلند و کشتار مسلمانان
  • جمعی از فعالان سیاسی و مدنی در نامه‌ای حمله‌ی تروریستی به مسجد نیوزلند را محکوم کردند
  • بیانیه حزب اتحاد ملت در مورد وضعیت قوه قضائیه به بهانه انتصاب رئیس جدید آن
  • پیام سیدمحمد خاتمی در محکوم کردن فاجعه تکان دهنده تروریستی نیوزلند
  • بازسازی گفتمانی اصلاحات
  • روابط ایران و همسایگان
  • قدرت موشکي و قدرت اقتصادي
  • به بهانه‌ سالروز ترور حجاریان
  • متن اطلاعیه اعلام موجودیت حزب ایثارگران اصلاح طلب
  •