به روز شده: ۲۱:۵۰ تهران - یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷

دانشجویان سربازان احزاب نیستند

نقش دانشجویان بر روند سیاسی و اجتماعی ایران در تاریخ معاصر بر کسی پوشیده نیست؛ تأثیری که گاه با پرداخت هزینه‌های بسیار بالا و تا سرحد جان همراه بود است. شاید مهم‌ترین دلیل چنین موضوعی آرمانگرایی دانشجویان در زمینه‌های مختلف است و این روحیه آرمان‌گرای مطالبه‌گر بدون در نظرداشتن مصالح فردی به طرح مسئله می‌پردازد. به این دلیل مسئولان در طول تاریخ ایجاد دانشگاه در ایران چندان موافق توسعه آزادی بیان در دانشگاه‌ها نبوده‌اند زیرا پرسش‌های این بخش از جامعه، آنها را درگیر مناقشات بسیاری می‌کند. در کنار چنین ستایشی نباید از مضرات آرمانگرایی احساسی در میان دانشجویان نیز غافل شد. دانشگاه می‌تواند محل تولید اندیشه باشد و اندیشه ایجادشده در این نهاد نیز می‌تواند بر جامعه و حکومت تأثیر بگذارد؛ بنابراین هنگامی که دانشجویان که ابزار تحرک اجتماعی را در دست دارند، بدون در نظرگرفتن تمام ابعاد یک موضوع مرعوب عوام‌گرایی جناح‌های سیاسی می‌شوند، نه‌تنها دیگر نمی‌توانند منشاء اثرات و تحولات مثبت اجتماعی باشند، بلکه به ابزار دست گروه‌های سیاسی تبدیل می‌شوند. البته این استحاله به سبب عاملی دیگر نیز می‌تواند ایجاد شود و آن انسداد از سوی نهاد قدرت است. هنگامی که هزینه‌های آرمانگراییِ منطبق با واقعیت بالا می‌رود، سطح فعالیت دانشجویان از اثربخشی کلان به جانب‌داری‌های جناحی و حزبی تقلیل می‌یابید و ایشان جایگاه خود را از مولدان اندیشه‌های اجتماعی به تسهیل‌کنندگان مسیر احزاب تغییر می‌دهند. رخدادی که شاید پس از اتفاقات سال78 بیش از پیش خودنمایی کرد؛ به نحوی که نهاد دانشگاه به میزانی تضعیف شد که جز حمایت از احزاب سیاسی و تسهیل مسیر آنها کارکرد دیگری نداشت. در این چرخه، زمانی مشکل دوچندان می‌شود که احزاب سیاسی، کارکرد حزبی خود در قبال دانشجویان را برآورده نمی‌کنند و تنها در بزنگاه‌های انتخابات به سراغ ایشان می‌آیند. هنگامی که دو عامل فوق، منفردا یا مجتمعا بر نهاد دانشگاه عارض می‌شود، دانشجو از کارکردهای اصیل خود بازمی‌ماند و نمی‌تواند به درستی ایفای نقش کند و نتیجه منفی چنین حالتی نبود تولید اندیشه از بطن دانشگاه است. البته این حالت منحصر به بعد از انقلاب نیست و در مطالعه سیر تاریخی پیش از انقلاب نیز چنین حالتی بلکه با شدت بیشتر دیده می‌شود؛ به‌ نحوی‌که دانشگاه در بسیاری از مقاطع، بلندگوی جناجی بسیاری از گروه‌ها بود. حتی باید به یادآورد که در آن زمان دانشگاه تریبون گسترش آراء گروه‌های مسلح نیز بود. مصطفی تاج‌زاده، فعال سیاسی اصلاح‌طلب باور دارد که دانشگاه می‌تواند از جامعه تأثیر بگیرد اما بهتر است که مرید و شیفته احزاب و گروه‌های سیاسی نشود. او معتقد است که تقویت نهاد دانشگاه در گرو استقلال فکری و عملی دانشجویان است و آنها نباید به سربازهای حزبی تبدیل بشوند. برای بررسی آسیب‌های جنبش دانشجویی در ایران ساعتی را با این فعال سیاسی به گفت‌وگو نشستیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.


❓یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی در تاریخ معاصر برای پیشبرد اهداف جمعی دانشگاه بوده است؛ به‌طوری که حتی محتوای روز دانشجو نیز به اعتراض تعدادی از دانشجویان به دیدار رسمی ریچارد نیکسون، معاون رییس‌جمهور وقت آمریکا باز می‌گردد. نهاد اجتماعی دانشگاه در مهم‌ترین تحولات پیش از انقلاب یعنی از کودتای سال32 تا انقلاب سال57 چه‌قدر موثر بودند؟

✔تأسیس دانشگاه تهران و اعزام دانشجو به خارج از کشور در زمان رضاشاه زمینه‌ساز تحولات مهمی در تاریخ معاصر شد. دانشجویانی که در خارج تحصیل کرده بودند با ایده‌های جدید و انتقادی به کشور بازگشتند و در جهت تحقق عقاید خود تلاش کردند. نگرش دانشجویان اعزامی با نگاه رضاشاه در تضاد افتاد و همین عامل باعث شد که پروژه اعزام دانشجو متوقف شود اما رویکرد آزادی‌خواه و عدالت‌طلب دانشجویان مهر خود را بر همه رخدادهای مهم بعد مانند نهضت ملی‌شدن صنعت نفت و سپس مقاومت در برابر دولت کودتا زد.

❓شما با رویدادهای ابتدای انقلاب سال ۵۷ به خوبی آشنایید. در آن زمان مشاهده شد که همان روحیه آرمان‌خواه تعدادی از دانشجویان با حمایت نهاد قدرت، فضای سیاسی داخلی و بین‌المللی ایران را بسیار دچار بحران کرد. تا چه میزان می‌توان به رویکرد کنش‌گرایانه دانشجویان اعتماد کرد؟

✔دانشگاه در جریان انقلاب اسلامی نقش زیادی داشت و اساسا یکی از کانون‌های مهم مبارزات مردم در دهه‌های بعد از کودتا به شمار می‌رفت.

نقش دانشگاه پس از پیروزی انقلاب در تأسیس نهادهای انقلابی مانند جهاد سازندگی و نیز در هشت‌سال دفاع مقدس انکارناپذیر است. حتی تحرکاتی مانند اشغال سفارت آمریکا نیز آنچنان مهم است که سرنوشت کشور را تحت‌الشعاع خود قرار داد. فارغ از آنکه موافق یا مخالف آن اقدام باشیم اما باید بپذیریم که اقدام دانشجویان در آن برهه بر آینده سیاسی ایران اثرگذار بود. این نقش بعدها نیز ادامه پیدا کرد. شاید مانند سیاست ورزان بر بسیاری از فعالیت‌های دانشجویان نیز در سال‌های پس از انقلاب نقدهایی وارد باشد اما چنین نقدهایی نباید مانع فعالیت کنونی آنها شود زیرا نه ممکن و نه مفید است. به‌جای اِعمال محدودیت بر فعالیت ایشان باید موازنه مثبتی برقرار شود که از یک‌سو دانشگاهیان فضای بازی برای تحقق آرمان‌های خود داشته باشند و از سوی دیگر با تقویت نهادهای دیگر مدنی مانند احزاب و مطبوعات و اتحادیه های مستقل و آزاد این امکان ایجاد شود که همه افراد بدون ترس از عقوبت‌های امنیتی، عقاید و سلایق و ترجیحات خود را مطرح و دنبال کنند و جامعه بتواند علاوه بر نقد تمام اندیشه ها و عملکردها در یک تعامل مثبت، رویکرد و رفتار دانشجویان را نیز نقد کند. اگر چنین حالتی ایجاد شود هم دانشگاه می‌تواند از افکار دیگران به درستی بهره بگیرد و هم جامعه می‌تواند از پتانسیل دانشگاه استفاده کند و همه این عوامل باعث می‌شود که تک‌گویی سیاسی در کشور ریشه‌کن شود.

❓وقتی به تاریخ جنبش دانشجویی نگاه می‌کنیم، در می‌یابیم که بار روی کار آمدن جریان اصلاحات، دانشگاه به یکی از پایگاه‌های اصلی تحولات اجتماعی تبدیل ‌شد. مناسبت و تأثیر اصلاحات بر دانشگاه و بالعکس تأثیر دانشگاه بر اصلاحات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

✔دانشگاه نقش بی‌بدیلی در پیروزی آقای خاتمی و خلق حماسه دوم خرداد ۷۶ داشت. این نقش، چنان برجسته بود که دانشگاه به یکی از دو بال پرواز جنبش اصلاحات تبدیل شد. بال دوم مطبوعات بود که نقش تأثیرگذار خود در اصلاحات را عمدتا بعد از پیروزی آقای خاتمی در انتخابات ایفا کرد. مطبوعات توانستند به طرح و بسط ایده‌های جدید بپردازند و راه را برای اصلاح امور در تمام عرصه‌ها باز کنند و با چنین رویکردی ارتباط وثیقی بین اصلاح‌طلبان با مردم برقرار کنند.

❓برخی باور دارند که جنبش دانشجویی به همان میزانی که توانست در دولت آقای خاتمی رشد کند، پس از رخ‌داد کوی دانشگاه و انسداد به وجود آمده توسط بعضی از نهادها دچار ضعف و انزوا شد. حتی شاید بتوان گفت که بعد از آن اتفاقات سهمگین تا کنون نیز آن‌طور که انتظار می‌رفت چه در حوزه کنش‌گری اجتماعی و چه در عرصه اندیشه‌ای نتوانست به‌طور کامل ایفای نقش کند. به نظر شما که در دولت اصلاحات نیز دارای مسئولیت بودید، آقای خاتمی حمایت لازم را از دانشجویان نکرد یا آنکه فشارها آنقدر بالا بود که کاری از دست رئیس‌جمهور نیز بر نمی‌آمد؟

✔یکی از مهم‌ترین دلایل سرکوب تجمع محدود دانشجویان در ۱۸ تیر سال ۷۸ آن بود که برخی از نیروها نمی‌توانستند نفوذ دانشگاه را تحمل کنند؛ از این‌رو تلاش کردند که دانشگاهیان را چنان منفعل کنند که نتوانند آن چنان که باید و شاید از نهضت اصلاحات حمایت کنند. این نقش بعدها با توقیف فله‌ای مطبوعات کامل شد تا به قول خودشان دو بال اصلاح‌طلبان چیده و پرنده اصلاحات زمین‌گیر شود. آقای خاتمی تلاش زیادی برای حمایت از دانشجویان انجام داد اما ضربه وارد شده به دانشگاه چنان سهمگین بود و هزینه‌ فعالیت سیاسی چنان بالا رفت که دانشگاهیان در کوتاه مدت منفعل شدند. بعدها البته با پیدایش فضای مجازی، نقش پیشتازی دانشگاه تا حدود زیادی به حاشیه رفت.

❓قدری از توقیف روزنامه سلام و فضای آن دوران بگویید.

✔روزنامه سلام در دهه هفتاد نقش تاریخی در تبیین اندیشه‌های اصلاحی و پیروزی آقای خاتمی ایفا کرد؛ به این دلیل برخی کینه بزرگی از این روزنامه در دل داشتند زیرا برای آنها قابل پذیرش نبود که با روی کار آمدن دولت اصلاحات رویای مدیریت انحصاری برای همیشه از بین برود. بنابراین به مقابله با روزنامه سلام برخاستند سعی کردند که فضا را امنیتی کنند. در مقابل طرفداران اصلاحات دموکراتیک بسیج شدند تا مانع چنین رخداد تلخی شوند.

❓سیاست‌های بسته و بنیادگرای دولت محمود احمدی‌نژاد بر فضای دانشگاه‌ها را چه تأثیری بر فضای دانشگاه‌ها داشت؟

✔احمدی‌نژاد با آنکه خود را دانشگاهی می‌دانست بیشترین تلاش را برای لطمه‌زدن به استقلال دانشگاه کرد. دولت او با ایجاد موانع متعدد در راه فعالیت‌های مستقل و انتقادی دانشجویان، استقلال نهاد دانشگاه را نشانه رفت. نخستین گام در این راستا انتصابی‌کردن رؤسای دانشگاه‌ها بود.

در دولت دوم آقای خاتمی رؤسای دانشگاه‌ها به انتخاب اعضای هیأت علمی انتخاب می‌شدند؛ به این نحو که اعضای هیأت علمی دو یا سه نفر را به وزارت علوم پیشنهاد می‌دادند و وزارت علوم یکی از آنها را تعیین می‌کرد. چنین سازوکاری باعث می‌شد که رؤسای دانشگاه‌ها پاسخگو شوند. دولت احمدی‌نژاد این سنت نیکو را از بین برد و دوباره شیوه انتصاب از بالا را زنده کرد. اقدام مخربتر دولت او ایجاد موانع بسیار در راه فعالیت‌ها، تاسیس تشکل‌ها، انتشار نشریات دانشجویی و مراسم‌های مستقل در دانشگاه‌ها بود. در دوران او فضای دانشگاه‌ها چنان امنیتی شد که دانشجویان اصلاح‌طلب و منتقد امکان فعالیت زیادی نداشتند. البته نباید فراموش کرد که دانشجویان نقش مهمی در انتخابات سال ۸۸ ایفا کردند.

❓پس از بررسی اجمالی سیر تاریخی مهم‌ترین رخدادهای متأثر از جنبش دانشجویی یا تأثیرگذار بر آن، قدری به حوزه ماهوی این جنبش بپردازیم. برخی باور دارند که اگر دموکراسی به‌طور کامل در یک کشور وجود نداشته باشد، کنش‎های اجتماعی خودآگاه یا ناخودآگاه به ابزاری در دست نهاد قدرت تبدیل می‌شود. از منظر شما مناسبت نهاد قدرت و فعالیت‌های دانشجویی چگونه است؟

✔روشن است که نهاد قدرت مایل باشد دانشگاه در راستای اهدافش گام بردارد؛ به این دلیل به هیچ‌وجه موافق فعالیت‌های مستقل و انتقادی دانشگاهیان و بویژه دانشجویان نیست. حکومت‌ها بسته به سعه وجودی خود و نیز درک شرایط ملی و بین‌المللی، راه را برای نقش‌آفرینی سیاسی، اجتماعی، علمی و پژوهشی دانشجویان باز می‌کنند یا می‌بندند. هرچه‌قدر نهاد قدرت عاقلانه‌تر و توسعه‌گراتر به مسائل و مصالح کشور نگاه کند، راه را برای فعالیت‌های مستقل دانشگاهی بیشتر باز می‌کند و هرچه‌قدر نگاهش بسته‌تر باشد، تلاش می‌کند که با ایجاد انسداد سیاسی و اجتماعی مانع حرکت‌های دانشجویی شود و با ایجاد رعب و وحشت، دانشگاه را منفعل کند تا مسیر یکه تازی آن هموارتر شود.

❓در مقاطع مختلف تاریخ معاصر و حتی در دهه20و30 شاهد این موضوع هستیم که در ابتدا یک جریانی مانند چپ یا ملی‌گرایی ایجاد شدند و سپس دانشجویان بر دامنه آن‌ جریان‌ها افزودند. حتی در دوران منتهی به انقلاب نیز پخش نشریات حزبی گرچه نمایانگر کثرت‌گرایی در دانشگاه بود اما در ذات خود ایراد پیرو بودن دانشجویان به جای منشاءاثر بودن آنها را داشت. اساسا دانشگاه و دانشجو در تحرکات اجتماعی و سیاسی چه‌قدر باید از جریانات تأثیر بپذیرد و چه‌قدر باید تأثیرگذار باشد؟

✔به تجربه دریافته‌ایم که هم دانشگاه از ایده‌های سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی مطرح در جامعه تأثیر می‌پذیرد و هم بر آنها تأثیر می‌گذارد. این رابطه متقابل است و هر وقت به نحو کاملی بروز کند، دانشگاهی زنده و پویا و مردمی خواهیم داشت. چنین حالتی در سال ۷۶ به وقع پیوست و مردم با هماهنگی دانشگاه و دانشگاه با همراهی جامعه توانستند مطالبات اصلاح‌گرایانه خود را به‌طور قدرتمند بیان کنند و پیش برند. زمانی که میان این دو یعنی دانشگاه و جامعه فاصله ایجاد شود و اکثریت مردم در مسیری جدای از دانشجویان گام بردارند، دانشگاهیان محدود می‌شوند و اندیشه‌ها درون محافل دانشجویی منزوی باقی می‌ماند. دانشگاه را نمی‌توان از تأثیرپذیرفتن اجتماعی منع کرد زیرا این امر نه درست است و نه در اختیار کسی است اما می‌توان توصیه کرد که دانشجویان بر اساس معیارهای مشخص خود از آرمانهای انسانی و ملی دفاع کنند و بر همان اساس به نقد و تحلیل اندیشه‌های مختلف بپردازند و در تمام زمینه‌ها سعی بر حفظ استقلال خود کنند و هرگز مرید چشم و گوش بسته حکومت یا جناح‌های سیاسی نباشند زیرا اگر رابطه شیفتگی میان ایشان و قدرت یا جناح‌های سیاسی برقرار شود، نمی‌توانند نقاط ضعف و قوت آنها را دریابید و به آنها یاری رسانند. دانشگاه باید کانون نقادی باشد و این مستلزم آن است که دانشجویان به لوازم نقد واقف شوند و با نگاه و موضع مستقل به بررسی اندیشه‌ها و عملکرد حکومت و احزاب منتقد آن بپردازند و پس از بررسی انتقادی از جناح یا احزابی که به مطالباتشان نزدیک تر هستند حمایت کنند و در مقابل جریان‌های ضد میهن و منافع مردم بایستند.

❓یکی دیگر از بحران‌های جنبش دانشجویی نبود تولید اندیشه است. شاید این بحران پس از دولت اصلاحات و افزایش فشارها بیشتر شد؛ به‌نحوی که حتی محافل دانشجویی برای طرح و تحلیل موضوعات بنیادین کمتر دیده می‌شود. کناره‌گیری دانشجویان از این امر مهم به انسداد فضای سیاسی یا به رغبت‌نداشتن خود دانشجویان بازمی‌گردد؟

✔متاسفانه نه‌تنها در دانشگاه که در سطح جامعه ما و حتی در دنیا بحران نبود قرائت‌های راهشگای ملی و جهانی دیده می‌شود. به بیان روشن‌تر روایت‌هایی که در قرن بیستم برای بسیاری جذاب بود اکنون رنگ باخته‌اند.

لیبرابسیم، سوسیالیسم، فاشیسم و حکومت دینی نتوانسته اند پاسخگوی کامل نیازهای جوامع باشند؛ به این دلیل مردم و دانشگاهیان در سطح جهانی با خلاءهای مهمی روبه‌رو هستند. فقدان روایت‌های رهایی‌بخش موضوعی است که هیچ‌ جریانی تاکنون نتوانسته آن را مرتفع کند. طبیعی است که انتظار می‌رود که دانشگاه دست‌ِکم در حوزه فهم و تبیین علل و عوامل آن بیشتر تلاش کند اما برای حل آن نمی‌توان صرفا از دانشگاه انتظار داشت و اصلا معلوم نیست که چه زمانی به یک روایت رهایی‌بخش دست می‌یابیم و آیا اصلا چنین روایتی در واقعیت خارجی وجود دارد یا خیر؟ بنابراین نباید دانشگاه را تنها مسئول چنین بحرانی دانست.

❓در سال‌های اخیر نه‌تنها جنبش دانشجویی کارکردهای اصلی خود را از دست داده بلکه به نظر می‌رسد که به عنصر تسهیل‌کننده مسیر احزاب سیاسی تبدیل شده است؛ به‌نحوی که هر چهارسال یک‌بار برای انتخابات از دانشگاه‌ها بیرون می‌آیند و از یک جناح یا حتی یک فرد حمایت می‌کنند. تأثیر متقابل احزاب و دانشگاه چگونه باید باشد؟

✔یکی از مشکلات جامعه ما ضعف نهادهای مدنی مانند احزاب مستقل و مطبوعات منتقد و اتحادیه های سراسری است. چنین وضعی تکالیف سیاسی متعددی بر دانشگاه تحمیل کرده است. در جوامع دموکراتیک بخش عمده‌ای از فعالیت‌های سیاسی در کانون‌های حزبی، اتحادیه‌ها و سندیکاهای صنفی و تخصصی و مطبوعات آزاد انجام می‌شود. به‌دلیل ضعف این نهادها در ایران، تمام بار مسئولیت بر دوش دانشگاه گذاشته شده و نقش سیاسی دانشگاه بسیار برجسته شده است. خوشبختانه با پیدایش فضای مجازی قدری از این نقش کاسته شد و مردم از طریق این فضا می‌توانند سیاست‌ورزی کنند و دیگر فقط چشمشان به دانشگاه نیست. چنین موضوعی باعث کاهش حساسیت حاکمیت بر دانشگاه‌ها و مطبوعات و در مقابل افزایش حساسیت بر فضای مجازی شده است. اگر به گفتمان مسئولان ارشد نظام توجه کنیم، درمی‌یابیم که تمرکز و حساسیت گذشته بر نهاد دانشگاه وجود ندارد ولی حساسیت گسترده‌ای در مورد فضای مجازی دارند. در واقع اکنون فضای مجازی نقش هر دوبال اندیشه‌های آزادی‌خواهانه، اصلاح‌گرایانه و عدالت‌جویانه را در کشور ما ایفا می‌کند، اگرچه با نقاط ضعفی نیز همراه است. از سوی دیگر دانشگاهیان سربازان احزاب نیستند که فقط هرچهارسال یک‌بار به کار انتخابات بیایند. قطعا انتخابات موضوع بسیار مهمی است و دانشجویان می‌توانند و باید در آن اثرگذار باشند اما نباید به عامل دست جناح‌های سیاسی تنزل یابند. امروز به برکت فضای مجازی جامعه سیاسی ما به طور مدام در حال نقد و بررسی جریان های رقیب هستند.
❓روزگاری دانشگاه پرچم‌دار مطالبه‌گری در کشور بود اما اکنون می‌بینیم که اقشار دیگر جامعه مانند کارگران بیش از دانشجویان مطالبه‌گر حقوق خود و بعضا جامعه‌اند. چه عللی باعث شد که اکنون دانشگاه‌های ما دچار چنین انزوایی بشوند؟

✔امروز به دلیل مشکلات فراگیر اقتصادی، قشرهای مختلف مردم با طرح مطالبات صنفی به اعتراض می‌پردازند و کارگران و معلمان در این عرصه پیشتازند اما باید در نظر داشته باشیم که مطالبه اصلی آنها در درجه نخست اقتصادی است و اصرار دارند که مطالباتشان سیاسی نشود زیرا می‌دانند که در چنان حالتی هزینه‌ها بالا می‌رود و برخوردها امنیتی می‌شود. من هم به دلیل آنکه مطالبات آنان صنفی است و برای احقاق حقوقشان روش مسالمت‌آمیزی را در پیش گرفته‌اند از آنها حمایت می‌کنم. کارگران و معلمان سعی می‌کنند که با صنفی‌ و مسالمت‌آمیز نگه داشتن مطالبات خود، راه را برای فعالیت نیروهای افراطی ببندند. مسئولان باید توجه کنند که معلمان نقش بسیار مهمی در جامعه دارند و تأمین معاش و امنیت ذهنی و روانی ایشان جزو مهم‌ترین وظایف حاکمیت است. پس باید به خواسته آنها به سرعت توجه کنند. کارگران نیز بخش مهم دیگری از جامعه ما محسوب می‌شوند و با هر تحلیلی که درباره جایگاه آنها داشته باشیم، نمی‌توانیم نقش بی‌بدیلشان را در توسعه کشور و رنجی را که می‌کشند، انکار کنیم.

باتوجه به گرانی‌های اخیر و مشکلات عدیده اقتصادی توجه به مطالبات قشرهای حقوق‌بگیر و تأمین حداقل نیازهای آنها از وظایف اولیه دولت است تا با دادن پاسخ مثبت به مطالبات مردم به خصوص معلمان و کارگران، محیط روانی و اقتصادی جامعه امن شود. برعکس دانشجویان معمولا به دنبال خواسته‌های اقتصادی برای خود نیستند؛ آنها چندسالی در دانشگاه حضور دارند و سپس وارد جامعه می‌شوند. در دوره تحصیل مسائل آنها معمولا ملی و سیاسی است. برخلاف کارگران یا معلمان که در شرایط بد اقتصادی در درجه اول خواسته‌های صنفی دارند زیرا برای یک کارگر یا معلم در چنین وضعی امنیت اقتصادی بسیار مهم است و سرنوشت خود و خانواده‌اش به شغل و حقوق او وابسته است. اما دانشجویان اینگونه نیستند و حتی اگر برای آزادی تشکل‌ها و نشریات دانشجویی می‌کوشند، از طریق آن نشریات یا تشکل‌ها در پی طرح و تحقق مطالبات ملی و سیاسی هستند.

❓در یک نقد راهبردی بفرمایید که چه راهکارهایی برای تقویت نهاد دانشگاه چه در عرصه اندیشه‌ای و چه در حوزه عملگرایانه وجود دارد؟

✔مهم‌ترین راه برای تقویت نهاد دانشگاه به رسمیت‌شناختن استقلال دانشگاهیان است. این استقلال باید در تمام عرصه‌ها به رسمیت شناخته شود تا جامعه ما بتواند از پتانسیل سرشار مدیریتی، سیاسی، اجتماعی، علمی و فنی دانشجویانش بهره‌مند شود. در صورتی که دانشگاه و دانشجو استقلال عمل و فکر داشته باشند بهتر می‌توانند مولد اندیشه‌های نوین شوند. مسئولان باید زمینه چنین امری را فراهم کنند.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
آخرین اخبار
  • اصلاح‌طلبی و خطری به نام محافظه‌كاری
  • بیانیه پایانی چهارمین کنگره حزب اتحاد ملت : همه دغدغه‌مندان و دلسوزان کشور را به گفت‌وگو فرامی‌خوانیم
  • عده‌ای در ایران اصلاح‌طلبان را از دم ستاره‌دار کرده‌اند
  • نامه ۵۰۰ فعال نشریات دانشجویی به رییس جمهور : آقای روحانی به قانون اساسی بازگردید
  • دانشجویان سربازان احزاب نیستند
  • نزاع اقتصاد دولتی و اقتصاد آزاد
  • «محاصره بودگی» جنبش دانشجویی
  • بيانيه نهضت آزادى ايران پيرامون مشكلات اقتصادى و معيشتى كشور
  • مسئولیت دانشجو در بزنگاه بحران
  • سراب فدرالیسم قومی در ایران
  • اصلاحات؛ دموکراسی و ناسیونالیسم
  • تا در سیاست خارجی تجدیدنظر نکنیم مشکلات اقتصادی حل نخواهد شد
  • یادداشتی پیرامون فدرالیسم
  • کافرم من گر از این شیوه تو ایمان داری
  • چرا سیاست تنش زدایی شکست می خورد؟
  • مرتضی مبلغ: هجمه‌ها به ظریف نشان می‌دهد که وی انگشتش را روی حساس‌ترین نقطه فساد گذاشته است
  • نتایج یک پژوهش درباره وضعیت علم در ایران در دهه۸۰
  • اقتصاد ایران فرو نمی پاشد، کوچک می شود❗️
  • حمایت بیش از 340 دانشمند و کنشگر محیط زیست جهان از بازداشتی های محیط زیستی در ایران
  • پیام شریعتی برای امروز ما
  •