به روز شده: ۲۲:۵۴ تهران - دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷

ریحانه طباطبایی: نمی توان هر مخالف و منتقدی را برانداز خواند

ایرنا، برای بررسی آرایش جدید اپوزیسیون و نقش رسانه‌ها در شرایط جدید، با ریحانه طباطبایی روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب فعال در فضای مجازی و عضو حزب اتحاد ملت به گفت‌وگو نشسته است. (بخش هایی از این گفت و گو در ایرنا حذف شده است که امتداد آن را با علامت * منتشر کرده است)

** تعریف روشنی از اپوزیسیون وجود ندارد

ایرنا پلاس: بعد از حوادثی که در دی‌ماه سال گذشته رخ داد، شاید بتوان گفت شکل جدیدی از آرایش و سوگیری در نیروهای مخالف نظام جمهوری اسلامی به‌وقوع پیوست. به یک معنا می‌توان این‌طور تعبیر کرد که حتی نیروهای سیاسی درون نظام هم بعد از این اتفاقات در جایگاه و محل استقرار ثابت خودشان در میان بدنه جامعه قرار ندارند. تحلیل شما از آرایش جدید نیروهای اپوزیسیون چیست؟

طباطبایی: دی‌ماه 96 آرایش سیاسی در ایران را تغییر داد. هر چند استارت این ماجرا در مشهد خورد و جرقه اولیه آن را بخشی از اصولگرایان علیه دولت زدند، اما گروه‌ها و جریان‌هایی سوار این موج نارضایتی شدند که عملاً هیچ‌گرایشی به اصولگرایان نداشتند و در چارچوب اپوزیسیون تعریف می‌شدند. اما متأسفانه در جمهوری اسلامی تعریف اپوزیسیون خیلی گسترده شده است. یعنی هر منتقد، مخالف و معترضی در این قالب تعریف می‌شود. بنابراین یکی از سؤالات پیش‌ روی نیروهای سیاسی این است که اساساً اپوزیسیون کیست؟ مرز حقوقی، سیاسی و امنیتی بین منتقد و برانداز کجاست؟ بنابراین وقایع دی‌ماه ضرورت تعریف و شناخت دقیق از تفاوت نیروهای منتقد و برانداز را بیش از پیش نشان داد.

*متاسفانه در جمهوری اسلامی تعریف اپوزیسیون گسترده و فراخ شده است، یعنی هر منتقد و مخالفی تبدیل به اپوزسیون می شود و بعد هم برانداز خطابش می کنند. پس در ابتدا باید مشخص شود تعریف اپوزسیون چیست و نیروهای امنیتی، قضایی و نیروهای سیاسی تعریفشان را از اپوزیسیون اعلام کنند. به هر کسی که نقدی مینویسد وسخنی میگوید نمیتوان اپوزسیون گفت. آیا همه نقدها و مقالات و یادداشت ها وحتی اعتراضات به معنای براندازی و اپوزسیون بودن است؟ از سوی دیگر باید به یک سری بسترهای اجتماعی هم دقت کرد، یک زمانی عده ای از مردم که هیچ وابستگی سیاسی به هیچ گروهی ندارند نیز اعتراضاتی دارند که اغلب هم اجتماعی است مانند اعتراض به نوع پوشش و سبک زندگی، آیا باید به آنها هم اپوزسیون و برانداز گفت؟

ایرنا پلاس: به نظر شما نقش و تأثیر عملکرد اصلاح‌طلبان در وضعیت کنونی که امکان جدایی دقیق بین مخالف و منتقد را از بین برده، چقدر است؟

طباطبایی: کارنامه دولت خاتمی نشان می‌دهد که جریان اصلاح‌طلب همه تلاشش را به کار گرفته است تا فضای نقد و گفت‌وگو در جامعه ایجاد شود. البته ممکن است سوء‌تفاهم‌هایی بین برخی نیروهای اصلاح‌طلب در قالب احزاب با نظام و برخی گروه‌های اجتماعی دیگر شکل گرفته باشد، اما این‌ها دلیل بسته‌شدن فضا نمی‌شود. دلیل این وضعیت را من در تمامیت‌خواهی جریان مقابل اصلاحات می‌بینم. جریان اصلاحات تمام تلاشش این بود که نیروهای دگراندیش و نیروهای متفاوت مثل ملی - مذهبی‌ها و نهضت آزادی و گروه‌هایی که در همین چارچوب سیاسی می‌خواهند فعالیت کنند و دنبال دگرگونی نظام سیاسی نیستند را جذب کند. ولی متأسفانه فضایی که سیستم قضایی و امنیتی به‌وجود آورد، سبب شد حتی نیروهای اصلاح‌طلب هم از عرصه فعالیت سیاسی کنار بروند.

** گوش شنوایی نیست

ایرنا پلاس: به نظر شما آیا جریان اصلاحات و نیروهای اصلاح‌طلب نمی‌توانستند ظرفیتی را ایجاد کنند که این حجم از نیروهای منتقد بدل به نیروهای اپوزیسیون نشوند؟

طباطبایی: من فکر می‌کنم نقش قوه قضاییه و نهادهای امنیتی در این زمینه به‌مراتب پررنگ‌تر است. نیروهای اصلاح‌طلب در دولت آقای خاتمی تا جایی که توانستند، به همه جریان‌ها مجوز دادند. ممکن است بعد از این مصاحبه یک سری افراد بیایند و لیست بدهند که ما مجوز نداریم، ولی تا جایی که من اطلاع دارم این فضا فراهم بود. توقیف روزنامه‌ها در اختیار جریان اصلاحات نبود. در دولت آقای خاتمی تا جایی که توانستند به NGOها مجوز فعالیت داده شد که بسیاری بعد از دولت خاتمی منحل شدند و به چشم دشمن به آنها نگاه شد.

ایرنا پلاس: به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین عوامل تقویت نگاه براندازانه در جامعه، حل معادلات سیاسی به‌وسیله راه‌حل‌های امنیتی است. در خیلی از مسائل و مشکلات سیاسی، اگر این امکان وجود داشت که از طریق راه‌‌های سیاسی حل شود، شاید ما شاهد این دوگانه و شکل‌گیری این شکاف عمیق نبودیم. به نظر شما نقش اتفاقاتی که در دوران اصلاحات به‌وقوع پیوست، در تحکیم این نگاه چه تأثیری داشت؟

طباطبایی: من وزن اصلی را به جریان حاکم بر کشور می‌دهم. حتی بعد از وقایع 88 خیلی از افرادی که دستگیر شدند، تلاش کردند با نیروهای امنیتی وارد گفت‌وگو شوند. اما آن طرف گوش شنوا کم بود.

*جریان تمامیت خواه از آنجاکه می داند پایگاه رای قوی ندارد و در عین حال میخواهد که همیشه قدرت در دستانش باشد تلاش می کند تا با حذف رقیب کار خود را پیش ببرد. یعنی جریانی که نمی تواند اکت سیاسی خود را از طریق صندوق رای پیش ببرد سعی میکند راه گفت و گو را ببندد. به طور مثال؛ به چه دلیل وقتی آقای خاتمی می خواهد جایی برود نیروهای امنیتی در خانه اش مستقر می شوند و اجازه ی خروج نمی دهند،این بستن راه گفت گو است.اصلاح‌طلبان سال 92 و 96 و در انتخابات مجلس با حضور در انتخابات و اتخاذ روش های جدید تلاش کردند فضای گفت و گو را باز کنند و مرتب هم از گفت و گوی ملی می گویند اما این گفت و گو باید دو طرفه باشد، یک نفر نمی تواند همیشه از تعامل سخن بگوید و نهایتا با واکنش قهریه مواجه شود .

**صدای بلند نوبراندازان، فقط در فضای مجازی

ایرنا پلاس: تحلیل شما از کنش‌های رسانه‌ای نوبراندازان چیست؟

طباطبایی: جریان جدید برانداز در فضای مجازی خیلی صدای بلندتری نسبت به فضای حقیقی جامعه دارد. رفتار خشن آنها حتی در فضای مجازی هم محسوس است. درواقع می‌توان آنها را سرنگونی‌طلب‌های خشونت‌طلب خواند. هرچند فکر نمی‌کنم در بین مردم چندان پایگاه اجتماعی داشته باشند و خیلی نباید فریب شعارهای آنها را خورد. با این وجود بخشی از اپوزیسیون جدید، افرادی هستند که به خاطر رفتار غلط اصلاح‌طلبان، اصول‌گرایان، نظام و دولت آقای روحانی، دل از اصلاح نظام و دولت بریده‌اند. این افراد نه رفتارشان خشن و نه سرنگون‌طلبانه است. این‌ها عقبه قدیمی‌تری دارند، که شاید از خرداد 76 یا قبل‌تر شروع می‌شده است. اما مطالبات‌شان زمین مانده است. پس این‌ها را باید از هم تفکیک کرد و اگر نتوانیم این گروه‌ها را از هم تفکیک کنیم، نمی‌توانیم نگاهی روشن از جریان‌های اپوزیسیون داشته باشیم و لذا نمی‌توانیم به این جواب برسیم که اصلاح‌طلبان یا اصول‌گرایان چقدر در این زمینه مقصر هستند یا نظام و دولت و نیروهای امنیتی و قضایی در شکل‌گیری این وضعیت چه تأثیری دارند.

**جریان نوبرانداز واقعاً وابسته به بیگانه شدند

ایرنا پلاس: به نظر شما وجه تمایز اپوزیسیون جدید و قدیم چیست؟

طباطبایی: این گروه‌ها یک اختلاف بارز دارند و آن وابستگی به غرب، ترامپ و بیگانه است. گروه‌های اپوزیسیون قدیمی مستقل عمل می‌کنند. الان اگر در توییتر نگاه کنید، توییت فرخ نگهدار اصلاح‌طلبانه‌تر از بسیاری از اصلاح‌طلبان داخلی است. چون یک اشتراک به اسم ایران، حفظ تمامیت ارضی ایران و عدم وابستگی به بیگانه وجود دارد. یعنی ما نمی‌خواهیم با حمایت‌های ترامپ و یا هر نیروی بیگانه‌ای تغییری در کشور ایجاد شود. جریان نوبرانداز واقعاً وابسته به بیگانه شدند و این‌ها از ترامپ، بن سلمان و عربستان پول می‌گیرند و از گفتن این هم ابایی هم ندارند و آن را پنهان نمی‌کنند. به ترامپ نامه می‌نویسند و از او درخواست تحریم بیشتر و جنگ می‌کنند و جنگ را مقدمه صلح می‌خوانند. پس این دو گروه را ما باید بر این مبنا تفکیک کنیم.

*من اصلاح طلب معتقد هستم جمهوری اسلامی باید بماند اما باید هم اصلاح شود، اصلاحات گام به گام، باید بازگردد به آرمان های اصیل و خود، همان آرمان هایی که به خاطرش انقلاب شد، از آن سو اپوزسیونی هست که باورش نسبت به اصلاح پذیری نظام از بین رفته است، اما همه ی ما یه مخرج مشترک داریم و آن ایران است و عدم وابستگی به بیگانه، یعنی ما با ترامپ و حمایت های ترامپ و یا با دخالت هر نیروی بیگانه ای مخالف هستیم و نمی خواهیم تغییر از بیرون به کشور تحمیل شود و یا کشور دچار یک انقلاب دیگری شود چرا که انقلاب در ذات خود خشونت دارد دارد و منجر به تغییر خشونت آمیز می‌شود. برای همین میگویم اصلاحات و البته اون بخش که گفتم نقطه مشترک داریم تعریف دیگری از اصلاحت ارائه می دهد و روش دیگری را در پیش می گیرد. پس این دو گروه را ما باید بر این مبنا تفکیک کنیم یعنی باید جریان اپوزیسیون را در حال حاضر با توجه به وابستگی شان به بیگانه از هم تفکیک کنیم.

**جریان سوم را به رسمیت بشناسیم

*(سوال حذف شده) به نظر شما صدای این جریان در فضای مجازی خیلی بزرگ تر از فضای عمومی جامعه و حقیقی است، علتش چیست؟

*دلیل اصلی آن این است که این افراد در خارج از ایران هستند و شاید کمتر با مردم تماس دارند تا فردی که فعالیت سیاسی میکند و داخل ایران زندگی میکند و میتواند در فضای عمومی نظرش را به مردم منتقل کند. در فضای مجازی هم بخشی از این صداها ربات هستند، گفتم بخشی و نه همه شان کمااینکه می بینیم توییتر هم اقدام به حذف بخشی از این ربات ها حالا متعلق به هرجریانی کرده است، بخشی هم تامین مالی بالا می شوند و با امکاناتی که در اختیار دارند می توانند بلندتر فریاد بزنند. از سوی دیگر حداقل در بخش هایی از جامعه که من حضور دارم مردم علاقه ای به جنگ ندارند ونمی خواهند نیروی بیگانه بر سرنوشتشان تاثیر بگذارد. خیلی از افرادی ناراضی هستند، افراد غیر سیاسی اما وقتی که بحث می کنند با وجود گلایه مندی شدید از شرایط اقتصادی و اجتماعی حتی پای صندوق رای می روند چراکه حرفشان این است نمی خواهند انقلاب و جنگ دیگری رخ دهد و ساختاری زیربنایی کشور دچار تغییر بنیادی شود و می گویند میخواهند شرایط آرام آرام درست شود.

ایرنا پلاس: یکی از شعارهایی که این جریان در فضای جامعه به‌نوعی جا انداخت، همین شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا» بود. هرچند نقطه اصلی و تضاد اصلی این نیروها بیش از اینکه با نیروهای اصولگرا باشد، با اصلاح‌طلبان بود. شما علت این موضوع را چطور ارزیابی می‌کنید؟

طباطبایی: من نمی‌دانم این شعار چقدر در جامعه گسترش پیدا کرده است. اما در فضای مجازی میان نیروهای سیاسی تبدیل به یک مسئله شد. ما باید بپذیریم که یک جریان سومی هم هست که هیچ‌کدام از دو جریان سیاسی رسمی کشور را قبول ندارد. باید ببینیم این جریان کجا می‌ایستد، چه مطالبه‌ای دارد و آلترناتیوشان چیست؟

ایرنا پلاس: شما فکر می‌کنید جریان اصلاحات دقیقاً آلترناتیوی برای آینده دارد و می‌داند چه مطالبه‌ای دارد؟

طباطبایی: جریان اصلاح‌طلب بعد از وقایع 88 دچار آسیب جدی شد. امروز بسیاری از افراد شاخص اصلاح‌طلب امکان فعالیت سیاسی و امکان تصمیم‌گیری ندارند و بیشتر تبدیل شدند به افرادی که مصاحبه می‌کنند و سعی دارند از طریق مصاحبه کردن راهکار ارائه دهند. درواقع جریان اصلاح‌طلب از سال 92 شروع به بازسازی خود کرد. آقای روحانی هم با شعارهای چند هفته آخر خود، انتظارات بدنه اصلاح‌طلب و کل جامعه را بالا برد. یعنی یک فضای غیرواقعی از توانایی‌هایش ساخته شد. این فرآیند سبب افزایش سطح مطالبات و توقع‌ها در جامعه شد. درصورتی‌که نه در توان جریان اصلاحات بود و نه در توان آقای روحانی که بخواهد به این مطالبات پاسخ دهد. بنابراین یک سرخوردگی ایجاد می‌شود و سبب می‌شود این بدنه ریزش پیدا کند.

** حاکم بودن نگاه امنیتی بر فضای رسانه‌

ایرنا پلاس: شما چطور از یک جریان جوان و کم‌تجربه انتظار دارید آلترناتیو ارائه دهد و منطقی رفتار کند، در‌حالی‌که اذعان دارید جریان اصلاحات به‌عنوان یک جریان باسابقه و باتجربه هم امروز برنامه و راهکار مشخصی برای خروج از فضای کنونی ندارد؟

طباطبایی: من از آن جوان‌ها هیچ انتظاری ندارم و به آنها حق می‌دهم که سرخورده و عصبی باشند. خیلی هم تلاش می‌کنم با این افراد حرف بزنم. اما باید بدانیم که روحانی وارث یک زمین سوخته بود و باید شرایط را توضیح داد. اما مسلماً جریان اصلاح‌طلب اشتباهاتی در شورای عالی، در چینش شورای شهر، در چینش مجلس و... داشت. هر چند اگر بخواهم منصفانه بگویم، باتوجه به تجربیات قبلی و آنچه ما پشت سر گذاشتیم من کارنامه فراکسیون امید و شورای شهر را منفی نمی‌بینم. متأسفانه فضای رسانه‌ای ما و فضای توییتر، یک فضای پروپاگاندایی شده که همه چیز را منفی نشان می‌دهد. البته یکی از مشکلات ما این بود که برخی افراد با لابی‌گری، رانت و پول، پیش رفتند، وارد شدند، که نباید وارد این لیست می‌شدند! البته باید به یاد داشت که برنامه ما برای مجلس این بود که در مجلس مانع نیروهای تندرو شویم که تا حدی موفق شدیم.

* نمی گویم تمام اعضای فراکسیون امید در مجلس خوب عمل می کنند و یا شورای شهر بی نقص است، بلکه باید ببینیم همه ی افرادی که با لیست امید وارد مجلس شدند چند نفرشات تغییر جهت دادند و رفتند و این جا جایی هست که باید آسیب شناسی کنیم که آیا در انتخابات همه جا باید لیست دهیم و یک سری از افراد به اسم ما وارد مجلس شوند و خلاف ان چیزی که ارمان اصلاح طلبی است عمل کنند و یا بهتر است که گزینشی لیست دهیم و افراد اصیل را وارد مجلس کنیم که کمتر سرخوردگی در بین مردم ایجاد شود .

*سوال و جواب حذف شده: به نظر شما علت اصلی اینکه نیروهای اصلاح طلب مخاطب جریاناتی هستند که تا دو سال پیش در چهارچوب جبهه ی اصلاحات یا اصلاح طلبی تعریف می شدند و اکنون کمتر مورد اقبال هستند چیست؟

به دو دلیل: یکی اشتباه جریان اصلاح طلب است. ما باید حرف آقای حجاریان راجدی بگیریم و هسته ی سخت اصلاحات را شکل دهیم . رودربایستی و تعارفات با یک سری از افراد را کنار بگذاریم. جریان اصلا طلبی به جراحی احتیاج داره و این جراحی حتما با درد همراه خواهد بود، یک سر ی ازافراد از این جبهه خواهند رفت و حتی ممکن است به این قیمت تمام شود که ما در چند انتخابات حضور پیدا نکنیم اما باید یک جا این مساله ما حل شود. اصلاح طلبان به افرادی در درون جریان خودشان نیاز دارند که آنها را بازخواست کنند، حال اسمش پارلمان اصلاح طلبان است یا هسته‌ی سخت یا شورای عالی اصلاح طلبان .

(سوال و جواب حذف شده) به نظر شما همین عدالت و توسعه و آزادی و دموکراسی خلاصه شدنشان در لیست های انتخاباتی چقدر ضعفه؟

یک لیست انتخاباتی که نمی تواند همه‌ی این ها را محقق کند، البته ما باید برای لیست‌های انتخاباتی خود برنامه و استراتژی بنویسیم. به طور مثال لیستی که می‌خواهد به مجلس برود، باید برنامه‌ای برایش شود که این ده کار را در خصوص توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی انجام دهد و برنامه‌شان این است. همه ی این ها لازمه اش تقویت احزاب است. از سوی دیگر نباید فراموش کنیم که ما از 88 داریم می آییم و بعد از انحلال احزاب قدرتمندمان دوباره فعالیت را از سر گرفته ایم. احزاب ریشه دار و قدرتمندما به صورت غیر قانونی منحل شدند و پس ما نیاز به زمان داریم و نباید توقع داشت که از 92 تا 97 معجزه ای رخ دهد. من اصلاح طلب باید تلاش کنم برای کار حزبی، برای قدرت گرفتن احزاب تا مجلس حزبی تشکیل شود و آن زمان حزب نیروی خود را بازخواست کند و برنامه تدوین کند. ما برنامه‌مان برای مجلس چه بود؟ هیچی فقط می خواستیم مانع از ورود نیروهای تندرو شویم تا کمی فضای کشور تعدیل شود و خب تا حدودی هم موفق شدیم. شما فضای تصویب CFTرا با فضای تصویب برجام مقایسه کنید، ما پروانه سلحشوری و فاطمه سعیدی و حیدری و صادقی و ...را داریم که در مجلس نطق هایشان باعث افتخار است و در حد بضاعت خود با فساد مبارزه می کنند. مجلسی که یک روز فریاد مرگ بر موسوی و مرگ بر فتنه گر سر می داد امروز در تلاش برای رفع حصر است. پس این تغییر ترکیب مجلس دستاورد کمی نیست اما همه‌ی آن چیزی هم نیست که می خواستیم و قرارهم نیست یک شب به همه‌ی آن برسیم. انجام اصلاحات زمان میبرد و اگر این را بپذیریم می توانیم همگام تر و همراه تر شویم. حالا در لیست های ما افرادی هم بودند که اصلاح طلب شناسنامه دار هستند و رفتند در مجلس و متاسفانه فساد هم کردند، خب دوره ی بعدی در لیست نخواهند بود وفسادشان را افشا میکنیم اما اشتباه یک سری از افراد را به پای عملکرد کل جریان نگذاریم. باید ببنیم که زمانی نه چندان دور تلاش شد تا کاملا از صحنه ی سیاسی ایران حذف شویم و سیاست ایران افتاده بود در دست تندروها و الان کجا ایستاده ایم و داریم سعی میکنیم این ماشینی که در حال سقوط به ته دره بود و پر از ایراد فنی را آرام آرام از دره خارج کرده و آن را تعمییر کنیم. نمی شود یکباره فساد هشت ساله‌ای را که توسط احمد ی نژاد در کشور نهادینه شده بود را و متاسفانه در حال حاضر دامن بخشی از نیروهای اصلاح طلب را هم گرفته است یک شب پاک کرد. من در ابتدای این سوال هم گفتم یک بخش شرایط امروز به اصلاح طلبان برمی گردد و سر دیگر آن اصول گرایان هستند. بخش تندروی این جریان از آنجا که پایگاه رای ندارد در تلاش است تا با اتخاذ شیوه های حذفی و تخریب اصلاح طلبان در صحنه باقی بماند. به طور مثال این جریان با استفاده از نظارت استصوابی بهترین نیروهای اصلاح طلب را حذف میکند و یا با سنگ اندازی های امنیتی سعی در خانه نشین کردن نیروهای خوب ما دارد. بخشی از این جریان در حال حاضر خیلی خوشحال است که آن بخش از جریان براندازی که در موردش صحبت کردیم در حال فحاشی و تخریب اصلاح طلبان در فضای مجازی هست و گاهی دیده می شود با انها همراهی هم میکنند. به طور مثال روزنامه فرهیختگان به دروغ مطالبی در خصوص مدرسه ی اقای خاتمی منتشر می کند و بعد دو گروه باهم تلاش میکندن به تخریب خاتمی و جریان اصلاح طلب. دروغ هم وقتی هی تکرار شود مردم باور می کنند.

به نظر شما اگر اقای خاتمی مجددا تکرار کند لیست ها به همان شکل رای می اروند؟

با اتفاقاتی که در این یک سال و اندی رخ داده خیلی مطمئن نیستم. گفتم که اشتباهات جریان اصلاحات سر جای خود و می شود ساعت ها در موردش بحث کرد اما یک سر دیگر داستان را ندیده نگیریم. این جریان برانداز همصدا با تندروهای داخلی از خاتمی تا موسوی را مورد حمله قرار می دهند و در واقع می خواهند تمام سرمایه های جریان اصلاح طلب را از بین ببرند. جریان تندروی اصول گرا به اشتباه گمان میکند که اگر جریان اصلاح طلبی از بین برود می تواند در یک انتخابات با مشارکت پایین برنده شود در حالیکه آن پایگاه اجتماعی به سبد رای آنها وارد نمی شد و نهایتا یا منفعل می شوند و یا به سمت براندازی حرکت میکنند. تهش هم دودش تو چشم کل کشور و مجموعه نظام می رود نه یک جریان خاص و نمی توان تا همیشه با سرکوب مردم را ساکت نگه داشت.

ایرنا پلاس: شما به دست بالای گروه‌های اپوزیسیون در فضای مجازی اشاره کردید. به نظر شما چرا گاهی فضای رسانه‌ای رسمی ما از فضای غیررسمی عقب‌تر است.

طباطبایی: اولین دلیلش حاکم بودن فضای امنیتی بر رسانه است. اگر رسانه ما از آزادی بیشتری در انتقال اخبار برخوردار باشد، فضا متفاوت خواهد شد. سال 91 وزارت اطلاعات ما را بازداشت کرده بود. حرف اصلی این بود که چرا اخبار زندانیان سیاسی را غیررسمی منتشر می‌کنی؟ من آن زمان در روزنامه بهار بودم. گفتم شما به من اجازه دهید در روزنامه بهار یک ستون داشته باشم و اخبار زندانیان سیاسی که در سال 88 بازداشت شده‌اند را در روزنامه خودم منتشر کنم. دیگر کاری با رسانه‌های غیررسمی ندارم. اگر این فضا وجود داشت، رسانه‌های خارج از کشور و تلگرام این‌قدر فضا پیدا نمی‌کردند. شما کجای دنیا می‌بینید یک پیام‌رسان چنین فضای خبری ایجاد کند؟ همین جریان عدالت‌خواه اگر بتواند حرفش را بزند این‌قدر «بی‌بی‌سی» و «من و تو» و «صدای امریکا» برجسته نمی‌شود. فضای رسانه‌ای باید رقابتی شود.

** اگر شبکه‌های تلویزیونی مستقل داشتیم، «بی‌بی‌سی» اصلاً دیده نمی‌شد

ایرنا پلاس: یک اتفاق جدیدی هم بعد از دی‌ماه سال گذشته رخ داد. اینکه «بی‌بی‌سی» به ‌عنوان یکی از منابع خبری که ادعای کار حرفه‌ای داشت، مشی خبری متفاوتی پیدا کرده و عملاً در مقام یک رسانه اپوزیسیون فعالیت می‌کند. علت این تغییر فاز از نظر شما چیست؟‌

طباطبایی: «بی‌بی‌سی» که رسانه جمهوری اسلامی نیست. درواقع «بی‌بی‌سی» رسانه دولتی انگلستان است و بودجه آن هم مشخص است. یک سری اهداف و برنامه برای آن مشخص کرده‌اند. من قائل به این نیستم که این شبکه خیلی فرق کرده است. با این وجود، من ایرادی به آنها نمی‌گیرم. من ایراد را در خودمان و در صداوسیما می‌بینم. ایراد را آن‌جایی می‌بینم که راه تشکیل شبکه‌های مستقل و غیردولتی در ایران بسته شده است. ما اگر می‌توانستیم اینجا شبکه‌های تلویزیونی مستقل داشته باشیم، «بی‌بی‌سی» اصلاً دیده نمی‌شد. خیلی از افرادی که در «بی‌بی‌سی» مشغول هستند، از بهترین روزنامه‌نگاران و بهترین برنامه‌سازان داخل ایران بودند که صداوسیما تحمل‌شان نکرد. روزنامه‌های‌شان بسته شد و تحت فشارهای امنیتی قرار گرفتند و از ایران رفتند و دارند آنجا حقوق «بی‌بی‌سی» را می‌گیرند. آن کسی که در «بی‌بی‌سی» برنامه‌ریز است، وقتی صدای فلان اپوزیسیون در ایران بلند شده، فضا را به آن می‌دهد تا بتواند خط خبری خودش را جلو ببرد. این سیاست رسانه‌ای آنهاست. واقعیت این است که ما فضای رسانه‌ای خود را به «بی‌بی‌سی» و «من و تو» باختیم. چرا باید بعد از گذشت 40 سال از پیروزی انقلاب، افراد متأثر از «من و تو» بگویند شاه خوب بود؟ من خودمان را مقصر می‌بینم. من باید کار خودم را درست انجام دهم.

ایرنا پلاس: با تمام این اوصاف، به‌نظر می‌رسد نباید ظرفیت چندانی برای اپوزیسیون جمهوری اسلامی قائل باشیم. یعنی اساساً نظام جمهوری اسلامی در شرایط کنونی هیچ آلترناتیوی ندارد و این از ظرفیت‌های نظام است. به نظر شما چطور می‌شود از این ظرفیت به نحو احسن، برای ایجاد بستری برای همگرایی وحدت ملی و گفت‌وگو استفاده کرد؟

طباطبایی: واقعاً باید یک سری اصلاحات ساختاری و بنیادین در نظام انجام شود. جامعه ما نیاز به آزادی دارد. این آزادی فقط سیاسی نیست و اجتماعی هم هست. خیلی از این افراد معترض و شاکی مسئله‌شان سبک زندگی است. جریان اصولگرا نمی‌تواند با انتشار عکس «تتلو» رفتار شعاری داشته باشد.

ایرناپلاس: الان چه نوع سبک زندگی مد نظر شماست که ما در سطح شهر تهران نبینیم؟

طباطبایی: مسئله به رسمیت‌شناختن سبک زندگی است تا اینکه چیزی شبیه به تعقیب و گریز نباشد. شاید در کافی‌شاپ‌ها خیلی چیزها را ببینیم ولی این‌ها رسمی نیست. هر چند فضای اجتماعی به‌واسطه فشار جامعه خیلی نسبت به سال‌های پیش متفاوت شده است.

گفت‌وگو از سیدعمادالدین محمودی



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
آخرین اخبار
  • درخواست سیدمحمد خاتمی از فرهاد میثمی برای پایان اعتصاب غذا
  • ریحانه طباطبایی: نمی توان هر مخالف و منتقدی را برانداز خواند
  • " تو را من چشم در راهم !"
  • آیا مسئولیت نگارش تاریخ جنگ را باید به نظامیان سپرد؟
  • افراطیون، پرونده هسته‌ای و برجام
  • سخنرانی دبیر کل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی در جلسه افتتاحیه چهارمین کنگره حزب
  • مرتضی مبلغ: یکی از چالش‌های اساسی در نحوه مدیریت جامعه به نظارت استصوابی در انتخابات بر میگردد
  • پیام سید محمد خاتمی به چهارمین کنگره حزب اتحاد ملت ایران اسلامی
  • بيانيه مشترک تشكل های اصلاح طلب دانشگاه اصفهان و علوم پزشكی پيرامون اخلال و آشوب افراطيون در برنامه "من بهشتي هستم"
  • حاکمیت استبدادی و پاکدستی
  • نامه‌ی متخصصان و حامیان محیط زیست به رییس قوه قضاییه
  • گفتگو؛ هم استراتژی، هم تاکتیک - سخنی با ۴۱۰ دانشجو
  • تحریم‌های ناپایدار
  • درخواست هنرمندان از جامعه جهانی: در برابر تحریم‌هایی که سلامت مردم ایران را به خطر می‌اندازد،‌ با ما هم‌صدا شوید
  • نامه‌ی ۴۱۰ فعال فعلی و سابق دانشجویی: نیازمند تجدیدنظری در رویکردهای غالب فکری و سیاسی هستیم
  • بیانیه‌ حزب توسعه ملی درخصوص تشدید برخوردهای امنیتی و قضایی با فعالین سیاسی و اجتماعی
  • نامه سیدمصطفی محقق داماد به پاپ درباره تحریم‌ علیه ایران
  • آئینه تاریخ
  • فیلترینگ تلگرام خسران به توان ۳
  • درباره‌ی «مذاکره‌هراسی»
  •