به روز شده: ۲۳:۲۷ تهران - سه شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷

بهزاد نبوی: مشكل براندازان اصلاح‌طلبان‌اند

بهزاد نبوی درباره موضوعات مختلفی ازجمله شرايط اقتصادی کشور، لزوم گفت‌وگو با مخالفان دولت و نيز وضعيت سياست خارجی صحبت کرده است:

‌من معتقدم اتحاد نانوشته‌ای بين دولت فعلی آمريکا، براندازان نظام و شايد ناخودآگاه تندروهای داخلی خودمان به وجود آمده است. آقای ترامپ و دولت فعلی آمريکا تمام تلاشش اين است که اعتماد مردم را از جرياناتی که به آنها اعتماد دارند، سلب کند؛ در موضع‌گيری‌هايشان می‌بينيم که بيشتر انتقادات متوجه عملکرد دولت است. تمام تلاششان را می‌کنند که مردم را نااميد و ناراضی کنند و متأسفانه بی‌تأثير هم نبوده است. براندازان نیز، اگر دقت کرده باشيد، در فضای مجازی لبه تيز حملاتشان متوجه کسانی است که ممکن است مردم از آنها حرف‌شنوی داشته باشند و مورد اعتماد مردم باشند.

برای مثال، در حوادث دی‌ماه اگر دقت کنيد، می‌بينيد بيشترين حملات متوجه آقای خاتمی بود. بعضي‌ از آنها در صحبت‌هايشان به‌صراحت عنوان می‌کردند ما مشکلمان با اصلاح‌طلبان، معتدلان و ميانه‌روهاست.

‌دسته سوم هم تندروهای داخلی‌اند که حداقل تا همين يکی، دو ماه قبل، ‌دنبال دولت نظامی و حوادثی مثل حوادث دی‌ماه مشهد و... بوده و شايد هنوز هم هستند. فکر می‌کردند که همه‌چيز سمت‌وسويش عليه دولت، اصلاح‌طلبان و ميانه‌روهاست و با سرنگونی دولت می‌توانند به نتيجه دلخواهشان برسند.

‌می‌خواهم قدری بيشتر درباره عملکرد دسته سوم توضيح دهم، تا هماهنگی اين دسته با آقای ترامپ که دنبال لغو يا حداقل بلااثرکردن برجام است، مشخص شود. براي مثال، برجام امضا شد و هنوز مرکبش خشک نشده بود که حمله به آن را شروع کردند و مرتب اعتراض می‌کردند: «پس چه شد؟!»، «چرا هيچ دستاوردی نداشت؟!» و.... اين درحالی بود که تا يکی، دو ماه بعد از امضای برجام که ده‌ها هيئت بزرگ اروپايی، ژاپنی، کره‌ای و... برای مذاکره می‌آمدند، تندروها در کنار نقد و نفی برجام، با اقدامات عملی ماجراجويانه، مانع از تحقق اهداف مذاکرات با آن هيئت‌ها و بهره‌گرفتن از نتايج آن توافق تاريخی می‌شدند.

‌مجموعه اين مسائل سبب شد در دوران اوباما نتوانيم از نتايج برجام استفاده کنيم. امضای برجام عمدتا می‌توانست روابط اقتصادی خارجی را به حالت عادی برگرداند که حتی در آن صورت نیز همه مشکلاتمان در کوتاه‌مدت حل نمی‌شد؛ چراکه همان‌طور که اشاره کردم، در اقتصاد ما مشکلات مهمی وجود دارد و برای حل آنها به سرمايه‌گذاری‌های گسترده نياز داريم.

‌برجام برای تحقق اين امر بستر لازم را آماده کرد، ولی نتيجه‌ سياست‌های ناصواب اين شد که نتوانيم از اين بستر استفاده کنيم. تندروهای داخلی دراين‌باره نقش تعيين‌کننده‌ای بازی و خواسته يا ناخواسته بهانه‌های لازم را برای خروج ترامپ از برجام فراهم کردند. متأسفانه بعد از خروج آمريکا از برجام نيز از طرح «بدعهدی آمريکا» (که صحيح هم است) براي شروع تهاجم عليه دولت و نه دفاع از برجام، بهره بردند. حالا به نظر می‌رسد خودشان هم به همين نتيجه رسيده‌اند و بعضا صحبت‌هايی در راستای تأييد دولت هم می‌کنند؛ حالا اينکه چقدر اين نظرات عميق است و چقدر سطحی را من نمی‌دانم.

‌به‌هرحال «ايران‌چنج» محصول کار دسته دوم يعنی براندازان نظام است. اين دسته هم از ميان ضعف‌های موجود ما، فعلا و عمدتا روی مشکلات اقتصادی متمرکز هستند؛ ضمن اينکه مسائل سياسی را هم فراموش نمی‌کنند.

در شرايط بحرانی فعلی، همه بايد دنبال وحدت ملی باشيم. مدت‌هاست بحث گفت‌وگو و آشتی ملی مطرح شده، اما چندان به آن توجه نشده است. نه فقط اصولگرايان تندرو بلکه طيف‌های ديگر هم به آن توجهی جدی نکرده‌اند. بايد اين تغيير لحن مخالفان را صرف‌نظر از قصد و نيتشان، به فال نيک گرفت و بحث و گفت‌وگو درباره‌ مشکلات کشور را باز مطرح کرد.

در مورد راه‌حل مشکلات اقتصادی بعد از تحريم جديد، احتمالا هر دو طرف موافق محکم‌تربستن کمربندها و استقرار نوعی اقتصاد جنگی و کنترل‌شده، حداقل در کوتاه‌مدت، هستند و اختلاف بر سر راه‌حل‌های ميان‌مدت براي حل ريشه‌ای مشکلات و تأمين منابع کافی براي سرمايه‌گذاری از خارج است. يک طرف معتقد به عدم خروج از برجام، حفظ رابطه دوستانه با اروپا، روسيه و چين و تجديدنظر در سياست خارجی است و طرف ديگر مخالف است. اين اختلاف که عمدتا بر سر تغيير سياست خارجی خواهد بود، احتمال دارد در گفت‌وگوها حل شود. در گفت‌وگوها بايد اختلاف استقلال با جنگ و دشمنی دائم با دولت‌ها و سياست خارجی بحران‌زا و تشنج‌آفرين را، برای طرف مقابل تشريح کرد.

‌من در زندان با بازجويم صحبت کرده و به او می‌گفتم: «چرا شما فکر می‌کنيد يا بايد نوکر آمريکا بود يا با آمريکا جنگيد؟ آيا راه ديگری نداريم؟» ادامه دادم: «کشورهايی را مثال نمی‌زنم که شما قبول نداريد، ولی همين چين مورد قبول شما، آيا نوکری آمريکا را مي‌کند؟» پاسخ منفی داد. سؤال کردم: «آيا با آمريکا می‌جنگد؟»، ترديد کرد؛ گفتم: «برادر عزيز! اگر چين با آمريکا می‌جنگيد که نمی‌توانست شريک اول تجاری‌اش باشد! بنابراين بين اين دو، راه ديگری هم وجود دارد. می‌توان نه جنگيد و نه نوکر بود؛ استقلال يکي از دستاوردهاي بسيار مهم انقلاب است، ولی بايد توجه داشت می‌توان با حفظ استقلال، بين اين دو حدِ جنگ و نوکری، مواضع ديگري هم داشت». گفته می‌شود امروز مواضع چين در قبال خروج آمريکا از برجام نرم‌تر از اروپايی‌هاست. مفهوم اين نرمش نوکری نيست، بلکه توجه به منافع ملی است.

‌بايد به اين دوستان گفت ما يک قدرت مستقل جهان‌سومی هستيم و متناسب با توانايی‌های خودمان بايد شعار دهيم؛ قصد ما نبايد اين باشد که از موضع قدرت نظامی، آمريکا را به زانو دربياوريم؛ بلکه بايد از موضع عقل و درايت منافع ملی خود را حفظ کنيم؛ عقل و درايت است که می‌تواند مشکلات ما را حل کند.

‌امروز در سياست خارجی بايد به چند نکته توجه داشت. خروج از برجام و حتی تهديد به خروج از آن‌ را به‌شدت به زيان منافع ملی می‌دانم. محدوديت‌ برجام برای ما، تنها عدم امکان دستيابی به سلاح هسته‌ای است. خروج يا طرح خروج، اولا اجماع جهانی را که پس از خروج يک‌جانبه آمريکا از برجام به سود ما تغيير کرد، مجددا به زيان ما خواهد کرد و ثانيا تصور تلاش ما برای دستيابی به سلاح هسته‌ای برای جهانيان به وجود خواهد آمد و ثالثا بايد روابط خود را با اروپا، روسيه و چين (امضاکنندگان برجام) به بهترين شکل برقرار و حفظ کنيم و از هرنوع اقدام تحريک‌آميز و ماجراجويانه جديد که اروپا و حتی روسيه و چين را در مقابل ما قرار داده و تسليم فشارهای آمريکا خواهد کرد، اجتناب کنيم. تداوم اين سياست، در ميان‌مدت، به احتمال قوی آمريکا را در قبال فشار جهانی وادار به عقب‌نشينی خواهد کرد. البته تا آن زمان بايد در سياست‌های داخلی هم تجديدنظر و مردم را برای تحمل سختی‌های کوتاه‌مدت آماده کنيم.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
آخرین اخبار
  • بحران بروکراسی در ایران
  • نامه خانواده های فعالان محیط زیست در بازداشت به شورای روئسای قوای سه گانه
  • تاج زاده : همچنان باید از دولت حمایت کرد
  • گزینشی که شجاعت و عدالت را کُشت
  • بهزاد نبوی: مشكل براندازان اصلاح‌طلبان‌اند
  • با مردم آشتی کنیم
  • تسلیت جمعی از فعالان مدنی به اردشیر امیرارجمند
  • آقای کلانتری برای شوری کارون به جای دادن آدرس غلط چاره‌اندیشی کنید
  • فساد در سه‌گام: خویشاوندپروری، دزدسالاری و دولت گانگستری
  • جامعه ایران در چه وضعی است؟ و راه‌های برون‌رفت آن کدام است؟
  • اصلاح‌طلبان به کدام مکتب اقتصادی نزدیک‌ترند؟
  • نامه سرگشاده به آقای مایک پومپئو وزیر خارجه امریکا
  • تقارن مبارک: بازگشت سپنتا و آزادی کارن
  • پیام تسلیت سید محمد خاتمی و دبیر کل حزب اتحاد ملت به مناسبت درگذشت عباس امیر انتظام
  • پوتین پیش از ولایتی با نتانیاهو دیدار کرد / برنامه اسرائیل برای مقابله با ایران
  • بیانیه حزب اتحاد ملت ایران اسلامی درباره بحران‌های سیاسی و اقتصادی اخیر
  • بهزاد نبوی: کسانی که مهندس موسوی و امثال من را فتنه‌گر می‌دانند، امروز دهه شصت را مثال می‌زنند
  • صفایی فراهانی در واکنش به کسانی که حرف از رییس جمهور نظامی می زنند: یا بی فکرند یا از جایی دستور می‌گیرند
  • عباس امیرانتظام در ۸۵سالگی درگذشت
  • تسلیت دبیرکل حزب اتحادملت،مشاوران میرحسین موسوی و خانواده کروبی به خاندان مرحوم طالقانی
  •