به روز شده: ۲۲:۵۷ تهران - یکشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۷

علی شکوری راد: یوسفمان را از حصر بیرون بیاورید و تدبیر امور را به او بسپارید

همایش ملى احزاب امروز با مشارکت خانه احزاب و مرکز پژوهش هاى مجلس در تالار ایوان شمس( تالار حرکت) با حضور دبیران کل احزاب، صاحبنظران سیاس و کنشگران سیاسى برگزار شد.

علی شکوری راد دبیر کل حزب اتحاد ملت در این همایش با انتقاد از شرایط موجود کشور و سیاست های حسن روحانی، رهبری را مسوول تمام اتفاقات و مسائل کشور دانست و گفت: "اگر این بحران فزاینده ما را به شرایط نفت در برابر غذا برساند، در آن شرایط معلوم است قانون اساسی دیگر کیلویی چند؟ کرامت شهروندان کیلویی چند؟ وقتی که مردم گرفتار نان و امنیت شان بشوند، دیگر به قانون اساسی و کرامت شان، حقوق شهروندی شان، انتخابات، حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان فکر نمی‌کنند. به همه اینها می گویند کیلویی چند؟ آزادی‌های سیاسی و اجتماعی را می گویند کیلویی چند؟ مردم نان شان و امنیت شان را می خواهند؟ در چنین شرایطی است که خواست افراطیون داخلی برآورده می شود. آنها از ابتدا دنبال همین هستند. اینکه بگویند آزادی کیلویی چند؟ انتخابات کیلویی چند؟ به همین دلیل است که پیشنهاد می دهند چکمه پوش مقتدری بیاید که فقط نظم، امنیت و نان مردم را تامین کند و سایر مسائلی که برای آن انقلاب کرده‌ایم، و برای آنها شهدای ما جانشان را فدا کردند، برای آنها مبارزه کردیم و از زندگی خودمان مایه گذاشتیم، آنها به کنار گذاشته شود، و یک اقتدار متمرکزی وجود داشته باشد که فقط نان و امنیت مردم را تامین کند. امروز هم شعار آن را خیلی صریح مطرح می کنند."

به گزارش امتدد متن کامل سخنرانی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم. از خانه احزاب که این همایش را برگزار کرده و دبیران کل احزابی که در این جلسه حضور دارند تشکرمی کنم. در ابتدای صحبت خود عرض می کنم، حزب کیلویی چند؟ خانه احزاب که این جلسه را تشکیل داده است، باید این را تببیین کند که حزب در این کشور کیلویی چند است؟ در این نظام سیاسی که امروز در ایران برقرار است، احزاب تا چه میزان جایگاه دارند و چه اعتنایی به آنها می شود؟ نظام سیاسی ما یک نظام سیاسی منحصر به فرد است که در دنیا نمونه دیگری ندارد. نظام سیاسی ما مبتنی برولایت فقیه است و طبق قانون اساسی جایگاه ولایت فقیه، جایگاهی است که سیاست های کلی نظام را تعیین می کند و هماهنگ کننده قوا است. بنابر این حزب در نظام سیاسی ما دارای سقف است. در حالیکه در نظام های سیاسی دیگر این سقف تعریف نشده است. وقتی که حزب سقف داشته باشد، کارکردهای خودش را از دست می دهد . بخصوص اینکه اگر در نظام سیاسی بالاترین فرد اعتنای چندانی به حزب نداشته باشد و برای آنها نقش چندانی قائل نشود. در قانون، به دلیل اینکه در قانون اساسی از حزب نام برده شده است، قانونی به نام قانون احزاب داریم، که در آن به حزب بعنوان مجموعه مزاحمی که باید آن را کنترل نمود، در مورد مجوزهای آن سخت گیری کرد، کار آن را سخت کرد که اگر می خواهد برنامه ای بگذارد به سختی بتواند این برنامه را بگذارد. در کلیه فعالیت های خود با سختی‌های متعددی مواجه باشد و مرتب با کسب مجوز روبرو و با مانع های متعددی مواجه شود. در حقیقت در این نظام سیاسی برای حزب جایگاهی منظور نشده است.

اما با تدبیر شهید بهشتی در قانون اساسی ما از حزب نام برده شده و وجود احزاب در آن به رسمیت شناخته شده است و این یادگاری از شهید بهشتی است. البته اگر خودِ شهید بهشتی بودند، چه بسا بعدها برای احزاب جایگاهی تعریف می‌کردند که امروز با این سوال مواجه نشویم که حزب کیلویی چند. در همین دوازده بند برنامه که نوشته شده از بالا که نگاه می کنید، غیر از بند یازده و دوازده که شاید موضوعات مهمی هستند، سایر موارد فقط پر شده اند و چیزی از آنها در نمی آید. به این ترتیب معلوم میشود کسی که اینها را نوشته است، او هم بدنبال این بوده که جایگاه حزب کجا است و چه هست؟ هنوز این مشخص نیست و تبیین نشده است. نمونه بارزی که بنده می خواهم عرض کنم، ما الان رئیس جمهوری را بر سرکار داریم که در سال ۹۲ انتخاب شده است. بنده یکی از کنش گران و فعالان سیاسی در سال ۹۲ بودم و شاید سهم اندکی داشتم که اصلاح‌طلبان پشت سر آقای روحانی بروند و از ایشان حمایت کنند. اما در اینجا اقرار می کنم که زمانی که ما از آقای روحانی حمایت کردیم، بنده اطلاع نداشتم که ایشان عضو حزب اعتدال و توسعه است. حزب اعتدال و توسعه را نمی شناختم که چه کسانی هستند. بعد از برگزاری انتخابات و اینکه آقای روحانی رئیس جمهورشد، مشاهده کردیم که یک حزب به ایشان وصل است. بعد هم آن حزب خود را پیروز انتخابات تلقی نمود و انتخابات به نفع آن حزب مصادره شد. بنابراین، این حزب نبود که رئیس جمهور را معرفی کرده و جامعه به او رای داده باشد. بلکه فرآیندهای خارج حزبی منجر به رئیس جمهوری شدن ایشان شد .

اکنون که نمایندگان و دبیران کل احزاب اینجا تشریف آورده اند و خانه احزاب این جلسه را شکل داده است. کشورما در یک بحران فزاینده قرار دارد. این موضوع را از سخنان روز گذشته آقای رئیس جمهور هم می توانید دریابید. بحران هایی که کشور در ظرف ماههای اخیر با آن مواجه گردیده است، بخصوص جهش قیمت ارز و طلا که در کشور جاری و کشور را در یک بحران عمیقی فرو برده است. همه شما به این آگاه هستید. شاید از انتخابات ریاست جمهوری که در سال ۹۶ برگزار شد، آن زمان هم همه می دانستند که یک بحران فزاینده‌ای پیش رو است. چه بسا از زمانی که ترامپ بر سر کار آمد، می شد فهمید ترامپ با برنامه‌هایی که اعلام کرده است، دست ازسر ایران برنخواهد داشت و ما مشکلاتی را خواهیم داشت. ولی از حوادث دی ماه گذشته و بحران ارز و طلا که در حال حاضر با آن مواجه هستیم، مشخص کرد که این بحران خیلی جدی و فزاینده است. این طور نیست که بگوییم افقی پیش روست و اگر صبر و تحمل کنیم، به این افق خواهیم رسید و از این گردنه عبور خواهیم کرد و این بحران را از سر می گذرانیم. هیچ افقی نمی‌بینیم. جمعیت های سیاسی که در برهه‌های مختلف گرد هم می آمده‌اند، هر گاه که به بحران برخورد می کردند، یک سوال بارزی وجود داشت، و آن اینکه چه باید کرد؟ همه ازیکدیگر می پرسیدند؛ چه باید کرد؟ اما امروز که دور هم جمع شده‌ایم، من نشنیده‌ام که کسی بگوید چه باید کرد؟ همه می گویند چه می‌شود؟ ما هر روز با مردمی مواجه هستیم که از ما سوال می کنند چه می شود؟ مثل اینکه ما باید بایستیم و ببینیم چه می‌شود و عاملیتی در کار نیست. اینکه ما احزاب چه باید بکنیم، نمی دانیم؟ باید بایستیم و ببینیم که چه می شود. عاملیت و مسئولیت در چه جایگاهی قرار دارند؟ اگر ما بخواهیم از شرایط امروزتحلیلی داشته باشیم، باید در جستجوی این پاسخ ها باشیم. اینکه چه می‌شود، چه کسی، چه کاری باید انجام بدهد تا چه بشود؟ از دست ما که کاری بر نمی آید. بنده بعنوان دبیر کل یک حزب فکر می کنم در حل این بحران، ما خیلی محلی از اعراب نداریم. فقط باید دعا کنیم که از بحران عبور کنیم و فشار کمتری به مردم بیاید و آن را از سر بگذرانیم. در کشور ما ، ما حزب هستیم و درحقیقت مجموعه کسانی هستیم که حقیقت را درک کرده‌اند، و در قبال سرنوشت کشورشان، مردم شان احساس مسئولیت کرده‌اند. کار و زندگی دارند ولی آن را کافی ندانستند. فکر کردند که بیش از اینکه ناظر باشند، دور یکدیگر جمع شوند، بلکه کاری از دست آنها برآید و انجام دهند. این جمعی است که احساس مسئولیت کرده است. در خیابان خیلی از افراد هستند و رفت و آمد می کنند، به محل کار خود می روند و برمی گردند. آنها خیلی احساس مسئولیت نکرده‌اند. به همین دلیل هم دور هم جمع نشده‌اند که حزب تشکیل دهند. فقط ممکن است دور هم جمع شوند و اعتراض کنند. در اعتراض‌هایی که شکل می گیرد، کسانی که اعتراض می کنند، برای این اعتراضات احساس مسئولیت می‌کنند ولی سازمان یافته نیست. اعتراضاتی که سازمان یافته نباشد و توسط احزاب شکل نگرفته باشند، می توانند اعتراضات خطرناکی باشند. معلوم نیست وقتی که شروع شد به کجا می انجامد.

اما برای تدبیر عبور از این بحران سوال من این است که مسئولیت با کیست؟ آیا رهبری، مسئول است؟ آیا دولت مسئول است؟ مقام معظم رهبرى اخیرا گفتند که اگرچه رئیس قوه قضاییه و رئیس صدا و سیما را خودشان تعیین می کنند، ولی مسئولیت عملکرد آنها بر عهده ایشان نیست. بنابراین به طریق اولی مى گویند که مسئولیت عملکرد دولت هم بر عهده ایشان نیست. چرا که رئیس جمهور را مردم انتخاب کرده‌اند. البته ایشان مسئولیت نهادهای نظامی را پذیرفتند. اما عملاٌ رهبری مسئولیت هیچ کدام از قوا را نپذیرفتند. رئیس جمهور هم می گوید درست است که مردم او را انتخاب کرده‌اند، و او رئیس دولت و رییس جمهور است، ولی نهادهای عمومی خارج از دولت و قدرتی که خارج از دولت وجود دارد، چه بسا دولت موازی، اینها اجازه تحرک به او را نمی دهند. بنابر این دولت و رئیس جمهور هم از خودش سلب مسئولیت می کند. در این کشور معلوم نیست که ما باید از چه کسی مسئولیت بخواهیم. چون کسی که احساس مسئولیت بکند و مسئولیت بر گردن او باشد، عاملیت هم خواهد داشت. ولی طبق نظام سیاسی که ما داریم، رهبری در راس این نظام هستند و عاملیت دارند. در خارج از کشور مشخص است که در دنیا یک نظام سیاسی بین الملل وجود دارد. در این نظام سیاسی بین الملل سازمان ها و کشورهای مختلفی وجود دارند. اما مشاهده می کنیم که در آنجا هم، همه این نظام سیاسی که باید احساس مسئولیت کنند، آنها هم اقتدار لازم را ندارند. در عرصه بین الملل ترامپ عاملیت را بدست گرفته است. او است که برای سازمان ملل تعیین تکلیف می کند، برای (۱-۶) تعیین تکلیف می کند. اینکه آنها چه کار کنند؟ درست است که اروپا و شش منهای یک احساس مسئولیت می کنند. ولی عاملیت ندارند. حتی نمی توانند شرکت های خودشان را وادار کنند که به پای تعهدات خودشان با ایران بایستند. بنابراین یک عاملیت در خارج از کشور وجود دارد که در اختیار ترامپ است. یک عاملیت در داخل کشور وجود دارد، که در اختیار رهبری است. ما می توانیم انتظار داشته باشیم که در این زمینه اقداماتی صورت بگیرد.

رئیس جمهور شب گذشته عنوان کردند دو راه داریم، یا ما باید تسلیم شویم، یا اینکه با هم دعوا کنیم و از یکدیگر بپاشیم و یا با هم یکی شویم و ایستادگی کنیم. معلوم است هر عقل سلیمی دو راه اول را پیشنهاد نمی کند که این گونه باشد. ولی اگر بنا باشد که با هم یکی باشیم و بایستیم، چگونه می توان این فرایند را آغاز کرد و به انجام رساند و این دوران بحران را از سر گذراند. این راه حل لوازمی دارد. به نظر من در حقیقت اینجا مسئولیت با رهبری است. رهبری توان این کار را دارد. ما نباید تعارف کنیم، بنده نمی خواهم در اینجا مناقشه کنم، می خواهم بگویم در این بحران فزاینده ای که وجود دارد، در جستجوی راه حلی که هستیم، باید انتظارات و افق مان را روشن کنیم. وضعیتی که امروز وجود دارد ما را به شرایطی می رساند که؛ چنان خشکسالی شد اندر دمشق - که یاران فراموش کردند عشق. اگر این بحران فزاینده ما را به شرایط نفت در برابر غذا برساند، در آن شرایط معلوم است قانون اساسی دیگر کیلویی چند؟ کرامت شهروندان کیلویی چند؟ وقتی که مردم گرفتار نان و امنیت شان بشوند، دیگر به قانون اساسی و کرامت شان، حقوق شهروندی شان، انتخابات، حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان فکر نمی‌کنند. به همه اینها می گویند کیلویی چند؟ آزادی‌های سیاسی و اجتماعی را می گویند کیلویی چند؟ مردم نان شان و امنیت شان را می خواهند؟ در چنین شرایطی است که خواست افراطیون داخلی برآورده می شود. آنها از ابتدا دنبال همین هستند. اینکه بگویند آزادی کیلویی چند؟ انتخابات کیلویی چند؟ به همین دلیل است که پیشنهاد می دهند چکمه پوش مقتدری بیاید که فقط نظم، امنیت و نان مردم را تامین کند و سایر مسائلی که برای آن انقلاب کرده‌ایم، و برای آنها شهدای ما جانشان را فدا کردند، برای آنها مبارزه کردیم و از زندگی خودمان مایه گذاشتیم، آنها به کنار گذاشته شود، و یک اقتدار متمرکزی وجود داشته باشد که فقط نان و امنیت مردم را تامین کند. امروز هم شعار آن را خیلی صریح مطرح می کنند. آن وقت آنها می گویند که این قدرت را خواهیم داشت، آن چکمه پوشی که نان و امنیت مردم را تامین نماید و سایر مطالبات و خواست های تاریخی این ملت را به کنار بگذارد، آن موقع ، وقت آن رسیده که عاملیت داخلی با عاملیت خارجی، ترامپ، بنشینند بر سر یک میز و مذاکره و برای کشور تعیین تکلیف کنند. در آن موقع، استقلال کیلویی چند است؟ آن زمان، سرافرازی و سربلندی ملت و اسلام کیلویی چند است؟ ما داریم به این سمت می رویم باید برای آن چاره اندیشی کنیم. باید از رهبری انتظار داشته باشیم که برای این فرآیند چاره‌ای بیندیشند. آقای روحانی به این فکرافتاده‌اند و دیروز عنوان کردند که از مشاوران استفاده کنیم، از مردم بخواهیم راه حل ارائه دهند. بگویند چه کار باید انجام بدهیم؟ من به آقای روحانی عرض می کنم، شما قدر رای مردم را ندانستید و انتخاب‌های خوبی برای کابینه خودتان انجام ندادید. اکنون هم بعید می دانم از شخص آقای روحانی کاری برآید. این بحران فزاینده ای که ما در دل آن فرو می رویم، راه حل آن دست آقای روحانی نیست. به نظر من، ما باید از آقای روحانی بخواهیم که با مقام معظم رهبری گفتگوکنند و از ایشان بخواهند در برابر این بحران فزاینده پیش رو راه حلی گذاشته شود تا کشور از این بحران نجات یابد.

ما در برابر یک قحطی قرار داریم. اگر آن خشکسالی هفت ساله‌ای که در آن رویا بود و الان پیش روی ما هست، ما باید یوسفمان را از حصر بیرون بیاوریم و عزیز بداریم و با او مشورت کنیم. کارها را به او بسپاریم و از او بخواهیم که بیاید و در این شرایط کمک کند تا ملت یکپارچه شوند و در برابر سختی مقاومت و تدبیر کنند تا این دوران قحطی را از سر بگذرانیم و انشاالله به دوران فراوانی و سرسبزی برسیم. در آن زمان استقلال و آزادی ، همچنان جایگاه خود را خواهند داشت. و جمهوری اسلامی ایران به عزت خواهد رسید.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
آخرین اخبار
  • علی شکوری راد: یوسفمان را از حصر بیرون بیاورید و تدبیر امور را به او بسپارید
  • عبدالرضا هاشم زائی: آزادی دانشجویان بازداشتی، رفع حصر و عفو عمومی ایرانیان خارج از کشور برای وحدت ملی ضروری است
  • بیانیه ۶٣تشکل دانشجویی سراسر کشور پیرامون احکام قضایی صادر شده دانشجویان
  • صفایی فراهانی: اگر راست است که میلیارد ها پول را غارت و آزادانه می چرخد وای به حال مملکت
  • بیانیه تحلیلی مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم درباره رخدادهای سیاسی ـ اقتصادی اخیر
  • این راه را نهایت صورت کجا توان بست؟
  • هجوم سیاسی، بهانه اقتصادی
  • درباره‌ی بیانیه‌ی «اصلاحِ اصلاحات»
  • همه ما حتی رییس دولت اصلاحات نیز باید گفتمان خود را اصلاح و به روز کند
  • دیپلماسی راه گشا، با بازگشت دیپلماسی به جایگاه خود: برجام بدون آمریکا؛ تهدیدها و فرصت ها
  • خاتمی: سرمایه ایران در حال از بین رفتن است، به ایران بیندیشیم
  • در نفی پول‌شویی
  • سید مصطفی تا‌جزاده: استعفای دولت و استقرار دولت نظامی گره‌ای از مشکلات کنونی نمی‌گشاید
  • فائزه هاشمی: باید با آمریکا مذاکره کرد
  • اعلام نتیجه رسمی انتخابات ترکیه/اردوغان: به‌عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شدم
  • تبریزی ها تحسین برانگیزند
  • ابهام در فعالیت کمیته تحقیق از مرگ در بازداشگاه‌ها
  • تاکید بر پویایی حیات دانشجویی و استقلال دانشگاه، وظیفهٔ ماست
  • دموکراسی‌خواهان غیر دموکراتیک
  • مخالفت با پیوستن ایران به FTAF ، خود تحریمی بدتر از تحریم‌های آمریکا
  •