به روز شده: ۲۲:۲۳ تهران - یکشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۵

ضرورت گفتگو در تمامی سطوح و ابعاد جامعه

نویسنده: ابوالفضل رحیمی شاد

در تمامی جوامع تفاوت در سلایق، رویکردها، ارزش ها ، باور ها ، اعتقادات ، اهداف و آرمان ها باعث ایجاد اختلاف، کشمکش و درگیری در زمینه های گوناگون بین اقشار و گروه های مختلف میگردد. به منظور رفع مشکلات و حل و فصل اختلاف‌ها و کشمکش ها راه حل های گوناگونی وجود دارد که از بین آنها گفتگو عقلانی ترین و اخلاقی ترین روش است.

اما اینکه چه کسانی بایستی مشکل را طرح و آن را حل کنند و یا به عبارت دیگر اینکه گفتگو بین چه کسانی باید صورت بگیرد محل اختلاف و تامل است. معمولا در نظام های دموکراتیک ، غیرایدئولوژیک و دارای بخش خصوصی قوی و گسترده اغلب مشکلات و مسائل یا درون جامعه مدنی و به کمک گفتگوی میان عامه مردم ، متخصصان و نهادهای مدنی و یا از طریق گفتگو میان جامعه مدنی و جامعه سیاسی رفع میگردد و حتی مسائل و مشکلات جامعه سیاسی اغلب علاوه بر گفتگو درون جامعه سیاسی نیازمند گفتگو درون جامعه مدنی و یا جامعه سیاسی با جامعه مدنی نیز می باشد. اما در مقابل در نظام های غیردموکراتیک، ایدئولوژیک و با دولت مداخله گر حداکثری و بخش خصوصی ضعیف حتی مشکلات درون جامعه مدنی و غیر مرتبط با حوزه سیاست نیز اغلب توسط کارگزاران جامعه سیاسی رفع می گردد و بیشتر شهروندان نیز ظاهرا این موضوع را پذیرفته و اشکالی در آن نمی بینند.

اگر همین مسئله را در کشور خودمان مورد بررسی قرار دهیم خواهیم دید ظاهرا شیوه دوم نسبت به شیوه اول رایج تر و بیشتر مورد قبول مردم و حاکمیت است. اگر به اظهار نظرهای روزمره مردم و همچنین به تیتر نشریات ، رئوس اخبار و اظهار نظرهای مسئولان بلند پایه سیاسی کشور دقت کنیم به وضوح خواهیم دید که در اغلب موارد اگر به گفتگو توصیه می شود صرفاً گفتگو درون جامعه سیاسی است و گویا گفتگو درون جامعه مدنی و یا بین جامعه مدنی و جامعه سیاسی هیچ اهمیت و جایگاهی در اذهان مردم ، مسئولان و دولت مردان ما ندارد. جهت روشن شدن بیشتر مسئله به دو نمونه اشاره میشود.

نمونه اول: اگر موضوعاتی مثل رابطه با آمریکا ، انرژی اتمی ، رخدادهای سال ۸۸ ، توزیع یارانه و موارد زیادی از این دست را در نظر بگیریم در هیچ یک از این موارد نه تنها گفتگوی سازمان یافته و اثر بخشی درون جامعه مدنی و یا بین جامعه مدنی و جامعه سیاسی صورت نگرفت حتی گفتگوی جدی ، منتقدانه ، روشنگرانه ، اصولی و مبنایی درون جامعه سیاسی بین افراد و گروه ها با آراء و نظرات مختلف نیز در نگرفت و شاید بتوان ادعا کرد تصمیم و رای نهایی که به اجرا در آمد در هیچ یک از این موارد به عنوان تصمیمی صحیح مورد پذیرش قاطبه جامعه قرار نگرفت و آشکارا مشخص است که این مسائل همچنان حل نشده در جامعه باقی است. در حالیکه اگر درباره هر یک از این مسائل درون جامعه مدنی بین کارشناسان، نهاد های تخصصی و مردم گفتگو در می‌گرفت و همچنین جامعه سیاسی حاضر به گفتگو با جامعه مدنی می شد و حتی تصمیم نهایی برعهده مردم و رای و نظر آنها گذاشته می شد و حاکمیت مجری رای مردم می شد ، قطعا نتیجه هر چه بود با پذیرش بیشتری از سوی مردم روبرو می‌گردید.

نمونه دوم: موضوع پوشش شهروندان بویژه پوشش بانوان با اینکه موضوعی فرهنگی و اجتماعی است و بیشتر معطوف به باورها و اعتقادات و دیدگاه های مردم است و از این جهت بیشتر به مردم و جامعه مدنی مربوط است تا جامعه سیاسی اما در طول نزدیک به چهار دهه گذشته گفتگوی سازمان یافته ، برنامه ریزی شده و موثری درون جامعه مدنی یا بین جامعه مدنی و جامعه سیاسی در این باره صورت نگرفت و حتی درون جامعه سیاسی نیز شاهد گفتگوی چندانی در این زمینه نبوده ایم و حداکثر آنچه بود و هست برخی اظهار نظرهای یکسویه از جانب مخالفان نسبت به حاکمیت و یا اظهار نظر حاکمیت یا افراد وابسته به آن نسبت به مردم بود و هست و نه چیزی بیشتر.

در بسیاری موارد دیگر نیز همین روند جاری است و هر وقت مشکلی پیش بیاید که گفتگو راه حل مناسبی برای آن باشد حداکثر توصیه به گفتگو درون جامعه سیاسی میشود و حتی بیشتر مردم نیز انتظار دارند اختلاف‌ها با گفتگو درون جامعه سیاسی حل شود و از انتقال مشکل به جامعه مدنی و مشارکت در حل مشکل و درافتادن گفتگو درون جامعه مدنی ابا دارند و یا دست کم آنرا بی فایده و بی نتیجه می‌دانند.

این امر نشان می دهد که همه ما یعنی توده مردم، کارشناسان، متخصصان، کنشگران و کارگزاران نظام سیاسی به اهمیت، کارکرد و ضرورت گفتگو درون جامعه مدنی و همچنین بین جامعه مدنی و جامعه سیاسی توجه کافی نداشته‌ایم و راحت از کنار آن گذشته‌ایم و همین غفلت و بی توجهی سبب گردیده بسیاری از مشکلات با وجود کهنگی همچنان زنده و حل نشده در جامعه ما باقی باشد و تا مردم، کارشناسان و مسئولان به اهمیت و ضرورت چنین گفتگوهایی پی نبرند و آموزش های لازم در این زمینه صورت نپذیرد و گفتگو در تمام سطوح و ابعاد جامعه به هنجار و روش ضروری غیرقابل جایگزین تبدیل نشود نباید انتظار حل مشکلات جدی و اساسی و برون رفت از آنها را داشته باشیم.



یادداشت های مندرج در ستون "میهمان" لزوما دیدگاه سایت امروز نمی باشد.
-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • بررسی امکان اجتناب از فعالیت سیاسی در تشکل‌های صنفی
  •  
    آخرین اخبار
  • سیدعلیرضا بهشتی: از اصول انقلاب و عدالت دور مانده‌ایم
  • مسکن مهر احمدی‌نژاد ارثی که ۳ دولت را درگیر می‌کند
  • هفت سال گذشت؛ با امضای این نامه به کمپین ملی درخواست رفع حصر بپیوندید
  • مردم بی‌پناهند
  • علی مطهری: ۱۱۰ فرمانده نظامی به دلیل مهندسی انتخابات محکوم شدند
  • نامه فعالان سیاسی و مدنی برای رسیدگی به وضیعت کولبران
  • پزشکیان : هیچ‌کس بیش از خاتمی، هاشمی و موسوی به این نظام خدمت نکرده است
  • آیت‌الله بیات : حصر به زخمی بزرگ برای همه مردم بدل شده است
  • پلاسکو آخرین آتش‌نشان را هم پس داد؛ مردم دوشادوش قهرمانان عزادار
  • جنبش سبز، جنبش مهرباني و حيات و بخشش است
  • ٢٢ سال پس از «مهدی بازرگان»
  • پیام سیدمحمدخاتمی به خانواده های داغدار آتش نشان
  • پیام تسلیت حزب اتحاد ملت ایران اسلامی بمناسبت حادثه دلخراش پلاسکو و شهادت جمعی از آتش نشان ها
  • فروسوختن پلاسکو همان‌قدر سیاسی است که انتخابات
  • نامه استاد میردامادی (دایی رهبر) به آیت‌الله خامنه‌ای: تا شیرازه مملکت از هم نپاشیده به نصیحت‌ها گوش کنید
  • سیدمصطفی تاجزاده: آقای هاشمی فرزند زمان خودش بود/ اصلاحات یک جریان تاریخی است ومتکی به هیچ کس نیست
  • رویای شکست خورده
  • چه شد که «همه آمدند»؟
  • هفت سال پیش؛ پاسخ محسن آرمین به ادعاهای محمد یزدی و اتهام‌زنی به آیت‌الله هاشمی
  • انتقاد مطهری از ورود قوه قضاییه به موضوع رفع فیلتر شبکه‌های اجتماعی/ نباید عقل‌مان را کنار بگذاریم
  •