به روز شده: ۰۰:۴۴ تهران - شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۵

مواجهه امام حسین با واقعه عاشورا از نگاه دکتر محمدرضا بهشتی

استاد دانشگاه تهران گفت: قبل از شروع سفر امام حسین (ع) به سوی کوفه، افرادی ابا عبدالله الحسین(ع) را نصیحت می کنند البته نصایح آنها وجوه و انگیزه های متفاوتی دارد اما خللی در مسیری که امام حسین(ع) انتخاب کرده است، وارد نمی کند.

دکتر محمدرضا بهشتی در گفت و گو با خبرنگار شفقنا درخصوص اتفاقات قبل از واقعه عاشورا توضیح داد: در وقایع منتهی به واقعه عاشورا نکات قابل تامل بسیاری وجود دارد. همه ما می دانیم که امام حسین(ع) در آغاز این حرکت وارد مکه شده بودند و مدتی را در آنجا اقامت داشت، عزم خود برای حرکت به سمت عراق را با دیگران هم در میان گذاشته بود. در ابتدا چند نفر هستند که امام حسین(ع) را نصیحت می کنند و بعد هم باید دید که انگیزه های آنها از نصحیت کردن ابا عبدالله الحسین(ع) چه چیزی بوده؟ از طرف دیگر هم واکنش های امام حسین(ع) جالب توجه است.

او اضافه کرد: این نصایح جای درنگ و کاوش تاریخی دارد و علاقه دارم تا قدم هایی در این جهت برداشته شود. از میان کسانی که نقل شده امام حسین(ع) را نصحیت کردند، یکی عبدالله ابن عباس است، عبدالله ابن زبیر، محمد ابن حنفیه، عبدالله ابن عمر و دیگری هم ام سلمه همسر پیامبر(ص) است. هر کدام از آنها منظر خاصی برای نصحیت امام حسین داشتند.

بهشتی درباره انگیزه نصحیت امام حسین(ع) عنوان کرد: عبدالله ابن عمر از چهره هایی است که مخالف بیعت با یزید است و در آن سال که معاویه به مدینه آمد در مسجدالنبی با چهار نفر صحبت کرد تا مخالفتی نکنند؛ یکی با امام حسین(ع) با کنیه ابوعبدالله، دیگری هم عبدالله ابن زبیر، عبدالرحمان ابن ابوبکر و عبدالله ابن عمر است که این چهار عبدالله به عبادله معروف شدند و به عنوان کانون مخالفان بودند. عبدالله ابن عمر فرزند خلیفه دوم و چهره شناخته شده به زهد، عزلت نشین بود.

این استاد دانشگاه ادامه داد: موضعی که امام حسین را مورد نصحیت قرار می دهد موضع ترغیب ایشان به عزلت نشینی در شرایط دشوار بود؛ به نظر می رسد حفظ دینداری با حضور در عرصه اجتماعی با هم منافات دارد. گفت و گوی این دو نفر و بعد هم مسیری که آنها طی کردند در نوع خودش بسیار جالب است. اما مسیری که امام حسین(ع) طی کرد شناخته شده تر است. مسیری در زندگی عبدالله ابن عمر پیش آمد و تا مدت زیادی هم در قید حیات بود.

او درباره عبدالله ابن زبیر بیان کرد: دومین شخص ناصح امام حسین(ع) عبدالله ابن زبیر بود و چهره شناخته شده ای در فضای اسلام داشت. در گذشته در جنگ جمل رویاروی پدر ابا عبدالله الحسین(ع) قرار گرفته بود. به نظر می رسد این نصحیت که مبادا به امام حسین(ع) آسیبی وارد شود، اغراض سیاسی در آن دیده می شود؛ چون عبدالله ابن زبیر قصد قیام داشت و تا زمانی که امام حسین(ع) در مکه حضور داشت، بعید بود که در کنار ایشان توجه ها به عبدالله ابن زبیر جلب شود.

بهشتی باتوجه به شخصیت عبدالله ابن عباس اضافه کرد: شخص دیگر عبدالله ابن عباس است که فرزند عموی پیغمبر(ص) است؛ او با عنوان «حِبرُ الامَه» شناخته می شود و بسیار قابل احترام و عالم بزرگی در جامعه اسلامی بوده است. در دوره بسیار کوتاهی به شکل مستقیم وارد عرصه سیاسی می شود به شکلی که مسوولیتی را در زمان زمامداری حضرت امیر(ع) برعهده می گیرد و مسیری که او تا پایان عمر طی می کند، مسیر بسیار پر فراز و نشیبی است.

این استاد دانشگاه تهران درباره مسیری که محمد ابن حنفیه طی می کند تصریح کرد: محمد ابن حنفیه که برادر امام حسین (ع) است و او را نصحیت می کند که دیدی بر ما در دوران زمامداری پدر در عراق چطور گذشت، بعید می دانم عراقی ها با تو همراهی پایداری داشته باشند. حتی به نظر می رسد که گفته شده باشد، می توانی به سمت یمن بروی چون این کشور کوهستانی است و دسترسی به تو مشکل خواهد بود. اینکه خود محمد هم چرا در واقعه عاشورا نبود برخی نکاتی ذکر کردند؛ به ویژه اینکه بعدها محمد ابن حنفیه بعد از امام حسین(ع)، امام شمرده شد و همان مسیر یمن را هم در پیش گرفت. برخی می گویند محمد در جنگی از پا مجروح شده بود که نمی توانست با ابا عبدالله الحسین(ع) همراهی کند.

او تاکید کرد: امام حسین(ع) هم نامه ای به محمد ابن حنفیه دارد که وقتی می خواهد بنی هاشم را از رفتن خود مطلع کند این نامه به محمد ابن حنفیه کوتاه است. در آن زمان اگر یک فردی از قبایل عرب دچار تنگنایی شده بود و از قبیله خودش استمداد می کرد اگر قبیله با او همراهی نمی کرد، آنها در میان قبایل دیگر عرب مورد شماتت قرار می گرفتند. اگر ابا عبدالله الحسین(ع) از بنی هاشم استمداد می کرد آنها موظف بودند، اطاعت کنند اما نامه ای که امام حسین(ع) به محمد ابن حنفیه می نویسد در آنجا دعوت است و نه استمداد؛ یعنی به پناهجویی قبیله ای متوسل نمی شود.

این استاد دانشگاه در مورد نصحیت همسر پیامبر(ص) نسبت به امام حسین(ع) توضیح داد: نصیحتی امه سلمه به امام حسین(ع) از روی صمیمیت و دلسوزی است که یک بعد عاطفی در آن وجود دارد. فردی که به چنین حرکتی پای می گذارد مورد نصیحت قرار می گیرد، باید دید مورد نصحیت چه کسانی قرار می گیرد و آنها هم با چه انگیزه ای نصحیت می کنند، در سخن خود چه می گویند و واکنش ابا عبدالله الحسین(ع) چیست.

آیا دوگانگی درون و بیرون تنها به جامعه کوفه اختصاص دارد؟
دکتر بهشتی، استاد دانشگاه تهران درباره دوگانگی رفتار مردم کوفه عنوان کرد: نیاز به تحلیل جامعه شناختی و تاریخی داریم تا بدانیم چه اتفاقی می افتد که در یک جامعه مسلکی شکاف درون و بیرون ایجاد می شود؛ یعنی می تواند دل های آنها با کسی یار باشد اما شمشیر آنها علیه او باشد. آیا این فقط مختص یک جامعه مسلکی در یک برهه زمانی خاص است؟ یا اینکه چند چهره گی می تواند مولود یک شرایط خاص باشد؟

دکتر محمدرضا بهشتی در گفت و گو با خبرنگار شفقنا با توجه به سفر امام حسین(ع) از مکه اظهار کرد: در تاریخ حوادث منتهی شده به عاشورا نقل شده است که در روز هشتم ذی الحجه هنگامی که همه مسلمانان به قصد حج می آمدند و تلاش دارند حتما در این زمان به مکه برسند- چون آغاز مراسم حج و آخرین مهلت است بنابراین به هر صورت باید خودشان را به مکه برسانند- اباعبدالله الحسین(ع) درست همان روز را برای خروج از مکه انتخاب می کند و در منزلی خیمه گاهی می زنند و اسم این منزل «ذات عِرق» است.

او درباره فرزدق شاعر مشهور عرب توضیح داد: یکی از چهره های مشهور ادب عرب همام ابن غالب است که به «فرزدق» شهرت پیدا کرد؛ او جزو مشهورترین شاعران قرن اول هجری است؛ او نقل می کند: من جوان بودم و با مادرم از بصره برای حج حرکت کردیم و عجله هم داشتیم تا زودتر به مکه برسیم اما وقتی به ذات عرق رسیدیم دیدم که چادر و خیمه ای برپاست، سوال کردم انگار اینها قصد رفتن به مکه ندارند یک اعرابی در پاسخ گفت اینها از مکه خارج شدند، پرسیدم چه کسانی هستند؟ گفت: امام حسین(ع). رفتم از میان خیمه ها رد شدم و دیدم حسین ابن علی(ع) قرآن می خواند؛ سلام کردم و با خوشرویی پاسخ سلام مرا داد و از من پرسید چه کسی هستی و من خودم را معرفی نکردم و گفتم یک مرد عرب و ایشان هم بیش از این سوال نکرد. گفتم امیدوارم آنچه می خواهی نصیبت شود اما این چه وقت ترک کردن مکه است، مگر مناسک حج آغاز نشده؟ امام حسین(ع) می گوید: اگر شتاب نمی کردم من را دستگیر می کردند.

بهشتی عنوان کرد: ظاهرا عمرابن سعید که والی مکه است دستور داده تا امام حسین را بازداشت کنند و از طرفی دیگر هم اگر دستگیر نشد در جریان طواف او را ترور کنند تا این قائله که می خواهد ایجاد شود، شکل نگیرد. راوی ادامه می دهد که فهمیدم برای چه گفت اگر شتاب نمی کردم من را دستگیر می کردند. امام حسین(ع) از او می پرسد مردم عراق را چطور دیدی؟ پاسخ دادم که من مردم را خوب می شناسم.

او در خصوص توصیف مردم عراق از زبان فرزدق گفت: او یک جمله تاریخی دارد و می گوید که من ترک قومی را کردم «قُلُوبُ النَّاسِ مَعَکَ وَ أَسْیَافُهُمْ عَلَیْکَ وَ الْقَضَاءُ یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَ اللَّهُ یَفْعَلُ ما یَشاءُ » دل های مردم با توست اما شمشیرهای آنها علیه توست، با این حال نمی دانیم چه چیزی رخ خواهد داد و قضای الهی از آسمان نازل می شود و خداوند هرکاری بخواهد انجام می دهد. این جمله جای درنگ بسیاری دارد.

این استاد دانشگاه تهران با توجه به سخن فرزدق بیان کرد: باید دید چه اتفاقی در یک جامعه مسلکی می افتد و مردم چنین وضعیت دوگانه ای پیدا می کنند؛ یعنی درون و بیرون آنها با هم یکی نیست. به جای اینکه مردم عراق به ویژه کوفیان شماتت شوند باید به این سوال پاسخ داد؛ بعد هم در قبال چنین سوالی پاسخ های بسیار سطحی داده می شود؛ حتی برخی با شماتت مردم عراق یا کوفه، تشفی خاطر پیدا می کنند. آنچه که اتفاق افتاده را فرافکنی می کنند و این موضوع را به ضعف ها و کاستی های افراد نسبت می دهند.

بهشتی ادامه داد: به گمان من اینجا نیاز به تحلیل جامعه شناختی و تاریخی داریم تا بدانیم چه اتفاقی می افتد که در یک جامعه مسلکی شکاف درون و بیرون ایجاد می شود؛ یعنی می تواند دل های آنها با کسی یار باشد اما شمشیر آنها علیه او باشد. آیا این فقط مختص یک جامعه مسلکی در یک برهه زمانی خاص است؟ یا اینکه چند چهره گی می تواند مولود یک شرایط خاص باشد؟ از طرف دیگر با دینداری به شکل حاکمیت یک دین قشری چنین اتفاقی رخ می دهد؟ بعد هم پرورش یافتن این خصوصیت در مردم که در پی وجاهت و ظاهر الصلاه هستند زمینه رشد نفاق و ریا در جامعه مسلکی ایجاد می شود.

این استاد دانشگاه با توجه به دوگانگی جامعه کوفه تصریح کرد: این تعارض کشمکش درون و بیرون طوری که دو بروز کاملا متفاوت پیدا می کند. از یک طرف اگر مجال پیدا کنند تا سخنی ابراز کنند سخن دلشان را ابراز می کنند یعنی در دل با شخصی مثل امام حسین(ع) منفی نیستند اما این همفکری و همدلی منجر به همراهی نمی شود بلکه حتی منجر به تقابل می شود که ورزدق می گوید شمشیرهای آنها علیه توست.

او در پایان افزود: به نظر می رسد این جمله از آن جملاتی است که یک مرتبه دریچه ای باز می کند و امکان نگاه جامعه شناختی و تاریخی را برای ما فراهم می کند. مگر عراق و به ویژه کوفه چه خصوصیتی دارد بعد از گذشت ۶ دهه از هجرت که جامعه ای منصوب به جریان مسلکی و دینی است، غالب مردم این منطقه با چنین وضعی روبرو باشند.

یزیدیان تنها از امام حسین(ع) سکوت نمی خواستند بلکه از او تایید ظلم می خواستند
محمدرضا بهشتی در گفت و گو با خبرنگار شفقنا درباره قصد امام حسین برای صلح توضیح داد: اگر در وقایع منتهی به عاشورا مخصوصا روز عاشورا بررسی کنیم و بتوانیم مسلمات نقل ها را استخراج کنیم به یک نکته می رسیم؛ آن هم این است که اباعبدالله الحسین هرگز نمی خواست جدالی باشد بلکه تلاش می کرد تا فضا به این شکل ادامه پیدا نکند و جنگی رخ ندهد.

او ادامه داد: این موضوع را می توان در خطابه های امام حسین و مذاکرات با عمر ابن سعد مشاهده کرد؛ ایشان تا لحظه ای که از جانب دشمن تیری پرتاب می شود، درنگ می کنند و پاسخی نمی دهند تا به همه اثبات کند سر جنگ ندارد بلکه از ایشان برای برپایی عدل دعوت شده است بنابراین درخواست این دعوت کنندگان برای امام حسین(ع) مسوولیت ایجاد کرده است. همانطور که در مورد حضرت علی(ع) چنین اتفاقی افتاد.

بهشتی با توجه به سخنی از امام علی(ع) بیان کرد: امام علی(ع) می فرماید:«لَولا حُضُورُ الحاضِرِ، و قِیامُ الحُجَّهِ بِوُجودِ الناصِرِ، و ما أخَذَ اللّه ُعَلَى العُلَماءِ أن لا یُقارُّوا على کِظَّهِ ظالِمٍ، و لا سَغَبِ مَظلومٍ لأَلقَیتُ حَبلَها على غاربِهِا » اگر این حضور مردم نبود که به دور من برای بیعت گرفتن، جمع شدند و گفتن می خواهیم با تو بیعت کنیم، حجت بر من تمام شد. تا قبل از این می گفتم کمک کننده ای در این مسیر ندارم اما حالا با این هجوم مردم حجت بر من تمام شد. اگر نبود این پیمان که خداوند از دانایان گرفت مبنی اینکه بر ظلم ستمگر و ظلم به ستمدیده رضایت ندهند، مهار شتر خلافت را بر شانه اش مى انداختم .

این استاد دانشگاه تهران درباره درخواست ها از امام حسین اظهار کرد: امام حسین(ع) هم تحت همین حجت است و با کثرت دعوت ها مواجه می شود. حالا رسیده به جایی که این تکلیف از او برداشته شده است و مردم با او همراهی نکردند. جالب است در میان مذاکراتی که با عمر ابن سعد دارد می گوید من می خواستم یک اقامه عدلی داشته باشم اگر این اتفاق نمی افتاد من را رها کنید و من برمی گردم تا مسیرم را به سمت جای دیگری پیش بگیرم.
او در خصوص درخواست هایی که از امام حسین(ع) می شد، گفت: اما به او مجال نمی دهند، یعنی از اباعبدالحسین(ع) فقط در خواست سکوت در برابر ظلم را ندارند بلکه می خواهند او ظلم را هم تایید کند. اگر ایشان می خواهد با یزید گفت و گو کند او را به عنوان یک اسیر جنگی نزد یزید بفرستند. امام حسین(ع) نمی توانست این نقطه را تاب بیاورد.

بهشتی عنوان کرد: در اینجا دیگر مساله اقامه عدالت نیست بلکه به آخر رسیدن است. آیا این عزت ایمان را می توان با زندگی معاوضه کند که در این زندگی چنین عزتی نخواهد داشت و امام حسین(ع) در مقابل یک انتخاب قرار می گیرد؛ همانطوری که در شب قبل از عاشورا هم می گویند و می دانند که این خواست متوجه شخص امام حسین(ع) است نه خانواده و همراهان او. ایشان اعلام می کند این وضعیت مربوط به من است و من تصمیم خودم را گرفتم.

این استاد دانشگاه درباره تصمیم امام حسین(ع) گفت: تفکیک این دو مساله بسیار جالب است مادامی که داستان اقامه یک جامعه عادلانه است یک نوع مواجهه به این حوادث است و از جایی که امکان اقامه جامعه عادلانه نیست و همراهی ندارد؛ در این زمان نه تنها بروز شخص امام حسین(ع) است بلکه بروز یک انسان دیندار با ایمان است؛ از طرف دیگر هم عزت انسان با ایمان که باید در اینجا حفظ شود، در نهایت تصمیم با خود اوست و مسوولیتی در قبال تکلیف همراهان ندارد.

این استاد دانشگاه اظهار کرد: ما تا بخشی از مسیر با یک وضعیت روبرو هستیم آن هم تکلیف ابا عبدالله الحسین نسبت به کار بلند اجتماعی است از یک جایی به بعد وقتی اقامه عدل ناممکن می شود وظیقه ایشان در قبال شخص خودش دو مساله دارد.

او افزود: امام حسین(ع) در جمله معروفی می فرماید: می دانید من را در کجا قرار دادند، من را در سه کنجی قرار دادند که از یک طرف سر فرود آوردن و تسلیم است و از سویی دیگر نیز خاری و ذلت است و من بین دو ذلت و دو خاری گیر افتاده ام. در یک چنین انتخابی قطعا خاری را انتخاب نمی کنم حتی اگر ناچار به جنگ شوم، هرگز خاری را انتخاب نمی کنم.

آنچه که حسین(ع) در دعای عرفه درخواست می کند در عاشورا اجابت می شود
دکتر محمدرضا بهشتی در گفت و گو با خبرنگار شفقنا درباره حادثه عاشورا و سنگینی آن تصریح کرد: یکی از مواردی که همیشه برای من غریب بود این است که در حادثه عاشورا ما با حوادث سنگین و دلخراشی روبرو هستیم؛ به ویژه شخص امام حسین(ع) که ماجرا با محوریت او شکل گرفته و پیش رفته است. چه طی این سال های اخیر و چه در حادثه تاریخی عاشورا و به ویژه در روز عاشورا حوادث سنگینی سپری می شود. امام حسین(ع) از اهانت، تحقیر، تنها گذاشته شدن گرفته تا به قتل رساندن را تحمل می کند.

او با اشاره به دعای عرفه گفت: باید چه اتفاقی در او بنیان نهاده شده باشد تا در برابر این همه حوادث چنین پایداری اعجاب برانگیزی را داشته باشد. یک سخنی از ابا عبدالله الحسین وجود دارد که به سال های قبل از این حادثه بر می گردد و دعای عرفه است. اگر کسی حسین را با دعای عرفه بشناسد می بیند آنچه که در دعای عرفه در خواست می کند، در واقعه عاشورا اجابت می شود. پس حسین عرفه است و حسین عاشورا؛ دعای عرفه است اجابت در عاشورا.

این استاد دانشگاه تهران درباره ایستادگی ابا عبدالله الحسین(ع) تاکید کرد: در دعای عرفه مضامین بلندی هست که نشان دهنده معرفت و شناخت ایشان است. هر کسی این افق شناخت و معرفت را می بیند دیگر برای او ایستادگی امام حسین(ع) در واقعه عاشورا اعجاب آور نخواهد بود؛ این در حالی است که ایشان در مسیر خودش یک پایمردی جدی دارد به گونه ای که یکی از تاریخ نگاران آن ایام می گوید: ندیده بودم کسی را که نزدیک ترین اعضای خاندان خودش را از دست داده باشد و تا این اندازه چهره بشاشی در میدان جنگ داشته باشد و هرچه به ظهر نزدیک تر می شود چهره او بشاش تر می شود.

بهشتی با توجه به معرفت امام حسین(ع) در دعای عرفه عنوان کرد: این موضوع بسیار عجیب است چون ما با کوچکترین اتفاق برای خودمان یا نزدیکانمان آنچنان منفعل می شویم که مجال چنین مواجهه ای را پیدا نمی کنیم. وقتی به دعای عرفه رجوع می کنیم آن افق شناخت، صبر بر چنین واقعه هولناکی را ممکن می کند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: او حیات انسانی را این چنین دید و گفت: خدایا من از آمد و شد شب و روز و اختلاف تدبیری که در آنهاست فهمیدم مراد از آفریدن من شناخت توست؛ در فراز و فرودهای زندگی تو را بشناسم و می خواستی خودت را در همه موضوعات بر من آشکار کنی به نحوی که در چیزی نباشد تا خود را بر من آشکار نکرده باشی تو اصلا آشکار کننده هرچیز بودی. عبدالله الحسین(ع) چنین دیدگاهی به زندگی داشت.

او با اشاره به سخنی از امام حسین(ع) تصریح کرد: در جمله دیگری امام حسین می فرماید: اگر گسی به تو دست پیدا کرد چه چیزی کم دارد و اگر کسی تو را پیدا نکرد چه چیزی دارد؟ کسی که تو را از دست داده باشد چه در دست دارد؟ حالا آن کسی که تو را یافته باشد چه چیز ندارد؟ فرازهای دعای عرفه بسیار خواندنی است.

بهشتی بیان کرد: چقدر خسران دیده است کسی که در عوض تو به چیز دیگری راضی شود؛ چقدر زیان کار است آن کسی که به جای تو به چیزی روی آورده باشد که دائم در دگرگونی است. وقتی چنین فرازهای بلند دعا را می بینم، می فهمیم که چنین کسی باید چهره بشاشی هم داشته باشد چون او به خواسته خودش نزدیک و نزدیکتر می شود. بنابراین راحت تر می توان فهمید چطور کسی با آن همه مصائب متحمل شده، با گذر زمان بیشتر پایدار می شود و حتی یک نوع شوقی به سمت پایان دارد.

حسین(ع) در آخرین لحظات زندگی هم به رضای خداوند، راضی است
بهشتی در گفت و گو با خبرنگار شفقنا درباره آخرین لحظات زندگی امام حسین(ع) و حضرت عیسی(ع) اظهار کرد: همه خواندیم و شنیدیم که امام حسین(ع) در لحظات پایانی، جملاتی را بر زبان آورده است و در مجالس و محافل هم نقل می شود. «الهی رِضاً بِرِضِاکَ، صَبراً عَلی قَضائِک یا رب لا الهَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثینَ » بیش از ۴۰ سال پیش وقتی کتاب مقدس را می خواندم از جمله انجیل متی در باب ۲۷ آیه ۴۷ ماجرایی در مورد حضرت عیسی (ع) نقل می کند در اینجا گفته می شود که عیسی بعد از تحمل مصایب و اهانت های بسیار که او را در کوچه ها می کشیدند تا او را بر صلیب بکشند در واپسین لحظات جملاتی را بر زبان می آورد.

او با اشاره به سخن حضرت عیسی در واپسین لحظات زندگی عنوان کرد: خدایا خدایا برای چه بر من پیشی گرفتی؟ البته من کاری به درستی یا نادرستی این روایت ندارم به هرحال مسیحیان چنین باور و اعتقادی دارند. این روایت ها راجع به چهره ای که آیین مسحیت زندگی، سخن و مشی او را به تصویر می کشد؛ به نظرم رسید که دو چهره یکی پیامبر اولوالعزم است و مرتبه بلندی دارد حتی خداوند در قرآن هم با تعابیر لطیفی از او یاد می کند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: از طرف دیگر هم امامی است که ما با او آشنا هستیم؛ البته قصد من به هیچ وجه قیاس باور مسیحیت و باوری که در اندیشه اسلامی شیعی وجود دارد، نیست. نکته ای مورد توجه من است که هدف آنهاست، هر دوی آنها در مسیر آرمان خود فدا می شوند و جالب است ببینیم آنها در واپسین لحظات زندگی خود چه جملاتی می گویند؛ به نظرم باید روی این دو سخن درنگ کرد.

بهشتی افزود: اینکه حضرت مسیح(ع) می گوید پروردگارا چرا بر من پیشی گرفتی و به نظر می رسد که حاکی از یک نوع آرامش وصل است و امام حسین(ع) هم می گوید: خداوندا راضی هستم به رضای تو و خود را تسلیم امر تو کردم، هرچه پیش آید من صبر پیشه می کنم و در جمله آخر بسیار سخت است که می گوید پناه، پناهجویان هستی. پس واقعه واقعه ساده ای نیست و برای شخص امام حسین(ع) هم بسیار دردناک است و درد این واقعه را با گوشت و پوست می توان از لابه لای جملات درک کرد اما در عین حال باز هم می گوید راضی هستم به رضای تو. این نکات بسیار لطیف است که انسان در آخرین لحظات عمر خود چطور می تواند به رضای خداوند راضی باشد.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
آخرین اخبار
  • سیدمحمد خاتمی: دانشجویان با آرامش و اعتدال پیش بروند و اولویت ها را تشخیص دهند
  • انجمن اسلامی دانشگاه تهران: رئیس‌جمهور پیگیر تحقق وعده‌ «پایان حصر» باشد و به مردم گزارش دهد
  • برگزاری هفتمین مراسم سالگرد شهادت سیدعلی موسوی؛ با حضور گسترده مردم و دوستداران میرحسین
  • مواجهه امام حسین با واقعه عاشورا از نگاه دکتر محمدرضا بهشتی
  • تایید حکم شش سال زندان برای دبیر کانون صنفی معلمان
  • درایتی: برخی مداحان و یک طیف سیاسی از تحریف امام حسین هم ابایی ندارند
  • مادر شهید تاجمیر: این‌بار نوبت ناله‌های حاکمان ظالم است
  • هشتمین سال زندان ضیا نبوی؛ فعال دانشجویی که برای جرم مرتکب نشده زندانی است
  • محمدرضا بهشتی: اوج ایمان در اخلاق است، به اسم دین چه بداخلاقی‌ها و کج‌خلقی‌ها که صورت نمی‌گیرد
  • غلامرضا حیدری نماینده تهران : نقش راهبردی خاتمی پیروزی‌ اصلاح‌طلبان را رقم زد
  • اینجا شش سال است هر روز برای ما عاشورا و هر گوشه‌ای کربلاست/ حصر تا کی ادامه خواهد داشت
  • از اسلام نبوی تا اسلام اموی
  • درخواست چهل تشکل دانشجویی: آزادی یاشار سلطانی و شفاف‌سازی پرونده‌های پایمال‌کنندگان بیت‌المال
  • اقتصاد دولتی - نفتی - رانتی و فراگیری فساد
  • محسن آرمین: یکی از دلایل عاشورا به رسمیت شناخته شدن حق انتقاد بود
  • لغو سخنرانی آرمین در دانشگاه علامه
  • بیانیه ۱۲۰ فعال سیاسی و مدنی، روزنامه‌نگار و استاد دانشگاه: زندانیان سیاسی را آزاد کنید
  • حاشیه‌های برگزاری کنسرت ادامه دارد؛ مدیرکل‌ ارشاد قم استعفا داد، وزیر پذیرفت
  • مجمع اسلامی دانشگاه پرند: شخصیت‌های بزرگ و تاریخ‌ساز کشور، سرمایه‌های نظامند
  • پس از ۱۸ روز اعتصاب غذا؛ احسان مازندرانی آزاد شد
  •