به روز شده: ۱۴:۲۳ تهران - یکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۴

پاسخ دیگری به رسالت

نویسنده: سید مصطفی تاج زاده

به نام خدا

مدیر مسئول محترم روزنامه رسالت *

با سلام

اقدام غیرقانونی، غیرحرفه ای و غیراخلاقی آن روزنامه محترم که به جای درج جوابیه این جانب به اتهامات قبلی خود به وارد کردن تهمت های جدید به من پرداخته است (۷ مهرماه) تأسفم را برانگیخت اما تعجبم را نه. کاملا مشهود است که رسالتیون اعتماد به نفس خود را از دست داده اند و از انتشار توضیحات اینجانب هراس دارند. با وجود این از من پرسیده اند که چرا نامه هایم سر از تارنمای کلمه در می آورد؟!

من البته مفتخرم که سایت منتسب به مهندس موسوی نوشته هایم را منتشر می کند ولی از شما می پرسم وقتی روزنامه ها و سایت های اصلاح طلب اجازه انتشار مطالبم را ندارند و رسانه های اصول گرا نیز به رغم الزام قانونی از چاپ دفاعیاتم خودداری می ورزند و به علت بهره مندی از مصونیت آهنین نگران پیگرد قضائی خود نیز نیستند، من برای دفاع از خود چه چاره ای جز استفاده از فضای مجازی دارم؟

جناب آقای مرتضی نبوی

در نقد اخیرتان مرا به دادن فحش و ناسزا به سپاه و آقایان جنتی و مصباح متهم کردید. ظاهرا بین انتقاد صریح با هتاکی تفاوت قائل نیستید. به هر رو من سپاه را نه تنها نهادی قانونی بلکه سازمانی مفید و ضروری می بینم و تقویت همه جانبه آن را وظیفه همه ایرانیان حتی مخالفان جمهوری اسلامی می دانم. ما در منطقه بحران خیزی به سر می بریم که امنیت میهن و مردم مان از جمله در گرو وجود نیروهای مسلح مقتدر و منسجم اعم از ارتش و سپاه و بسیج است. در عین حال با دخالت فرماندهان نظامی در امور سیاسی و انتخاباتی و رسانه ای مخالفم و آن را به زیان سپاه و کشور می دانم. برای مثال وقتی سردار جعفری در تحلیل سیاسی دوم خرداد آن را یکی از چهار فتنه بزرگ آمریکا علیه ایران می خواند (جراید ۷/۱۶) افزون بر توهین به رأی و شعور ملت، گرایش خود را به حذف یکی از دو بال جمهوری اسلامی و گشودن راه برای استقرار حکومتی تک صدا و انسدادی به نمایش می گذارد. سپاه را نیز در مقابل اکثریت ایرانیان قرار می دهد و موجبات تضعیف آن را فرا می آورد. اتهام مزبور البته تحلیل مرا تأیید می کند که مشکل امثال آقای جعفری در سرکوب های سال ۸۸ اعتراض رهبران جنبش سبز به تقلب ها و تخلف های انتخاباتی نبوده و نیست. وی جریان اصلاحات را برنمی تابد و اصلاح طلبان را به تمامی به تعبیر آقای علی مطهری ضد انقلاب، کافر و دشمن می داند و پروژه حصر آنان را در سر می پروراند. هم چنان که منظورش از «فتنه بزرگ هسته ای» بسیار مبهم و حتی مشکوک است و می تواند مقدمه فتنه آمریکایی خواندن دولت تدبیر و امید به شمار رود. نیک بختانه همه مردم (اعم از موافق و مخالف برجام) می دانند که توافق وین با لغو تحریم ها و دور کردن شبح جنگ از آسمان میهن زمینه عادی سازی روابط جمهوری اسلامی با جهان و نیز برچیدن فضای امنیتی و پلیسی در داخل ایران را فراهم می آورد پس این که چرا چنین گام بزرگی را سردار جعفری فتنه بزرگ می خواند، قابل تأمل است. البته نگرش وی برای من اهمیت ندارد اما امر مهم و خطرناک اعلام چنین مواضعی از زبان فرمانده سپاه است که طبق قانون، وصیت نامه بنیانگذار نظام، تجربیات بشری و عقل سلیم او حق ندارد وارد مجادلات سیاسی و جناحی شود و علیه یک جناح یا به سود دیگری سخن بگوید. قانون شکنی به این سبک سم مهلک است برای میهن، مردم و سپاه که متأسفانه رسالت از آن دفاع می کند و انتقاد به آن را فحاشی می خواند.

انتقاداتم به آقای جنتی نیز عمدتا از همین زاویه مطرح شده است. شورای نگهبان نهادی قانونی و حتی لازم است و حفظ احترام آن واجب. اما حرمت امام زاده را بیش و پیش از هرکس باید متولی آن حفظ کند. حال آن که هیچ کس به اندازه آقای جنتی به اعتبار آن نهاد لطمه نزده و نمی زند. به دو نمونه از آخرین افاضات وی توجه کنید: «پست های مهم نهادهای تصمیم گیر کشور مانند مجلس حق بچه های حزب اللهی، انقلابی و مؤمن است.» و نیز «من نمی دانم معمای برجام چه بلایی بر سر مملکت ایران می آورد ولی مطلع هستیم که طبق گفته های رئیس جمهور آمریکا و سران غربی آن چه در برجام برای آنان حاصل شد، در جنگ با یاران به دست نمی آمد.»(رسالت ۷/۱۵)

آشکار است که وقتی دبیر شورای نگهبان و رئیس هیإت مرکزی نظارت بر انتخابات، کرسی های مجلس را حق عده ای خاص می خواند در روند برگزاری انتخابات چه بلایی بر سر منتقدان خود و آن ها به ویژه هنگام رسیدگی به صلاحیت ایشان خواهد آورد؟ کیست که منظور آقای جنتی را از «بچه های حزب اللهی و انقلابی و مؤمن» متوجه نشود؟ خوشبختانه اکثریت قاطع ایرانیان سال هاست که به سخنان او اعتنایی ندارند. اما این پرسش هم چنان به جای خود باقی است که چرا باید مسئولیت نهاد مهم شورای نگهبان به چنین فردی با چنین نگاهی سپرده شود؟ او فقط در زمینه مسائل داخلی دیدگاه رادیکال ندارد. در سیاست خارجی نیز به همان اندازه تندروست. به تحلیل او از برجام دقت فرمایید. آقای جنتی با اذعان به این که از معمای برجام سردر نمی آورد حکم می کند که اگر ایران با آمریکا می جنگید آنقدر متحمل خسارت نمی شد که از برجام زیان دید. این در حالی است که معاونش، آیت الله یزدی اعتراف کرد که «رهبری تقریبا برجام را تأیید کرده و می کند.» (جراید ۱۶/۷) از دید آقای جنتی مجلس سهم و حق مخالفان حزب اللهی، انقلابی و مؤمن برجام است. آیا به نظر شما رعایت حق الناس در انتخابات عادلانه تر از این ممکن خواهد بود؟

اما داستانم با آقای مصباح اندکی متفاوت است. من البته به وی ناسزا نگفته ام اما همواره بر مخاطرات ناشی از گفتمان او برای دین و میهن و مردم تأکید کرده ام. اکنون نیز به صراحت می گویم مادام که وی از ناسازگاری اسلام و دموکراسی دم می زند، حق و آزادی مردم را در تعیین سرنوشت خود انکار میکند، تا آن جا که صدای آقای فلاحیان هم در می آید، به دفاع مستقیم و غیرمستقیم از استبداد دینی می پردازد، تهمت و بهتان زدن و افترا بستن به دشمنان شامل مخالفان خود را جایز می شمارد، دروغ گفتن را برای پیروزی بر خصم و دست یابی مؤمنان به قدرت مجاز می خواند، تجاوز به حقوق مصرح شهروندان در فصول سوم و پنجم قانون اساسی را شرعیزه می نماید و در یک کلام به ترویج اسلام منهای آزادی و حکومت منهای حقوق شهروندی ادامه می دهد، از تیغ تیز انتقادهای من در امان نخواهد بود چرا که هیچ اندیشه ای را به اندازه اسلام خوارجی (شیعی یا سنی) اولا در دین گریزی و حتی اسلام ستیزی جوانان و نیز در ایجاد فرصت های طلایی برای جنگ طلبان نژادپرست غربی و اسرائیلی هم به منظور ترویج اسلام هراسی و هم بسترسازی برای سرکوب مردم منطقه مؤثر و مقصر نمی دانم.

مدیر مسئول محترم رسالت

در آخرین نقد خود مرا بریده از مردم و انقلاب خواندید. نمی دانم این بار چرا متعرض انحرافم از اسلام نشدید. اگر توضیحات قبلی ام را در این مورد قانع کننده یافته اید، آن را به فال نیک می گیرم و امیدوارم به براهین این مکتوب نیز با نظر عنایت بنگرید و اما در مورد بریدگی از مردم، جهانیان پذیرفته اند که برای اثبات پایگاه اجتماعی افراد و گروه ها راهی علمی تر و عملی تر از انتخابات آزاد و سالم وجود ندارد. بر این اساس هر فرد حقیقی و حقوقی که نسبتش با انتخابات آزاد مانند نسبت جن با بسم الله باشد، با شنیدن نامش بدنش کهیر بزند و در راه برگزاری آن به انواع بهانه ها و ابزارها متوسل شود، اقلیت بودن خود را فریاد می زند. من طرفدار انتخابات آزادم چه در ایران و چه در تمام جوامع دیگر ولی کسانی که آن را برای همه کشورها توصیه می کنند اما به ایران که می رسد به نام نظارت استصوابی به مصاف انتخابات آزاد رفته با مهندسی انتخابات می کوشند نمایندگان اقلیت را بر مقدرات ملت حاکم کنند آیا برمبنای معیارهای دوگانه عمل نمی کنند و اقدامی غیرقانونی و غیراخلاقی انجام نمی دهند؟ هم چنین با هر تعریفی از انقلاب باید اجرای کامل و بدون تنازل قانون اساسی را یکی از ارکان آن شمرد. آیا شما به این خواست ملی تن در می دهید؟

با احترام

سیدمصطفی تاجزاده

بند انفرادی اوین

۱۹ مهرماه ۱۳۹۴
* روزنامه رسالت در یادداشتی با عنوان "پاسخ تاج زاده از بند انفرادی به رسالت!" نوشته است: دو سئوال از تاج زاده راجع به نحوه انفرادی نویسی کرده بودیم که او فکر می کند به آن پاسخ داده است. پرسیده بودیم چگونه انفرادی نویسی او سر از سایت ضد انقلابی کلمه که در خارج بارگذاری می شود، درمی آورد؟ یکی هم پرسیده بودیم ارتباط خود را با کیان تاج بخش در فتنه ۷۸ و ۸۸ توضیح دهد. اولی را بی پاسخ گذاشت. دومی را هم فقط تکذیب کرده است. در پاسخ خود که ربطی به سئوال ما ندارد، کلی فحش و ناسزا به سپاه، آیت الله مصباح و همچنین سخنانی حاکی از بی مهری به رهبری آورده است. این فحاشی و هتاکی و آن بی مهری، مثل یک نوار ضبط شده در ذهن اوست و در هر پاسخی تکرار می کند. این تکرار برای این است که اصلاً به موضوع اصلی ما که نحوه پیوند این دو «تاج» است، نپردازد. اسناد غیر قابل تردید وزارت کشور در ایام تصدی او در معاونت سیاسی، این ارتباط را فریاد می کند. اظهارات کیان تاج بخش در دادگاه که مؤید آن اسناد است نیز غیر قابل انکار است. پس او چه چیزی را تکذیب می کند؟ با فحش دادن به سپاه و آیت الله مصباح و آیت الله جنتی، آن اسناد محو نمی شود. او در پایان، اصحاب رسالت را نصیحت کرده که حساب خود را از جریان آیت الله مصباح جدا کنند، و بعد کلی فحش و ناسزا به اصحاب آیت الله مصباح داده است. ما نصیحت او را شنیدیم. او هم بهتر است نصیحت ما را بشنود؛ ۱- حساب خود را از جریانات نفوذی آمریکا و ارتباط با مراکز مشکوک جدا کند. تاج بخش و امثال او شایسته ارتباط نیستند. ۲- فحاشی به نظام نشان می دهد که تاج زاده هنوز بر پیمان خود با این سرویس ها باقی مانده است. نصیحت می کنیم این ارتباط، سودی برای او ندارد. حد اقل شب اول قبر باید برای این ارتباطات، پاسخگو باشد. ۳- علمای حوزه به ویژه آیت الله مصباح پاک تر از آن هستند که اتهامات یک بریده از مردم و انقلاب، نسبت هایی به آنها بدهد و گردی به دامان آنها بنشیند. رسالت در حمایت و همراهی با علمای بزرگ و مراجع عالی قدر، حتی اندکی هم تردید ندارد.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • پاسخ به رسالت
  • حکم غیرقانونی رهبر
  • برجام و فروپاشی دولت - ملت ها
  • اسلام رحمانی یا اسلام سیاسی؟
  • نامه به رئیس صدا و سیما
  • دلواپسان و تحریم
  • ترکیه کجاست؛ ما کجاییم
  • نامه ای به روحانیت آگاه و آزادی‌خواه
  • ترک مذاکرات چرا؟
  •  
    آخرین اخبار
  • مفاهیم تحليلي را نسنجيده مصرف نكنيم
  • کیانوش‌راد: خواست اصلاح‌طلبان، تشکیل مجلس مستقل، ملی و فسادستیز است
  • در هجران «پدر»، آن «شمس» فروزان
  • روزنامه نگار دیوارنویس زندان
  • اصلاح‌طلبان زنجان: دولت بعد از توافق هسته‌ای، به سمت گشایش در سیاست داخلی برود
  • آذر منصوری: وقتی فرصت نقد را از جامعه می‌گیرند، فساد سازمان یافته شکل می‌گیرد
  • مسئولیت ناپذیری رهبری
  • تحول آرام سنتِ بیانیه‌نویسی سیاسی
  • بتن ریزی داعش وطنی و یک خاطره ازسال ٨٨
  • نامه به رئیس قوه قضائیه
  • سیدعلیرضا بهشتی: اینکه رهبر در جایگاه خدا باشد و فراقانونی، هرگز با شریعت و قرآن سازگار نیست
  • آبستراکسیون اقلیت؛ یعنی موافقت اکثریت مجلس
  • محاکمه پیش از موعد مشاور کروبی/ وکیل گرامی مقدم: او امکان تحمل حبس ندارد
  • صفایی فراهانی: آنچه در آن هشت سال رخ داد فساد نبود، غارت بود
  • محسن رنانی: دولت توانایی خارج‌کردن كشور از بحران را ندارد
  • آذر منصوری: تن دادن به خرد جمعی عیار اصلاح‌طلبی را مشخص می‌کند
  • در بیانیه پایانی کنگره حزب اتحاد ملت ایران اسلامی‎ : تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی
  • شرایط وخیم سخنگوی کانون صنفی معلمان بعلت اعتصاب غذای خشک‎
  • نفوذ؛ کلمه رمز عملیات مهندسی انتخابات
  • سیدهادی خامنه‌ای: عادلانه نیست که مسببان بحران آزاد باشند و رهنورد، موسوی و کروبی در حصر بمانند
  •