به روز شده: ۲۰:۰۵ تهران - پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۴

برجام و فروپاشی دولت - ملت ها

نویسنده: سید مصطفی تاج زاده

یکم)
١- رئیس جمهور آمریکا با اعلام اینکه «هیچ توافق کاملی وجود ندارد» گفت: «بسیاری از منتقدان توافق وین افرادی هستند که با هرگونه توافق با ایران مخالفند.» وی با گله از صلح طلبان هم وطن خود که چرا «زمانی صدایشان درآمد و ضدجنگ علیه عراق فعال شدند که دیگر کار از کار گذشته بود» از آنان خواست ندای خود را به کنگره برسانند و هشدار داد که «در غیاب صدای شما در حمایت از توافق هسته ای خواهید دید همان نیروهایی که ما را به جنگ عراق کشاندند شرایطی ایجاد خواهند کرد که ما یک فرصت تاریخی را از دست بدهیم و بار دیگر در مسیر درگیری نظامی بالقوه قرار بگیریم.» اوباما هم چنین گفت: «اگر کنگره برجام را رد کند، گزینه جنگ در کوتاه ترین زمان ممکن محتمل خواهد بود.» (رورنامه ایران و قانون ١٠ و ١٥ مردادماه ٩٤)
٢- جنگ سالاران آمریکایی با قلب گزینه «توافق یا جنگ» دروغ نتانیاهو را تکرار می کنند که نتیجه توافق، جنگ است. به پیش بینی لیندسی گراهام «برجام منجر به حمله تروریستی دیگری به آمریکا خواهد شد و ایران اگر بتواند بار دیگر به نیویورک حمله خواهد کرد.» مک کین می گوید: «دلواپس آنم که توافق هسته ای ایران را در حمله به اسرائیل مصمم تر کند.» مایک هوکایی نیز با مقایسه سند وین با «هولوکاست» که در آمریکا به اندازه «ترکمانچای» در ایران ننگین تلقی می شود، مدعی شده که «دولت اوباما با امضای این توافق اسرائیل را به سوی کوره های آتش هدایت کرده است.» (جراید ٥ تا ١٥ مرداد ٩٤)
هر سه سناتور جمهوری خواه که حامی اشغال عراق بودند و نامزدی ریاست جمهوری را در کارنامه خود دارند، می کوشند با دامن زدن به ایران هراسی کنگره را به رد برجام ترغیب کنند. دلواپسان آمریکایی راهبرد برد - برد (تفوق دیپلماسی بر جنگ و اولویت گفتگو و تعامل بر نظامی گری) را جنگ خیز می خوانند تا استراتژی برد - باخت (جنگ حلال همه مشکلات) را جایگزین آن سازند.
دوم)
١- رئیس صدا و سیما درباره توافق می گوید: «بلافاصله بعد از جمع بندی وین بر این باور بودیم که این موضوع نه یک پیروزی بزرگ است و نه یک شکست خفت بار» (شرق ١٥/٥)
با این اعتراف معلوم می شود که:
الف) صدا و سیما مانند یک حزب سیاسی و نه یک رسانه خبری دارای موضعی خاص درباره عملکرد تیم مذاکره کننده است.
ب) مدیریت آن رسانه مخالف ارزیابی دولت از توافق جامع است و اخبار و برنامه های خود را بر مبنای تحلیل فوق تولید می کند.
پ) پخش نظریات مخالفان و موافقان توافق به دلیل بی طرفی صدا و سیما یا به منظور رشد آگاهی عمومی، آن گونه که آقای سرافراز پیش از این ادعا می کرد، نبوده بلکه هدف این بوده است که ثابت شود موافقت نامه وین پیروزی بزرگی نیست.
ت) تلاش صدا و سیما برای این که مردم پس از ژنو، لوزان و وین جشن نگیرند، باز هم برخلاف ادعای قبلی گوینده، جلوگیری از سوء استفاده ٥+١ نبوده بلکه مذاکرات و نتایجش را درخور جشن گرفتن نمی دیده است.
ث) صدا و سیما بدان علت عملکرد هسته ای دولت قبل را چه در دوران تک صدایی ٨ ساله و چه در این دو سال که ژست بیطرفی گرفته است، نقد نمی کند که دیپلماسی احمدی نژاد را موفق می بیند. به همین دلیل نیاز به اتخاذ موضع بیطرفی و لزوم مطلع شدن ایرانیان از نظریات مخالف آن نمی بیند. حاکمیت همین نگرش تولید برنامه های هسته ای صدا و سیما را کاملا هم سو با دلواپسان کرده است. شگفت آنکه «دولت و ملت، هم دلی و هم زبانی» تنها اسم با مسمای ٢٠ ساله گذشته در نام گذاری های رهبر است که توسط صدا و سیما نفی می شود.
٢- با وجود تبلیغات منفی و شبانه روزی صدا و سیما و نیز امپراتوری رسانه ای طبق آخرین نظرسنجی معتبری که به گفته آقای جهانگیری در هیأت دولت ارائه شد، ٨٠ تا ٨٨ درصد ایرانیان از توافق هسته ای راضی و خوشحالند و تنها ٤ درصد با آن مخالفند. براستی که هوشیاری این ملت بی نظیر است و قابل ستایش. همین امر خدمت به آنان را شیرین می سازد و خستگی را از تن خدمتگزاران می زداید. افزون بر آن پشتیبانی قاطع ایرانیان در داخل و خارج کشور، دکتر روحانی را از فراخوان موافقان برای رساندن صدای خود به مجلس بی نیاز نموده و راه را بر اجرای توافق و گسترش روابط با جهان باز کرده است.
سوم)
١- مخالفان برجام سه دسته اند:
الف) دلواپسان وابسته به جبهه پایداری که تهدید خارجی و تداوم تحریم ها را از پیروزی انتخاباتی رقیب خود بهتر می دانند و با مشی «مخالفت به هر قیمت» به مصاف توافق آمده اند و در این مسیر مرزهای انصاف و اخلاق را پشت سر گذاشته اند. به نظر می رسد آنان انتظار به فرجام رسیدن برجام را نداشته اند. ظاهرا به همین دلیل شوک بزرگی، بزرگ تر از خرداد ٩٢، برآنان وارد شده که مواضع شان را چنین بی مبنا، آشفته و حتی متناقض کرده است: آقای نوباوه نتیجه مذاکرات را «نابودی توان علمی کشور و از بین رفتن اعتماد به نفس عمومی به خصوص در میان نخبگان ایرانی» می خواند. حجة الاسلام نبویان درباره «تعطیلی سیستم هسته ای کشور و باقی ماندن ٨٥% تحریم ها با پذیرش برجام» انذار می دهد. آقای زاکانی ادعا می کند که دکتر صالحی در مجلس گفته است: «بروید دعا کنید که این توافق به هم بخورد.» سایت خبری صدا و سیما به نقل از آقای عراقچی خبر جعل می کند. آقای بذرپاش با کشفی جدید دولت اصلاحات را مسبب تحریم ها می نامد. حجة الاسلام حسینیان از «ماست مالی شدن قانون هسته ای توسط یک نفر(رئیس مجلس)» می نالد. آقای شریعتمداری از قول منبع موثق خود پشیمانی یکی از اعضای تیم مذاکره کننده را به رخ خوانندگان کیهان می کشد و حجة الاسلام رسایی علیه «استعماری بودن قرارداد» سخن سرمی دهد و از تحمیل توافق به رهبر دم می زند. از نظر این گروه برجام، «جام زهر»، «ترکمانچای»، «زهرنامه» و «اسب تروای غرب» است و باید به هر قیمت رد شود.
ب) دلواپسانی که برای پرهیز از رودرویی با افکار عمومی و متهم نشدن به هم سویی با نتانیاهو توافق وین را «نه خوب و نه بد» می نامند و مستوجب «نه جشن و نه عزا» می خوانند تا از ارزش آن بکاهند و زمینه رد شدن آن را فراهم آورند. در عین حال همین «توافق بی خاصیت» را دستاورد همه تیم های مذاکره کننده در ١٢ سال گذشته می خوانند و از حامیان دولت می خواهند از استفاده جناحی از آن بپرهیزند و توضیح نمی دهند سندی که از نظر آن ها «نه پیروزی نه شکست» است، چه افتخاری دارد که موافقانش به آن ببالند و از آن اعتبار کسب کنند.
پ) دسته سوم نه تکفیری اند و نه جنگ طلب. انگیزه شان نیز ملی است نه باندی و جناحی. با چنین منتقدانی باید به گفتگو نشست و نظریاتشان را به دقت شنید. انتقادهای غیرواقع بینانه شان را رد کرد و به جستجوی راه حل برای ایرادات واردشان پرداخت. بی توجهی به نظریات اینان به هیچ وجه جایز نیست.
١- دلواپسان هسته ای وطنی مانند جنگ طلبان آمریکایی نه فقط با جمع بندی وین که با هر توافقی مخالفند زیرا موقعیت و منافعشان را به خطر می اندازد. اگر جمهوری خواهان برای تداوم تحریم ها و ماجراجویی های نظامی به «ایران هراسی» محتاجند، جنگ طلبان وطنی نیز به منظور حفظ فضای امنیتی و پلیسی در کشور به استمرار شرایط امنیتی علیه جمهوری اسلامی نیازمندند و اگر دلواپسان آمریکایی به بهانه خطر غنی سازی اورانیوم به تجهیز زرادخانه ایران ستیزی می پردازند، همسویان و همسودان ایرانی شان به بهانه غنی سازی به تهی سازی جمهوری اسلامی از دموکراسی و آزادی همت گماشته اند. امروز دیگر کمتر کسی تردید دارد که آمریکا ستیزی دلواپسان جوهری آزادی ستیز دارد و روی دیگر اسلام خواهی شان استبداد طلبی است. آنان پاسداری از ارزش ها را جز با ایجاد انسداد و استقرار جامعه بسته ممکن نمی دانند، تحریم ها را نعمت می خوانند و در راه توسعه روابط ایران با کشورهای اروپایی ، ژاپن و ... علاوه بر آمریکا کارشکنی می کنند تا ضمن آن که اقتصاد رونق نگیرد و دولت نتواند وعده های خود را تحقق بخشد، بخش خصوصی نیز تقویت نشود و نفوذ و تسلط سپاه در زمینه های گوناگون کاهش نیابد. این گروه با دیپلماسی برد- برد مخالفت می کنند تا مجبور نشوند در داخل میهن نیز سیاست برد- برد را جایگزین مشی برد و باخت کنونی نمایند و به بگیر و ببند پایان دهند. تلاش برای قانع کردن اینان بی فایده است. در عین حال باید جعلیات، دروغ ها و علل واقعی مخالفتشان با توافق و نیز سستی تحلیل هایشان را برملا نمود تا زمانی که از کارشکنی دست بردارند و به خواست ملت تمکین کنند.
٢- دیدگاه دسته دوم را می توان با براهین متعدد نقد کرد. اول آشکار کردن حمایت مطلق ایشان از دیپلماسی منزوی کننده و تحریم آور احمدی نژاد است تا معلوم شود بدان دلیل توافق وین را خوب نمی نامند که دولت جدید برای دست یابی به توافق جامع به مذاکره پرداخت و نشست های دو و چند جانبه را با کلاس تاریخ یک سان نگرفت و دیپلماسی را از معنا نیانداخت. از سوی دیگر توافق را بد نمی خوانند تنها به آن دلیل که نمی خواهند با دسته اول در یک صف قرار گیرند. دوم توضیح و توجیه این مسئله است که تضعیف برجام به هر نام و برهان راه را بر نظامی گری می گشاید زیرا وقتی تنها دو راه «توافق» یا «جنگ» پیش رو باشد، اتخاذ موضع «نه خوب نه بد» عملا به سود جنگ طلبان تمام می شود. به همین دلیل تمام صلح طلبان دنیا به رغم انتقادات احتمالی شان اما بی چون و چرا از توافق وین حمایت می کنند زیرا می دانند سست کردن آن ولو با ژست بیطرفی تنها جبهه جنگ سالاران را تقویت می کند. سوم نشان دادن تفاوت بنیادی «برد - برد» با «نه خوب نه بد» است. در راهبرد دو سر پیروز طرفین به خواست های اساسی خود می رسند و همین وضعیت پایداری تفاهم را تضمین می کند اگر عامل جدیدی آن را به هم نزند. در حالی که «نه خوب نه بد» به تثبیت وضع موجود می انجامد و با استمرار تحریم و افزایش خطر رویارویی همه زیان می بینند. با توجه به اینکه سهم ایران از برجام پذیرفته شدن حق غنی سازی، لغو تحریم ها، عادی شدن روابط با دنیا و امکان بهره مندی از سرمایه، تکنولوژی، مدیریت، بازاریابی و محصولات خارجی و باز شدن راه صادرات برای کالای ایرانی بوده و سهم ٥+١ نیز کسب اطمینان است از اینکه با ایجاد محدودیت هایی مسیر دسترسی ما را به سلاح هسته ای می بندد. پس هر دو طرف می توانند خود را پیروز بنامند. اگرچه ٤١% آمریکایی ها طبق آخرین نظرسنجی ستانده های ایران را بیشتر از داده هایش می دانند و ١٤% به عکس آن معتقدند ٢٣% نیز داده و ستانده طرفین را متوازن ارزیابی می کنند.چهارم پرسش از هر دو دسته مذکور است که جایگزین توافق آیا جز تداوم تحریم ها و تشدید تهدیدها خواهد بود؟
چهارم)
١- دلواپسان هرچه بیشتر بهانه می تراشند مردم را حساس تر می کنند، بر هیجان گفتگوی عمومی می افزایند، پرسش های جدی و جدید برمی انگیزند و ابعاد و پیامدهای فرصت سوزی های ٨ ساله و نیز اهمیت و آثار مثبت توافق را آشکارتر می سازند. تلاش برای ساکت کردن مخالفان افزون بر تعرض به حقوق شهروندی شان محروم نمودن خویش از شنیدن نقدها و ندیدن ضعف ها، خطاها و لغزش گاه های احتمالی است و به گسترش تک صدایی و چاپلوسی منتج از آن می انجامد و دلسردی و بی تفاوتی شهروندان را به دنبال دارد. از یاد نبریم چنانچه نقد رسانه ای دیپلماسی هسته ای حکومت یک دست در زمان خود ممکن بود، پرونده ایران اساسا به شورای امنیت نمی رفت و ما تحریم نمی شدیم. در نبود آزادی مطبوعات، اجماع قدرت های بزرگ علیه ما نشانه اقتدار جمهوری اسلامی خوانده شد، «بیانیه خوانی» دیپلماسی انقلاب نام گرفت و غارت منابع و سرمایه های ملی دور زدن تحریم ها معرفی گردید. دریک جمله سانسور مطبوعات به ویژه در موضوع هسته ای ایران را به لبه پرتگاه کشاند.
٢- گفتگوی آزاد و انتقادی درباره مذاکرات و نتایجش در ٢٣ ماه گذشته علاوه بر ایفای نقشی تاریخی در تعمیق پروسه ملت سازی ایرانیان، فرهنگ و ادبیات سیاسی مردم را نیز غنا بخشید و آگاهی عمومی را از مناسبات قدرت در عرصه بین الملل، از سازوکار و منشور سازمان ملل و شورای امنیت، از ساختار حکومت در آمریکا و آرایش و گرایش احزاب و نیروهای سیاسی اش، از تشابه تحلیل ها، مواضع، منافع و روش های جنگ طلبان آمریکایی و ایرانی، از دیدگاه و عملکرد دیگر اعضای ١+٥ و ... به نحوی بی سابقه افزایش داده و به اسرائیل شناسی نسل جوان منجر شده است. نتانیاهو که با سوء استفاده از سرکوب سالیان اخیر ماسک دفاع از مطالبات دموکراتیک و برحق ایرانیان را به صورت زده بود و هم زمان نان پروژه ایران هراسی را می خورد که به ویژه از رفتار و گفتار نسنجیده احمدی نژاد ارتزاق می کرد به محض پیروزی دکتر روحانی نقاب از چهره برگرفت و به مصاف مذاکرات هسته ای آمد و برخلاف میل خود به جنگ افروزترین رئیس دولت در دنیا و منفورترین فرد نزد ایرانیان شهره شد.
پنجم)
١- تلاش گروه های مسلح تکفیری برای تشکیل خلافت بی مرز نه تنها حکومت های منطقه که دولت - ملت هایشان را نیز با خطر فروپاشی مواجه کرده به نزاع های خونین فرقه ای و قومی دامن زده است. امروز حتی مراسم عروسی و عزای مردم عادی نیز در کشورهای مختلف از حمله ویرانگر پهبادهای جنگ افروزان غربی یا عملیات انتحاری تروریست های تکفیری در امان نیست. در چنین وضعیت آشوب زده ای برجام با تثبیت جمهوری اسلامی و ارتقاء جایگاه منطقه ای و جهانی آن ضریب امنیت ملی ما را بالا برده و به این امید دامن زده است که سایر چالش ها را نیز بتوان بر مبنای الگوی برد- برد حل کرد.
٢- حفظ یک پارچگی سرزمینی از موضوعات سیاسی و امنیت عمومی و ملی ما آنهم در شرایط هرج و مرج زده منطقه به نیروهای مسلح، منسجم، مجهز و کارآمد وابسته است. توسعه اقتصادی و علمی و فرهنگی و سیاسی و نیز دیپلماسی تنش زدا و اعتمادزا و گسترش روابط با کشورهای دنیا نقش مهمی در تأمین امنیت و منافع ملی ما دارند اما به تنهایی قادر به تضمین آن ها نیستند. باید از دکتر روحانی تشکر کرد که دولت در دو سال گذشته به رغم کمبودها به اندازه ٨٠% ده سال گذشته بر تجهیزات و قدرت دفاعی کشور افزوده است. هرگز نباید از تقویت بنیه نظامی و دفاعی میهن غافل شد. هم چنان که نباید از محکومیت دخالت سپاهیان در عرصه های سیاسی و انتخاباتی و رسانه ای و ... دست کشید. ما از ارتش و سپاه و بسیج قدرتمند و آماده رزم اما به دور از حزب بازی و جناح گرایی دفاع می کنیم و چنین حمایتی را وظیفه هر ایرانی علاقمند به استقلال، تمامیت ارضی و امنیت ملی می دانیم در عین حال اجازه مداخله در امور مدنی و سیاسی و گذر از مرزهای قانونی را به آنان نمی دهیم.
٣- شرط شیرین ماندن برجام در کام مردم، مهار تورم و گرانی و بیکاری، مقابله قاطع با حرام خواری و فساد، جلب مشارکت هرچه بیشتر شهروندان در همه زمینه ها و سرانجام خدمت بی شائبه به ملت به ویژه به قشرهای کم درآمدی است که بیشترین فشارهارا متحمل می شوند اما معمولا کمترین بهره ها را می برند. باید به دولت یاری رساند تا وعده های خود را تحقق بخشد و از این آزمون بزرگ سربلند خارج شود.
به یاری خداوند و پشتیبانی ملت



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • اسلام رحمانی یا اسلام سیاسی؟
  • نامه به رئیس صدا و سیما
  • دلواپسان و تحریم
  • ترکیه کجاست؛ ما کجاییم
  • نامه ای به روحانیت آگاه و آزادی‌خواه
  • ترک مذاکرات چرا؟
  • به معیارهای دوگانه پایان دهید
  • دلواپسی و حرام خواری
  • تفاهم لوزان و جنبش دموکراسی خواهی
  •  
    آخرین اخبار
  • نامه ۴۴ روشنفکر بین‌المللی: حمایت از توافق هسته‌ای، تاکید بر رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی
  • سیدحسن خمینی: جریان دانشجویی آرمان ها را فریاد کنند تا فعالان سیاسی آن را فراموش نکنند
  • نامه روشنفکران و فعالان ایرانی به مردم آمریکا؛ فراخوان به حمایت از صلح و دیپلماسی
  • خاتمی: اسلام رحمانی به حقوق و کرامت انسانی، ابتناء قدرت بر رای مردم، توسعه و عدالت می‌اندیشد
  • مصطفی معین: وقتی در برابر تعرض به دانشجویان کاری از دستم برنیامد، برای اعتراض استعفا دادم
  • نامه جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی به رئیس قوه قضائیه : آیا خانواده ها باید تاوان بغض و کینه بازجوها را بپردازند؟ پس معنای عدالت چیست؟
  • شکوری راد دبیرکل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی : برخی با تداوم حصرها و تهمت ها اجازه التیام زخم ٨٨ را نمی دهند
  • مرخصی تمدید نشد؛ مصطفی تاجزاده به زندان بازگشت
  • انتقال کیوان مهرگان به بند ۸ زندان اوین
  • عبدالله رمضان زاده: اجازه دهند در کنار کیفرخواست دادگاه های ۸۸ دفاعیات ما هم منتشر شود
  • محمدرضا خاتمی: رییس جمهور وعده‌های خود را در خصوص رفع مشکلات بعد از انتخابات ۸۸ عملی سازد
  • مصطفی درایتی: دولت برای حل مسائل سیاست داخلی اهتمام کند
  • شـرح حال زمـانه ما
  • در اولین کنگره پس از انتخاب اعضای شورای مرکزی و هیات داوری، علی شکوی راد دبیر کل حزب اتحاد ملت ایران شد
  • با اعمال ماده ۱۳۴؛ حکم احمد هاشمی زندانی سیاسی ۴ ساله شد
  • اولین کنگره حزب اتحاد ملت ایران؛ تلاشی تازه برای پیگیری حقوق ملت و اجرای بدون تنازل قانون اساسی
  • استراتژی سکوت مجمع روحانیون به روایت حجاریان
  • بازدید سید محمد خاتمی از نمایشگاه نقاشی دختر موسوی و رهنورد
  • سید محمد خاتمی در دیدار با جمعی از آزادگان : حیات یک جامعه مردمسالار به رقابت است؛ رقابت باید باشد و در نهایت این مردم هستند که باید رای بدهند
  • تسلیت و تعزیت
  •