به روز شده: ۱۱:۲۳ تهران - دوشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۴

پدر سراج الدین میردامادی زندانی سیاسی : هیچ دشمنی بالاتر از رفتار ظالمانه برای انقلاب نیست

سراج الدین میردامادی که بدلیل ترکش های باقی مانده از دوران دفاع مقدس در ناحیه گردن خود نیاز به درمان فوری دارد، به دلیل رفتارهای آزارگونه و اعزام های چندباره و بی نتیجه، از پذیرش دوباره اعزام درمانی با دستبند و لباس زندان خودداری کرده است. این روزنامه نگار دربند همچنین اعلام کرده که مسئولیت هر اتفاقی که بر اثر حرکت این ترکش در شرایط ناگوار بند ۸ زندان اوین برایش بیفتد، متوجه مسئولان زندان، دادستانی و مسئولان قوه قضاییه خواهد بود.

سیدحسین میردامادی پدر این زندانی اصلاح طلب، از اینگونه رفتارها با عنوان "ظلم در ظلم" یاد کرده و می گوید: "هیچ دشمنی بالاتر از رفتار ظالمانه برای انقلاب نیست. اینگونه رفتارها بیشترین ضربه را به انقلاب می زند (تا به قول آنها) آمریکا و اسرائیل. رفتار ظالمانه، انقلاب را از درون نابود می کند و بنیاد آن را بر باد می دهد. این نه تنها اعتقاد من بلکه عقیده بسیاری است که می گویند اگر رفراندمی صورت بگیرد اینها رای نمی آورند..."

این قرآن‌پژوه که دایی بزرگ آیت الله خامنه ای است، پیش از این در یادداشتی خطاب به رهبری نوشته بود که آزاد کردن تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی و رفع حبس خانگی، خواست اکثر علما و مراجع تقلید عظام و انسان‌های دلسوز انقلاب و نظام است که از بیم فشار چماقداران ابراز نمی‌کنند...

متن کامل گفت و گوی خبرنگار کلمه با سیدحسین میردامادی را با هم می خوانیم:

آقای میردامادی، لطفا گزارشی از آخرین وضعیت فرزندتان برایمان بدهید.

آقا سراج را چهار بار با شرایط بسیار نامناسب یعنی با لباس زندان و دستبند و توهین و تحقیر به بیمارستان اعزام کردند اما هر بار با کارشکنی و بدون نتیجه او را به زندان برگردانند. این برخوردها بر روحیه اش اثر بدی گذاشت، به طوری که اعلام کرد که دیگر با لباس زندان و دستبند به بیمارستان نمی رود زیرا از حقوق زندانیان سیاسی است که بدون لباس زندانی های معمولی و دستبند برای درمان به بیمارستان اعزام شوند، در حالی که این حقوق رعایت نمی شود.

در هر حال به خاطر ترکشی که از دوران دفاع مقدس بین کتف و ترقوه اش هست، درد دارد و بعضی از شب ها درد به حدی است که نمی تواند بخوابد به همین جهت باید تحت نظر دکترهای متخصص درمان شود. الان دوباره مقامات زندان می خواهند راضی اش کنند تا بار دیگر اعزامش کنند، حتی پزشکش پیش سراج آمده و اصرار کرده که او واسطه شده تا سراج را با شرایط بهتری به بیمارستان بفرستند. حالا منتظریم، این آخرین خبری است که از ایشان داریم.

حالا اینکه چنین فردی در زندان باشد و درد بکشد؛ باید دید چقدر رفتارهای مغایر با آرمان های انقلاب اسلامی رخ می دهد. به صراحت دارند به جانبازی که درد می کشد و کسی که در انتخابات شرکت می کند و ساختار نظام را قبول دارد، ظلم می کنند و با او مانند دزد برخورد می کنند.

جالب است که بگویم ایشان تعریف می کرد در ایام عید زندانیان جرایم عادی بدون اینکه درخواست مرخصی کنند، به آنها مرخصی داده می شود. اما متاسفانه حتی برای درمان با زندانیان سیاسی اینگونه برخورد می کنند. حتی این حرفها را با برخی از اقوام که با نظام همکاری نزدیک دارند، مطرح می کنم ولی جوابی برای گفتن ندارند.

خود شما از مبارزان پیش از انقلاب هستید که زحمات زیادی برای رسیدن به آرمان های انقلاب انجام دادید. به نظر شما چرا حاکمیت به نقطه ای رسیده است که با دلسوزان انقلاب چنین برخوردهایی می کند؟

این سوالی است که برای همه صاحبنظران مطرح است اما جوابی برای آن ندارند؛ مخصوصا برخورد با افرادی امثال سراج که جز نقد دلسوزانه کاری دیگری انجام نداده اند. در حالی که به نظر من باید اینها را تشویق کنند. انتقاد آقای میردامادی یک نقد محترمانه و دلسوزانه در چارچوب قانون اساسی بوده که همیشه خط قرمزها را رعایت کرده است، منتهی از رهبر انتقاد داشت. مگر رهبر معصوم است که نقدی بر او وارد نباشد؟ انسان معصوم نیست و ممکن است اشتباهاتی از وی سر بزند.

آدمی، خصوصا در جایگاه قدرت، نه جائز الخطا که حتمیّ الخطا است. در هر حال انتقادات و صحبتهای سراج مورد حمایت بسیاری از شخصیت های بزرگ بود؛ حتی سه تن از مراجع بزرگ شیعه قم که اعلم هستند از مستعمین مصاحبه های سراج بودند. وقتی از این مراجع سوال می کردم، آنها همه حرفهای ایشان را مورد تایید قرار می دادند و می گفتند حرفهای درست و متینی می زند. خب، کسی که مرجع تقلید صاحب رساله است هیچ ایرادی در صحبتهای سراج نمی بیند، پس چرا الان باید در زندان باشد؟! خلاصه ظلم در ظلم است.

پیامدهای این برخوردهای امنیتی با منتقدان چه خواهد بود؟

هیچ دشمنی بالاتر از رفتار ظالمانه برای انقلاب نیست. اینگونه رفتارها بیشترین ضربه را به انقلاب می زند (تا به قول آنها) آمریکا و اسرائیل. رفتار ظالمانه، انقلاب را از درون نابود می کند و بنیاد آن را بر باد می دهد. این نه تنها اعتقاد من بلکه عقیده بسیاری است که می گویند اگر رفراندمی صورت بگیرد، اینها رای نمی آورند. اگر از مردم بپرسند که نظر خود را در مورد اینگونه رفتارها بدهند، مطمئن باشید اینها اصلا رای نخواهند آورد.

همانطور که اشاره کردید برخوردهای امنیتی اغلب با منتقدین صورت می گیرد. اینکه قدرت تحمل عقیده مخالف از سوی حاکمیت کم شده است، از کجا ریشه می گیرد؟

با کمال تاسف عدم تحمل انتقاد، انقلاب ما را روی غلتک دیکتاتوری انداخته است و همه این برخوردهای ظالمانه هم به بهانه حفظ نظام صورت می گیرد. اما سوال این است کدام نظام؟! مگر نظام اسلامی شیوۀ پیامبر را الگو و مدل کار قرار نداده که همه اش رحمت و رافت است؟ ما در نماز مرتب"ارحم الراحمین" تکرار می کنیم، اما ببینید اینها با ارحم الراحمین هم تضاد دارند. آیا ما حفظ چنین نظامی را که با ارحم الراحمین در تضاد است، می خواهیم؟ این صحبتها را به عنوان شخصی که مورد ظلم قرار گرفته بیان می کنم و رسما هم به مسئولان خواهم گفت.

مسئولیت این برخوردها با چه شخص یا نهادی است؟

به سپاه بر می گردد. سپاه با هر توجیهی که دارد نظام را در این چارچوب دارد حفظ می کند. خود آقای خامنه ای "شاید" با این ظلم ها موافق نباشد اما از دستش خارج است.

اگر بپذیریم که ایشان مخالف این برخوردهای امنیتی است، آیا با استفاده از جایگاه و اختیارات رهبری نمی تواند جلوی این برخوردها را بگیرد؟

ایشان می تواند محکم جلوی این برخوردها بایستد و از عاملان بخواهد که شیوه پیامبر را الگو قرار دهند. من به یکی از مسئولین نظام گفتم که ظاهرا شما از نظام اسلامی شناخت ندارید که می خواهید با خشونت، چارچوب آن را حفظ کنید. در حالی که نظام اسلامی با کمترین ظلم و ستمی سازگار نیست؛ جالب است که بدانید آن مسئول جواب دادند که آقای خامنه ای و انقلاب مظلوم واقع شده است!

چطور کسی که در راس قرار دارد و همه اختیارات از مجلس و قوه قضاییه گرفته تا سپاه را در دست دارد و هیچ نهاد و قدرتی نیست که تحت اشراف دفتر رهبری نباشد، نتواند کاری انجام دهد؟! تمام رسانه ها در اختیارشان است و هر چه می خواهند می گویند و حتی آیت الله منتظری را که استاد ایشان بود، در نوشته هایشان تعبیر به خیانت کردند! خب، آیا فردی که همه قدرت و اختیارات را در دست دارد می تواند مظلوم باشد؟!

مظلوم کسی است که به او ظلم می شود و نمی تواند داد مظلومیت خود را به دنیا اعلام کند. مظلوم آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد هستند که در حصر هستند و رسانه ها نمی توانند اخبارشان را بزنند و حرفهای آنها را منتشر کنند. اما مخالفین که در راس آنها رهبری قرار دارد آزادانه همه جور تهمت به محصورین ثلاثه می زنند... ظاهرا جای ظالم و مظلوم عوض شده است!



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
آخرین اخبار
  • سید احمد هاشمی پس از سه سال حبس بی‌وقفه، حتی فرصت نیافت با همسر بیمارش وداع کند
  • پدر سراج الدین میردامادی زندانی سیاسی : هیچ دشمنی بالاتر از رفتار ظالمانه برای انقلاب نیست
  • دبیرکل مجمع نیروهای خط امام در دیدار با فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد : آقای موسوی حتی از مخالفش هم دفاع می‌کرد
  • جامعه، پذیرای مشارکت زنان
  • چرا رفع حصر باید مطالبه ملی باشد؟
  • کمیته دفاع از روزنامه نگاران : ایران «هفتمین کشور سانسورکننده» درجهان است
  • توضیحی برای آقای سفیر
  • حصر؛ ننگی بر پیشانی حکومت و جامعه
  • انحصار امر به معروف و نهی از منکر در پوشش زنان!
  • سید محمد رضا خاتمی دبیرکل سابق و عضو ارشد جبهه مشارکت در مراسم بازگشایی انجمن اسلامی در دانشگاه امیرکبیر: دانشجویان هیچگاه نگذاشتند شمع آزادی‌خواهی کشور خاموش شود
  • دلواپسی و حرام خواری
  • احمد شیرزاد: اگر غربی‌ها نخواهند تحریم‌ها را بردارند، مذاکرات بلاموضوع است
  • ظریف: آماده تعامل با جهان فراتر از موضوع هسته‌ای هستیم
  • سراج الدین میردامادی از اعزام به بیمارستان امتناع کرد
  • عرب سرخی: اگر فضای آزاد و شفاف نباشد، پول‌های کثیف در انتخابات ۹۴ جریان‌ساز می‌شود
  • جزییات پنجشنبه سیاه بند ۳۵۰ زندان اوین/ یکسال پس از آن جنایت که هرگز بررسی نشد
  • خانواده زندانیان سیاسی: ۲۸ فروردین را روز "زندانی سیاسی" اعلام می کنیم
  • ابوالفضل قدیانی: رئیس‌جمهور باید پاسخگوی مردمی باشد که به او رای داده‌اند/ روحانی اگر جسارت داشته باشد و مقاومت کند، می‌تواند حصر ظالمانه را بردارد
  • تفاهم لوزان و جنبش دموکراسی خواهی
  • علی مطهری با اشاره به گزارش وزیر کشور : برخی مسئولان اجرایی شیراز عامل ناامنی هستند
  •