به روز شده: ۰۹:۰۰ تهران - جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۳

تو در ایران هستی؛ جایی که قرار بود نفس بکشی/ برای ساجده عرب سرخی

امروز: "می گفتی من هیچ کاری نکرده ام که دلم بلرزد برای برگشتن. تو راست می گفتی کاری نکرده بودی. ولی نمی دانستی آنانی که در مسندهای قدرت نشسته اند برای تو کار نکرده می تراشند و پرونده می سازند."این جملات بخشی از دلنوشته دوستی است که دلش برای رفیق مانده در اوین اش تنگ شده است.

یکی از دوستان ساجده عرب سرخی زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین برای او دلنوشته ای نوشته و برای کلمه فرستاده است که متن کامل را در زیر می خوانید:

ساجده... ساجده....ساجده . خودت می دانی باید با چه لحنی بخوانی. مانند حاج کاظم در آژانس شیشه ای. وقتی فاطمه اش را صدا می کرد و برایش می نوشت. یک سال از روزهایی که تو خود را برای برگشتن به ایران آماده می کردی گذشت. ساجده کی فکرش را می کرد که در سالگرد برگشتن ات تو در زندان باشی.

ساجده خاطرت هست وقتی التماس ات می کردم که نرو می گفتی اینجا هوا برای نفس کشیدن ندارم. هوای وطن می خواهم.

تو در فرانسه بودی. مهد دموکراسی به قول خیلی ها. پاریس با هزاران کافه. در قلب اروپا. ولی تو نفس ات بند آمده بود.

می گفتی من هیچ کاری نکرده ام که دلم بلرزد برای برگشتن. تو راست می گفتی کاری نکرده بودی. ولی نمی دانستی آنانی که در مسندهای قدرت نشسته اند برای تو کار نکرده می تراشند و پرونده می سازند.

ساجده، ساجده دلم برایت تنگ شده است. برای گپ های شبانه. برای کتاب خواندن های طولانی. برای فرانسوی حرف زدن کج و کوله ات. حالا شنیده ام در زندان داری فرانسه ات را تکمیل می کنی. کتاب خواسته ای برای یادگیری. تو هیچ وقت دست برنمی داری از پیش رفتن.

این روزها، همه روزهای پارسال این موقع را مرور می کنم. از شوق چمدان بستن هایت. از خداحافظی های طولانی و خنده دارت. از اینکه به همه می گفتی برای دیدن زود برمی گردی. هیچ کدام مان فکر نمی کردیم که دیگر نتوانیم حتا صدایت را بشنویم.

به همه گفتی دلت می خواهد صبا در ایران بزرگ شود با همه فرهنگ ایرانی و شرقی. گفتی دلم می خواهد مزه خانواده داشتن را بداند. اما نمی دانستی او حتا طعم مادر داشتن در کنارش را هم مزه نخواهد کرد. روزهای زیادی است که صبا تو را در کنارش ندارد. حالا شده اید مادر و دختر آکواریومی. دو سوی شیشه می نشینید و تلفن به دست با هم حرف می زنید.

ساجده حواست هست؟ ایران هستی. جایی که قرار بود نفس بکشی. جایی که قرار بود مزه خانواده داشتن را به دخترت بیاموزی و..... حالا دلخوش هر یکشنبه ای هستی که از پشت شیشه خانواده ات را ببینی و حسرت به آغوش کشیدن صبایت را می کشی.

تو را نمی دانم، ولی من روزها را مرور می کنم. روزهایی که برای انتخابات یازدهم تلاش می کردی. می خواستی همه مردم دنیا را مجاب کنی که در انتخابات شرکت کنند، که این تنها راه داشتن جامعه مدنی است. می گفتی همه اینها تمرین دموکراسی. تو تلاش می کردی در حالی که پدرت هنوز از انتخابات پیشین در زندان بود.

اما تو امید داشتی. شاید همین امید تو را به ایران کشاند. شاید همین امید بود که باعث شد دنبال زندگی در وطن بگردی. فرانسه را رها کنی و پایه های دموکراسی را در ایران ات بنا کنی.

روحانی که پیروز شد اشک شوق می ریختی و حسرت. دل ات همچنان بهانه مهندس را می گرفت و دلتنگ خانم رهنورد بودی و خوشحال بودی که شاید صبر نتیجه داده است و حصر برداشته می شود.

ساجده، ساجده، ساجده . خودت می دانی باید با چه لحنی بخوانی. مانند حاج کاظم در آژانس شیشه ای. وقتی فاطمه اش را صدا می کرد و برایش می نوشت. من حاج کاظم نیستم. من دلتنگ تر از آنی هستم که فکر می کنی. حاج کاظم مرد جبهه و جنگ بود. ما بازماندگان نسلی هستیم که نمی دانم تاریخ چه قضاوتی درباره ما خواهد کرد.

شب رفتن ات کلی وصیت داشتی . بهت گفتم والله شهدای جنگ این قدر وصیت نداشتند، که تو داری. خندیدی و مثل همیشه گفتی بمیری.

چه می دانستم بهشتی که در انتظار تو بود فقط ایران نبود. زندان اوین را در این بهشت شاید فراموش کرده بودم. شاید هم فکر نمی کردم سزای پرستوی عاشق که به هزار امید به آشیانه اش بازمی گردد، زندان باشد.

هیچ کدام نمی دانستیم که قاضی پرونده ات می گوید کاری می کنیم که شماها درس عبرتی باشید برای بقیه که بی خود راه نیفتند بیایند ایران.

اینها را نوشتم تا شاید اندکی آرام شوم. اندکی دلتنگی ام تسکین یابد. شاید ذهنم از مرور روزهای پارسال دست بردارد.

شاید فراموش کنم که اول مهر نزدیک است و تو نیستی که روپوش تن صبا کنی و بفرستی اش سر کلاس مدرسه. تویی که برای ثبت نام صبا به هر دری می زدی که بهترین مدرسه باشد و معلمش چنان باشد و صبا بازیگوشی نکند و.... همه اینها با امضای یک قاضی محو شد.

همه اینها رو گفتم. می دانم مزه تلخی و دلتنگی می دهد. ولی چیزی شنیده ام که دلم را آرام می کند. شنیده ام در آخرین لحظاتی که با چمدان داخل قرنطینه اوین می شدی، از تو پرسیده اند که هنوز هم پشیمان نیستی که ایران آمدی؟ و تو پشیمان نبودی. محکم گفته ای نه. پشیمان نیستم و اگر هزار بار برگردم عقب همین کار را می کنم و ساجده شاید بسیاری این را نفهمند. اما من می فهمم . هرچند سخت. ولی درک می کنم عزیز دل..... تو بخشیده ای سرزمینی را که در حقت مادری نکرد ولی تو همچنان آغوش این سرزمین تنها مامن آرامش ات است.

روزها را شماره می کنم تا برگردی عزیز جان........



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • صبا، دختر ساجده عرب‌سرخی: چطور می‌توانند من را از مادرم جدا کنند
  • مادر ساجده عرب‌سرخی: اتهام دخترم نوشتن دلنوشته برای پدر زندانی‌اش است
  • احضار ساجده عرب سرخی به دادگاه انقلاب
  • ساجده عرب سرخی بازداشت شد
  • سید! حج چهار ساله‌تان مقبول
  • آری این چنین بود برادر! (برای مصطفی تاج زاده)
  • به همه پیمان های روز الست خویش وفا دارم
  •  
    آخرین اخبار
  • عراقچی: ایران متناسب با میزان حسن‌نیت طرف مقابل در مذاکرات رفتار خواهد کرد
  • نجفی: سیاست من شفاف سازی مسایل وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است
  • اصولگرایان سنتی در آرزوی وحدت؛ جبهه پایداری در سودای قدرت
  • ظریف بر پیگیری سیاسی و حقوقی جنایات رژیم اسرائیل تاکید کرد
  • رئیس دانشگاه آزاد: فضای ترس و خفقان به دانشگاه‌ها باز نخواهد گشت
  • حسین علیزاده: در اکثر شهرها حضور نوازنده زن در کنسرت را ممنوع کرده اند
  • یونسی: عده‌ای مخالف توجه دولت به اقلیت‌ها هستند
  • بدهی ۹ ماهه شرکت وابسته به قرارگاه خاتم سپاه به کارگران
  • علی لاریجانی: کسی نمی‌تواند در ایران دیکتاتوری کند/ دموکراسی، امنیت پایدار می‌آورد
  • نقش وزارت اطلاعات دولت روحانی در احضار و تهدید فعالان مدنی
  • فرشاد مومنی: بادامچیان دروغ می‌گوید/ هر بار اینها اعتراض می‌کردند، شهید بهشتی جایگاه بالاتری به مهندس موسوی می‌داد
  • انتقاد آیت‌الله مظاهری از رواج غیبت، تهمت و دروغ به عنوان طرفداری از نظام
  • نامه تاجزاده به آیت‌الله هاشمی: بازجوها کتک می‌زدند تا اعتراف کنم که شما قصد انقلاب مخملی داشته‌اید
  • مظلومیت دانشگاه، وزیر علوم و بورسیه‌ها/ یادداشتی از محمدصادق ربانی املشی
  • تقدیر ۷۲۹ استاد دانشگاه از فرجی دانا: او در مقابل حملات ظالمانه از کیان دانشگاه دفاع کرد
  • پیروزی مقاومت و مظلومیت/ اسرائیل به رفع حصر از غزه تن داد
  • میرمحمود موسوی: موضوع مذاکره با آمریکا بدون انگ و تهمت و عوام‌فریبی به بحث عمومی گذاشته شود
  • اثبات حقانیت تاریخی جنبش سبز در نقد امپراتوری سلاح و ثروت
  • سالک: هاشمی همانقدر که درباره سانسور و زندانیان سیاسی اظهارنظر می‌کند، درباره اقتصاد مقاومتی هم حرف بزند
  • اعتراض کیهان و علم‌الهدی به افشای بورسیه‌های غیر‌قانونی‎
  •