به روز شده: ۱۷:۴۵ تهران - یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳

خاطره سیدمصطفی تاج زاده از سعید مرتضوی در اوین

امروز: فخرالسادات محتشمی پور در گزارشی از ملاقات خود با سیدمصطفی تاج زاده نوشته است:

همسرجان تا اطلاع ثانوی برایم از غزلیات سعدی نمی خواند. می گوید حال که در سال فرهنگ، ریا و سالوس و فریب دارد اوج می گیرد، می خواهم برایت از حافظ بخوانم:

بیار باده رنگین که یک حکایت راست

بگویم و نکنم رخنه در مسلمانی

به خاک پای صبوحی کنان که تا من مست

ستاده بر در میخانه ام به دربانی

به هیچ زاهد ظاهرپرست نگذشتم

که زیر خرقه نه زنّار داشت پنهانی

یک برگه نشانم می دهد همسرجان و می گوید از همه زندانیانی که چند حکم داشته اند خواستند که این برگه را امضاء کنند برای تجمیع و ادغام پرونده هایشان. نامه خطاب به سرپرست دایره نظارت بر زندان اوین است. همسرجان هم نامه را امضا کرده می گوید می دانم که در مورد من این قانون اجرا نخواهد شد ولی خواستم به این وسیله بار دیگر بر غیرقانونی بودن اعمالشان صحه بگذارم. اگر به واقع قانون اعمال شود باید من حداکثر تا آخر خرداد بیرون باشم! عجیب است که لااقل در این مورد تبعیض قائل نشده اند و همسرجان را هم مانند بقیه زندانیان در جریان این حق قانونی اش گذاشته اند پیش از این وکیل او در هردو مصاحبه اش گفته بود که تاجزاده حکم ۵ ساله اش تمام شده و دیگر نباید در زندان بماند. حالا نه تنها او در زندان است بلکه از کلیه حقوق قانونی مانند مرخصی، ملاقات، تلفن، درمان و ... محروم است. می گویم : فاطمه حالش خوب نبود دو روزی رفتیم مشهد الرضا. می پرسد: چرا خوب نبود؟ می گویم: تو خوب بودی در روز پدر؟ می گوید: از ۴ خرداد ۹۲ تا ۴ خرداد ۹۳ تنها یک ملاقات با پدر و مادرم و فرزندم داشته ام!

از فرمایشات آقای فرهاد تجری مطلعش می کنم و این که از ما انتظار تشکر هم دارند ایشان. همان فرمایش که اشاره به گریه همسرتاجزاده کرده است در کمیسیون امنیت ملی مجلس و نفرموده که آن روز گریه ما از درد داغ جوانان به خون غلتیده وطن بود در خیابان های شهر نه هجران و بی خبری از یار که آن نیز جای خون گریه کردن دارد در نظام جمهوری اسلامی! کاش از این ملاقات هم مانند ملاقات شورای شهر تصویربرداری می شد که لابد شده و کاش جهت تنویر افکار عمومی منتشر می شد تا فرمایشات ما هم به گوش مردم می رسید با این مضمون: شنیده ام که اکثریت این جمع اصول گرا هستند اما اصول گراهای واقعی این روزها در بند اسارت ظالمین هستند. ما فرزند انقلابیم و عزیزانمان خدمتگزاران مردم که خوب پاداششان را داده اند. این چه وضعی است که هیچ کس از عزیزان ما خبر ندارد و سپاه برای خودش بازداشت گاهی درست کرده که هیچ کس حتی دادستان کل کشور را هم به آن راه نیست تا ما را خبری برساند؟! آقای بروجردی حواستان باشد تا چند صباح پیش بر این صندلی که شما تکیه زده اید آقای دکتر میردامادی نشسته بود و این روزها را برای خود نیز پیش بینی کنید و ...جواب خدا را چه خواهند داد آنان که در راهپیمایی آرام مردمی به روی بچه های مردم اسلحه کشیدند و خون ریختند؟! و ...

همسرجان می گوید از آن روز که این ها به زندان آمدند خاطره ای دارم که بد نیست بیان شود:

«مرتضوی در دو الف(بازداشت گاه سپاه) اتاقی مخصوص داشت. ساعت ده شب مرا به آن جا خواند و بحث های معمول در مورد وضعیت پرونده من داشت از جمله گفت: تو باید دو کار بکنی تا زودتر پرونده ات را به جریان بیندازیم و از انفرادی بیرون بروی یک این که اغتشاشات را محکوم کن و دیگر این که بگو در انتخابات تقلب نشده است وگرنه در انفرادی خواهی ماند. من که فردای انتخابات بازداشت شده بودم و از اخبار بیرون کاملا بی اطلاع بودم به او گفتم نمی دانم در مورد چه حرف می زنی و در مورد انتخابات هم چنین نخواهم گفت. مرتضوی به دروغ گفت که آقای نبوی و میردامادی اعلام کرده اند که تقلب نشده و اغتشاشات را محکوم کرده اند. من که می دانستم این امر ممکن نیست گفتم اگر چنین است ما را با هم مواجه کن تا خودشان این را به من بگویند. او گفت فردا آن ها را پیش تو خواهم آورد و هنوز رفته که به قولش عمل کند! آن شب پس از این بحث های مقدماتی به من گفت می شود گردن بندت را (که به دلیل درد شدید گردن استفاده می کردم) دربیاوری؟ و گردن بند طبی و چشم بند را به مأموری که پشت در بود داد که دور کند و من متعجب مانده بودم که این کار برای چیست؟ بعد گفت دو نفر از نماینده ها آمده اند این جا به فامیلشان سر بزنند حالا می خواهند تو را هم ببینند و آن موقع بود که آقای بروجردی و تجری داخل شدند و من نه اطلاع داشتم که این ها برای چه و با چه هدفی آمده اند و نه مطلع بودم که جمع بزرگتری از نمایندگان برای بازدید آمده بودند که هیچ کدام را جز این دو راه نداده اند و اصلا آنان از جمله نمایندگان اصلاح طلب، مطلع نبودند که قرار است ملاقاتی هم با تاجزاده باشد! من نفر دوم را نمی شناختم اما بروجردی تا مرا دید بلافاصله پرسید: چقدر لاغر شده ای و مرتضوی فوری گفت: نه از اول که وارد زندان شد همین طور بود.

بروجردی پس از حال و احوال با احتیاط پرسید ضرب و شتمی چیزی که نبوده؟ گفتم چرا بوده دوباره پرسید توهین و خشونت و اهانت که نبوده ؟ گفتم چرا زیاد بوده و این جا بود که مرتضوی فوری گفت: می گویم بازجوها را عوض کنند و من گفتم: برایم فرقی نمی کند. بعد نزد من که از بیرون کاملا بی اطلاع بودم بحث انتخابات و شلوغی های بیرون را کردند و موقع خداحافظی پرسیدند که خوب! کاری نداری چیزی نمی خواهی؟ گفتم: هیچ چیز نمی خواهم ولی چون خانواده از من بی خبر هستند و لابد نگران، به اشرف خانم (خواهر آقای بروجردی) که با خانمم آشنا هستند بگویید به ایشان زنگ بزنند و بگویند حال من خوب است!»

البته آقای بروجردی به خواهرشان زحمت ندادند و خود به من زنگ زدند و گفتند آقای تاجزاده خوب بود و روحیه خیلی خوبی هم داشت که من جواب دادم من با روحیه همسرم مشکل ندارم و می دانم چگونه است من نگران سلامت جسمی اش هستم. و بعد که گزارش نماینده ها را شنیدم که زندانی ها جایشان خوب است و هیچ مشکلی نداشته اند و وضعیتشان خوب بوده از سوگندی که برای دفاع از حقوق مردم خورده بودند و از این تضییع حق الناس سخت حیرت کرده و آنان را به خداوند عدالت و راستی واگذار کردم. جالب است حالا که به پایان دوره ای دیگر از مجلس نزدیک می شویم آقایان دنبال منزه و موجه کردن اعمال و گفتارشان هستند و با بی پروایی از ما طلب سپاس هم می کنند!

حال عمومی همسرجان علی الظاهر خوب بود. دلش برای پدر و مادرش و دخترها و سایر افراد خانواده تنگ شده. روند درمانی هم چنان متوقف است و پرس و جوی ما از امور صحیّه شان مثل همیشه برایشان ناخوشایند است. می گویم: همه این دو روز در مشهد یادت بودم انگار قدم به قدم با ما بودی و خیلی دعا کردم سفر بعدی با تو باشیم در مشهد و نیز در بیت الحرام. می گوید: انشاء الله



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • شکایت تاجزاده از صادق لاریجانی؛ رونوشت به رهبر، رئیس‌جمهور و رئیس خبرگان
  • نامه تاجزاده به رهبری: تندروها را طرد کنید؛ نگذارید افراطیون موضع شما را تغییر دهند
  • محتشمی‌پور: تاجزاده باید در خردادماه آزاد شود؛ سپاه با پرونده‌سازی می‌خواهد نگذارد
  • پیام تاجزاده به روحانی: سپاه با پول بیت‌المال دولت را تخریب می‌کند/ فکر می‌کنند «ژنرال السیسی» ایران هستند
  • مصطفی تاجزاده: شمعک فتنه یا شمع آزادی؟
  • مصطفی تاجزاده: تنها جرم من این است که زیر بار حکم شاهانه نمی‌روم
  • تقدیر خانواده زندانیان سیاسی از صبرواستقامت مصطفی تاجزاده و بهاره هدایت/ نسرین ستوده: خوش‌بین و امیدواریم که امسال، سال آزادی همه زندانیان سیاسی باشد
  • ابراز بی اطلاعی وکیل تاجزاده از اتهام و محتوای پرونده
  • مصطفی تاجزاده: هیاهوگران قطع نامه اخیر؛ ساکتین ِ ۶۱ قطعنامه پیشین
  •  
    آخرین اخبار
  • نمره ۲۰ زیباکلام به وزارت علوم برای بازگرداندن دانشجویان محروم از تحصیل
  • رئیس جمهور: متاسفانه به بهانه های قومیت و مذهب و سیاسی نخبگان را کنار گذاشته ایم
  • «سعید مرتضوی» و پرونده‌هایش
  • مولاوردی: راه دموکراسی از خانواده شروع می شود
  • انتقاد محجوب از دولت برای عدم صدور مجوز راهپیمایی کارگران
  • یارانه ۴۵ هزار تومانی سه سال پیش امروز ۱۹ هزار تومان می‌ارزد
  • حسین موسویان: حرفهایم در مستند "من روحانی هستم" تحریف شده است
  • نادران: نباید به بدهکاران بانکی جایزه داد/ قوامی: همه بدهکاران بانکی میلیاردرها نیستند
  • حذف رشته حقوق بشر از دانشگاه تهران و بی خبری اساتید دانشگاه
  • پرونده سراج الدین میردامادی در دادگاه انقلاب
  • آقایان سپاهی! راه نفس مردم را نبندید؛ جیبتان را از جای دیگری پر کنید
  • مردم از دلواپسی‌های خود می‌گویند: اینها آن هشت سال کجا بودند؟
  • نامه ۱۱۹ استاد دانشگاه های استرالیا به روحانی؛ درخواست رعایت قانون درباره حسین نورانی نژاد
  • بازداشت یک مدیر دولت پاکدست ها به اتهام رشوه گیری
  • وزیر اطلاعات: برای تهیه گزارش بند ۳۵۰ کارهایی در حال انجام است/ وارد جزئیات نشوید
  • روحانی: دوره تریبون‌های یک‌طرفه و منبرهای یک‌طرفه به سر آمده است
  • دور چهارم گفتگوهای هسته‌ای بدون نتیجه پایان یافت
  • درایتی: مماشات با گروه‌های فشار به نفع دولت نیست
  • نهضت آزادی ایران، بر مدار مردم
  • بدهکاران خوفناک بانکی!
  •