به روز شده: ۱۸:۳۷ تهران - شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳

مرتضی مبلغ: سفر رییس جمهور به استان‌ها، هدفمند شود / احمدی نژاد ناموفق بود

امروز: شیوه سفر رییس دولت‌های نهم و دهم به استان‌های مختلف کشور و «دوره»کردن آنها، از همان روزهای نخست منتقدان جدی داشت. هرچند تا پیش از جدی‌شدن اختلافات میان اصولگرایان در سال‌های ۹۰ تا ۹۲، نمایندگان حوزه‌های انتخابیه مختلف با وجود مشاهده عدم تحقق صدها مصوبه و وعده، ترجیح می‌دادند تعریضی به دولت محبوب خود نداشته باشند، اما اصلاح‌طلبان و سایر نیروهای منتقد، نسبت به تبعات این نوع نگرش به حضور در استان‌ها هشدار می‌دادند.

سیدمرتضی مبلغ هم به سبب حضور در شورای مرکزی یکی از احزاب محوری اصلاح‌طلب و هم به‌دلیل کسوت خود یعنی معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات، از جمله منتقدان این سفرها بود. وی در گفت‌وگو با «شرق» ضمن بررسی دلایل ناموفق‌بودن سفرهای دوران احمدی‌نژاد، نیم‌نگاهی نیز به آنچه برای موفق‌بودن سفرهای رییس‌جمهور در دولت جدید لازم است، داشت.

سفر روسای‌جمهور به استان‌های مختلف از دیرباز مرسوم بوده و با توجه به اجتناب‌ناپذیربودن به‌دلیل نوع فرهنگ جامعه ایرانی و همچنین برخی موضوعات کلان در سطح استان‌ها که نیازمند دخالت مسوولان ارشد دولت است، قابل صرف‌نظرکردن نیست. آیا نمی‌توان با سازوکارهای دیگری، شیوه آن را تکامل بخشید یا به تاثیرگذاری آن افزود؟

سفرهایی از این دست اگر با اهداف مشخص صورت بگیرد، آنگاه می‌توان درباره آن به قضاوت پرداخت. متاسفانه در هشت‌سال گذشته سفر به استان‌ها دارای مبنای علمی نبود و هدف‌گذاری دقیقی پیرامون آن صورت نگرفت، بنابراین قضاوت پیرامون آن نیز امکان‌پذیر نیست. تنها می‌توان به صدها مصوبه اشاره کرد که حتی به مرحله موافقت‌های اولیه پروژه نیز نرسید در حالی‌که برای برخی از آنها، وعده یک‌روزه یا یک‌هفته‌ای به مردم حاضر در آن اجتماع داده شده بود! این نوع رفتار، به مفهوم جلب افکار عمومی و مطرح‌کردن خود به هر بهایی است.

این روند و نوع پوششی که توسط صداوسیما داده می‌شد متاسفانه سبب شد تا به‌جای پرداختن به کیفیت سفرها، از تعداد مردم حاضر در مراسم استقبال و... به‌عنوان ملاک موفقیت سفرها نام برده شود! آنها می‌خواستند اعلام کنند رییس دولت وقت از پایگاه گسترده مردمی برخوردار است. دیدیم که به اشکال مختلف حتی تعطیلی ادارات و مدارس که توسط نماینده‌های همان حوزه‌ها و نیروهای سیاسی آن استان اعلام شد، مردم را در فرودگاه جمع می‌کردند یا به‌دنبال کاروان خودروهای رییس دولت، به راه می‌انداختند. این بدعت مخربی بود چراکه پایگاه رییس‌جمهور به آرای مردم که نشان‌دهنده درصد واقعی اقبال عمومی است بستگی دارد نه این جمعیت‌ها بنابراین این تابو باید شکسته شود و ملاک، میزان جمعیت استقبال‌کننده در هنگام ورود به استان‌ها نباشد چراکه نگاه به این نوع رفتارها به‌عنوان هدف سفر، یک اقدام «انحرافی» است.

یکی دیگر از بدعت‌های هشت‌سال گذشته این بود که بسته‌های بزرگی برای حل مشکلات آن استان در جلسه کابینه در آن سفر، ارایه می‌شد که فاقد پشتیبانی اجرایی قوی، بود. گویا رییس‌جمهور قرار است یک‌تنه وارد استان شود و همه مشکلات شهرستان‌ها، شهرهای کوچک و حتی روستاها را حل کند! این نیز تصوری نادرست و غیرواقعی بود. سازوکار عظیم مدیریت استانی برقرار شده و استانداران، روسای سازمان‌ها، مدیران کل و مدیریت شهری که ثمره دوران اصلاحات است در استان حاضر هستند تا مشکلات را حل کنند. چه معنی دارد رییس‌جمهور به استان برود و اعلام کند طی یک «بسته ویژه» همه مشکلات اجرایی و عمرانی را در فلان مدت حل‌وفصل می‌کند! این هم نوعی هدف‌گذاری نادرست است. اما برای اینکه پاسخ بخش پایانی سوال شما را داده باشم، اگر دو هدف جدی در سفرها مطرح باشد، انجام آن را معنا‌دار و حتی ضروری می‌کند. نخست ارتباط مستقیم با مردم استان‌ها و شهرهای مختلف کشور است. شنیدن نقطه‌نظرات، مسایل ریزودرشت و اخذ دیدگاه‌ها به‌منظور استفاده از آن در برنامه‌ریزی‌های کلان ملی و منطقه‌ای برای آینده کشور، یکی از اهداف اصلی است. برخی از این دیدگاه‌ها باید شنیده شود تا مدیر اجرایی ارشد کشور که به میان مردم رفته است بتواند نگاه تازه‌ای به مسایل پیدا و در برنامه‌ریزی‌های ملی و منطقه‌ای، این نگاه را حاکم کند.

دوم حل برخی مشکلات ویژه این استان‌هاست. در نقاط گوناگون کشور برخی مشکلات وجود دارد که ممکن است مدیران استانی اعتبارات لازم یا امکان برداشتن موانع اداری گسترده آن را نداشته باشند و رییس‌جمهور با اختیارات و امکانات ویژه‌ای که دارد بتواند آن را حل کند نه اینکه بخواهد در قالب ده‌ها برنامه و اقدام مطرح شود که عموما هم ناشدنی است و نتایج عکس می‌دهد. به‌هرحال تعداد این پروژه‌ها بسیار محدود است. اما باز هم تاکید می‌کنم اگر با این دو هدف نیز سفرها صورت بگیرد، نباید شأن مردم نادیده گرفته شده و آنان را به مسیرهای استقبال کشاند.

اما مدافعان این اقدام می‌گویند دولت قبل هم قصد این کار را نداشت و مردم به‌صورت خودجوش می‌آمدند.

البته بر اساس آمار و اطلاعات موثق، برخی از اینها توسط دستگاه‌های دولتی استان‌ها انجام می‌شد. اما حتی اگر امروز یا هر زمان، این اتفاق به‌صورت خودجوش هم توسط مردم انجام می‌شود باید جلو آن را گرفت. رییس‌جمهور می‌تواند یک برنامه عمومی در ورزشگاه آن شهر برپا کند و از مردمی که علاقه‌مند هستند دعوت شود تا در ساعتی مشخص در آنجا اجتماع کنند. اینکه بیایند فرودگاه و دنبال ماشین راه بیفتند در شأن مسوولان و کشور ما نیست. اگر بپذیریم که «جمعیت»، ملاک محبوبیت رییس‌جمهور نیست و اتفاقا احترام به کرامت و شأن مردم است که محبوبیت می‌آورد آن‌گاه نیازی به این کاروان‌های استقبال نخواهد بود.

حتی ممکن است در ساعت سخنرانی رییس‌جمهور در ورزشگاه، خیلی‌ها سر کار خود باشند و مهم این است که در مسوولیت خود، خدمت به مردم را ادامه دهند و اداره آنها تعطیل نشود. حتما از طریق رسانه‌ها، در جریان سخنان رییس‌جمهور خود قرار می‌گیرند و نیازی به حضور آنها در محل اجتماع نیست. اگر چنین مفهومی برای مردم جا انداخته شده و فرهنگ‌سازی لازم صورت گیرد، نگرانی‌ها هم رفع می‌شود. هم رییس‌جمهور، نشان می‌دهد که چقدر برای جایگاه مردم حرمت قایل است و هم افرادی که علاقه‌مند بودند و به محل اجتماع آمده‌اند.

رییس‌جمهور هم می‌تواند با اقشار مختلف به تفکیک صنف و گرایش‌ها، جلساتی را برگزار کند. این امر متضمن آشنایی رییس‌جمهور با مسایل ریز استان است و نمایندگان حقیقی صنوف، فرهنگیان، هنرمندان، احزاب و تشکل‌های سیاسی استان، دانشجویان و... در یک جلسه نه‌چندان طولانی به‌صورت رودررو مسایل را مطرح می‌کنند و مسوولان ارشد دولت نیز از نکاتی که مطرح می‌شود، استفاده می‌کنند.

سفر به استان‌ها در دولت‌های قبل از احمدی‌نژاد، چه سازوکاری داشت؟ اینکه چند دوره سفر به کل کشور برنامه‌ریزی شود، نوعی «تکلیف‌گرایی» را در پی داشت اما رییس دولت نهم معتقد بود برای پیگیری مصوبات دوره اول، باید سفر برود.

در دوره‌های پیش از دولت نهم، کمیته‌های استانی ابتدا به بررسی مسایل مهم استان پرداخته و آن را به هیات دولت منتقل می‌کردند و هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی لازم صورت گرفته و سفر رییس‌جمهور انجام می‌شد. اما با بدعت‌هایی که در هشت‌سال گذشته پایه‌گذاری و رفتارهای عوام‌زده‌ای که دنبال شد، مصوبات بی‌پشتوانه‌ای به تصویب رسید که روی کاغذ مانده است. اگر در دوره دوم و سوم سفرها، به‌دنبال پیگیری اجرای مصوبات بودند، چرا برخی از آنها اساسا اجرایی نشد؟ فقط برخی عدد و رقم‌های عجیب‌وغریب در مصوبات سفرها اعلام شد که به انتظارات مردم دامن زد و وقتی برآورده نمی‌شود تبعات مختلف داشته و شکاف دولت - ملت را دامن می‌زند که سم مهلک برای انسجام اجتماعی است.

رییس‌جمهور که مدام نباید در استان‌های مختلف بچرخد. ارتباط با مردم، ده‌ها مکانیزم درست و منطقی دارد. مدیریت‌های استانی را از طرف دولت مامور کرده‌اند تا کار مردم را انجام دهد. خوب است رییس‌جمهور یک‌بار به استان‌ها سر بزند و مردم بدانند محترم هستند و رییس‌جمهور با نقطه نظرات آنها آشنا شود اما مگر کشور با این حجم سنگین کارهای ملی، فرصت به رییس‌جمهور می‌دهد که بیش از این، سفر برود؟

اما دولت گذشته معتقد بود که بوروکراسی در استان‌ها سبب تمرکزگرایی شده و آنها با این سفرها به‌دنبال تمرکززدایی هستند.

این تناقض، بسیار جالب است. نام دورزدن مدیریت‌های استانی و دخالت مستقیم در کار نیروهایی که اتفاقا خودشان با کنارگذاشتن نیروهای دولت‌های گذشته منصوب کرده بودند را گذاشته‌اند تمرکززدایی! اتفاقا آنطور که مشخص است معدود پروژه‌هایی که به نتیجه رسید همان‌هایی بود که در بودجه استانی در لوایح بودجه دیده شده و اتفاقا اگر دخالت دولت وقت نبود، شاید بهتر و سریع‌تر به نتیجه می‌رسید. این نتیجه علاقه دولت گذشته به «تمرکزگرایی» بود.

دولت می‌تواند ردیفی فارغ از ردیف بودجه‌ای که تحت عنوان ردیف بودجه استان‌ها در قانون بودجه آورده، به استان اختصاص دهد؟ می‌گفتند با این اقدام، بودجه بیشتری به استان‌ها می‌رسید؟

در بودجه دولت، بخشی مربوط به سفر به استان‌ها به‌طور جداگانه دیده می‌شود که در اختیار رییس‌جمهور است اما میزان آن ناچیز و بسیار محدود است و به هیچ‌وجه در حد مصوبات عجیب‌وغریبی که داشتند نیست. این بودجه برای این است که هزینه سفرها تامین شود و پروژه‌هایی که ویژه و مهم است و با درایت شخص رییس‌جمهور قابل حل‌شدن است، با مساعدت مواجه شود. اضافه بر این امکان‌پذیر نیست و از گذشته نیز همان بوده که تحت عنوان بودجه استانی اختصاص داده شده و پیگیری آن، جزو وظایف استانداران و مدیران استانی است.

برای «تمرکززدایی» و تقویت مدیریت استانی چه باید کرد؟

در دولت اصلاحات، شیوه انتقال موضوعات از استان‌ها به پایتخت بود. حتی درخصوص تدوین لایحه بودجه که دارای وجوه ملی است تلاش می‌شد با هماهنگی استان‌ها کارها به پیش رود. پیشنهادات از دستگاه‌ها به سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی می‌رسد، به صورت ملی تصویب می‌شد و توزیع منطقه‌ای و استانی برای آن صورت می‌گرفت. ما به‌دنبال تمرکززدایی بودیم تا مدیریت استانی تقویت شود. برای واگذاری بیشتر امور به مدیران منطقه‌ای، مصوباتی هم از دولت گرفته بودیم چراکه اعتقاد داشتیم هر چه اختیار مدیریت استانی بیشتر باشد بهتر می‌تواند از توانمندی‌های ملی برای استان استفاده کند و با رعایت اولویت‌های استان‌ها و تکیه بر نیروهای انسانی بومی، کارها را به پیش ببرد. در این صورت سفرهای رییس‌جمهور فقط در حد ضرورت و برای ارتباط با مردم صورت می‌گرفت و مشاهده می‌کردید که بسیار مورد استقبال قرار می‌گرفت.

به‌هرحال دولت گذشته با سه مجلس هم‌دوره بود تقریبا از اکثر نمایندگان اصولگرای این ادوار جملاتی پیدا کردم که از پنج یا ۱۰درصد تحقق مصوبات سخن گفته بودند. چرا با اینکه هزینه‌زا‌بودن این سفرها دیده می‌شد و تذکراتی هم در صحن علنی داده شد، از اهرم‌های مجلس برای متوقف‌کردن این رویه نادرست استفاده نشد و تا یک ماه مانده به انتخابات ۹۲ ادامه یافت؟

مستقل از نحوه تشکیل این مجالس که در چه شرایط رقابتی اکثریت کرسی‌های آن در اختیار اصولگرایان قرار گرفت، این سه مجلس، مجالس اصولگرا بود که برای دولت احمدی‌نژاد، سر و دست می‌شکاندند و تلاش می‌کردند این روش‌هایی که دولت نهم و دهم به‌دنبال آن بود محقق شود و افتخار می‌کردند و این روش‌ها را جزو سیاست‌ها، برنامه‌ها و نشانه‌های مدیریت اصولگرایی ذکر می‌کردند. با اینکه مشخص بود این سفرها چه مشکلاتی برای کشور ایجاد کرده است، اعتراضی دیده نمی‌شد. تذکر‌ها محدود بود و خودشان معترف هستند به دلیل رفتارهای تندتر دولت که باب تبع اصولگرایان نبود، ناچار به افشای برخی عملکردهای دولت شدند. اینقدر مسایل میان اصولگرایان حاد شده بود که مساله سفرهای استانی در اولویت قرار نداشت.نمی‌توان میان دولت احمدی‌نژاد و مجالس اصولگرا تفکیکی قایل شد.

آقای روحانی در سه سفری که داشت، استان‌های کمتر برخوردار را در اولویت قرار داد، عده‌ای می‌گویند بهتر است ابتدا جلساتی در سطح استان یا در سطح کابینه در تهران برگزار شود و پس از تعیین اولویت‌ها و درصد پیشرفت پروژه‌ها، برای بررسی روند آن، رییس‌جمهور به استان‌ها برود.

رویه سفرهای استانی در دولت اصلاحات و پیش از آن این بود که جلسات متعددی توسط استاندار و روسای سازمان‌ها و مدیران کل در سطح استان برگزار می‌شد و اگر لازم بود به تهران می‌آمدند و در وزارتخانه‌های ذی‌ربط نیز جلساتی برگزار می‌شد تا برنامه‌ریزی لازم صورت گیرد. آقای روحانی حتما به‌صورت هدفمند به استان‌ها سفر می‌کند وگرنه این سفرها، کارایی نخواهد داشت. در عین حال، در سفر نخست، ماجرای نوع استقبال مردمی مطرح شد که خوشبختانه در سفرهای دوم و سوم، شرایط بسیار بهتری یافت. به‌هرحال اگر امروز هم برای برخی استان‌ها، سفر در برنامه رییس‌جمهور گذاشته شود ممکن است دو سال دیگر، نوبت آن استان شود و می‌توان در این دو سال با ارتباط مستمر با مدیریت استانی، وضعیت پروژه‌ها را پیگیری کرد. خوب است کمیته‌هایی از همین امروز برای هر سفر، برنامه‌ریزی کنند. مهم حل مشکلات مردم است چه با سفر چه با بازگذاشتن دست مدیران استانی.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • مرعشی: منتقد سیاست‌های داخلی روحانی هستیم
  • طومار ۲۰۰۰ امضایی دانشجویان سیستان و بلوچستان در حمایت از وزرای علوم و خارجه‬
  • روحانی:‌ ترس از آزادی و حقوق مشروع زنان را به پای اسلام ننویسید
  • خواسته‌ ۲۳۳ استاد دانشگاه از رییس‌جمهور: به وصیت‌نامه «فرای» عمل کنید
  • نامه‌ انجمن اسلامی دانشگاه سیستان و بلوچستان به روحانی: اتحاد ملی در گرو برطرف ساختن کدورت‌ها و رفع حبس‌ها و حصرها است
  • روحانی: سپاس مردم ایران، تقدیم همه ریش‌سفیدان و علمای شیعه و سنی
  • الویری: دولت احمدی‌نژاد اقتصاد را فلج کرد/ روحانی باید از زلزله ۸ ریشتری آواربرداری کند
  • حسن روحانی: بدترین افراط‌ها نگفتن واقعیت‌ها به مردم است
  • روحانی: به فامیل من هم خارج از ضابطه خدمات ندهید
  •  
    آخرین اخبار
  • باز هم بخشش محکوم به قصاص/ دختر مقتول: به خاطر خدا بخشیدیم
  • تماس تلفنی سیدمحمد خاتمی با خانواده حسین نورانی نژاد/ ۵ روز بی خبری از این زندانی سیاسی
  • نماینده رشت: سفرهای استانی احمدی نژاد، کمپین انتخاباتی بود
  • همسر مرزبانی که هنوز سرنوشتش معلوم نیست: اسم نوزادمان را "امید" گذاشتم
  • ادامه دیدارها با خانواده زندانیان سیاسی؛ همراهی با خانواده ها در روزه سیاسی
  • بازداشت کاوه دارالشفا، برادر یاشار دارالشفا، زندانی در بند ۳۵۰ اوین
  • آیت الله العظمی دستغیب: اگر مطابق اسلام عمل شود، دیگر نیازى به تهدید و ساکت کردن مردم نیست‬
  • تکلیف چیست؟
  • ما به کجا می‌ رویم؟
  • نامه بیش از ۴۰۰ فعال مدنی و سیاسی به روحانی: در برابر ظلم و بی‌عدالتی به فرزندان این مرز و بوم بایستید
  • بیانیه اعتصاب غذای شش زندانی رجایی‌شهر؛ اعتراض به دروغ‌پردازی‌های محیرالعقول رسانه‌های رسمی
  • آیت‌الله هاشمی: در دفاع از مظلوم، جدی باشید/ می‌خواهند دولت را بی‌خاصیت جلوه دهند
  • فیض الله عرب سرخی: دولت باید با مردم بیشتر و صادقانه گفت‌وگو کند
  • متمم استشهادیه زندانیان بند ۳۵۰ اوین: اعلام جرم و درخواست اقدام عاجل قضایی
  • اولین دروغ اسماعیلی در مسئولیت جدید
  • ابوالفضل قدیانی عضو ارشد مجاهدین انقلاب: از قوه قضاییه وابسته انتظاری نیست، رییس جمهور موضعی قاطع اتخاذ کند
  • بی اطلاعی مطلق از سرنوشت محمد امین هادوی در انفرادی اوین
  • بیست و یک زندانی دیگر بند ۳۵۰ به اعتصاب غذا پیوستند
  • برکناری رئیس دروغگوی سازمان زندان‌ها؛ ارتقا به مقام قضاوت و ریاست دادگستری!
  • عمــــــاد بهــــاور: بدنــــــم درد می کنـــد...
  •