به روز شده: ۱۹:۴۰ تهران - یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۲

آخرین شب جمعه سال در مزار شهدای سبز با حضور نیروهای امنیتی

امروز: شب جمعه آخر سال قطعه های شهدای سبز پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ با حضور خانواده های این شهدا سبز شد. در این میان حضور پر تعداد نیروهای لباس شخصی در اطراف این قطعات به چشم می خورد که درصدد ایجاد مزاحمت بودند.

سنگفرش های بارانی را یک به یک پشت سر می گذارم و به مزار شهدای سبز پس از کودتای انتخابتی ۸۸ می رسم. اسامی نام آشنایی که روایت هر یک دوره سرکوب و خشونت آن سالها را تداعی می کند که مثل فیلم از جلوی چشم می گذرند. هر یک اسم هایی که روی مزارها حک شده و با خود روزها و خیابانها و حضور سبز را پیش چشم می آورند. مردم سبز زیادی را می توان یافت که هر یک به دنبال نام شهدای سبز سراغ قطعه و مزار آنها را می گیرند.

آن سوتر لباس شخصی ها بعد از این همه سال همچنان پرتعداد حاضرند و در حال رصد مردمی هستند که برای ارتباط معنوی به مزار شهدا و درگذشتگان خود آمده اند. رصدی که با ایجاد مزاحمت و دل آزردگی هدف دیگری را نشانه نرفته اند. قطعه های مختلف را که پشت سر می گذارم و در این میان اتفاقی که هرگز قابل درک نبود را شاهد بودم. متوجه شدم مادر یکی از شهدای سبز در داخل سطل آشغال به دنبال جمع آوری گلهایی بود. از او پرسیدم دنبال چه می گردید؟ گفت: گل های سر مزار فرزندم را از داخل سطل جمع می کنم.

باز پرسیدم چرا؟ که با حالت عصبانی و گریان گفت: بعد از رفتنم یکی از خودسرها گل های روی مزار را جمع کرده و به داخل سطل آشغال ریخته و من همان گلها را بر می دارم و با شستشوی دوباره ن را به روی مزارش خواهم گذاشت تا بدانند که ما نیز انسانیم و حق زندگی داریم. چرا و چگونه به خود اجازه می دهند این حرکت ناشایست را انجام دهند.

پر از شرمندگی در مقابل بزرگواری این مادر هستم و او می گوید: ما با گذاشتن گل و شمع بر مزر فرزندان مان خود را آرام می نمائیم. پس چرا کسانی هستند که به قول خودشان برای امنیت تلاش می کنند اما خود باعث بی امنیتی می شوند و حتی تحمل گلی که ما بر سر مزار فرزندانمان می گذاریم را هم ندارند.

می گویم این شهدا پیش خدا عزیزند و با این کارها فراموش نمی شوند. می گوید: ما حتی بر سر مزار فرزندانمان هم امنیت نداریم و به اشکال مختلف بر سر مزار ما را مورد بازجویی قرار می دهند و به دنبال ایجاد تنش و بازجویی هستند.

با شرمندگی تمام از مادری که هدیه آخر سال به فرزندش را در سطل زباله یافته و با عشق آنها را می شوید تا از نو بر سر مزار بگذارد با تلخی وصف ناپذیری بهشت زهرا را ترک می کنم.

کلمه- بهاره ملکی



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
آخرین اخبار
  • از آه مادران ستم دیده بترسید
  • بیانیه سازمان معلمان ایران در مورد استیضاح وزیر آموزش و پرورش استیضاح و آدرس های اشتباه !
  • میرحسین و رهنورد در میان ماموران امنیتی با مادر زهرا رهنورد دیدار کردند
  • انتقاد جبهۀ مشارکت از رفتارهای اخیر افراطیون؛ انسجام ملی را هدف قرارداده اند
  • علی مطهری: در مقابل ظلم سکوت نمی کنم حتی اگر سخنانم دشمن شادکن باشد
  • علی ناظری از زندان زابل به مرخصی آمد
  • صدور کیفرخواست برای محمدرضا رحیمی/ ارسال پرونده به دادگاه کیفری
  • دیدار سید هادی خامنه‌ای با عبدالله مومنی و تقدیر از صبر و مقاومت همسر وی
  • علی جنتی: تلاش کردیم اعتماد را به جامعه فرهنگی و هنری بازگردانیم
  • سید احمد هاشمی‌نژاد: برخی به دنبال تحریف اندیشه‌های امام هستند
  • مطبوعات ایران جوانمرگ می‌شوند
  • اخضر ابراهیمی عصر امروز وارد تهران می‌شود
  • قیمت انواع سکه و ارز در بازار
  • ظریف: توقع توافق در دور بعدی مذاکرات با ۱+۵ نداریم
  • پیش‌نویس استیضاح وزیر علوم آماده شد
  • اطلاعیه دادگاه ویژه روحانیت؛ محکومیت ۱۶ متهم و تبرئه ۷ نفر از متمهان حوادث قم
  • دبیر خانه کارگر مازندران: کارگران و بازنشستگان باور خود را به نهادهای صنفی از دست داده‌اند
  • مخالفت چراغ‌خاموش با بازگشایی خانه احزاب
  • ۳۵۰هزار صندلی دانشگاه‌ها بدون متقاضی است
  • پزشکیان: آنان که ۸ سال به اشتباهات احمدی نژاد نقدی نداشتند حالا مرتب سوال طرح می کنند
  •