به روز شده: ۰۴:۴۷ تهران - سه شنبه ۱۰ دی ۱۳۹۲

احمد سلامتیان:هیاهوی ۹ دی دیگر خریداری ندارد

امروز: هیاهوی روزهای اخیر رسانه‌ها و چهره‌های اصولگرا در سالگرد تظاهرات حکومتی ۹ دی ماه ۱۳۸۸ نشان می‌دهد که آن‌ها می‌خواهند گارد بسته خود را در مقابل جنبش سبز حفظ کنند.

حملات لفظی تند و تیز علیه میرحسین موسوی و مهدی کروبی و تاکید بر کلیدواژه‌های «فتنه» و «بصیرت» حکایت از استمرار خط مشی‌ای دارد که محافظه کاران با شروع اعتراض‌ها به نتایج انتخابات سال ۸۸ در پیش گرفتند. جرس درباره حملات تازه به جنبش سبز و رهبران آن با احمد سلامتیان روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی گفتگو کرده و از او درباره انگیزه‌های اصولگرایان از استمرار حملات علیه جنبش سبز پرسیده است. سلامتیان اعتقاد دارد که این حملات لفظی حتی میان طرفداران نظام هم دیگر به مانند گذشته خریداری ندارد چرا که جامعه ایران پس از انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری وارد یک دوره تعاملی شده است.
متن گفتگوی "جرس" با احمد سلامتیان نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی در پی می آید:

آقای سلامتیان، در آستانه روز نهم دی ماه شاهد هستیم که لایه هایی از حاکمیت درصدد هستند فضا را تند تر و خشن تر کنند، به نظر شما علت چیست و چرا بعد از گذشت چهار سال هنوز صحبت از «فتنه» می کنند؟
نحوه برگزاری انتخابات سال ۱۳۸۸ و اعتراضات عمومی که نسبت به نتایج آراء اعلام شده آن صورت گرفت یکی از مهمترین بحران های اعتماد و تردید را در بین پیروان و طرفداران جمهوری اسلامی در ظرف سه دهه گذشته بوجود آورد و بدل به یکی از اساسی ترین بحران های مشروعیت درون خود نهادها و سیستم ارزشی پذیرفته شده خود این جمهوری شده است؛ و از این رو درعمل بدل به یک نقطه عطف تاریخی تحول آن شده است. تحول تدریجی تاریخی (که دوم خرداد ۷۷ یکی از گامهای بزرگ آن بود) در جمهوری اسلامی نوعی تعهد و التزام را نسبت به راهکارهای نهادین که قانون اساسی ولایت فقیه هم پیش بینی کرده بود بوجود آورد. به عبارت دیگر اگر در خود قانون اساسی در اصل پنجم قیمومت شدید و سنگین ولایت فقیه بر نهادهای دموکراتیک مستقر شده است، در اصل ششم نیز اداره امور کشور به آراء عمومی حواله شده است. یعنی قبول نوعی مشروعیت دو گانه مانند دو بالی که با همدیگر اصطلاح جمهوری اسلامی را تشکیل می دهند.

نحوه تدارک و برگزاری انتخابات ۸۸ نشانه بحرانی عمده در وفاداری و تبعیت بخش مهمی از حاکمیت به قواعد ناشی از این مشروعیت دوگانه بود. در واقع، بخشی از تدارک کنندگان انتخابات ۸۸ ـ بخصوص عده ای از سرداران جوانی که در نهادهای امنیتی موازی سپاه پاسداران فعال بودند از ماههای قبل در ارگانهای رسانه و تبلیغی و تحلیلی خود از جمله ارگان دفتر سیاسی سپاه ـ امر تبلور یافتن اراده ملی پیش بینی شده در اصل ششم قانون اساسی را به عنوان یک تهدید و خطر برای کل نظام جمهوری اسلامی قلمداد کردند.

اگر خوانندگان سرمقاله های چند ماه قبل از این ارکانها و از جمله تحلیل های مسئول وقت دفتر سیاسی سپاه سردار جوانی را در "صبح صادق" به یاد بیاورند، در آنها انتخابات پیش رو به عنوان تهدیدی امنیتی در نظر گرفته می شد که گویی کیان جمهوری اسلامی را هدف گرفته است. عناوینی مانند "جنگ نرم" و "انقلاب مخملی" به مثابه عمده ترین چالش ها در برابر نظام تلقی می شد. در واقع در ذهنیت این افراد با یک نمونه برداری از سرنوشت اتحاد جماهیر شوروی و اقمار آن و جایگزینی جمهوری اسلامی در این تصور تاریخی با نظام حاکم بر آنها و اینکه بالاخره این نظامها اتحاد جماهیر شوروی توسط انقلاب های مخملین و نرم سرنگون شده اند همان مسئله و چالش را در مورد جمهوری اسلامی بعنوان تهدید اساسی قلمداد می کرد.

در سال ۸۸ صرف نظر از بحث های مختلف در مورد تقلب، جانبداری، تدلیس و انواع و اقسام مسائلی که گفته شده است، این غیرقابل تردید است که در بخشی از نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی تبلور آراء عمومی ای که منجر به تفاوتی با نظر راس حاکمیت و شبیه دوم خرداد باشد، به عنوان یک تهدید قلمداد می شد که باید از آن به هر قیمت حتی با برخورد نظامی و امنیتی جلوگیری کرد. در واقع خود این روند برخورد امنیتی ـ نظامی با نشاط پویای مسالمت آمیز بدنه انتخاباتی جویای مشارکت در انتخابات بود که انتخابات ۸۸ جمهوری اسلامی را بدل به یک بحران امنیتی کرد و آن را به خیابان ها کشاند.

تئوریسین هایی که خود را کاشف جنگ نرم می دانستند به بهانه دفاع از جمهوری اسلامی دون کیشوت مآبانه به جستجوی اشباحی هیولایی در لابلای صفوف اعتراضی مردم پرداختند، و از همین رو هم بعد از انتخابات و سرکوب اولیه تظاهرات مردمی به عنوان فاتحین میدان های "جنگ نرم" می گفتند ما نظام را برای بیست سال آینده بیمه کرده ایم. اما در واقع با این شیوه هر معترض، مخالف، منتقد و هر قلم بدستی را که متفاوت با خودشان صحبت می کردند با عنوان سردار و ژنرال جنگ رسانه ای و جنگ نرم و ابزار خارجی قلمداد می کردند و با آنها برخورد نظامی ـ امنیتی می کردند و این برخوردها به یک روند معمول تبدیل شد. این فشارها در دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد دائم التزاید بودند تا جاییکه حتی خود احمدی نژاد و نزدیکانش نسبت به کار آیی آنها اعلام تردید کرده و لب به انتقاد نسبت به آن فشارها گشودند.

آیا چهار سال اعمال این روند برخورد و فشارهای امنیتی نتیجه ای برای آنها در بر داشت؟
حاصل چهار سال این نوع برخورد که در آن روند سیاسی در چنبره امنیتی ـ نظامی محصور شده بود انتخابات دیگری شد که باز شادابی و پویایی اصل ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی یعنی مراجعه به آراء عمومی مستقیم یا به عبارت دیگر توانایی جمهوریت نظام را به نمایش گذاشت. علی رغم چارچوب های کنترل شده و دیوارها و سدهایی که در اطراف روند انتخاباتی۲۴ خرداد کشیده شده بودند، باز نتیجه انتخابات متفاوت با میل تئوریسین های جنگ نرم درآمد. بعد از چهار سال معلوم شد بیمه ای که سرداران مقابله با "جنگ نرم" و "انقلاب مخملی" به حاکمیت نظام فروخته اند باد هوا بوده است و تمام فشارها منجر به این شد که بدنه اجتماعی را که در سال ۱۳۸۸ متهم می کردند فریب خورده دشمن خارجی است و بصیرت ندارد دوباره پای صندوق های رای آمد و نشان داد که در جمهوری اسلامی هنوز امید و ثمری در صندوق رای یافت می شود.

البته از دوران سیادت سرداران مقابله با جنگ نرم و انقلاب مخملین صرف نظر از هزیمت سیاسی از نقطه نظر اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ارزشی نیز در جامعه جز ویرانه ای باقی نمانده است. ویرانه اقتصادی آن را آقای روحانی در اولین گزارش تلویزیونی خود و وزراء او مشخص کردند. ویرانه اخلاقی آن را همگان اذعان دارند و امروز رئیس دیوان عدالت اداری ویرانه وضعیت فسادی کشور را با مقایسه ای که بین ایران و ترکیه می کند اذعان دارد و ریاست جمهوری پیشین را در تخلفات خودش دروغگو می داند و می گوید پشت سپر مقام سیاسی خودش برای اجتناب از پاسخگویی به ارگان های قضایی جمهوری اسلامی قرار گرفته است، در حالی که در ترکیه که کشورلائیکی است به دنبال وقوع فساد اقتصادی چند نفر از وزراء استعفا می دهند تا مقامهای قضایی مانعی برای تعقیب نداشته باشند. اینها ویرانه قضایی است که رئیس دیوان عدالت اداری به آن اذعان می کند. خب، در چنین ویرانه سیاسی، ویرانه قضایی و حقوقی و اعلان افلاس بالاخره باید پاسخگویی یافت. هر چه قدم به قدم در بدنه اجتماعی و در بین خود ارگانهای حکومتی یا سردمداران سوال و تردید نسبت به کارآیی سیاست قبلی بالاتر می رود، نظام در مجموعه خودش مواجه با یک مسئله و دو راهی می شود که یا باید توانایی نقد به خود و نگاه به وضعیت خودش را داشته باشد یعنی قبول کند آن تردید را باید با یک روش سیاسی و در درون نیروهای وفادار به خود حل و فصل کند؛ و یا اینکه برای فرار از پرداخت هزینه این شکست به خود نظام در پشت دیوار خطایی که چهار سال قبل کرده باز هم پنهان بماند. شاید بالاترین لحظه ساختن این دیوار حادثه ای است که نامش را حماسه نهم دی گذاشته اند ـ یعنی روزی که تمام نیروها بسیج شدند که بیان آراء و اعتراض عمومی را با یک نوع هیاهو و شعار و سازماندهی رژه عمومی نیروهای نهادینه شدن امنیتی، نظامی و شبه نظامی جایگزین کنند. من تصور نمی کنم بعد از انتخابات اخیر و شرایط بعد از آن باقی ماندن در سنگر های توجیهی پشت دیوارهایی که سرداران مقابله با جنگ نرم بدور جمهوری اسلامی کشیده اند کار سهل وساده ای باشد. در چنین وضعیتی اصلا جای شگفتی ندارد که کلیه کسانی که در آن سال آن بیمه را با آن هزینه به جمهوری اسلامی فروختند، امروز متوجه باشند که روز بروز موج سنگین نقد این معامله و حسابرسی خسارات ناشی از آن با گامهای استوارتر جلوتر می آید.

پس علت مخالفت با رفع حصر چیست؟
روزی که بخواهند حصر از کسی که مدت هشت سال به عنوان نخست وزیر خود آقای خامنه ای و آیت الله خمینی مدیریت حساس ترین دوران های زندگی جمهوری اسلامی یعنی جنگ ایران و عراق را داشته است و از کسی که دو دوره ریاست مجلس و حداقل بنیاد شهید را دارد، بردارند یک مسئله نهادین عمده دیگر مطرح می شود که فروشندگان جنگ نرم در واقع یک کالای واهی را فروخته اند و این شرایط امنیتی را به کشور تحمیل کردند و وقت و امکانات و سرمایه های کشور و نظامی که مدعی دفاع از آن هستند را به باد داده اند. در این روزها بیشتر هیاهو و جنجال از جانب کسانی است که خودشان تدارک دهندگان تئوری جنگ نرم بوده اند که در آن زمان مسئله بصیرت را بصورت چماقی درآوردند که بر سر هر کس و حتی وفاداران جمهوری اسلامی که اجرای قانون اساسی خود جمهوری اسلامی را می خواستند بکار ببرند؛ اما امروز این چماق دیگر کاربرد ندارد. آن نظر در بین خودشان هم برد ندارد و همه طرفداران و علاقمندان خود این نظام و اقتدارگرایان درون آن هم بیلان مالی و اقتصادی و سیاسی دولت گذشته را ناشی از آن می دانند که از حداقل ابزارهای کنترل و نظارتی که در خود جمهوری اسلامی وجود داشته چشم پوشیده اند. در چنین وضعیتی منطقی است که هیاهو کنند اما از نقطه نظر سیاسی این هیاهو مانند یک باد گرم تابستانی است که عمرش کمتر از چند روز و چند هفته نخواهد بود.

پویایی سیاسی در داخل جمهوری اسلامی و بدنه اجتماعی ایران به ترتیبی است که امروز معلوم شده که فروشندگان تئوری مقابله با جنگ نرم در واقع مسئله حضور و تبلور آگاهانه، آزادانه و مختارانه افکار عمومی یعنی "جمهوریت" نظام جمهوری اسلامی را هدف گرفته بودند. اما با توجه به کیفیت طبقات اجتماعی در ایران که رو به رشد هستند صندوق رای باز به هر فرمی هم که بخواهند اداره کنند چنان نیروی سیاسی و خون جدیدی در داخل شریان کشور به راه می اندازد که دیگر سردارهای مدعی مقابله نظامی و امنیتی با یک جنگ نرم علیه نظام کارآیی خود را از دست خواهند داد. به اصطلاح فارسی، کوس رسوایی این بیمه و بی مایه بودنش بر سر هر بام و برزن زده شده است. سرنوشت حصر آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد کوششی برای حصر جمهوریت خود جمهوری اسلامی بوده است که متناسب با تحرک و پویایی جامعه ایران چاره ای جز تن دادن به واقعیات اجتماعی نخواهد داشت. نهم دی ها به سرعت از نقطه نظر تاریخی فراموش می شوند و سی خردادها، دوم خردادها و بیست و پنج خردادها هستند که بیشتر در فضای سیاسی و خاطره جمعی کشور ایران باقی خواهند ماند.

به اظهارات سرداران جوان سپاه اشاره کردید. در یکی از این اظهارات گفته شده است که هسته مرکزی کمیته ایکس فتنه یک حلقه امنیتی بود که اکنون در حال ریل‌گذرای در دولت یازدهم است. آیا یکی از دلایل افزایش هجمه ها و تهمت های شدید رسانه ای علیه حامیان جنبش سبز می تواند تحت فشار گذاشتن دولت روحانی باشد؟
فکر نمی کنم اهرم کشف فتنه دیگر زوری برای فشار گذاشتن بر روی دولت یازدهم داشته باشد. این اهرم در کابوس ذهنی پندارهای سرداران مقابله با انقلاب مخملین جا و شانی دارد اما در سیستم همین جمهوری اسلامی بسیاری از مدیران، وزراء، استانداران و نیروهای مختلف در سطوح گوناگون که متناسب با ضرورت ها در جهت هم صدایی با مسئولین بالا حفظ ظاهر می کنند، به اشکال مختلف مشخص کرده اند که اعتقادی به اینکه انتخابات ۸۸ و اعتراضات با توطئه بیگانگان و جنگ نرم بوده ندارند و اتهام اینکه خاتمی با صهیونیستها نشسته و از آنها پول گرفته و یا هاشمی عامل بیگانه است و از عربستان پول گرفته تا علیه سپاه توطئه کند در هیچ عقل و تصور بی غرضی نمی گنجد و خلوتخانه های فکر بصیرت ساز خود حاکمیت هم دیگر چنین امری برایشان باور کردنی نیست. فراموش نکنیم که صبح روز انتخابات سال ۸۸ آقای خامنه ای هنگام انداختن رای خودشان در صندوق رای، از چهار کاندیدای ریاست جمهوری به عنوان فرزندان وفادار انقلاب اسلامی نام برد. بنابراین در چنین وضعیتی این تئوری ورشکسته است که در ایام نهم دی اوج پیدا می کند و عمرش هم به کوتاهی طول همین روزهای آخر زمستان است و بعد فراموش می شود و این هیاهوها مرا به یاد هیاهوهای جشن ملی قیام 28 مرداد می اندازد که در اواخر نظام گذشته دیگر کسی از سران آن نظام هم به آن اعتقادی نداشت؛ گرچه این دو حادثه تاریخی را با هم مقایسه نمی کنم. در حقیقت یک نوع حالت مراسم رسمی از محتوا خالی شده دارد که حداقل به کسانیکه روزی مدالهای سرداری و فرمانداری این میدان جنگ را بعنوان پیروز بر سینه می زدند رویای این را بدهد که پاسخگو نمی توانند باشند. اما در اینجا اگر باز به اظهارات رئیس دیوان عدالت اداری باز گردیم، سرداران جوان مبتکر اندیشه تئوری مواجه جمهوری اسلامی با جنگ مخملی هم مانند مرتضوی که علی رغم همه حریم های امنیتی و قضایی که داشته با فاجعه و فساد اقتصادی در اطرافش بوجود آمده هستند.

آیا مشخصه اصلی جنبش سبز که مصالحه جویی و گریز آگاهانه از ابزار خشونت بوده با وجود فشارها و افزایش هجمه ها همچنان با همین شیوه به حیات خود ادامه خواهد داد؟
امروز دیگر دورانی نیست که کسانیکه در تحول سیاسی ضعف خود را دیده اند و برای حفظ ظاهر مشت و بازوی خود را نشان می دهند زود متوجه شوند این مشت و بازو نشان دادن عمر زیادی نخواهد داشت، چراکه بدنه اجتماعی جامعه نشان داده که به حدی از اطمینان به خود رسیده است که سی و سه سال پس از انقلاب و تبعات خشونت بارش به دام خشونت و تقابل نمی افتد و این به معنای دست برداشتن از خواست ها، پیگیری و مستمر بودن در آنها نیست. نیروی استمرار و پیگیری در هر زمانی که مناسب باشد خودش را بروز می دهد و این نشان دهنده وضعیتی است که قدرت واقعی سیاسی در داخل جمهوری اسلامی کمتر و کمتر متوجه تکیه به ابزار خشونت و اسلحه باید باشد و بیشتر و بیشتر باید متکی به نوعی وارد تعامل شدن با افکار و آراء عمومی است.

آیا امیدی به تغییر شرایط سیاسی داخل کشور وجود دارد؟
تجربه سی و چهار ساله من از جمهوری اسلامی نشان داده که دوران هیاهوی فروش این تئوری های امنیتی به سرعت مواجه با واقعیات جامعه ترک بر می دارد و متزلزل می شود. نشاط و پویایی که در بدنه اجتماعی ایران وجود دارد به هیچوجه با شرایط مصر و سوریه قابل قیاس نیست. بدین ترتیب، به همان اندازه که ایران را آماده برای وارد شدن به یک جنگ داخلی نمی بینم؛ اطمینان دارم که ما در ایران وارد یک دوران تعامل سیاسی شده ایم. زمانی که یک جامعه وارد دوران تعامل سیاسی شد بازیگران مختلف شرط موفقیتشان توانایی پیدا کردن برای انعطاف یافتن جهت تعامل با این پویایی سیاسی است، و نه با تکیه بر انبار باروتشان و یا قدرت تکفیرشان.

جرس-مژگان مدرس علوم



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • تجمع عظیم ۳۰۰ نفره به مناسبت ۹ دی؛ سردار نقدی با مشاهده تعداد جمعیت، سخنرانی را لغو کرد
  • شکست راهبرد پیشنهادی آقای خامنه‌ای در مورد بزرگداشت ۹ دی
  • «۹ دی» در خاطرات آیت الله هاشمی
  • از الان نباید مرعوب بازی حکومت شد‬
  •  
    آخرین اخبار
  • پاسخ شمخانی پیرامون حصر رهبران جنبش سبز: مرد عمل هستم
  • انتشار جلد سوم خاطرات دبیر کل نهضت آزادی ایران، دکتر ابراهیم یزدی
  • هفت تیرکشی مداح معروف در اتوبان بابایی تهران
  • خط و نشان سردار جزایری از حصر برای خاتمی و هاشمی تا رد برنامه های روحانی/دست به ماشه، باید جنگی فکر کنیم
  • معاون وزیر امورخارجه : حتی یک دلار برای دفاع از حقوق شهروندان ایرانی در خارج از کشور نداریم
  • سناریوسازی و درگیری در بند٣۵٠ زندان اوین و انتقال بهاور، زیدآبادی و عرب گل به انفرادی
  • خیانت به بخشایش نابخشودنی است
  • نامه جمعی از خانواده های شهدا و آسیب دیدگان ۸۸ به هیات نمایندگان پارلمان اروپا/بررسی رفع حصر و پرونده سرکوب ها از اولویت ها بود
  • آیت الله محمدعلی ایازی: اجبار در دین چهره آن را خراب می‌کند
  • گواهی پرداخت بدهی زنجانی جعلی است
  • اعلام جرم دادستانی تهران علیه علی مطهری
  • تجمع اعتراضی کارگران روغن‌ نباتی قو
  • روزنامه قانون توقیف نشد
  • ایران بازار فرش خود را در امریکا و آلمان به دلیل تحریم ها از دست داد
  • چهل درویش گنابادی علیه دو روحانی مسبب حادثه کوار اقامه دعوی کردند
  • «بیان وهن آلود» مجری تلویزیونی برای ضرغامی تذکرساز شد
  • جک استراو ۱۷ دی به تهران می‌آید
  • زیبا کلام: «فریاد وا اسلاما» از تاکتیک هایی جناح راست علیه مطبوعات بود
  • خونریزی کلیه و از بین رفتن سوی چشم زندانیان اعتصابی، بعد از ۵۵ روز اعتصاب غذا
  • علی مطهری در صحن علنی مجلس: احکام سخت‌گیرانه متهمان سال ۸۸ باید بازنگری شود
  •