به روز شده: ۲۰:۵۰ تهران - سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۲

ضرورت پی گیری جامعه محور رفع حصر و آزادی زندانیان

 رفع حصر و حبس ها با کدام راهبرد؛ سکوت یا کنش فعال؟

امروز: شاید تاکنون مشخص شده باشد که یکی از اصلی ترین و شاید اصلی ترین مطالبه بسیاری از فعالان و بدنه اجتماعی هوادار آرامش، پیشرفت، توسعه و عدالت در کشور، از بین سبزها گرفته تا لایه هایی از محافظه‌کاران معتدل، رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی است. هر مناسبتی که پیش می آید، هر مصاحبه و سخنرانی که خبری از آن شنیده می شود، هر محفلی که برقرار است، نهایتا حرف ها به این نقطه می رسد که تداوم حصر و حبس ها با هیچ مصلحتی سازگار نیست و جز صدمه به منافع و همبستگی ملی، دستاورد دیگری ندارد. اما درباره اینکه این مطالبه چگونه پی گیری شود، اختلاف نظر وجود دارد. برخی می گویند با توجه به اعتماد به دولت و شخص رئیس جمهور مبنی بر اینکه مخالف این رویه است و حتما راهبردهایی را برای فیصله آن در نظر دارد، باید با سکوت خود به آنها کمک کنیم. در مقابل عده دیگری بر این نظرند که این راهبرد نه فقط کمکی به رفع حصر نمی کند که دست هر کسی که به دنبال رایزنی برای این هدف است را خالی می کند.

نگارنده با اعتقاد به اینکه بسیاری از حامیان نظر اول حسن نیت دارند و بر اساس شناخت نزدیک که از برخی از آنها دارم، می دانم که بر اساس تحلیل و نه ترس یا محافظه کاری شخصی به این نظر رسیده اند، با احترام به نظر ایشان و مروری کوتاه بر دلایلشان، در صدد دفاع از نظر دوم خواهم بود. دیدگاهی که به زعم این قلم با واقعیات سیاسی ایران سازگارتر است.

آنچه در کلام طرفداران نگاه اول استباط می شود را اجمالا در چهار بستر استدلالی می توان خلاصه کرد. آنها معتقدند که اولا دولت مورد اعتماد است، پس وقتی آنها نماینده امین ما در قدرتند دلیلی برای پی گیری خواسته ها از کانال دیگر وجود ندارد. ثانیا این دولت برای تحقق برنامه و وعده هایش احتیاج به فضای آرام دارد تا پی گیری آنها معنای تاثیرپذیری از فشارهای اجتماعی و معترضان سبز و غیره را در لابی های درون حاکمیت پیدا نکند. ثالثا دامن زدن به مطالبه رفع حصر و حبس ها نه تنها فضای آرام مورد نیاز را به هم می زند که موقعیتی برای نیروهای آشوب زی ایجاد می کند تا با جوسازی و رادیکال کردن فضا، هم مانع رفع حصر شوند و هم فضا را برای توجیه حضور خود، امنیتی و مشوش کنند. رابعا، هسته اصلی حکومت در ایران خصلتا رفتاری لجبازانه و کینه جو دارد. در برابر چنین خصلتی بهتر آن است که تحریکش نکنیم. این هسته قدرت از وقوع هر اتفاقی که در آن شائبه پیروزی سبزها باشد ممانعت می کند و در برابر می خواهد تا هر تحول را به نحوی رقم زند که در آن موضع قدرت مسلط این هسته به چشم بیاید و تصور موفقیت برای نیروهای منتقد پیش نیاید. به عبارت ساده تر این هسته قدرت به منطق برد - برد اعتقادی ندارد و معتقد است که هر تحولی در عرصه سیاست بر اساس برد - باخت است و لذا اگر هم روزی حصر و حبس ها را بخواهند که فیصله دهند، آن را از موضعی انجام می دهند که رفع حصر شدگان و حامیانشان بازنده این تحول و حاکمان برندگان آن تصور شوند. بنابراین اگر هدف رفع حصر و حبس هاست، بهتر آن است که اجازه دهیم تا آنها برای این عقده درونی خودشان راه حلی پیدا کنند و فکر کنند که پیروز شده اند و ما هم از فشار وجدانی و اخلاقی حصر با رفع آن رها شویم.

دیگاه دوم اما شرایط را گونه دیگری فهم و تحلیل می کند. بر اساس این دیدگاه پی گیری این مطالبه به چند دلیل ضروری است:

۱- شناخت از هسته اصلی قدرت: اگرچه این هسته خصلتی اقتدارگرا و کینه جو دارد و برای آن شواهد زیادی وجود دارد، اما در عین حال رفتار این هسته نشان می دهد که در برابر فشار هم قابلیت انعطاف دارد. مثال بارز این ماجرا تایید و رد صلاحیت یکی در میان برخی فعالان خط امامی و اصلاح طلب در انتخابات مختلف از سوی شورای نگهبان به عنوان یکی از بازوهای اصلی این هسته قدرت است. آنها هرگاه که در برابر فشار افکار عمومی قرار گرفته اند، تا حدی نرمش از خود نشان داده اند. نباید فراموش کرد که این هسته اصلی قدرت محصور در فضایی است که در آن هنوز گفتمان مردمی انقلاب اسلامی صاحب اثر است. با وجود همه رفتار دیکتاتورمنشانه ای که هرازگاه از سوی بخش هایی از حاکمیت صورت می گیرد، ما با یک حکومت دیکتاتور کلاسیک مواجه نیستیم و نشانه های زیادی برای آنکه رای و نظر مردم در تحولات سیاسی هرچند اندک منشا اثرباشد، دیده می شود. نمونه آخر این ادعا را در انتخابات اخیر ریاست جمهوری می توانیم ببینیم که نتیجه مقاومت داخلی بدنه اجتماعی و تحولات شکل گرفته در بستر شبکه های اجتماعی که معطوف به شرکت در انتخابات و استفاده از این فرصت سیاسی بود، با همه کارشکنی نهادهایی مانند شورای نگهبان، نهایتا در برابر خواسته وسیع مردم کوتاه آمد. جمهوری اسلامی با همه تغییرات منفی که در ماهیت مردمی نسبت به سال های اول انقلاب پیدا کرده، کماکان در استراتژی های کلانش تلاش می کند تا نسبتی با ماهیت مردمی انقلاب اسلامی به عنوان مادر این نظام داشته باشد. این ظرفیتی است برای امید به مطالبه گری مردمی و پرهیز از به دام تحلیل های بیش از حد سیاه که اگرچه ظاهری رادیکال دارند، اما در نهایت به انفعال و بی عملی می انجامند.

۲- شناخت از دولت مستقر: حسن روحانی، به عنوان رئیس دولت جدید، در انتخابات اخیر ریاست جمهوری نماینده گفتمان محذوف در حکومت و نزدیک به گفتمان معترض در جامعه بود. روحانی می داند که بر این اساس اگر پشتوانه افکار عمومی و حامیانش در جامعه را نداشته باشد هیچ یک از برنامه هایش، تاکید می کنم هیچ یک، چه در حوزه اقتصادی و دیپلماسی که به نظر می رسد دستش بازتر است و چه حوزه های دیگر سیاست داخلی و فرهنگی و اجتماعی به اجرا در نخواهد آمد. دولت اصلاح طلب خاتمی با خطای عدم بهره گیری از پشتوانه بسیار وسیع اجتماعی در برابر مخالفان حکومتی و سنگ اندازان بخش انتصابی نظام، تجربه گرانبهایی را پیش روی دولت روحانی گذاشته است. این دولت اگرچه تلاش می کند در گفتمان رسمی اش یکی دوپله ملایم تر از گفتمان دولت اصلاحات باشد، اما در این پله هایی که نام آن را اعتدال گذاشته، نمس تواند صرفا به لابی های درون حکومت اکتفا کند و "فشار از پایین" را برای چانه زنی هایش در بالا نداشته باشد. این البته کار سختی است که در خلا نهادهای لازمی مانند احزاب حاضر در دولت، فشار از پایینی صورت بگیرد که دست دولت در رایزنی ها پر شود نه آنکه خالی تر شود، اما در شرایط اختلال در گفتگوی شفاف بین دولت و حامیان موفقیتش، چاره ای نیست جز جدی گرفتن همان پیام حسن روحانی در دوران تبلیغات انتخاباتی اش که در برابر خواسته رفع حصر از سوی حامیانش قول داد که تنها با "حمایت و حضور شما مردم" همه این مطالبات را می تواند محقق کند. حرفی که حساب است. او رئیس جمهوری برآمده از لابی درون قدرت نیست. جایگاه او فرزند ۴ سال استقامت میلیون ها انسانی است که تغییر را دنبال می کردند و تحقق برنامه های او نیز مستلزم تداوم حضور همان نیروی مقاومت مردمی است.

۳- نسبت دولت با مردم: درست است که دولت و به خصوص شخص حسن روحانی تاکنون اعتمادی که به او شده را به خوبی حفظ کرده، اما قرار نیست تا این اعتماد به فراموشی نقش ها بینجامد و یکی جای همه را بگیرد، به این معنا که جامعه از سیاست خالی شده و مردم به خانه هایشان بروند و کار تنها به دولت سپرده شود اولا که بزرگ ترین رهبر مورد اعتماد مردم که امام خمینی بود و جایگاه مردمی او هرگز با هیچ فرد مسئول دیگری در جمهوری اسلامی یارای رقابت ندارد، خود را بی نیاز از حمایت و حتی دخالت مردم در تصمیماتش نمی دید. تاکید امام بر حضور در صحنه مردم یک شعار خالی و ظاهری نبود. آن رهبر بزرگ مردمی نیز با اتکا به قدرت و حمایت مردم، اعمال رهبری می کرد. امام خمینی با آن همه منابع مشروعیت ساز رهیری اش از رهبری انقلاب گرفته تا مقام مرجعیت و تبعیت همه مقام های حکومتی، در نهایت تصمیمات مهمش را با اتکا به حمایت مردمی پیش می برد و همین راز موفقیت او در پیشبرد دیدگاه هایش بود. حال چه رئیس جمهوری مانند دکتر روحانی باشد و چه هر مقام دیگری که قطعا قدرت کمتری از رهبر فقید انقلاب دارد ناگزیر از پناه بردن به قدرت مردمی است. ثانیا اگر این ارتباط مسئولان با مردم قطع شود، امکان انحراف دولت از مطالبات مردمی بسیار زیاد است. ارتباط نظارتی و حمایتی مردم از هر مقام حکومتی تضمین گر پی گیری مطالبات مردم و کم شدن خطر انحراف از معیار مسئولان است. اتفاقی که اگر بیفتد خسران برای مردم و دولت و کشور است.

۴- پایان ممنوعیت گفتمان رفع حصر و حبس ها در ادبیات رسمی: برخلاف تصور گروه اول، لزوما هر اعتراض و هر مطالبه ای به معنای بستری برای ایجاد آشوب نیست. دیگر پس از ۴ سال و نیم، دست کسانی همچون جبهه پایداری ها که هر کنش انتقادی را وصل به خارج و مرتبط با براندازی معرفی می کردند، رو شده است. امروز به راحتی بسیاری از مسئولان و حتی رسانه ها درباره حصر و حبس ها می گویند و می نویسند. باید بر سری بلند و افراشته گفت که در پی مقاومت مدنی مردم، آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت که افراطیون امکان هر نوع برخورد و جوسازی را داشته باشند. امروز می توان از رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی سخن گفت و در معرض اتهامات بی ربطی مانند خروج بر نظام قرار نگرفت. به زبان ساده تر، کسانی که می گویند حرف از رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی تندروی و بسترسازی برای افراطیون اقتدارگرا است، هنوز در جریان تحولات پس از ۲۴ خرداد قرار نگرفته اند.

۵- رفع حصر و حبس میانه راه است و نه پایان راه: جنبش سبز همان طور که در کلام میرحسین موسوی بود، پیروزی خود را در شکست هیچ کس جستجو نمی کند، اما این گونه هم نیست که برای اثبات دلسوزی اش نسبت به همگان، ژست شکست خورده بگیرد تا به دیگران روحیه بدهد. جنبش سبز، جنبشی بالغ، ایستاده بر شانه های مشروطه، نهضت ملی نفت، انقلاب اسلامی، جنگ در برابر هجوم بیگانه، جنبش اصلاحات و نهایتا تجربه درونی خود از ۸۸ به این سو است. این جنبش می داند که نباید دیگران را تحریک به واکنش های عصبی کند، اما قرار نیست تا خود را نادیده بگیرد. رفع حصر و حبس ها، یک حق معطل مانده و مطالبه ای عدالت جویانه است و نه یک خواهش از موضع ضعف. اگر زبان این مطالبه را آرام و مدنی می خواهیم، به معنای فراموشی ظلم هایی که بر سر مردم رفته، نیست. اگر از نگاه به آینده می گوییم به معنای نادیده گرفتن سهراب ها نیست بلکه به معنای آن است که ماندن در گذشته ما را از هدف بلند جنبش و سهراب ها که رو به سوی فرداست، باز ندارد. ما همچون میرحسین بسیجیان را برادران خود می دانیم، اما قرار نیست برادری بر برادر دیگر ظلم کند و برادر ظالم برای اینکه تحریک به ظلم بیشتر نشود را مرتبا لای زرورق نگه داریم. باید در این خانه مشخص شود که همه محترمند و حق برابر دارند. این همان هدف جنبش سبز است و حصر و حبس ها هم به دلیل پیگیری همین هدف اتفاق افتاده است. این جمله ها به هیچ وجه از ذهنی آرمان گرا و واقعیت گریز بر نیامده، بلکه عین توجه به واقعیت سیاست و جامعه و جنبش سبز و دموکراسی خواهی در ایران است که باید بر سر مطالبات حداقلی، مقاومت حداکثری کرد. از رفع حصر و حبس ها پس از این همه مدت، چه مطالبه کمتری می توان داشت که آن را هم با لکنت بیان کرد؟ اصلا اگر قرار بر سکوت محض بود که می شد به میرحسین و کروبی توصیه کرد که خودشان کوتاه بیایند تا همه چیز تمام شود. هم حصر به پایان برسد و هم اهدافی که بر سر آنها اینقدر هزینه داده شده است. شان و شخصیت جنبشی وسیع و مردمی برای مطالبات حداقلی اش، محدود شدن به خواهش از قدرت در خفا و لابی ها نیست.

۶- وظیفه اخلاقی: واقعیت آن است که کسانی که در حصر و حبس هستند، چند نفر از میان میلیون ها نفری هستند که به نمایندگی از بقیه در بند جور گرفتار شده اند. همه میلیون ها نفری که پس از انتخابات به شیوه برگزاری آن و رفتارهای حکومت پس از آن اعتراض داشتند، می توانستند امروز در زندان باشند. اما تعدادی در مشت قدرت گرفتار شدند تا موجب ارعاب میلیون ها تن دیگر شوند. آنها نماینده همه میلیون ها معترضی هستند که امروز در حبس نیستند، اما از طریق حبس و حصر آنها قرار شده تا آن میلیون ها نفر دیگر آرام شوند. بنابراین و به زبانی ساده، بسیار ناجوانمردی و نارواست که عده ای محدود از جانب میلیون ها انسان دیگر به تنهایی هزینه بپردازند و آن میلیون ها نفر دیگر کاری نکنند، به این امید که شاید لابی درون قدرت کاری بکند یا نکند. مسئولیت رفع حصر و حبس ها بر گرده تک تک افراد جامعه است و قابلیت تفویض ندارد.

نهایتا به نظر می رسد که پی گیری رفع حصر و حبس های سیاسی، کاری است که باید همچنان در بستر جامعه، بدون در افتادن به شیوه های رادیکال و کاملا مدنی دنبال شود. این راهبرد نه تنها اخلاقی است که با واقعیت های سیاسی کشور، به خصوص تحولات پس از ۲۴ خرداد همخوانی کامل دارد و کمک به دولتی محسوب می شود که می خواهد این هدف را به سرانجام برساند.

کلمه - علی بردبار



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • رسول منتجب نیا: تعیین وضعیت حزب اعتماد ملی منوط به رفع حصر کروبی است
  • علی مطهری: روحانی با فشار افکار عمومی می‌تواند شعارهایش را اجرایی کند/امیدوارم در رفع حصر خانگی و آزادی زندانیان سیاسی موفق باشد
  • اسماعیل گرامی مقدم: ‫برای سرپوش گذاشتن بر اقدامات غیرقانونی به موسوی و کروبی اتهامات بی اساس می زنند
  • علی مطهری: رفع حصر و آزادی زندانیان در راستای شعار حقوق شهروندی دولت است/فشار افکار عمومی کار خودش را می​کند
  • سعید حجاریان: امیدوارم با مدیریت روحانی، حصر موسوی و کروبی و نیز حبس‌ها به پایان برسد
  • دیدار اعضای مجمع مدرسین با خانواده موسوی و کروبی؛ انتقاد از تنگ‌نظری‌هایی که موجب تداوم حصر شده است
  • کوثری: رفع حصر سران فتنه به رییس‌جمهور مربوط نمی‌شود!
  • ادامه حملات به رهبران جنبش سبز، این بار وزیر اطلاعات احمدی نژاد: میرحسین و کروبی باید اعدام شوند
  • آیت الله دستغیب: باز هم برای آزادی میرحسین و کروبی و رهنورد و زندانیان سیاسی دعا می کنیم
  •  
    آخرین اخبار
  • سیدمحمد خاتمی: شنود می‌کنید لااقل دروغ نگویید!
  • ظریف: دولتمردان اروپا و آمریکا به ناکارآمدی تحریم پی برده‌اند/به ژنو ۲ دعوت شویم بدون پیش شرط شرکت می‌کنیم
  • متن سخنرانی محسن آرمین درباره سعید مرتضوی در مجلس ششم و برخورد ضد مردمی اصولگرایان
  • درخواست 1600 دانشجو از وزیر: رییس دانشگاه شیراز را تغییر دهید
  • سعید مرتضوی دنبال انتقام‌جویی از مجلس است
  • آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در دیدار هیأت پارلمانی اروپا: تحریم‌های جدید آمریکا نتیجه فشار صهیونیست‌ها است
  • رئیس اتحادیه انجمن‌های علوم کشاورزی و منابع طبیعی: احمدی‌نژاد تولید محصولات تراریخته را به نابودی کشاند
  • روایت دانشجویان ستاره دار در تلاش برای بازگشت به دانشگاه
  • دبیرکل سازمان ملل: از همکاری و تعامل ایران با جامعه جهانی استقبال می کنیم
  • بیهوشی مریم شفیع پور در زندان و انتقال وی به بهداری
  • اتحادیه اروپا: تحریم‌های ایران برداشته می‌شوند
  • آثار عباس معروفی هنوز زیر علامت سوال ارشاد
  • حسن روحانی: خلاقیت تنها در سایه آزادی امکان‌پذیر است
  • اعلام نارضایتی ظریف در گفت‌وگو با کری از اقدامات اخیر
  • عضو ارشد تیم مذاکره هسته ای ایران و اشتون امروز در بروکسل گفت و گو می کنند
  • پاسخ امام به تضییع حقوق مردم: کار را به این آقایان سپردم، نه انقلاب را شناختند، نه مرا نه مردم!
  • علی اصغر خدایاری: هنوز حکومت داری بلد نیستیم، وظیفه حکومت دفاع از شهروندان معترض و تحمل آنهاست
  • یک کار‌شناس اقتصادی: دولت نباید به دلیل تورم، مانع افزایش واقعی حقوق کارگران شود‎
  • مادر ستار بهشتی: قتل عمد بوده،شبه عمد را نمی پذیریم
  • هاشم آقاجری: دانشگاه در ذات خود تسخیرناشدنی است
  •