به روز شده: ۰۹:۵۲ تهران - دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲

حمیدرضا جلایی‌پور: دانشجویان واقع‌بین‌تر شده‌اند

امروز: جنبش دانشجویی ایران در ۱۶ آذر امسال نشان داد که هیچگاه مسیر خود را متوقف نخواهد کرد و بر این اصل استوار است که نقش مهمی در حیات جامعه دارند. روز شنبه بود که رئیس‌جمهور در دانشگاه شهید بهشتی حضور یافت و برای دانشجویان از آنچه گفت که آنها ۸ سال منتظر شنیدنش بودند.

آنچه در این روز نمود عینی داشت، عقلانیت و پختگی در عملکرد دانشجویان بود چنانکه با رقیب خود به تعامل نشستند و هر یک جدا از اختلافات دیدگاهی و عملکردی به شعار دادن پرداختند. فضای فراهم آمده از سوی مسئولان وزارت علوم دولت تدبیر و امید هم البته نقش بسزایی در رفتار دانشجویان داشت چراکه آنها احساس کردند دولتی بر سر کار آمده است که همانند دولت اصلاحات با آنها در یک مسیر گام برمی‌دارد و اگر نقدی هم دارد از جایگاه پدری آن را طرح می‌کند.

در این راستا حمیدرضا جلایی پور در گفت‌وگو با آرمان از تفاوت نسل گذشته جنبش دانشجویی ایران با نسل کنونی سخن گفت. او معتقد است شیوه‌های انقلابی دیگر جایی در برنامه‌های جنبش دانشجویی ندارد و نقادی مهم‌ترین وظیفه این قشر است. متن گفت‌وگوی حمیدرضا جلایی پور با آرمان در ادامه آمده است:

دانشجویان همواره در صف نخست تغییرات اجتماعی هستند که از این مسیر می‌توان به انقلاب اسلامی، ۱۳ آبان و تسخیر سفارت آمریکا و ۱۶آذر اشاره داشت. چه پتانسیل و اراده‌ای در این قشر سبب‌ساز اتفاقات تاریخ‌ساز می‌شود؟

جنبش دانشجویی در شرایط مختلف جامعه متفاوت عمل کرده است و این مطلب طبیعی است چون حتی نخبگان سیاسی کشور هم متفاوت عمل کرده‌اند. به‌عنوان نمونه، دوره‌ای مانند انقلاب اسلامی و تسخیر سفارت آمریکا که در اذهان هست، دوره‌ای بود که دانشجویان جزو اقشار پیشرو فرایند انقلاب بودند. یعنی جنبش دانشجویی در انقلاب ادغام شده بود. بنابراین باید این سوال را مطرح کرد که چه شد که وقتی دانشجویان به سفارت آمریکا رفتند و این حرکت صورت پذیرفت اکثر نیروهای انقلاب از این حرکت حمایت کردند. خود رهبران تسخیر لانه جاسوسی اذعان کردند که فکر می‌کردند این حرکت ۳ یا ۴ روز به طول می‌انجامد. یعنی با خودشان فکر نمی‌کردند که ممکن است این حرکت حدود چهارصد روز به درازا بکشد. نکته مهم این است که چرا این حرکت تداوم پیدا کرد. به نظر من این مساله به شرایط انقلاب و آن زمان برمی‌گردد و منازعه‌ای که بین نیروهای سیاسی که از جریان انقلاب جدا شده بودند و نیروهای انقلابی بر سر آینده انقلاب پیش آمده بود. به‌عنوان مثال چند روز قبل از تسخیر سفارت آمریکا، هواداران چریک‌های فدایی خلق در یک راهپیمایی شرکت کردند و به قدرت‌نمایی پرداختند. بنابراین در چنین منازعه‌ای، دانشجویان مذهبی می‌خواهند به نوعی ثابت کنند ما از شما عقب‌تر نیستیم. پس از حمایت امام (ره) از این جریان مجددا نیروهای خط امام یک هژمونی جدید پیدا کردند. هژمونی قبلی این جریان بدین نحو بود که منجر به بیرون راندن شاه از ایران شد و هژمونی جدید منجر به اقدامات ضدآمریکایی و ضدامپریالیستی شد.

امروز جنبش دانشجویی چه تغییری کرده است؟

در دوره اصلاحات تمام آن خصیصه‌ها تغییر کرده است. آن زمان دانشجویان مهم‌ترین حاملان گفتمان انقلابی بودند اما در دوره اصلاحات جریان اصلی دانشجویی حامل گفتمان‌های مدنی و مردمسالاری بود. امروز دانشجویان ۳۰ سال پیامد و تجربه انقلاب را می‌بینند اما ۳۰ سال پیش، انقلاب برای دانشجویان مانند طوماری بود که هنوز گشوده نشده است و هنوز خود را نشان نداده است. انقلاب برای دانشجویان سه دهه پیش خیلی آرمانی بود ولی امروز برای دانشجویان خیلی واقعی و ملموس است. بنابراین شرایط همچون گذشته قطبی و سیاه و سفید نیست و به این معنا دانشجویان اکنون خیلی واقع بین‌تر هستند. این تغییرات در دوره کنونی (یعنی دوراهی اعتدال) به‌شدت افزایش یافته و دانشجویان به‌شدت با فردگرایی مضاعف روبرو هستند. فضایی که هنوز خوب شناخته نشده است.

جنبش دانشجویی در برخی کشورها مانند فرانسه از تاثیرگذاری زیادی برخوردار است. مثل جنبش دانشجویی می‌۶۸ فرانسه. می‌توانید مقایسه‌ای میان جنبش دانشجویی ایران با کشورهای پیشرفته داشته باشید؟

جنبش دانشجویی ایران تفاوت‌هایی با جنبش دانشجویی فرانسه در آن سال دارد. ‌هابرماس درباره جنبش دانشجویی فرانسه می‌گوید که این جنبش اعتراضی بود به بوروکراسی سیستماتیک سرمایه‌داری یا حتی اعتراضی به بوروکراسی خود دانشگاه و بیشتر یک جنبش اعتراضی-انفجاری بود تا یک جنبشی که با آرمان‌های مشخص مانند آرمان‌های عدالت‌خواهانه مثل جنبش کارگری. به همین دلیل بعد از آن اتفاقات عده‌ای آن را جنبش اجتماعی دانستند زیرا در جنبش‌های کلاسیک اجتماعی، فعالان این جنبش‌ها خیلی خوب سازماندهی شده‌اند و گفتمان‌ها و برنامه‌های مشخص دارند. به همین علت جنبش‌های جدید بیشتر اعتراضی بودند و به دنبال این نبودند نوع خاصی از حکومت را برقرار کنند ولی ضد آن نظام بوروکراتیک سرمایه‌داری بودند. به این معنا جنبش دانشجویی ایران در دهه‌های نخست شکل‌گیری علیه نظام موجود ایران و حتی نظام سرمایه‌داری در جهان بودند. حتی می‌توان گفت که مختصات خواسته‌های دانشجویی مشخص نبود. به‌عنوان مثال در زمان دانشجویی ما، برای من خیلی جالب بود که همه حکومت مردمی که در حال تشکیل شدن بود را قبول داشتیم و می گفتیم تا دیروز شاه بر سر کار بود، یک آدم فاسد و حالا یک آدم متقی و مومن و آزاده و انقلابی است.

خب ببینید اندیشه سیاسی دانشجویان خیلی ساده بود و پیچیدگی نداشت. الان در حرکات دانشجویی چندین گرایش موجود است؛ اولا سیاسی‌ترین شاخه‌های دانشجویی دیگر به دنبال تغییر نظام سیاسی جهان نیستند و در رادیکال‌ترین آنها، مطالبه تقویت الزامات مردمسالاری در ایران است. در ضمن رسیدن به این هدف را به هر شیوه‌ای مخصوصا شیوه‌های انقلاب پیگیری نمی‌کنند بلکه در دوره اصلاحات به وسیله شیوه‌های آرام و مسالمت ٱمیز خواسته‌های خود را پیگیری می‌کردند. برخی از گرایش‌های دیگر در حرکت دانشجویی سبک زندگی خود را پیگیری می‌کنند و این سبک زندگی که انتخاب می‌کنند زندگی‌ای نیست که دولت تبلیغ می‌کند. این حرکت‌ها را جنبش مبتنی بر پیشروی آرام نامیده‌اند. یعنی دانشجو لزوما در عرصه سیاسی با دولت در گیر نمی‌شود ولی به نوعی زندگی می‌کند که آن نوع زندگی چیزی نیست که دولت یا بوروکراسی دانشگاه در نظر دارند.

این مطلب نشان از ارتقای جنبش دانشجویی نسبت به ۳۰ سال پیش دارد؟

این موضوع نشان از چند مطلب دارد؛ اکنون هشت دهه از عمر دانشگاه تهران می‌گذرد و زمانی که ما در آن دانشگاه درس می‌خواندیم حدود چهار دهه از عمر دانشگاه گذشته بود. خیلی از مسائل در این سال‌ها تجربه شده است، ضمن اینکه شرایط جامعه تغییرات زیادی کرده است و گفتمان‌هایی که در حال حاضر وجود دارد، خیلی متنوع و به نوعی غیراحساسی شده است. به یاد دارم گفتمان انقلابی ما و اوج گفتمان‌های تئوریک در بین دانشجویان برای کسانی بود که بیشتر آثار شریعتی را مطالعه می‌کردند.

در برخی برهه‌ها دانشجویان به سمت رادیکال شدن می‌روند؛ چه پیش زمینه‌هایی شرایط را برای حرکات تند دانشجویی فراهم می‌کند؟

در سال ۸۰ این حرکت‌ها بود ولی در دوره فعلی این حرکت‌ها هم نیست. یک جریان آرام فردگرایی مضاعف در جریان است. در آن زمان دو عامل خیلی مهم بود که البته ملازم همدیگر بودند. تاثیر تحولات فکری در احوالات اجتماعی بسیار بااهمیت است. در آن زمان گفتمان انقلابی سخن زمانه بود .مثلا ما برای پاسخ دادن به نیاز فکری خود کتاب می‌خواندیدم ولی ملاک انتخاب کتاب ممنوعه بودن آن بود؛ خب این تفکر انقلابی بود در صورتی تفکر یا باید درست باشد یا غلط؛ تفکر باید منسجم باشد. به عبارت دیگر تفکر ملاک دارد، چه کسی گفته است که تفکر ما درست است؟ ولی ما این اعتقاد را داشتیم که تفکر باید انقلابی باشد. بنابراین ما آن زمان مصرف‌کننده همین گفتمان انقلابی بودیم که سخن زمانه نه تنها در ایران بلکه در جهان بود.

مثلا اکثر روشنفکران درجه اول فرانسه چپ بودند، همه طرفدار آزادی جهان سوم علیه جهان امپریالیسم بودند. عامل دوم هم که عامل اول را تقویت می‌کرد نظام بسته سیاسی بود. این دو عامل یکدیگر را تقویت می‌کرد و آن شرایط انقلابی را فراهم می‌کردند. امروز این مولفه‌ها یک مقدار تغییر کرده است. اولا امروز گفتمان اصلاحی و تغییرات تدریجی در جریان است. توجه کنید ما الان در دوره‌ای هستیم که رشته‌ای به نام معرفت‌شناسی یا علم‌شناسی بسیار رایج شده است در حالی که آن زمان یک کتاب بود به اسم نظریه شناخت که متعلق به مارکسیست‌ها بود. نکته دوم این است که دانشجویان امروز نه تنها با تجربه روزانه‌ای که دارند با پیامد‌های ایدئولوژی‌گرایی آشنا شده‌اند بلکه از فرایند انقلاب هم آگاه شده‌اند که ما این تجربه را نداشتیم. در دوره دولت‌های نهم و دهم، یکی از آن دو عامل در حال نزدیک شدن به گذشته بود یعنی برخی به سمت ایجاد مانع در حرکت‌های اصلاحی و انتقادی بودند. با حضور دولت اعتدال مقداری داریم از آن فضا فاصله می‌گیریم.

اگر فعالیت‌های جنبش دانشجویی را تبارشناسی کنیم، در آغاز عمل معرفتی فرهنگی برای دانشجویان مقدم بر عمل سیاسی بود و این امر در اساسنامه‌های ابتدایی تشکل‌های دانشجویی کاملا بازتاب داده شده است که تشکیلات برای دفاع از هویت مذهبی دانشجویان تشکیل شده است. این تقدمی که به بحث‌های معرفتی در آن دوره داده می‌شد اقتضای تاریخی آن مقطع بوده است یا اقتضای ذاتی دانشجویان؟

اگر ۶۰-۷۰ سال به کارهای جنبش دانشجویی نگاه کنید، یک کار را همیشه می‌کردند و گویا این کار با مقتضیات دانشجو، مناسبت داشته است. اما برخی اوقات شرایط خاصی در جامعه پیش می‌آمده است که دانشجو از این کارکردش فراتر می‌آمده است و این باعث شده است برخی همین فراتر روی را کار اصلی دانشجو بدانند؛ در حالی که همین کار اولی کار اصلی دانشجو است.

منظورتان از کار اولی چه بود؟

منظورم از کار اول این بود که دانشجو حامل اصلی عرصه نقد و بررسی عمومی است. مثلا دولت از طریق رسانه‌ها و صداوسیما گفتمان را ترویج می‌دهد. دانشجویان هم از طرف دیگر جلسه تشکیل می‌دادند، سمینار می‌گذاشتند و افرادی را دعوت می‌کردند تا از طریق آنها حرف دیگری هم بزنند و از طریق آن، جامعه و سیاست را نقد می‌کردند و این کاربسیار مهمی بود و اساسا به همین جهت بوده است دانشجویان عامل تحول می‌شدند. آنها این تحول را از طریق لشکرکشی پیش نمی‌بردند بلکه از طریق همین نقش انتقادی خود پیش می‌بردند و این نشان می‌دهد که این نقش با کار دانشجو کاملا در تناسب است. به این دلیل که اولا دانشگاه فضای نقد است. ثانیا امکانات نقد کردن وجود دارد.

یکی از اهداف اصلی جنبش دانشجویی دفاع از عرصه عمومی است اما برخی اوقات که موانع سیاسی وجود داشت با جنبشی شدن فضا، دانشجویان پیشقراولان حرکات ملی سیاسی می‌شدند و در آن زمان، حرکات سیاسی تعیین‌کننده بود. به نظر من از سال ۸۰ به بعد یکی از اشتباهاتی که بعضی فعالان دانشجویان انجام دادند، همین بود که هدف اصلی فعالیت دانشجویی را رها کردند و آمدند و می‌خواستند تا جنبش مردمسالارانه ایران را تسریع و رهبری کنند و طرح عبور از خاتمی در همین فضا شکل گرفت. معتقد بودند که «امثال خاتمی قادر نیستند و ما می‌توانیم» که نه تنها نتوانستند درست کنند بلکه همین عرصه نقد و بررسی در دانشگاه‌ها را هم از دست دادند و آنها را به حاشیه بردند. لذا فراموش کردن هدف اصلی حرکت دانشجویی که دفاع از عرصه عمومی، استقلال در دانشگاه‌ها بود، یک خطای بزرگ بود. این هدف موسمی است که دانشجویان از لحاظ ملی سیاسی شوند ولی هدف دایمی، همین دفاع از عرصه نقد و بررسی است. هنوز هم بهترین مصداق برای عرصه عمومی جامعه ایران فضایی است که دانشجوها برای نقد و بررسی درست می‌کنند.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • حراست دانشگاه تهران؛ تلاش برای اخلال در مراسم روز دانشجو
  • دیدار جمعی از دانشجویان با خانواده مجید توکلی در چهارمین سالگرد بازداشت وی
  • احمد شیرزاد: فضای امنیتی هنوز در بسیاری از محیط‌ها باقی مانده است
  • حمله نیروهای بسیجی به مراسم روز دانشجو در دانشگاه امیرکبیر
  • علی شکوری راد: یوسف ما توبه نمی کند/ آن خطیب جمعه که بدون دادگاه حکم اعدام می دهد مسلمان است؟
  • پیام سیدمحمد خاتمی برای روز دانشجو: آزادی زندانیان و رفع‌ حصرها دروازه گذر از فضای امنیتی است
  • در روز دانشجو، دانشگاه سبز شد/ روحانی بر وعده رفع حصر تاکید کرد
  • بیانیه انجمن اسلامی دانشکده جغرافیا پس از بازگشایی دفتر
  • راز پایمردی راست قامتان جنبش سبز
  •  
    آخرین اخبار
  • مشاور ظریف: افراطیون تنها در فضای تند می‌توانند فعالیت كنند
  • حسن روحانی: ایران از حقوق هسته ای خود کوتاه نخواهد آمد
  • خاتمی و ماندلا‏
  • اطلاعیه جبهه مشارکت ایران اسلامی به مناسبت در گذشت نلسون ماندلا
  • وزیر آموزش و پرورش: در تلاشیم فرهنگ امنیتی را به امنیت فرهنگی تبدیل کنیم
  • مادر مجید دری: امیدوارم در دولت جدید شاهد آزادی و حق تحصیل برای همه باشیم
  • حضور احتمالی سید محمد خاتمی در مراسم خاکسپاری ماندلا
  • ۴۴ زندانی سیاسی در پیامی برای درگذشت ماندلا: سرکوبگرى ستم پیشگان او را به سوى انتقام و حبس مخالفان سوق نداد
  • درخواست 20 نماینده از روحانی برای اخراج ظریف از کابینه
  • نامه مولوی عبدالحمید به روحانی در خصوص رسیدگی به وضعیت اعتصاب کنندگان اهل سنت
  • علی جنتی: ممیزی باید بر اساس قانون باشد نه سلیقه های شخصی
  • فاضل موسوی: خطای دولتیان زیر میکروسکوپ و خطای مجلسیان زیر برف!
  • وزیر خارجه: آزمون پایبندی به توافق‌ ژنو آغاز شده
  • اعتصاب کارگران کارخانه "کارتن ایران" در اعتراض به بی توجهی به مطالبات شان‎
  • پدر حسین رونقی: وضعیت فرزندم مناسب نیست
  • میزان افزایش حقوق کارمندان در بودجه ۹۳
  • بازجویی و تهدید چند تن از زرتشتیان توسط وزارت اطلاعات
  • اعتصاب کارگران فصلی «هفت تپه» در اعتراض به نقض حقوق بنیادین کار‎
  • کنایه روزنامه جمهوری اسلامی به نمایندگان و مقایسه با مرتضوی
  • مسعود باستانی به زندان رجایی شهر بازگشت
  •