به روز شده: ۱۱:۵۲ تهران - شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۲

راز پایمردی راست قامتان جنبش سبز

امروز: جمعی از دانشگاهیان همراه جنبش سبز

اکنون بیش "هزار روز" از حبس و حصر همراهان "جنبش سبز" آقایان مهدی کروبی، میرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد می گذرد. "هزار روز" زندگی در حبس و بی ارتباط با دنیای پیرامون زمان کمی نیست و تحمل آن نیز کار آسانی نیست و مسلماً از عهده هر کسی بر نمی آید. حتی تحمل یک روز آن را هم نباید دست کم گرفت چه رسد به "هزار روز". در طول این "هزار روز" بیشترین فشارها و سختی ها را در وهله اول خود محبوسین و در وهله دوم اعضای خانواده و بستگان آنها و سپس یاران و همراهان وفادارشان متحمل شدند. امروزه، بی اطلاعی از محیط اطراف و قطع ارتباط با دیگران در عصری که به "عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات" شهرت یافته است، در زمره بدترین و زجرآورترین شکنجه هایی است که بواسطه آن می توان انسانها را از پای در آورد و آنها را به تسلیم واداشت، آن هم نه انسانهایی خنثی و بی تفاوت و نه انسانهایی منزوی و گوشه گیر بلکه انسانهایی دردمند و حساس نسبت به دردهای جامعه که در خانواده هایی اصیل و تاثیرگذار متولد و پرورش یافته و از همان دوران کودکی اهل معاشرت و روابط اجتماعی بوده و همواره در پویش تحولات جامعه مؤثر و نقش آفرین بوده اند. آیا حبس و حصر چنین انسانهایی آن هم نه یک روز و دو روز و چند روز و نه حتی چند هفته و چند ماه بلکه هزار روز مصداق بارز شکنجه و عذاب روحی و روانی بحساب نمی آید؟ براستی، چه شکنجه ای بدتر از این که انسانهایی را که اساس زندگی آنها بر مبنای تحرک و فعالیت سیاسی قرار گرفته و خود نیز سالها در سطح ملی در مسند مسئولیتهای کلان قرار داشته و بخش قابل توجهی از عمر خویش را چه در دوران جوانی و میانسالی و چه در بزرگسالی صرف مبارزه و تکاپوی سیاسی کرده و یا در حال رتق و فتق امور مملکتی بوده و روزانه با اشخاص و گروههای گوناگون حشر و نشر داشته اند، بیش از هزار روز در قفس محبوس سازند؟

محبوس نگهداشتن چنین انسانهای فعال و کنشگری که عمر خود را نه در انزوا و بی حسی سیاسی بلکه در متن و بطن جامعه و در تعامل و رفت و آمد با دیگران سپری کرده اند، به مراتب سخت تر و طاقت فرساتر از هر شکنجه جسمی و روحی دیگری است که بتوان تصور کرد. البته، این تنها یک بعد (آن هم بعد بسیار کوچکی) از سختیها و فشارهای کمرشکنی است که در چهار سال گذشته سران "جنبش سبز" متحمل گشته اند. سختی حبس و سنگینی حصر ابعادی بسیار فراتر و گسترده تر از این دارد که در جای دیگری باید بدان پرداخت. کافیست فقط شرایط سنی آنها و اقسام ناراحتیها و بیماریهایی را که معمولاً انسانهای دارای سن بیش از چهل سال با آن دست به گریبانند، مد نظر قرار دهیم آنگاه بیشتر می توان به کنه و عمق مسأله پی برد. اگر بیماریهای دیگری را که هر کدام از این محبوسین بدان مبتلایند، در نظر بگیریم (نظیر بیماریهای قلبی و تنفسی که میرحسین موسوی و مهدی کروبی بدان مبتلایند و متأسفانه این روزها اخبار ناخوشایندی از وخامت حال آنها در مطبوعات و رسانه ها منعکس شده است و معلوم نیست چگونه و تحت چه شرایطی درمان می شوند و آیا اساساً درمانی صورت می گیرد یا خیر)، باز هم بیشتر می توان شرایط ناگوار و نگران کننده این عزیزان را درک کرد. خبرهای وحشتناک و تکان دهنده ای که در نامه خانم فاطمه کروبی خطاب به رئیس جمهور آمده است، حاکی از شدت اقدامات غیراخلاقی و غیرانسانی است که در این مدت بر محصورین رفته است. آنچنانکه می نویسد: «آیت الله کروبی علیرغم ادعای حکومت در مکانی بدون دسترسی به نور و هوای آزاد محصور شده و وضعیت جسمی شان به گواه پزشک دستگاه امنیتی بخاطر محرومیت از نور و هوای آزاد به شدت آسیب دیده است».

امروزه "دسترسی به نور و هوای آزاد" جزو بدیهی ترین حقوق شهروندی یک زندانی است و وقتی چنین حقوقی که مستقیما به سلامتی و ادامه حیات یک انسان ارتباط دارد بدین راحتی پایمال می گردد تکلیف سایر حقوق آنها روشن است و لذا، همین یک عبارت به تنهایی کافیست تا وضعیت وخیم و نگران کننده محصورین را هم به لحاظ جسمی و بدنی و هم مهم تر از آن به لحاظ روحی و روانی دریابیم. افزون بر این، باید توجه داشت که در طی این مدت انواع شیوه های پلیسی و کارآگاهی برای تسلیم شدن همراهان "جنبش سبز" و واداشتن آنها به توبه و انابه بکار گرفته شد؛ از تهدیدهای هولناک و مخوف جانی و حیثیتی گرفته تا تطمیع و تزویرهای گوناگون و تا دادن اطلاعات غلط و انحرافی از تحولات داخلی و بین المللی برای پشیمان ساختن آنها و به اعترافات نمایشی کشاندن شان در برنامه های فرمایشی تلویزیونی و تا مزاحمت ها و مشکلات متعددی که برای اعضای خانواده آنها و بستگان نزدیک شان و حتی همسایگانشان ایجاد کردند. در این خصوص هم می توان به نامه خانم کروبی استناد کرد. آنجا که می گوید: «همزمان با میلاد رسول رحمت (ص) بیش از شصت نیروی امنیتی به منزل یورش آوردند و در این یورش بدیهی ترین مسائل انسانی و شرعی را در تفتیش رعایت نکردند و برخلاف ساواک که تنها بدنبال اسناد مهم و معتبر بود، به استثنای اثاثیه هر آنچه در منزل بود با خود بردند. با تصرف اموال سایر شرکاء، آپارتمان را به زندانی تبدیل کردند که قانون گذار و مجری اش زندانبانانی بودند که نه از شرع چیزی می فهمیدند و نه از قانون. آنان با تصرف مجتمع مسکونی، اموال سایر شرکاء را ضبط و آنان را از اعمال حقوق مالکانه و انتفاع از ملک خود محروم کردند و خود به جای مالکان از اموال مورد تصرف منتفع شدند».

اقتدارگرایان تمامیت خواه که در تضییع حقوق شهروندی گوی سبقت را از ساواک و دستگاههای امنیتی رژیم طاغوت ربوده و به رکورد جدیدی دست یافتند در طی این "هزار روز" بر پایه "اصل هدف وسیله را توجیه می کند" از هر گونه روش غیراخلاقی و غیرانسانی آن هم به بدترین شیوه ممکن برای اظهار ندامت و پشیمانی محبوسین استفاده کردند تا بلکه بتوانند آنها را به مهره هایی سوخته و بی خاصیت مبدل سازند و آنگاه خود با خیالی آسوده چند صباحی بیشتر بر اریکه قدرت و در واقع بر گرده این ملت مظلوم تکیه زنند و در میدانی خالی از رقیب به ترکتازی و یکه تازی خود ادامه دهند. ولی محاسبات آنها اشتباه بود چرا که قیاس به نفس کردند و فکر می کردند با چنین فشارها و روشهایی در طی مدت زمانی کوتاه می توانند همراهان جنبش سبز ملت ایران را غافلگیر و تسلیم سازند! اما به خطا رفتند و این نوع محاسبات از ناآگاهی اقتدارگرایان و نشناختن اندیشه و اراده سران و همراهان جنبش سبز حکایت می کند؛ چرا که آنها سرمست قدرت اند و همین سرمستی است که آنها را به چنان مهلکه ای کشانده که هم خود و هم ملتی به عظمت ملت ایران را به لبه پرتگاه سقوط رساندند.

اما، آنها نه تنها از این روشهای ماکیاولیستی و استالینیستی نتیجه ای نگرفتند که هر بار با اراده پولادین و مقاومی مواجه شدند که امکان کوچکترین رخنه ای در آن نیافتند و هر بار پیامی محکم تر و قاطع تر از پیش از سوی این راست قامتان تاریخ دریافتند و محبور شدند با بزدلی و سرافکندگی عقب نشینی کنند. مسلما صحنه این رویارویی هرگزاز صفحه تاریخ این دیار پاک نخواهد شد؛ صحنه ای که در آن نوعی صف آرایی سیاسی و به یادماندنی شکل گرفته است و قطعاً این صحنه توسط آیندگان بهتر از این ترسیم و به تصویر کشیده خواهد شد و در آن حبس کنندگان در ردیف محکومان و محبوسین در زمره راست قامتان تاریخ قرار خواهند گرفت. بدون تردید، دیر یا زود روزهایی خواهد آمد که نسل اندر نسل ایرانی به بازخوانی و واکاوی این صحنه خواهند پرداخت و بمراتب بیش از نسل آگاه امروز به وجود چنین انسانهای فرهیخته و غیرتمندی افتخار کرده و به تجلیل و تکریم آنها مبادرت خواهند کرد و به همین میزان نیز رفتارهای پلید و ناجوانمردانه اقتدارگرایان را سرزنش کرده و با تمام وجود بیزاری و انزجار خود را از آن اعلام خواهند داشت. کما اینکه همین امروز هم ملت ایران همین گونه قضاوت می کند و تاکنون در هر شرایطی که امکان و مجال اظهارنظر یافته، نیز به همین شکل "نه" اعتراضی خود را با صدای رسا به اقتدارگرایان اعلام کرده است. انتخابات خرداد ۹۲ و حرکتهای خودجوش مردمی در روزهای پس از آن چه در تهران و چه در شهرهای سراسر کشور و حتی در روستاهای دور افتاده آخرین مجالی بود که اکثریت قاطع مردم این سرزمین همین قضاوت را ابراز نموده و با حضور چشمگیر خود در فضاهای عمومی که همراه با عکس و پوستر همراهان محبوسشان بوده و با شعارهای اعتراضی مطالبات خویش و در رأس این مطالبات رهایی محبوسین را مطرح و از این رهگذر اراده عمومی و قدرت ملی خویش را به نمایش گذاشتند و بار دگر نشان دادند که اگر متحد و یکپارچه باشند هیچ قدرتی را یارای مقاومت در مقابل قدرت مردم نیست.

براستی، آیا برای یک ملت افتخاری بالاتر از این هست که چنین انسانهای شریف و وارسته ای را تربیت کند که همچون کوهی استوار در برابر مشکلات و ناملایمات بایستند و در راه دفاع از آرمانهای تاریخی ملت خویش بدون کمترین چشمداشتی هستی خود را در طبق اخلاص گذارند و حاضر به کوچکترین کرنش و یا تسلیمی در قبال قدرتمداران و زراندوزان نگردند. این همه پایداری و استقامت در برابر فشارها و اینگونه صبر و تحمل بر مصائب را چگونه می توان تحلیل کرد؟ عامل اصلی این پایمردی چیست؟

واضح است که این عامل هر چه باشد نمی تواند عاملی مادی یا دنیوی باشد. نه انگیزه قدرت طلبی و نه اشتهای ثروت اندوزی و نه هیچ انگیزه مادی دیگری هرگز قادر نیست چنین استقامتی را برانگیزاند. نه کسب نام و آوازه و نه اشتیاق به جاه و شهرت و نه لجاجت و سماجت نیز هیچ کدام نمی تواند چنین نیروی مستحکم و خستگی ناپذیری را بوجود آورد؛ نیرویی که با اتکاء بدان حاضر باشند آسایش و آرامش را از خود و فرزندان سلب و از به خطر افتادن جان و مال و تمامی هستی خویش کمترین هراسی به دل راه ندهند و آنچنان چهره در چهره مرگ بدوزند که هر آن آماده جانبازی و فداکاری در راه آرمانهای والای انسانی و انقلابی باشند و لحظه ای از عهدی که با خدای خود و از پیمانی که با ملت خویش بستند کوتاه نیایند. آنها در عمل ثابت کردند که بر سر عهد و پیمان خود ایستاده اند و در این وادی نه اهل معامله و مجامله اند و نه اهل تعصب و جزم اندیشی بلکه اهل صبر و استقامتند و به آیین منطق و آداب گفت و گو پایبندند و اهل مشورت و تأمل بوده و به خرد جمعی متعهدند.

زندگی ساده و بی آلایش اما صمیمی و شیرین میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در طول بیش از نیم قرن و مقاومت شگفت انگیز و سرافرازانه شان در هزار روز حبس خانگی بهترین و روشن ترین دلیل این مدعاست. تواضع و فروتنی آنها در تمام مراحل زندگانی و بی اعتنایی شان به زخارف دنیوی و بی رغبتی و بی میلی به قدرت و شهرت زبانزد عام و خاص است. در میان تمام شخصیت های سیاسی دوران انقلاب اسلامی و بویژه از دهه دوم حاکمیت نظام جمهوری اسلامی به بعد مهندس موسوی بیش از همه نماد ساده زیستی و طرفداری از مستضعفان و پابرهنگان بشمار می آید و در دفاع عقلایی و منطقی از مقوله عدالت اجتماعی نیز شاخص ترین و سرشناس ترین چهره می باشد. از این منظر می توان وی را رهرو راستین مشی و مرام شخصیت هایی همچون امام خمینی و دکتر شریعتی و شهید بهشتی و شهید رجایی قلمداد کرد؛ آنانکه بیش از همه در پی زدودن فقر و محرومیت و ریشه کن کردن تبعیض و نابرابری از این سرزمین بودند و هدف اصلی شان از انقلاب اسلامی نه جابجایی ثروت و قدرت از دست عده ای به عده ای دیگر بلکه ایجاد برابری و عدالت اجتماعی و تامین کرامت انسانی و حفظ عزت و استقلال همه شهروندان بود. هیچکدام از اینان تصور نمی کردند که امروزه و در حالیکه بیش از سه دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد فقر جانکاه بخش عمده ای از ملت ایران را به ستوه آورد و نابرابری و تبعیض و فاصله طبقاتی هر روز بیشتر و بیشتر گردد و هیچ فریادرسی هم نباشد و از طرفی منادیان راستین عدالت اجتماعی و مدافعان حقیقی اقشار مستضعف و محروم نیز همچنان در حبس و حصر نگه داشته شود.

سران جنبش سبز نه در هنگام فراز و زمانی که بر کرسی های حاکمیتی تکیه داشتند "مست" و مغرور گشتند و نه در هنگام فرود و زمانی که برکنار از هر مسند و منصبی بودند "پست" شدند. آنها از کسانی نیستند که در محراب و منبر"جلوه ها کنند" ولی چون به خلوت روند "آن کار دیگر" کنند. آنها همراه مردمند و در پی خدمت گذاری به ملت؛ و تکیه گاه آنها نه طبقات اشرافی و مرفهان بی درد بلکه توده مردم و بخصوص اقشار ضعیف و آسیب پذیر است و این درسی است که از مولای خود امام علی(ع) آموختند. آنجا که به فرمانداران و والیان خود هشدار می دهد که مبادا به خواصی دل ببندید که فقط در پی منافع خویشند و خیلی زود کمک ها و خدمات دیگران را به باد فراموشی می سپارند و به محض تأمین منافع شخصی و گروهی خود پشت شما را خالی می کنند ولی توده مردم هم استحقاق خدمتگزاری دارند و هم سپاسگزار و قدردان هر خدمتی هستند و در مواقع بحرانی نیز شما را تنها نمی گذارند. همچنین، همراهان جنبش سبز در عمل نشان دادند که به پیروی از سیره امام علی(ع) قدرت را نیز صرفاً برای خدمت به خلق خدا و احقاق حق مظلومین می خواهند و بس، وگرنه قدرت و حکومت فی نفسه از عطسه یک بز و یا از یک کفش کهنه و وصله زده پست تر و بی ارزش تر است. با استفاده از سخن معروف شهید بهشتی می توان به درستی ادعا کرد که آنها "شیفتگان خدمتند نه تشنگان قدرت". آنها تا به امروز زندگی شرافتمندانه ای را پشت سر گذاشتند. لذا، برای آنها که سرد و گرم روزگار را چشیده و در فراز و فرود زندگی امتحان خود را بخوبی پس داده و همواره از آزمونهای دشوار سربلند و سرافراز بیرون آمده اند هیچ کدام از عوامل و انگیزه های مادی فوق نمی تواند مؤثر افتد و آنها را در برابر این همه مشقت و گرفتاری مقاوم سازد. هیچ انگیزه پست دنیوی قادر نیست توجیه گر چنین استقامت تاریخ سازی باشد.

پرواضح است که باید راز پایمردی و استقامت سران جنبش سبز را در طول هزار روز حبس و حصر خانگی در عامل یا عوامل دیگری جستجو کرد. به زعم ما، مهمترین عاملی که می تواند این همه صبر و استقامت را و این گونه پایمردی و شکیبایی را آن هم در این مدت زمان طولانی توجیه و تبیین کند، چیزی جز ایمان به خدای یکتا و یقین قلبی و درونی نیست. "وجدان بیدار" و آگاهی و اعتقاد راسخ آنها به اسلام رحمانی و پایبندی عمیق به آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی و اطمینان باطنی به درستی راهی که بدین منظور انتخاب کرده اند مهمترین تکیه گاه و قویترین نیروی محرکه ایست که آنها را همچنان استوار و ثابت قدم نگهداشته است. ایمان دینی و آگاهی عمیق است که به انسان روح امید و توان مقابله با سختی ها و تنگناها را می دهد و همین امر است که همراهان جنبش سبز را بر صراط مستقیم و در مسیر عدالت و انصاف پایدار ساخته است. این نکته ای است که در قرآن کریم به بهترین وجه بدان تصریح و تأکید شده است. آنجا که می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ.

به تعبیر قرآن، همین ایمان دینی است که هم ترس و خوف را از آنها دور می سازد و هم اندوه و نگرانی را. از سوی دیگر، دامن پاک و پیراسته آنها از هرگونه آلودگی (اعم از مالی و اخلاقی و ...) نقطه قوت دیگری است که برخاسته از همین ایمان و اعتقاد قلبی آنهاست که موجب سرافرازی و برتری آنها نسبت به اقتدارگرایان ناپاک و آلوده ای است که بعضاً در منجلابی از آلودگیها گرفتار شده اند. چرا که از قدیم گفته اند آنکه از حساب پاک است از محاسبه چه باک!. امروز همراهان محبوس جنبش سبز مصداق روشن این قول حکیمانه بشمار می آیند و بدلیل کارنامه پاک و درخشان خویش خصم ظالم و یاور مظلومند. آنها به همان میزان که در مقابل تمامت خواهان و چپاولگران بیت المال و غاصبان حقوق شهروندی ملت ایران سرسختانه ایستاده اند، در برابر مستضعفان و مظلومان ملایم و نرمخو بوده و با احترام فراوان به آنها نگریسته اند. اینها همه نشانگر آثار و نتایج همان ایمان دینی است و راز پایمردی و استقامت آنها نیز در همین ایمان نهفته است.




-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها: جنبش دانشجویی فضای تضارب آرا را در دانشگاه طلب کند
  • وزیر علوم احمدی نژاد: پایگاه فتنه دانشگاه است، باید از حضورشان جلوگیری کنیم
  • فاضل میبدی: اخراج و محروم کردن دانشجویان و اساتید از تحصیل و تدریس خیانت به کشور است
  • شورای احیای ۴۰ انجمن اسلامی: نگاه امنیتی به دانشگاه و بدعت های زشت ۸ سال گذشته رفع شود
  • نماینده مردم ارومیه: ۱۶ آذر آغاز بلوغ عقلانیت است
  • شورای هماهنگی راه سبز امید: دانشگاهیان در نقد و بررسی منشور حقوق شهروندی مسئولانه مشارکت کنند
  • پیام چهار فعال سابق دانشجویى از اوین: دانشجو زبان صریح نقد قدرت تمامیت خواه است که در کام نمى ماند
  • حسین مرعشی در همایش آینده سیاسی ایران: امیدواریم حصر پایان یابد/ الهه کولایی: انتخابات ریاست جمهوری اوج بلوغ سیاسی ایرانیان بود
  • پیام آیت الله بیات به همایش جوانان و آینده سیاسی: از خدا می خواهم شرایط آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر فراهم شود
  •  
    آخرین اخبار
  • روزی که میرحسین از حق شخصی خود گذشت
  • گرامیداشت روز دانشجو؛ امروز در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران
  • ادامه حمله افراطیون به مردم؛ احمد خاتمی در خطبه اول نماز جمعه از انصاف گفت؛ خطبه دوم بی عدالتی و کینه توزی کرد
  • وزیر ارشاد احمدی نژاد: محمدعلی رامین را برای برخورد قاطع با مطبوعات انتخاب کردیم
  • آذر منصوری: اگر دولت به وعده هایش عمل کند، شکاف اصولگرایان بیشتر می شود
  • عراقچی: به آینده مذاکرات با ۱+۵ خوشبینم
  • نماینده یزد: نمایندگان پاسخ دهند چرا پول گرفته‌اند و کجا خرج کرده‌اند؟
  • یازدهم دیماه؛ دادگاه دوم مریم شفیع پور
  • یک حقوقدان: مواد منشور در قانون اساسی وجود دارد، فکری برای ضمانت اجرای آن‌ها شود
  • روزنامه جمهوری اسلامی: اسامی ۳۷ نماینده‌ای که از سعید مرتضوی پول گرفتند منتشر کنید
  • ادعای ایرانی روس ها: زندانی سیاسی نداریم
  • همسر مهرداد سرجویی: انتظار عبور از افراطی گریهای گذشته را داریم
  • صادق زیباکلام: مشکلات کشور نیاز به مناظره ندارد
  • واکنش خانواده های زندانیان سیاسی به اظهارات صادق لاریجانی: دروغ بزرگی گفته‌اید
  • سیدمحمد خاتمی: ماندلا نمی‌میرد
  • کاهش ۱۰ درصدی قیمت نهاده‌های دامی/پیش بینی می شود کاهش قیمت ادامه یابد
  • نلسون ماندلا درگذشت
  • ابتلای بیش از ۷۰ هزار ایرانی به سرطان در سال
  • پروفسور کاظم معتمدنژاد درگذشت
  • منشور حقوق شهروندی روحانی و طرح کروبى براى معاونت حقوق بشر ریاست جمهورى
  •