به روز شده: ۱۰:۲۶ تهران - سه شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۲

۴ سال پس از میرحسین؛ در«فرهنگستان هنر» چه می‌گذرد

امروز: در طول قریب به دو ماه گذشته، چندین نامه ازسوی علی معلم، رئیس فرهنگستان منتشر شده است. نامه هایی که به قول خودش روی بر خاصان داشته وبا متنی سنگین و به سبک نگارش مستغلق، به نهادها و سازمانهای مرتبط نوشته شده اند، اما از قرار معلوم، و از آنجا که علی رغم تقاضاهای مکرر، پاسخی در خور نیافته است لذا چاره کار را در انتشار نامه های پی در پی در رسانه ها یافته است.
به گزارش کلمه، به دنبال این نامه پراکنی ها و محتوای آنها و با توجه به عملکرد وی در حوزه مدیریتی فرهنگستان هنر، سوالاتی از سوی جمعی از هنرمندان و کارمندان فرهنگستان هنر مطرح گردیده است که درپی می آید:
اکنون قریب چهار سال از ریاست علی معلم بر فرهنگستان هنر گذشته است. برای هرکسی که متن نامه ها و نیز فعالیت های جهت دار ماه های اخیر صورت گرفته در فرهنگستان را زیر نظر دارد، این سوال مطرح است که چرا در اثنای تمام شدن دوره چهار ساله، تازه به فکر تبیین رخنه های فرهنگی افتاده و ایشان دلسوزیش را به نحوی عیان می کند که گویی ، غیر از او کسی راه را از چاه تشخیص نمی دهد، بهتر نیست بجای این دلسوزی های شاعرانه و در خواست های از موضع ضعف ، برای ابقا در جایگاه ریاست، پرونده عمل خویش را نزد خواص وعوام بگشاید وبگوید در این چهار سال گذشته در فرهنگستان چه کرده یا به دیگر سخن بر سر این فرهنگستان چه آورده است؟ بقول سعدی: دو صد گفته چون نیم کردار نیست.

بی‌شک اگر او را نگرانی عملکرد این سالها و رفتارش در برابر خواست کلی جامعه و نیز مطالبات تخصصی هنرمندان نبود مجبور به مجیز گویی نمی‌شد چنانکه در نامه سرگشاده ای منتشر شده در فارس نیوز این گونه بگوید:

این سخن را روی در خاصان و عام است. خصوصاً آنکه خاص الخواص است و آنانکه در پایگاه کار فرمایند تا چه پیش آید.او در هرچه فرماید و کند مصلحت مردمان نگاهدارد تا به صلاح آید آنچه به افراط و تفریط بگشته است آخر در این روزگار چه بسیارند آنها که سودشان در زیان خلق است و سلامتشان موقوف بیماری مردمانی از جنس ماست.( اینجا)

در یاد داشت اخیری که ایشان نگاشته است امید به توبه و رستگاری دیگران را درقالب شعری بیان نموده است. روی این سخن با چه کسانیست با هنرمندانی که همراه خواستها و حیات فرهنگی جامعه خودند؟ یا او سوار برموج جدید راه افتاده تا با تمسک به افکار تند روانی که در خفا آنها را مورد تمسخر قرار می دهد برای ابقا، یا دور بودن از خطر بازرسی سابقه ریاستش و مشکلات متعددی که برخلاف دوره پاک قبل از خود فراهم آورده است، ریاست پیشین فرهنگستان را نشانه رود؟ چنین نگاشتنی شائبه وعده ای در پس پرده را برای مخاطبین مطلع فراهم می آورد و نیز اینکه بر ایشان چه امری موجه و مشتبه شده که در مسند قضاوت برای دیگران، خط و رسم فلاح ورستگاری و توبه ترسیم می نمایند وبه هر قیمتی برای باقی ماندن ، آسمان را به ریسمان می بافند :

«شما به فتنه گری کام خویش می جویید
اگر به نیت احیاست یک قیام بس است
خدای را به آغوش خلق باز آیید
فلاح و توبه مهیاست والسلام بس است »
او در ادامه علت این گونه سخن گفتنش را هم شرح داده است که بیطرف بودن در دعوای بین دو گروه مسلمان باطل است و وارد شدن به این منش را هم مطابق رفتار امام حسین دانسته است! ( اینجا)

واما بعد:
آنچه بایسته وشایسته بود نه به اندک ، که به کرّات گفته ونوشته شده است، این نگاشته نیز جز روشنگری، سودایی در سر ندارد واز باب معرفت مردم پرسش هایی را مطرح می کند. باشد که ان شا الله میزان، عمل و این امانت به اهلش واگذار شود.
یک: آقای علی معلم فرهنگستان را در اوج پویایی و موفقیت در حالی تحویل گرفت که مرجعی صاحب اعتبار در فضای هنری کشور بود. درآن زمان هم نیروهایش با تجربه بودند و هم ساختمان هایش تازه و نوساز بود. مدیریت جدید مدیران و نیروهای با تجربه اش را تار و مار کرد و بجای شان کسانی گمارد که نه شان علمی و نه نسبتی با فرهنگستان هنر داشتند. از همین روی، عمر مدیرانی که منصوب شدند چند ماهی بیش نمی پائید و بطور مکرر یکی بعد از دیگری، یا عزل شده و یا اخراج می شدند. از همین روی کارکنان فرهنگستان هنر دریافتند که متاسفانه رویه کاری ایشان، مبتنی بر شک و تهمت اتهام به طرق مختلف به همه نیروها حتی آن هاییست که چندی قبل تر توسط خود با انواع القاب و تعاریف ستوده شده بوده یا منصوب شده بودند. پیامد چنین رویکردی ایجاد فضای بدبینی و نفاق گونه حاضر بر فرهنگستان است که بر هنرمندان و کارمندان فضایی تنگ و نا مناسب فراهم آورده است. عدم تمایل بسیاری از هنرمندان به ارتباط با فرهنگستان یا کاهش تعاملات فضای هنری از فرهنگستان نیز ما حصل چنین شرایطی ست.
- در باره ساختمانها مشکل به گونه ای دیگر خود را نشان می دهد سوال اینجاست که با مرکز فرهنگی و هنری آسمان در زعفرانیه چه رفتاری شد؟ چه ضرورتی داشت که سالن ها، گالریها و همچنین تاسیسات گرانبهای این مرکز را به بهانه تغییر کاربری تخریب و تبدیل به ویرانه کرده و میلیاردها تومان پول بیت المال بدون علت خرج شود و سرانجام در زیانی آشکار ناچار شوند مجددا باز با خرجی کلان آن ها را به حالت اولیه اش برگردانند. اینهمه موجب چهار سال تعطیلی و تخریب سرمایه هنگفت این ساختمان ها شد. سوای این زیان مالی آیا چهار سال تعطیلی برنامه های این مرکز فرهنگی ، خود خسارت کمی نیست؟!
- پس از انتخاب ایشان به ریاست فرهنگستان هنر مجوز تعطیلی دو موسسه مهم صبا و موسسه انتشارت متن توسط جناب آقای علی معلم صادر شد اما به اصرار معدود مدیران قدیمی، از این تصمیم شبهه برانگیز، صرف نظر گردید. اگر عملکرد همین دو موسسه باقی مانده از سالهای پیشین است نبود که امروز فرهنگستان چه چیزی برای عرضه داشت؟
دوم: قراردادهای عجیب با هزینه ها و ارقام هنگفت که هر پژوهشگر هنری می داند که این ارقام برای چنین پژوهشهایی دارای مشکل می باشد و نیز قرارداد هایی ما بین مسئولین منصوب علی معلم با فرهنگستان از جمله معاونت پژوهشی علی معلم در سال ۹۱ که در حین انجام وظیفه بیش از یک میلیارد تومان آنهم بدون ناظر علمی قرارداد بسته بود. سوای اصل این قرار داد، چه کار گروه و چه کارشناسی ، ضرورت چنین پژوهشی را تجویز کرده بود که اکنون کتابهایش در انبار است و خریداری ندارند( نمونه آن در اسناد زیر قابل مشاهده است).

از این موارد کم نیستند که قراردادهای باارقام کلان بدون کارشناسی یا کارشناسی شبهه‌ناک صورت گرفته است که اسناد آن همگی در دست است و بخشی از آنهم البته ازسیستم شبکه داخلی فرهنگستان به طرز عجیبی پاک شده است.
سوم: ایشان که امروز دم از بیداری و حضور هنرمندان می زنند چرا همین هنرمندان را با خانه خودشان یعنی فرهنگستان هنر بیگانه کرده اند؟ آیا به دستور ایشان نبود که گروههای تخصصی با همه اهمیت و جایگاهی که داشتند تعطیل شد؟ بنابرهمین وضعیت است که برخلاف سالهای شکوفایی و نام آوری فرهنگستان تا کنون حتی یک جلسه اعضای پیوسته که متشکل از نخبگان و بزرگان هنر این کشور هستند تشکیل نشده است.

چهارم: پنج مجله تخصصی و نام آور فرهنگستان تعطیل شد و آقای علی معلم در صحبتی عجیب در ابتدای مدیریت شان گفته بودند خمیر کردن مجلات منتشره بهتر از انتشار آنهاست. این در حالیست که به باور متخصصین و اندیشمندان هنری هر پنج مجله دارای کیفیت ویژه تخصصی بودند و موجب اشتیاق فراوان اساتید و دانشجویان هنری در تولیدات فکری و عملکردی هنری می شدند، ایشان که چنین حکمی صادر کرده اند لابد جایگزین بهتری در نظر گرفته بودند . پس چرا از آن زمان تا کنون یک مجله تخصصی منتشر نشده است ؟
پنجم: به دستور آقای علی معلم هزینه های زیادی صرف ساختن یک استودیو در طبقه پنجم ساختمان ستادی و مرکزی فرهنگستان شده است. براستی چه ضرورتی وجود داشت که چنین مرکزی با این همه هزینه در ساختمانی که مناسب این کار نبود ساخته شود و بعدهم بلا استفاده بماند. آیا برای ضبط کردن چند برنامه از آقای علی معلم ، صرف اینهمه هزینه روا بود ؟
ششم: تمام برنامه های منظم بین المللی مانند دو سالانه های عکس و پوستر، کاریکاتور، خوشنویسی و... تعطیل و همچنین تمام همایش های علمی و پژوهشی بین المللی نیز در کنار همایش های ملی سراسری مانند مکتب اصفهان ، مکتب شیراز که موجب نشاطی چشمگیر در بین هنرمندان و فضاهای علمی هنری بود به امر علی معلم که اعتقادی به هیچ گونه از این فعالیت ها نداشت تعطیل گردید. در حالی این امر صورت گرفت که فقط برای همایش مکتب اول تهران ( قاجار) قریب به دویست کتاب در حوزه های مختلف تعریف و پاره ای از آنها در دست اجرا و پنجاه جلد آماده چاپ بودند.
هفتم : یکی از دلایل اعتبار یک مرکز فرهنگی هنری به گنجینه علمی و آثار هنریست که از آن خود دارد. گنجینه فرهنگستان هنر در دوره ریاست مهندس موسوی با حسن نظر ایشان و مدیریت عالی منابع حقیقتاً محدود مالی با خرید آثار متعددی از هنرمندان گذشته و معاصر، تبدیل به یکی از غنی ترین گنجینه های معتبر در سطح بین المللی شد، اما دوره ریاست جدید با توجه به اینکه بودجه بیشتری در اختیار داشته که بر حسب ارقام و اعداد تقریبا یک و نیم برابر بودجه های قبلی بوده است ، نه تنها هیچ اثری به این گنجینه اضافه نشد بلکه معاون و مشاور ایشان در بازدید از این گنجینه که شامل آثاری از هنرمندان نامدار و با جایگاه بلند داخلی و بین المللی قرن اخیرند گفته بود این آثار بی ارزش هستند و پیشنهاد فروش آنها را داده بودند.
این پرسش ها و بسیار پرسشهای دیگر همچنان پا برجاست. اهالی فرهنگ و هنر، بیش از اینکه به چنین نامه هایی توجه کنند به عملکرد و کردار افراد می نگرند آنها دوره سرشار از فعالیت و سرزندگی پیشین را با این دوره مقایسه کرده و از خود می پرسند چرا در ۴ ساله اخیر مرجعیت علمی فرهنگستان هنر به حد یک فرهنگسرا تنزل پیدا کرده است .



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • گزارش روحانی؛ مهر تایید بر هشدارهای میرحسین موسوی
  • برادران بسیجی میرحسین کجا هستند؟
  • میرحسین موسوی: آنها مرا می شناسند و می دانند که با هیچ فشاری سفید را سیاه نمی بینم
  • ملاقات با موسوی و رهنورد؛ میرحسین مستند صداوسیما را دیده است
  • دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با والدین خود دیدار کردند
  • احمد شیرزاد: میرحسین به شدت حامی کارگران بود/ تقدیس قانون کار مانع حرکت کارگران شده است
  • درباره سخنان منبع آگاه وزارت اطلاعات؛ مشاور میرحسین: از دولت جدید انتظار می‌رود اعمال ناشایست توجیه نشود
  • حضور چند ساعته میرحسین در یک کلینیک برای چکاپ پزشکی در حضور ماموران امنیتی و با نظارت پزشکان معتمد
  • مهدی طائب: هرگز مقبولیت امام به اندازه رهبری نبود/ میرحسین رسما در مقابل امام ایستادگی می کرد
  •  
    آخرین اخبار
  • نامه شدید اللحن 1079 استاد معترض به نماینده هتاک +اسامی
  • تلاش نزدیکان سعید مرتضوی برای سانسور گزارش تحقیق و تفحص
  • عبدالله نوری: به خواسته‌ها درباره زندانیان سیاسی و رفع حصر برای ایجاد همدلی بیشتر، جدی‌تری نگاه شود
  • محسنی اژه‌ای: نهایت ارفاق را با فتنه گران کردیم، شاید کوتاهی کردیم!
  • تجمع اعتراضی کارگران مخابرات روستایی همدان‎ و نی‌بر کارون‌
  • پلیس امنیت در بیمارستان؛ تلاش برای ترخیص اجباری دراویش زندانی از بیمارستان‎
  • انتقال پایتخت سیاسی از تهران، هزینه‌بر و تمرکز سیاسیون در یک منطقه خطرناک است
  • لغو پاداش‌های میلیاردی به مدیران تامین اجتماعی‎
  • چراغ‌های تحریریه «نشاط» خاموش شد
  • تلاش یک نماینده مجلس برای دریافت وام ۱۲۰ میلیاردی
  • نسل چهارم مواد مخدر صنعتی در راه است
  • دکتر محمد هاشمی: تعبیر «ولی فقیه فراتر از قانون اساسی» خلاف قانون و غیرعقلایی است
  • تجمع کارگران مجتمع گاز پارس جنوبی در اعتراض به کاهش مزد
  • کنار گذاشتن بنیاد مستضعفان و قرارگاه خاتم‌الانبیا از آزادراه شمال
  • انتقاد فرمانده نیروی انتظامی از حضور مسئولان در فیس بوک
  • دلارهای نفتی ایران در کدام کشورها مسدود شده؟
  • اولین واکنش فرمانده سپاه به توافق ژنو
  • شجاعت پذیرش مسوولیت را داشته باشید
  • وال استریت ژورنال: توافق ژنو باب معامله با تاجران را گشوده است
  • وضعیت منابع آب قرمز شد
  •