به روز شده: ۱۰:۳۲ تهران - چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۲

رفع حصر خانگی و رهایی حصرشدگان؛ بخشش مجرمان یا احقاق حق مظلومان؟

امروز: این روزها پیرامون موضوع آزادی زندانیان سیاسی و شکستن حصر رهبران "جنبش سبز" مباحث و تحلیل های گوناگونی در فضای رسانه ای کشور، به ویژه در رسانه های مجازی مطرح شده است. نفس این امر طبیعی است و قابل انتظار، زیرا جو نسبتاً امیدبخش پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۴ خرداد ۹۲ تا حدودی زمینه را برای طرح این گونه مباحث و اساساً فضا را برای بازخوانی و واکاوی مطالبات سیاسی و اجتماعی ملت ایران فراهم ساخت. اگر چه باید به یاد داشت که انتخابات ۹۲ و فضای پس از آن خود حاصل و بازتاب بخشی از این مطالبات است و در واقع اگر اعتراضات بعد از انتخابات خرداد ۸۸ و حبس ها و حصرهای پس از آن نبود و اگر تحمل مشقات سنگین و پرداخت هزینه های طاقت فرسای معترضان و زندانیان سیاسی و خانواده های آنان در چهار سال گذشته نبود هرگز معلوم نبود که حاکمیت یکدست و یکپارچه اقتدارگرایان تن به چنین انتخاباتی دهد و یا اجازه دهد در فضای یخ زده و منجمد سیاسی حاکم رخنه ای ایجاد شود.

پایبندی و ایستادگی مثال زدنی رهبران جنبش سبز بر مواضع بحق این جنبش و همدلی و همراهی عمیق آنها با مردم در تمامی مراحل جنبش و مقاومت ستودنی سایر زندانیان سیاسی و بالاخره خواست و اراده ملت بر همه موانع فایق آمد و به رغم اراده صاحبان زر و زور و تزویر، سرنوشت دیگری برای ملت مظلوم ایران رقم زده شد و فضای جدیدی به وجود آمد و بار دیگر ثابت شد که بنا به تعبیر قرآن کریم، ان مع العسر یسرا (۱) و یا به تعبیر دیگر، ان الله لا یغیر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم(۲).

آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی در ماه های اخیر مولود و محصول همین فضا و برخاسته از مطالبات ملی و آزادیخواهانه ملت ایران است، اما این فضا نیز بستر مناسبی بود تا بار دیگر مطالبات تاریخی و انباشته شده ملت در رسانه های ارتباط جمعی به بحث گذاشته شوند. مصداق و گواه روشن این امر، جشن و سرور مردم در روزهای پس از انتخابات در سراسر کشور و شادی و شتیاق آنها برای آزادی زندانیان سیاسی، بویژه شکستن حبس و حصر موسوی و کروبی و رهنورد بود که با در دست داشتن عکس و پوستر آنها در قالب شعارهایی از قبیل "روحانی یادت باشه، موسوی باید باشه" ابراز می شد. امروزه، بر همه مردم حق طلب و آزادیخواه ایران و خصوصا بر شخص رئیس جمهور و دولتمردان و همکاران او فرض است که قدر این فرصت را و ارزش زحمات و تلاش های زمینه سازان واقعی آن را بدانند و با آگاهی از هزینه های سنگین پرداخت شده در این راه و با وقوف بر موانع و ناهمواری های مسیر، از آن پاسداری و بهره برداری شایسته کنند و خصوصا آنرا از خطر هولناک مصادره شدن محفوظ نگهدارند و بالاخص همگان مراقب باشند که به رغم همه مشکلات و معضلات موجود و مبتلابه کشور در داخل و خارج، به هیچ وجه رهایی حصرشدگان و آزادی زندانیان دربند از اولویت نخست خارج نشود.

مجموع اینها باعث امیدواری مردم و ایجاد گشایشی نسبی در فضای بسته و غبارآلودی بود که از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ بر کشور حاکم شده و با دو قطبی کردن جامعه ایرانی و کنارگذاشتن نخبگان و انزوای آنها و تحقیر و تحدید روزافزون شان در فضایی پلیسی- امنیتی بذر کین و نفاقی در این جامعه افکنده شد که به آسانی و در کوتاه مدت نمی توان ثمرات تلخ و زیانبار آن را از دامن جامعه زدود. این در حالی است که انتخابات ۸۸، نقطه اوج شعور و آگاهی ملتی بود که ساله است با عبرت گرفتن از تجارب گذشته و با اتکا به درون و نیز با بهره گیری از نیروها و منابع بومی، در پی حاکمیت خرد و قانون و اخلاق در این سرزمین است و این سرآغاز تکوین و شکل گیری جنبشی موسوم به جنبش سبز (اسمی با مسمی و معنادار) بود؛ جنبشی که به مثابه مرحله متکامل مطالبات تاریخی ملت ایران به شمار می آید. مطالباتی که به لحاظ زمانی، دست کم ریشه در جنبش تنباکو و نهضت مشروطیت دارد و پس از آن در نهضت ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی ادامه یافته و سپس در انتخابات ۲ خرداد ۷۶ و تحت نام "جریان اصلاحات" به گونه ای دیگر و پیشرفته تر از قبل ظاهر شده و نهایتاً در انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ به شکلی مدنی و عقلایی و در قالب "جنبش سبز" تجلی یافته و متکامل شده است. جنبش سبز، یک جنبش اجتماعی روزآمد، با مبانی فکری روشن و متقن و دارای چارچوبی ایجابی و عقلانی برای "زیست مسلمانی" در عصر حاضر است.

امروزه، نماد و سمبل بارز جنبش سبز، حجت الاسلام مهدی کروبی، مهندس میرحسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد می باشند که از همان آغاز تکوین این جنبش (و قبل از آن) خط مشی فعالیت خود را در چارچوب قانون اساسی تعریف کرده و در عمل نیز تا آخر بدان پایبند مانده اند و به طور مکرر بر "اجرای بدون تنازل قانون اساسی" پای فشرده اند و همین عبارت به صورت شعار محوری جنبش سبز درآمده است. این خط مشی قانونی و عقلایی، مبنای برخی حرکت های مدنی و مسالمت آمیزی قرار گرفت که در تاریخ معاصر ایران حرکتی نظیر آنها نمی توان یافت (مثل اعتراضات و راهپیمایی های آرام و توأم با سکوت پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ همچون آنچه که در ۲۵ خرداد در تهران رخ داد).

اما، متأسفانه این نیروهای افراطی و غیر منطقی بودند که با در پیش گرفتن شیوه های قهرآمیز و خشونت بار حرکت آرام و مدنی جنبش سبز ملت ایران را به خاک و خون کشیدند و با حبس و حصر جمعی از بهترین فرزندان این مرز و بوم و به سیاهچال انداختن آنها و با به شهادت رساندن تعدادی دیگر، یک فرصت تاریخی و استثنایی دیگر برای تجربه یک حرکت مدنی مترقی و متکامل را از ملت ایران سلب کردند. نتیجه سلب این فرصت و ماحصل نادیده گرفتن رأی مردم و سرکوب حرکت مدنی آنها، چیزی جز عوام فریبی و جهل پروری و حاکمیت "امپراتوری دروغ" بر کشور و اتفاقات کمرشکن و بنیان برافکن پس از آن نبود که آنچنان ساختارهای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه را متزلزل و دیگرگون ساخت که به وضعیت اسفبار کنونی انجامید و ملت ستمدیده ایران را به چنین روز سیاهی نشاند که هم اینک و سال های سال پس از این همچنان شاهد آثار و پیامدهای منفی و خسارت بار آن خواهیم بود.

به هرحال، اکنون که فضای عمومی کشور تا حدودی تغییر یافت و گشایشی نسبی و کمرنگ در فضای امنیتی و روند امور ایجاد شده، قاطبه ملت ایران به حق انتظار دارند که هر چه سریعتر رهبران جنبش سبز به شکلی آبرومندانه و عزتمندانه آزاد شوند و به آغوش ملت برگردند و پا به پای ملت، فرآیند تحقق مطالبات اجتماعی و سیاسی بر زمین مانده را طی نمایند. در طول چهار سال گذشته، بارها و بارها از سوی تعداد کثیری از فقها، حقوقدانان، وکلا، اساتید دانشگاه، روحانیون، روشنفکران دینی و غیردینی و دیگر صاحبنظران، با استدلال های متقن و مستحکم مطرح شد که حصر این رهبران هم غیرحقوقی و غیرقانونی است و هم غیرشرعی و غیر انسانی و هم غیر اخلاقی و غیر منطقی؛ چرا که اصل مقوله حصر از لحاظ حقوقی نه در قوانین ملی و موضوعه ما، و نه در قوانین و مقررات بین المللی هیچ جایگاهی ندارد و اصلاً این مقوله یک مقوله حقوقی و تعریف شده نیست. در آموزه های دینی و شریعت اسلامی و بویژه در مکتب تشیع نیز نه تنها مقوله حصر مقوله ای مجاز و پذیرفته شده نیست بلکه اساساً به عنوان یک مقوله غیردینی و غیراخلاقی مذموم و ناپسند دانسته شده است. شاهد این مدعا، حصر غیرقانونی و غیرشرعی تعدادی از امامان شیعه در مقاطعی از تاریخ است که توسط خلفای جور و غاصب صورت گرفته بود. مصداق روشن این مدعا وضعیت حصر و حبس امام موسی کاظم (ع) است که با کمال تأسف باید اذعان کرد شباهت های فراوانی با حصر و حبس رهبران جنبش سبز دارد. شرح و بسط آن حصر و مقایسه اش با حصر و حبس خانگی رهبران جنبش سبز مجالی دیگر می طلبد.

نیازی به توضیح نیست که امروزه اگر در یک کشور (خواه متمدن و توسعه یافته، خواه عقب مانده و درحال توسعه) کسی مرتکب جرمی شده و یا متهم به اتهامی است، می بایست بر اساس عرف و اخلاق و مطابق قوانین ملی و شرعی و به صورت علنی محاکمه و مجازات شود، وگرنه بلاتکلیفی و سرگردانی انسان ها و در هاله ای از ابهام نگه داشتن آنها نه تنها توجیهی ندارد بلکه قبل از هر چیز مبین ضعف حاکمیت است و نشانگر میزان خصومت و کینه توزی آن نسبت به فعالان سیاسی است. این امری است بدیهی و مسلم و بی نیاز از هر گونه برهان و استدلال. به راستی رهبران جنبش سبز و ده ها زندانی سیاسی به نام و گمنام دیگر چه جرمی مرتکب شده اند که می بایست این گونه مورد قهر و غضب حاکمیت واقع شوند؟ جرم آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد چیست که این چنین خود و فرزندانش تحت انواع فشارها و شکنجه های روحی و روانی قرار می گیرند؟ اگر مجرمند چرا محاکمه نمی شوند و اگر مجرم نیستند- که نیستند- حبس و حصر آنها چه معنایی دارد؟ اصولاً ترس و واهمه حصرکنندگان از محاکمه و مجازات اینان نشانه چیست؟ آیا نشانه قوت و استحکام آنهاست یا دلیل ضعف و متذبذب بودن آنها؟ آیا این وضعیت بلاتکلیفی و سرگردانی خود نشانه بی گناهی و بی تقصیری حصرشدگان نیست؟

به هر حال، اینک که فضای کلی کشور با روی کار آمدن دولتی جدید نسبت به گذشته تلطیف گشته است، تداوم حصر و زندانی پاک ترین و سالم ترین انسان های این جامعه، بویژه رهبران شجاع و محبوب جنبش سبز، وضعیتی متناقض و پارادوکسیکال بوجود آورده و رفع این تناقض، امری گریزناپذیر و به لحاظ منطقی غیرقابل اجتناب است. افزون بر این، فضای بین المللی نیز پس از سفر اخیر ریاست جمهوری و هیأت دیپلماتیک کشورمان به نیویورک به سمت آشتی و حل و فصل اختلافات کهنه میان ایران و غرب (به ویژه آمریکا) سوق یافته است و هم اینک مقدمات برقراری مجدد رابطه ایران و انگلیس و استقرار کاردار در سفارتخانه های دو کشور آماده شده و از سویی پس از مذاکره و گفتگوی مقامات کشورمان با دولتمردان آمریکایی سخن از ایجاد رابطه بین دو کشور به میان آمده و برقراری خط پروازی مستقیم و برگزاری مسابقات ورزشی دوستانه در دستور کار قرار گرفته است.

در چنین فضایی، ادامه حصر و تداوم زندانی نیروهای انقلابی و وفادار به قانون اساسی و متعهد به آرمان های انقلاب اسلامی چه توجیهی دارد؟ چگونه می توان در خارج سخن از صلح و آشتی و مذاکره با مخالفین به میان آورد ولی در داخل بر زندان و حبس و بکارگیری داغ و درفش پای فشرد؟ آیا این است عمل به قرآن که می فرماید اشداء علی الکفار رحماء بینهم و آیا این وضعیت مصداق آیه اتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسکم(۴) نیست؟

خلاصه کلام آنکه امروزه شکستن حصر و آزادی زندانیان سیاسی نه فقط یک خواست و مطالبه اجتماعی و ملی، بلکه یک ضرورت منطقی و اجتناب ناپذیر است و هیچ راه دیگری جز این نیست و هر چه و به هر میزان که این اقدام با تأخیر انجام پذیرد، به همان میزان نیز کشور بیشتر متضرر، اعتماد ملی تضعیف و فرصت ها یکی پس از دیگری از دست می رود. رفع حصر سران جنبش سبز و آزادی زندانیان سیاسی دربند از جانب حاکمیت نه ناشی از عجز و ناتوانی است و نه از سر ترحم و گذشت؛ بلکه بخشی از احقاق حق ضایع شده آنهاست که قریب هزار روز (و بعضاً بیشتر از آن) از بهترین دوران عمر خود را در سختی و عسرت گذرانده اند. با این توصیف، سخن از عفو و گذشت به میان آوردن از جانب هرکس و در هر مقام و جایگاهی که باشد، سخنی انحرافی است که اگر از سر جاهلیت و ناآگاهی نباشد، با قصد و غرض خاصی صورت می گیرد که نه در راستای مصالح و منافع ملی است و نه در جهت وحدت و آشتی ملی و نه با آموزه های دینی و اخلاقی نسبتی دارد. کدام عقل سلیم رهایی یک انسان بی گناه را عفو و بخشش می پندارد؟ بر مبنای کدام آموزه دینی و اخلاقی احقاق حق انسان های مظلوم و دربند را می توان عطوفت و رأفت اسلامی خواند؟ اگر بنا بر عفو و بخشش باشد، این محبوسین و محصورین بی گناه هستند که می بایستی عاملان حبس و حصر خود را ببخشایند و نه بالعکس. کوتاه سخن اینکه، رفع حصر رهبران جنبش سبز نه از سر اغماض و مسامحه است و نه از روی ترحم و دلسوزی و نه هرگز در قالب عفو و بخشش می گنجد، بلکه در خوشبینانه ترین حالت، نوعی احقاق حق و جبران مافات است- البته اگر جبران شدنی باشد - و این خواسته امروزه به صورت خواسته ای ملی، منطقی و گریز ناپذیر در آمده و حداقل انتظار از دولت تدبیر و عقلانیت است.

دانشگاهیان همراه جنبش سبز

---

۱- هر آینه در پی دشواری آسانی است.(الشرح ، آیه ۶)

۲- خداوند حال قومی را تغییر نمی دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند(الرعد، آیه ۱۱)

۳- محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحما بینهم: محمد فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و در میان خود مهربانند. ( سوره فتح آیه ۲۹)

۴- مردم را به نیکی فرمان می دهید و خود را فراموش می کنید. (سوره بقره آیه ۴۴)

منبع: کلمه



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • عیسی سحرخیز: رفع حصر نشانه عقلانیت خواهد بود
  • اردشیر امیرارجمند: رفع حصر باعث نشاط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور می‌شود
  • محسنی اژه ای : قرار نیست موسوی و کروبی آزاد شوند/ خاتمی ظلم کرده و هنوز ممنوع‌الخروج است
  • سخنان نماینده دانشجویان در حضور حسن روحانی: آزادی عزیزان در حبس و بزرگان در حصر تحقق مطالبات مردمی است
  • تاکید دوباره پورمحمدی: مسئول پیگیری پرونده حصر شورای عالی امنیت ملی است/ دادگستری دخالت نمیکند
  • دو حصر؛ محمدمصدق و میرحسین موسوی
  • اسامی مسوولانی که قرار است درباره حصر رهبران جنبش سبز تصمیم بگیرند
  • آیت الله دستغیب: شرط گذاشتن و تهدیدکردن برای آزادی محصورین صحیح نیست، آنها بی جهت سالها زندانی بوده اند
  • مصاحبه شيرين عبادى در مورد واگذاری پرونده حصر به شوراى امنيت ملى
  •  
    آخرین اخبار
  • هاشمی خطاب به رسانه ضرغامی: مردم ایران امروز آگاه شده اند و عقل خود را دست جعبه ای که سانسور می کند نمی دهند
  • آیت الله دستغیب: نباید با حراج اموال مردم؛ محتاجشان کرده و با منت اندک ماهیانه ای به آنان پرداخت
  • دیدار معاونان وزیران خارجه ایران و آمریکا در ژنو
  • شجریان، ناظری و علیزاده در چهاردهمین جشن سالگرد تاسیس خانه موسیقی
  • سخنگوی اشتون: صداهای خوبی از تهران شنیده می شود
  • خسرو حسینیان نماینده مجلس: هاشمی با سفر به کرمانشاه به دنبال راهی برای اظهار وجود بود
  • وزیر اطلاعات: فضای امن در دانشگاه‌ها، راهبرد وزارت اطلاعات است
  • ممانعت از حضور دانشجویان برای مراسم روز عرفه دانشکده علوم اجتماعی به دستور فرهاد رهبر
  • عراقچی: مذاکرات ایران . 5+1 در فضای مثبت برگزار شد
  • مطالبه‌ آزادی یا انتظار عفو؟
  • کاهش ۴۴ درصدی تولید خودرو در شش ماهه نخست سال
  • دولت آمریکا خطاب به کنگره: با تصویب تحریم‌های جدید مذاکرات ایران و ۱+۵ را مختل نکنید
  • بهزاد نبوی نه آزاد شده و نه به مرخصی آمده است
  • معاون اول رئیس‌جمهور: سعی می‌کنیم یارانه نقدی این ماه را بپردازیم/وضعیت منابع و مصارف هدفمندی نگران‌کننده است
  • ممانعت دادسراى اوین از آزادى پژمان ظفرمند
  • نامه هماهنگ کنندگان طومار اعتراضی کارگران به وزیر کار: برای توقف ستم معیشتی تلاش کنید
  • مهران رهبری از دراویش گنابادی در دادگاه تجدید نظر تبرئه شد
  • دیدار ظریف و اشتون در ژنو
  • محاکمه جدید سید ضیا نبوی به اتهام تبلیغ علیه نظام
  • تعطیلی صنایع چوبی پونل همراه با بیکاری ۸۰ کارگر
  •