به روز شده: ۰۸:۳۰ تهران - پنجشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۲

فیروزه صابر؛ شعار اعطای فرصت برابر به زنان باید عملی شود

امروز: ایجاد اشتغال یکی از راههای اثرگذاری در حوزه اقتصادی کشور است؛ از همین رو اشتغال آفرینی یکی از راهکارهای فعالیت زنان در عرصه اقتصادی قلمداد می‌شود. اگرچه در دولت نهم و دهم برنامه‌هایی برای اشتغال و کارآفرینی زنان مورد بررسی قرار گرفت، اما هیچگاه بطور جدی و عملی به درخواست اشتغال زنان و دختران فارغ التحصیل جویای کار پاسخ داده نشد.

فیروزه صابر، مدیرعامل بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان با اشاره به آمار و ارقام معتقد است که طی چند سال گذشته تعداد زنان کارآفرین سیر نزولی داشته است و به‌‌ همان نسبت نرخ بیکاری زنان با رشد فزاینده‌ای روبرو بوده است.
حسن روحانی با این وعده که دولت او تقویت جایگاه زنان و نگاه برابر به استعدادهای علمی، پژوهشی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را مدنظر دارد، از ایجاد فرصت برابر برای زنان و مردان سخن گفت.

او در بخشی از وعده‌های انتخاباتی‌اش گفت: «در پنج سال گذشته، ۲۳ درصد از حضور زنان شاغل کاسته شده است، باید نسبت اشتغال زنان با نسبت اشتغال به تحصیل آن‌ها برابری کند و در دولت آینده این نسبت نزدیک می‌شود.»
رئیس جمهورهمچنین تاکید کرد که تبعیض برای زنان ما قابل قبول نیست و جنسیت نمی‌تواند معیار درستی برای تصدی مسئولیت‌ها در جامعه باشد. در تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها باید زنان همانند مردان نقش ایفا کنند.
فیروزه صابر در این زمینه می‌گوید: «زنان ما قابلیت آن را دارند که در عرصه سیاستگذاری و تصمیم گیری‌های کلان حضور داشته باشند و این یکی از بایدهای دولت است، تا شعار « به فرصت‌های برابر می‌اندیشیم » شکل عمل به خود بگیرد.
متن کامل گفتگوی « جرس » با فیروزه صابر پژوهشگر و مدیرعامل بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان در خصوص چالش‌ها و موانع پیش روی زنان و دختران فارغ التحصیل در دولت جدید را با هم می‌خوانیم:

خانم صابر! وزرای پیشنهادی دو وزارت خانه کار و علوم به مسئله کارآفرینی اشاره کرده و وعده تقویت کارآفرینی را داده‌اند پیش از اینکه به این مسئله بپردازیم، لطفا در ابتدا یک تعریفی از زنان کارآفرین بدهید؟

زنان کارآفرین خودشان خویش فرما هستند و به واسطه توانایی‌ها و قابلیت‌های خود کسب و کاری را ایجاد کرده‌اند. برخی از آنان کسب و کارشان بر پایه ایده‌های جدیدی است که این ایده‌ها را در یک شرایطی که خطرخیز و پرابهام است و ریسک پذیری بالایی دارد، در فرآیند کسب و کاری ارائه می‌کنند و در واقع مسیر کارآفرینی را طی می‌کنند.

آیا آمار دقیقی از تعداد زنان کارفرآفرین در ایران وجود دارد؟

متاسفانه در سالهای اخیر دسترسی ما به اطلاعات آماری کم و آمار‌ها مخدوش شده است. آخرین آماری که من در اختیار دارم مربوط به سال ۸۷ است که حدود بیست و هشت هزار زن نقش کارفرما داشتیم. یعنی به نوعی صاحب کسب و کار هستند. اما اینکه چه تعداد از این‌ها با ایده جدید شروع کردند و کارآفرین بودند مورد ابهام است و آمار دقیقی نداریم. اما واقعیت این است که، یک سیر نزولی داشته است زیرا در سال ۸۴ این تعداد حدود پنجاه هزار نفر بوده است، به عبارتی در سالهای ۸۴ تا ۸۷ افت شدید در این زمینه وجود داشته است. فضای کسب و کار هم نامطلوب و محیط نامناسبی برای ورود به عرصه کسب و کار بوده است و به همین دلیل این کاهش ادامه داشته است.

عملکرد دولت‌ها در این سیر نزولی تاثیر داشته است؟

قطعا تاثیرگذار است، زیرا هر زمان که فضای اقتصادی و اجتماعی باز است به طور طبیعی فرصت برای شکوفایی استعداد‌ها وجود دارد اما هر چه این فضا بسته‌تر باشد قدرت ریسک پذیری افراد کاهش پیدا می‌کند. برای نمونه در جامعه زنان، جمعیت فعال اقتصادی حدود چهارده درصد در سال ۸۸ بوده است که البته باز سیر نزولی خود را در طی این سال‌ها طی کرده است. این را هم توجه داشته باشیم که حدود سیزده درصد جمعیت فعال زنان ما تحصیلات عالی دارند. بنابراین با توجه به تحصیلات عالی نباید درصد جمعیت فعال اقتصادی ما چهارده درصد باشد و این نگران کننده است. در سال ۱۳۹۰ نرخ بیکاری زنان حدود ۷/۱۷ درصد و در برخی استان‌ها به چهل درصد رسیده است. جالب است که نرخ بیکاری دختران فارغ التحصیل دانشگاه‌ها بیش از متوسط نرخ بیکاری یعنی حدود ۲۲ درصد است. حتی در برخی از رشته‌ها به سی درصد هم رسیده است و در گروه کشاورزی۵/ ۳۵ است. در گروه علوم کامپیو‌تر ۳۲ درصد است و در گروه صنعت ۳۰ درصد.
سوال این است که چرا باید نرخ بیکاری زنان در این رشته‌ها که برای آن‌ها این همه هزینه شده و در دانشگاه درس خوانده‌اند تا این حد بالا باشد؟ درصورتی که بسیاری از این‌ها قابلیت خویش فرمایی، خود اشتغالی و قابلیت ایجاد کسب و کار را دارند، بطوری که برای خود و دیگران هم بتوانند اشتغال ایجاد کنند. البته در شرایطی است که فضا بهبود پیدا کند. برای مثال در سال ۸۴ که امکانات نسبی مهیا بود در واقع جوشش و خیزش به عرصه کسب و کار بیشتر بود، فضا برای آن‌ها باز بود اما در سال ۸۷ سیر نزولی پیدا کرد. الان هم اگر دقت کنیم این سیر نزولی افزایش بیشتری داشته است به علت اینکه کسب و کار نامناسب و نامطلوب بوده است و نگرانی ورود به این عرصه افزایش یافته است.
این مشکل جدی است که اگر به آن بطور جدی پرداخته نشود نرخ بیکاری شدید و بی‌اعتمادی برای ورود به عرصه کسب و کار فرا‌تر از مسئله کارآفرینی وجود دارد.

این مشکل در چه طیف‌هایی بیشتر نمایان است؟

این نگرانی‌ها در دو طیف بیشتر خود را نشان می‌دهد. یکی در جامعه دختران فارغ التحصیل دانشگاه‌ها است. تمایلات دختران برای ورود به عرصه تحصیلات عالی بسیار زیاد است و هزینه ملی روی آن‌ها می‌شود و به هر حال نباید به عنوان مصرف کننده صرف حضور داشته باشند. آن‌ها باید در پروسه توسعه نقش داشته باشند و به عنوان یک عنصر مهم و موثر در فرآیند تولید ملی حضور داشته باشند. این‌ها تعدادشان روز بروز بیشتر شده اما نرخ بیکاری بالاست. طیف دیگر زنان سرپرست خانوار هستند. ما در حال حاضر حدود یک میلیون و ششصد و چهل هزار زن سرپرست خانوار داریم که حدود شصت درصد تحت پوشش کمیته امداد هستند. تعداد این دو طیف رو به افزایش است و حتما باید فضایی ایجاد شود که در آن فرصت‌های خویش فرمایی و خود اشتغالی و کسب و کار و فرا‌تر از آن برای استعدادهای خلاق و صاحب این نیروهای خلاق بستر پروسه‌های کارآفرینی فراهم شود.

چگونه در این زمینه بستر سازی باید صورت گیرد؟

یکی فرصت‌های کسب و کار است که فضا برای آن باید ایجاد شود و در واقع کسانی که ایده، توان و قابلیت سرمایه خویش فرمایی و خوداشتغالی دارند، وارد این عرصه شوند. یکی دیگر حلقه‌های مدیریتی در سازمان‌ها و وزارتخانه‌های دولتی است. زمانی که موقعیت شغلی زنان در گروههای مختلف بررسی می‌شود طی سالهای اخیر گروه قانونگذاران و مقامات عالی رتبه و مدیران در جامعه زنان ۳۶ درصد از سال ۸۴ تا ۸۷ بوده که سیر نزولی داشته است. یعنی در سال ۸۴ حدود ۱۰۲ هزار و هیجده نفر داشتیم و این در سال ۸۷ به ۶۵ هزار هفتصد و پنجاه و هشت نفر رسیده است و این رقم تا سال ۹۲ هم سیر نزولی داشته است. برای اینکه فضای کسب و کار ایجاد شود و فارغ التحصیلان و زنان سرپرست خانواده در عرصه خوداشتغالی و خویش فرمایی حضور بیشتری داشته باشند باید کسانی که در حقیقت بستر را فراهم می‌کنند و تسهیلاتی در اختیارشان می‌گذارند سهمی در موضوع داشته باشند. اگر سهمی در موضوع نداشته باشند اساسا موضوع را درک نمی‌کنند. این سهم باید نزد آن مدیر دولتی باشد که امکان دادن وام و تسهیلات را دارد و مجوز می‌دهد.

به اعتقاد من سه حلقه وجود دارد که به همدیگر گره می‌خورد: صاحبان کسب و کار، مدیران دولتی و تشکل‌های حرفه‌ای. مدیران دولتی حتما باید افراد فهیمی باشند که موضوع را درک می‌کنند و این را به عنوان یک سیاست جدی تلقی کنند.

به نظر شما این سیاست و دغدغه‌ها در دولت جدید پیگیری خواهد شد؟

خوشبختانه در برنامه وزارت کار به مسئله کارآفرینی اشاره شده است و در برنامه دکتر میلی منفرد در وزارت علوم هم آموزش کارآفرینی و اشاره به جامعه بانوان در عناوین اصلی برنامه‌هایشان بوده است. اما دو نکته وجود دارد: اول اینکه باید بر روی مفهوم موضوع خوب کار شود. متاسفانه در چند سال اخیر همین سازمان‌های عمومی یک خلط مبحثی بین مقوله کارآفرینی و بیکاری و اشتغال ایجاد کرده‌اند و بسیاری تصورشان این است که کارآفرین هستند درصورتی که خود جزاشتغال هستند. در هر حال این‌ها مرزهای تعریف شده‌ای دارد و نباید خلط مبحث در آن صورت گیرد. دوم اینکه دولت نباید متصدی باشد، بلکه باید مسئولیت اینکار را بر عهده بگیرد. وزارت کار قرار نیست آموزش کارآفرینی بدهد بلکه باید بستری فراهم کند تا بخش خصوصی و تشکل‌های حرفه‌ای مرتبط بتوانند اینکار را انجام دهند.

بنابراین این سه حلقه (صاحبان کسب و کار، مدیران دولتی و تشکل‌های حرفه‌ای) باید با انسجام و یک تعامل معنی دار و تعریف شده با همدیگر داشته باشند و نقش‌هایشان کاملا مجزا و البته مکمل همدیگر باشد. بطور مشخص هم پیشنهادم این است که علاوه بر اینکه افراد فهیمی باشند که موضوع را درک کند و تسهیل کننده کار باشند حتما باید از جامعه زنان هم استفاده کنند. زیرا توجه به حضور زنان در بخش‌های تخصصی و مدیریتی علی رغم اینکه طی این سال‌ها نرخ حضور زنان در طیف مدیریتی سازمانهای دولتی و عمومی کم شده است، اهمیت دارد. با توجه به اینکه وزیر زن هم نداریم اما مسئولیت‌هایی وجود دارد که زنان می‌توانند حداقل در حد معاون وزیر و مدیرکل وزیر حتما حضور داشته باشند تا بتوانند در این سیاستگذاری‌ها نقش موثری داشته باشند.

شما به وظایف دولت اشاره کردید. خود زنان چگونه می‌توانند مطالباتشان را پیگیری کنند تا حضورشان در عرصه‌های مدیریتی رشد صعودی داشته باشد؟

زنان در دو نقش فردی و جمعی می‌توانند مطالبات خود را پیگیری کنند. نقش جمعی در قالب تشکل‌های حرفه‌ای و نهادهای مدنی معنا پیدا می‌کند. در نقش فردی هم نیاز موجود دارد برای مثال زنان سرپرست خانواده برای معاش زندگی خود نیاز دارند و باید در یک بستر آموزشی ترویجی و مشاوری قرار گیرند و احساس کنند خودشان مسئول تامین هزینه زندگی اشان هستند نه اینکه بهزیستی و کمیته امداد بخواهد تا ابد به آن‌ها کمک کند. درمورد دختران فارغ التحصیل دانشگاهی هم که روز بروز تعدادشان بیشتر می‌شود و در سن جمعیت فعال اقتصادی هستند با توجه به تحصیلی که کرده‌اند یکی از نیازهای جدی اشان اشتغال است. شرایط کنونی جامعه هم طوری نیست که بتوان همه این‌ها را به فوریت استخدام کرد یا شغل برایشان تعریف کرد بلکه برای آنهایی که صاحب ایده هستند و استعدادهایی در خود می‌بینند، باید بستری فراهم شود که خودشان را کشف کنند و به فضای کسب و کار و خویش فرمایی و خود اشتغالی راه پیدا کنند. همچنین دانشگاه‌ها باید برای دانشجویان سال آخر یا فارغ التحصیل این فضا را ایجاد کنند و فضای آموزشی تعریف شده و درستی همراه با خدمات مشاوره و برنامه‌های ترویجی و الگو سازی‌هایی که مشوق آن‌ها شود ایجاد کنند تا از این طریق احساس مسئولیت در کل جامعه زنان بویژه این دو طیف تقویت و ترغیب شود. در هر حال زنان سهمی دارند و سهم آن‌ها مسئولیت پذیری است تا بتوانند در این فرآیند خود را توانمند کنند و رشد دهند. تشکل‌های حرفه‌ای مرتبط با موضوع هم وظیفه دارند تا این فرهنگ را ترویج دهند و در توانمند سازی این طیف‌ها نقش موثری داشته باشند.

چه چالش‌ها و موانعی در مقابل این زنان وجود دارد؟

می‌توان محدودیت‌های زنان کارآفرین را در سه حوزه تقسیم بندی کرد. یک حوزه فردی خودشان هست که به هر حال کم و کاستی‌هایی در دانش و مهارت و تجربه عملی دارند که براساس نیاز‌هایشان باید آن‌ها را تقویت کنند. مطالعات اجمالی نشان می‌دهد که بسیاری از این‌ها شروع کننده خوبی هستند اما در مسیر توسعه کم و کاستی‌های علمی دارند و باید دید توسعه گرا و استراتژیک را تقویت کنند. البته در این حوزه محدودیت‌هایی دارند که برمی گردد به محدودیت‌های خانوادگی اشان. برای مثال در یک شرایط سنی به دنبال نگهداری فرزند هستند و ممکن است که با همسرانشان تفاهم و تعامل کامل نداشته باشند و محدودیت‌هایی در این ارتباط در زندگی اشان باشد که باید خودشان حل کنند. در واقع کانالهای مشورتی که بتواند این‌ها را کمک کند در جامعه کم است.

محدودیت‌های دیگر به محدودیت‌های سازمانی اشان بازمی گردد. در واقع سازمان کاری که تشکیل می‌دهند در شروع خوب پیش می‌روند اما در پروسه توسعه با محدودیت‌هایی مواجه هستند که باید از طریق توان افزایی خود و گرفتن مشاور و تجهیز کادر کار‌شناسی و علمی جلو بروند. یکسری هم محدودیت‌های محیطی هست که بخش عمده آن به عرف اجتماعی باز می‌گردد و یک بخش آن به حمایت‌های قانونی بر می‌گردد که لازم است تقویت شود. در برخی مناطق این خرده فرهنگ‌ها خودش را بیشتر نشان می‌دهد و بازدارنده است و در برخی مناطق کمتر. اما نکته قابل توجه این است که در کنار این محدودیت‌ها، حمایت قانونی کم است. بخصوص زنان در بحث مالکیت، مالکیت کمتری دارند و عموما مالکیت نزد مردان است. برای نمونه زنان برای گرفتن وام با مشکلاتی مواجه هستند. به هر حال برای اینکه فضا برای حضور بیشتر زنان باز شود باید با این دید به مسئله نگاه کرد که برای پروسه توسعه ملی باید این نیمی از جامعه حضور داشته باشند.
در مقوله توسعه نیمی از جمعیت زن است اگر این زنان را کنار بگذاریم این‌ها مصرف کننده می‌شوند و آن نیم دیگر باید کار کند تا هم خودشان استفاده کنند و هم این نیم دیگر. سوال این است زنان که درس خوانده‌اند و توانمند شده‌اند چه لزومی دارد که تولید کننده نباشند و مصرف کننده صرف باشند. بنابراین، اگر بخواهیم این طیف را در جامعه فعال کنیم حتما باید یک حمایت‌های قانونی از آن انجام شود تا جسارت آمدن زنان و دختران فارغ التحصیل را به میدان کسب و کار بدهد. این تجربه‌ای است که کشورهای دیگر آن را انجام داده‌اند. آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم حمایت‌های قانونی جدی از کسب و کار زنان انجام داد و باعث شد که طیف زیادی از زنان در عرصه کسب و کار حضور پیدا کنند. البته آن زمان مسائل بعد از جنگ بود و باید زنان به عرصه کسب و کار می‌آمدند و برای اینکه زنان را به جلو هل دهند سیاستی را در پیش گرفتند که این اتفاق بیافتد و بعد از آن خودبخود در فکر و اندیشه زنان نهادینه شد که آن‌ها هم در این موضوع سهمی دارند و لازم است که خود را توانمند کنند.

آقای روحانی وعده‌هایی را در خصوص پیگیری مطالبات زنان دادند اما تشکیل وزارتخانه زنان در حد یک حرف باقی ماند و در کابینه دولت هم باز زنان سهمی نداشتند. به نظر شما انتظار زنان از دولت جدید چه هست و اگر به این انتظارات از سوی دولت پاسخ داده نشود چه پیامدهایی را در بر خواهد داشت؟

در سطح دولت بهتر بود که حداقل یکی و دو تا زن معرفی می‌شد و افرادی هم بودند که شایستگی آن را داشتند. زیرا حضور زن یک بحث است و شایستگی افراد در آن پست هم مهم است. حالا اینکه چرا از این زنان شایسته استفاده نشد خود آقای روحانی باید پاسخ دهند. اما اگر نگاه رو بجلو داشته باشیم حتما باید در وزارتخانه‌ها در سطح معاون وزیر و مدیرکل از زنان استفاده شود. زیرا علی رغم سیر نزولی زنان در پست‌های کلیدی مدیریتی و کار‌شناسی طی این سالهای اخیر داشتند خانمهایی هستند که قابلیت کسب موقعیت مدیریتی، کار‌شناسی، مدیرکلی و معاون وزیری را در وزارتخانه‌ها دارند. بنابراین مناسب است که این سیاست بطور جدی در دولت وجود داشته باشد و حداقلی برای آن تعریف کنند که تمرینی برای حضور هر چه بیشتر زنان در عرصه سیاستگذاری و تصمیم گیری‌های کلان باشد.

زنان ما قابلیت آن را هم دارند و این یکی ازبایدهای دولت است تا شعار « به فرصت‌های برابر می‌اندیشیم» شکل عمل بخود بگیرد. اگر این اتفاق نیافتد قطعا شکافی بین حرف و عمل ایجاد می‌شود که اعتماد عمومی را زیر سوال می‌برد. در شرایط کنونی جامعه وقتی رئیس دولت مطرح می‌کند که می‌خواهد یک فرصت برابر بدهد باید در عمل ثابت شود. حداقل این است که در هر وزارتخانه یک معاون وزیر و دو مدیرکل زن حضور پیدا کنند تا مسیر رشد و پویایی زنان را در عرصه مدیریت دولتی پیش ببرند. البته این نکته را هم تاکید کنم که علاوه بر بخش دولت در جامعه مدنی هم همین اتفاق باید بیافتد و فرصتی برای نهادهای مدنی ایجاد شود تا زنان در همین نهادهای مدنی هم بتوانند همپای قدرت در دولت رشد کنند. به عبارت دیگر، اهمیت شکل دهی و توسعه نهادهای مدنی در جامعه ما کم از دولت نباید باشد. در این پروسه همینطور زنان نقش جدی در پوزیشنهای مدیریتی باید داشته باشند و همپای این مسئله به نهادهای مدنی و تشکل‌های حرفه‌ای اهمیت جدی داده شود تا به عنوان بازوی مشورتی این سیاست کلان که حداقل در حد دو وزارتخانه کار و علوم مطرح شده است باور جدی داشت و به آن پایبند باشند. بدین ترتیب در شروع و طی چهار سال مسئولیت اجرایی، خود اعتماد عمومی ایجاد کنند. یک اتفاقی که در جامعه ما افتاده این است که اعتماد به همدیگر بسیار کم است و در برخی جا‌ها بحد صفر رسیده است. اعتمادسازی و ایجاد فضایی که به همدیگر اعتماد کنیم بسیار مهم است و نقش دولت در آن بسیار موثر است. دولت با عمل خود می‌تواند اعتمادسازی کند. اگر دولت این گام‌ها را تدریجی بردارد و این حس در مردم ایجاد شود که این گام‌ها در حال طی شدن است و توقفی وجود ندارد و به همین باور دارند قطعا اعتماد عمومی ایجاد می‌شود. به هر حال ما امیدواریم و با امید زندگی می‌کنیم علی رغم تمام سختی‌ها و هزینه‌های سنگینی که بابت همه این‌ها داده شده است

جرس-مژگان مدرس علوم



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • زنان روزنامه نگار؛ مقاومت ۸ ساله در دوران سرکوب
  • فاطمه راکعی: عدم حضور زنان در کابینه روحانی برای جامعه زنان نگران‌کننده است
  • بیانیه کمیسیون و شاخه زنان جبهه مشارکت در آستانه روی کار آمدن دولت حسن روحانی
  • آیت الله موسوی بجنوردی: باید نهادهایی برای کاهش خشونت نسبت به زنان در خاورمیانه تشکیل شود
  • بیانیه «هم اندیشی زنان برای طرح معیار انتخاب وزرای آینده»
  • افزایش شمار زنان بی خانمان و متکدی در تهران
  • نامه سرگشادۀ گروهی از سازمان های غیردولتی و نهادهای مدنی زنان به دولت تدبیر و امید
  • ۳۴۱ فعال سیاسی زن به هاشمی، خاتمی، ناطق و شاهرودی: برای آزادی میرحسین، رهنورد و کروبی تلاش کنید
  • دختر شهید بهشتی: ایشان معتقد بود زنان باید در جامعه فعال باشند
  •  
    آخرین اخبار
  • محرومیت زندانیان سیاسی زن از ملاقات حضوری با فرزندانشان
  • در خواست ابوالفضل قدیانی برای توقف اعتصاب غذای ابوالفضل عابدینی
  • نامه مجید دری از زندان کارون اهواز
  • مصطفی تاجزاده: اگر وزیران پیشنهادی روحانی رای اعتماد نیاورند، دستور از بالاست
  • بلوکه شدن میلیاردها دلار پول نفت ایران در هند
  • صدور حکم نمایندگان مجلس در پرونده اختلاس بزرگ تا هفته آینده
  • ارسال پرونده کهریزک به دیوان عالی کشور
  • پاسخ برادر رسایی به اظهارات جلالی در خصوص وقایع ۸۸
  • سازماندهی بیش از ۱۷ هزار پاسدار برای مقابله با جنگ نرم توسط سپاه
  • گزارش بانک جهانی: رتبه سوم ایران در بالاترین نرخ تورم میان کشورهای جهان
  • برنامه فرهنگی سفارت ایران در برلین با فشار لابی های اسراییل لغو شد
  • یک فعال صنفی معلمان: نهادهای مدنی نباید به بخشی از بدنه دولت تبدیل شوند‎
  • حاشیه های جلسه پنجم رسیدگی به صلاحیت کابینه روحانی
  • وقتی مجلس، استادیوم می شود: فریاد شیر شیر نمایندگان
  • مخالفت ایران با مذاکرات صلح اسرائیلی - فلسطینی
  • بازداشت نوکیشان مسیحی در تبریز و تهران و اصفهان
  • بازگویی بخشی از رخدادهای سال ۸۸ در جریان مخالفت با وزرای کابینه یازدهم
  • تذکر جدی علی لاریجانی به نمایندگان در جلسه غیرعلنی
  • درگذشت مادر شهیدان محمدتقی، اسماعیل و عوض صادق‌زاده
  • مرگ ۲۴۱ هزار تن در جاده‌های کشور
  •