به روز شده: ۱۱:۳۴ تهران - جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۹۲

حرمتِ آگاهی مردم و وجوب عذرخواهی از نظام

امروز: دانشگاهیان همراه جنبش سبز

بسم الله ارحمن الرحیم

این روزها به برکت یک ماه روزه داری، زمینه بازگشت از خطایا و توبه حقیقی از گناهان است، چه بسیار کسان که به یاد گناهان بزرگ و کوچک خود می افتند و خد را حسابرسی می کنند و می کوشند قبل از حسابرسی میزان خدای بزرگ و ترازوی بی کم و کاست عدل او، پای خود را به محکمه محاکمه خود کشند، نیکوتر آن است که پیش از دیگران، پیش از فرض هایمان در باب دیگران و پیش از قضاوت هایمان در باب دیگران خود را به محکمه بریم و بر آنچه خود کردیم و گفتیم و دیدیم و شنیدیم، قاضی باشیم. بویژه برای آنانکه نه حق الله که حق الناس را برای محاسبه کردار خود، میزان محکمه می دانند و بالاخص آنانکه مسئولیتی دارند و در مقام حاکمیت نشسته اند. خود را قاضی خلق الله می دانند، میزان حق می شمارند و معیار توبه و عذرخواهی را حکم نفس خود می دانند که اگر خطی بر اقتضای طبیعتشان نوشته شد، حکم بر صراط مستقیمش می دهند و اگر به مقتضای حقیقت بود، بر سبیل ضلالتش می خوانند. این شیوه قضاوت در تاریخ دین ما بی سابقه نیست گرچه نه بر سیاق پیشوایان دین ما که بر سایه پیشوایان سلطنت دینی آرام نشسته و ثبت شده است.

ملت ایران در چند سال اخیر، روزهای تلخی را پشت سر نهاده است. این ملت و همراهان حق جو و دلیرش، که هر سه به همین جرم بزرگ به حصر و حبس اند، به خاطر پیشبرد حق خواهی اش، گاه خس و خاشاک نامیده شده، گاه از سر لطف حاکم، میکروب خوانده شده و حال از سر بغضی که تفرعن از آن می بارد و خشمناکی اش ریشه در سر فرود ناوردن نزد جور و ظلم و پایمردی و ایستادگی بر حق مردم است، نانجیب اش نامیده و نجیبانه به توبه و عذرخواهی فراخوانده است. عذرخواهی از پایمردی بر حقوق ملت، عذرخواهی از ایستادن، عذرخواهی از نظم موجود را بر هم زدن و حقایق را با مردم در میان نهادن، عذرخواهی از اینکه نپذیرفتند رهبری حقی دارد و آن تبعیت و تابعیت ماست و چه نانجیبانه بر این حق تاخته ایم. این عذرخواهی از کفر گفتن یا ظلم کردن یا تهمت زدن یا دروغ پراکندن یا ملت را فریفتن و یا مردم را سرکوب کردن نیست. عذرخواهی از رهبر کشوری است که معیارش برای حق، نه خدا نه مردم و نه مجموعه فضائل اخلاقی و ملی، بلکه ثبات نظام سیاسی تحت فرمان اوست.

آنچه تمام عملکرد همراهان مردم در اعتراضشان به سلب حقوق ملی و نقض قوانین کشور، احکام نورانی شرع اسلام و شکستن حرمت انسان و کرامت او در این سرزمین بود، جز انتقال و اعلان اینهمه جرائم ملی به مردم نبود. آنان جز آگاهی بخشی به مردم از آنچه در کشور می گذرد، جز افشای مفاسد و جز اعلان مظالم و اعتراض بدان و ایستادن بر سر حقوق ملت و نگذشتن از آن به شرط بازگشت حکومت از خطای بزرگ خود در هدم حق الناس، هیچ نکردند. ایستادند و بر سر حقوق ملت معامله نکردند چون خط قرمز خود را حقوق ملت می دانستند و ملت را نامحرم نمی دانستند.

ایستادند چون قرار بر این نبوده که پس از آنهمه شهید و خون و داغ و درفش، کشور با آرای خودکامگان و خودرای ها اداره شود و قرار نبوده قانون اساسی دستچین شده اعمال شود و قرار نبوده رای مردم زینت المجالس باشد و آنها از جریان شفاف اداره کشور غایب باشند و هزینه توهمات و تصورات بیمارگونه مدیران و مجریان و حاکمان خود را در عرصه بین المللی و داخلی، در آزادی و امنیت و اقتصاد و زندگی، با سلب حقوق و آرامش و کرامت خود بپردازند.

چون قرار نبوده کار این کشور، ذیل حاکمیت اسلام به جایی رسد که اعلان جرائم و تخلفات دولتی و مجریان حکومت به مردم حرام باشد و این حکم غیر شرعی را حاکم کشور اسلامی بر سبیل شرع جاری کند. تلخ آنجاست که همراهان مردم جز به همین جرم، از حقوق حقه خود محروم نشدند. با مردم از خطایای حکومتی سخن گفتند که از نگاه رهبر نظام حرام بود. موظف به توبه و عذرخواهی از امر به معروف و نهی از منکر خود شدند که این را هم خدای واحدشان بر آنان حرام کرده بود. موحد بودند و بر حق ماندند پس محبوس شدند. آنان به جرم فعل حرام گزارش مفاسد و خطایای اخلاقی، شرعی، سیاسی و اقتصادی حکومت به مردم از حقوقی محروم شدند که خدا برایشان مقرر کرده بود و به مجازاتی محکوم شدند که خدا برای مخالفان آنان پرداخته بود و مگر این رویکرد که رهبر کشوری اسلامی و شیعی اعلان جرائم و مفاسد و خطایای حکومتی را به مردم جرم بداند در تاریخ سراسر درس آموز اسلام رخ نداده و محکوم نگشته و بیگانگی اش با اسلام و مخالفت صریحش با صریح سنت نبوی و سیره علوی روشن نبود که باز هم تکرار شد؟ تاریخ اسلام تاریخی گویا و سراسر فریاد است و احدی را به هیچ بهانه و عذر، مجاز به تحریف و فراموشی خود نمی داند.

آنگاه که معاویه بن ابی سفیان در سلطنت خویش در شام، صحابه بزرگ و صدیق پیامبر، ابوذر غفاری را به جرم ستاندن داد مردم از شهر بیرون کرد و خلیفه سوم حکم به تبعیدش داد تا در صحرای سوزان ربذه جان سپرد، مگر جز این روی داده بود؟ سخن معاویه جز این نبود که این مرد، با گفته هایش گرسنگان را می شوراند و چیزهایی به مسلمانان شام می گوید که تاحال نشنیده اند.

دستگاه خلافت را در برابر مردم و در برابر روم و مخالفان و دشمنان ضعیف و متزلزل می کند در حالی که باید آرام و آهسته به ما بگوید و گزارش دهد تا اگر درست بود رسیدگی کنیم! و البته ابوذر چنین کرده بود و پس از او حجر بن عدی نیز چنین. سیاست فاسد و سربسته سفیانی چه جای نظارت بر جزئی از اجزای حکومت باقی گذاشته بود؟ درد سیاست سفیانی این نبود! در سیاست علوی مردم حق نظارت بی چون و چرا و بی مرز داشتند چون المال للله و بعد لناس. به بیان علی بن ابی طالب، خلیفه مسلمان حاکم جان و مال مردم نبود. او کارگزار ایشان بود. خلافت نزد او ودیعه بود و امانت که باید به صاحبانش بازمی گرداند که مردم بودند.

او در این خلافت حق شخصی نداشت. مردم بی صلاحیت نبودند و او حق اجبار و سلطه و زور نداشت چون با این کار قلب اسلام از میان می رفت گرچه قالبش ظاهرا محکم تر می شد. نظم ایمان رخت بر می بست گرچه نظام اسلام سنگ بر کمر می بست. این شیوه حکمرانی سفیانی در نظام اسلامی بود که از مردم جز وحدت گرد شمع خلیفه و اطاعت از منویات خلیفه و ظن و گمان در جهت فهم درونیات خلیفه نمی خواست. مردم مجاز به اطاعت و ممنوع از انتقاد بودند چون پایه های نظام اسلامی سست می شد و از مهم ترین نشانه های این سستی، اعلان تخلفات و مفاسد حکومت به مردم بود.

آنگاه که پس از ۱۴۰۰ سال از آن تاریخ، باز تکرار آن استدلال سفیانی را از زبان حاکمیت می شنویم و رنج و درد علی را پس از ۱۴ قرن تازه می بینیم چه باید بگوییم؟ ما از پس از اینهمه سال پر رنج برای پایداری دین و کرامت انسان و آزادی او در پناه فهم و ایمان به اسلام از کجا سر در آورده ایم که باز می شنویم گزارش تخلفات حکومتی به مردم حرام است چون پایه های نظام را سست می کند. اگر مردم از جرائم حکومتی بی خبر بمانند حرام نیست و اگر مردم فریب بخورند گناهی رخ نداده است و اگر مردم که ولی نعمت حکومتند، نفهمند بر سر اموالشان چه آمده است و با حقوقشان چه می شود پایه های نظام سیاسی مستحکم می شود! و چه ارتباط وثیقی میان این حکم و آن انتظار عذرخواهی نهفته است. میان حکم تحریم آگاهی مردم و توبه آمران به معروف و ناهیان از منکر!

در اینجا آنچه رخ داده این است که در تفسیر رهبری، حفظ نظام از حقوق مردم مهم تر است. یعنی امنیت نظام مقدم بر آزادی مردم است و این رویکرد کاملا برخلاف منطق شیعه و مولای ما علی بن ابیطالب است که فرمود با من به زبان جباران و ستم گران سخن مگویید و مشورت و خیرخواهی خود از من مپوشانید که من از خطا ایمن نیستم مگر خدا کفایتم کند. این رویکرد حاکمی نیست که خود را خدای مردم بر زمین نمی دانست و مال و آبروی مردم را محترم می داشت. این شیوه ای منطبق بر فقه حکومتی خلافت اموی و عباسی است و طبیعی است که در تقابل با هدف و عمل آزادگانی قرار می گیرد که حقوق مردم برایشان از حفظ نظام بالاتر است و در این راه به امر به معروف و نهی از منکر دست می زنند و تا پای جان بر آن آرمان می ایستند.

پذیرش این میزان انحراف از مسیر حق و عدل، از راه اسلام و آرمان های انقلابی بزرگ و مردمی که نه برای نان و آب بلکه برای آزادی و عدالت بساط سلطنت ستمگر زمانه را برچیدند، برای آنانکه با آن آرمان ها و این اصول آشنایند و استخوان در گلو و خار در چشم، به گسترش آگاهی می پردازند و بزرگترین عبادات، امر به معروف و نهی از منکر را، گفتن کلمه حق نزد سلطان جائر می دانند، ناممکن است. دردناک آنکه به چشم ببینند ستون فقرات خلافت سفیانی، عمود خیمه نظام اسلامی شود و اعلان خطایای دولتیان به مردمان ذنب عظمی خوانده شده و حکم رهبری بر تحریم آن صادر شود.

بر علمای آگاه و خبیر و اسلام شناسان آزاده و مدرسان حرّ منش حوزوی است که چنین بدعتی را نادیده نگیرند و برای صیانت از اسلام و آیین حق، برای امکان تداوم سیره و شیوه رسول الله و برای زنده داشتن مرام و مکتب علی به روشنگری بپردازند تا حداقل در تاریخ بماند که در برابر چنین بدعتی آشکار در دین، زبان نهی و نفی ای گشوده شد و فریادی برآمد.

ایمان مردم ایران زمین همانگاه که اسلام آوردند به شیوه سفیانی نبود گرچه اسلام به گاه حکمرانی آنان و خلف عباسی شان سرزمین مارا در گرفت. ایمان ایرانیان به شیوه حق و حریت و عدالتی بود که در اسلام برای مردم می دیدند و برای حقوق و کرامت و عزتی بود که در آیین جدید در مقابل حاکمان از آن بهره مند می شدند و برای مساوات در قضاوت و برابری در حقوق سیاسی اجتماعی با قدرتمندترین فرد جامعه بود که در اسلام با آن آشنا شده بودند وگرنه آیین سلطنت و شهریاری را که خود نیکتر داشتند.

ایمان ما مسلمانان به مکتبی است که در آن اصل، بر ترجیح حق مظلوم از کف ظالم است و گفتن کلمه حق به صدای بلند را نه قبیح که حسن می داند. ایمان ما به مکتب مولایی است که نمی گذارد کارگزارانش دهان درشت گوی مخالفی را در بازار کوفه بر او ببندند بلکه خود سینه صبور و گوش شنوای اوست. ایمان ما به مکتبی است که در آن حاکمی چون علی، خود با صدای بلند گزارش اعمالش را به مردم می دهد و آنان را محرم خود می داند نه حاکمی که مردم را برای سمع و قضاوت در باب اعمالش ناصالح و نامحرم می داند. ایمان ما به مرام اوست که تداوم نظام سیاسی اش و حتی بقای حیات خودش را برتر از تجسس در احوال مخالفان و دشمنان خود نمی داند و حکم پیش از قضاوت را فاسد کننده دین و مردم می داند و در این راه، شهادت را از پیش پذیرفته است.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • درخواست وزیر اطلاعات از مردم برای همکاری بیشتر با نیروهای اطلاعاتی
  • آیت‌الله هاشمی رفسنجانی: تداوم نظام در سایه حمایت مردم امکان‌پذیر است
  • پیامک توهین آمیز؛ ایرانسل عذرخواهی کرد، دادستان اعلام جرم
  • سردسته لباس شخصی ها شلیک مستقیم در سال ۸۸ را تکذیب کرد
  • محمدرضا عارف: باید به مطالبات سیاسی مردم پاسخ داد
  • ۲۷۰هزارنفر دیگر در مسیر ۳ میلیون نفری بیکاری کشور
  • شعار های مردم در جشن ملی
  • رئیس جامعه جراحان ایران: سلامت مردم و جامعه در دولت احمدی نژاد به بازی گرفته شد
  • آیت الله جوادی آملی: ستون اصلی سیاست اسلامی مردم هستند
  •  
    آخرین اخبار
  • نامه‌ی جمعی از فعالان اجتماعی و فرهنگی کُرد آذربایجان غربی به حسن روحانی
  • آزادی موقت سیروان حسین پناهی بعد از ۵۰ روز انفرادی و چند ماه در زندان
  • اخراج و عدم پرداخت ماهها دستمزد کارگران ملایری و زابلی
  • اعلام آخرين آمار ايدز در ایران
  • روز «خبرنگار» مبارک باد
  • پیدا شدن جسد عباس یزدان‌پناه یزدی؛شهروند ایرانی - بریتانیایی در امارات
  • درخواست از حسن روحانی: مصطفی پورمحمدی را که در نقض حقوق بشر دست داشته، کنار بگذارید
  • کاهش ۲۳ درصدی واردات نفت هند از ایران
  • فیروزآبادی : نظامیان برای دوری از فعالیت‌ اقتصادی آمادگی دارند
  • مخالفت دادستانی با حضور امید کوکبی دانشمند اتمی زندانی در کنفرانس علمی
  • آیت الله دستغیب: چرا کسانی که حرفشان خریدار دارد برای آزادی آقایان موسوی و کروبی و زندانیان سیاسی کاری نمی کنند؟
  • نامه جمعی از زندانیان سیاسی ایران به رییس جمهور آمریکا؛ تحریم ها را لغو کنید
  • سایت الف: ورود نظامیان به فعالیتهای اقتصادی ام الامراض است
  • همسر شهید باکری: ما نجیب تر از آقای موسوی آدمی داریم؟ ایستادن کنار مردم نانجیبی است؟
  • احمدی نژاد رفت؛ علی لاریجانی هنوز برایش نامه می نویسد
  • افزایش آمار مرگ ناشی از مصرف قرص برنج
  • جزییات خاکسپاری شیرکو بی‌کس و وصیت شاعر
  • آیات عظام صانعی و سیستانی روز جمعه را عید فطر اعلام کردند
  • تماس تلفنی مریم شفیع‌ پور از بازداشتگاه
  • نقض حکم اعدام عبدالرضا قنبری، معلم در بند
  •