به روز شده: ۱۲:۱۲ تهران - یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۲

انتظار برای حکم حکومتی؟

امروز: این روزها در پی رد صلاحیت (یا به تعبیری که شورای نگهبان ترجیح می دهد «عدم احراز صلاحیت») آقای هاشمی رفسنجانی برای شرکت در انتخابات به عنوان نامزد ریاست جمهوری، بخش بزرگی از جامعه ایران در حالت شوک و بهت به سر می برد. اگرچه با توجه به سابقه ی گردانندگان انتخابات، مهندسی آراء طی فرایند اخذ آراء یا شمارش آن دور از تصور نبود، کمتر کسی باور داشت که اقتدارگرایان برای جلوگیری از ورود نیروهای منتقد وضعیت کنونی به قدرت، به رد صلاحیت فردی متوسل شوند که از رهبران انقلاب اسلامی، طراحان و معماران نظام جمهوری اسلامی، نزدیک ترین شخصیت سیاسی به امام و عهده دار مهم ترین مناصب سیاسی در طول حیات نظام به شمار می رود. با این همه، مروری بر انگیزه های واقعی رد صلاحیت هاشمی، نشان خواهد داد که برخوردی که با وی صورت گرفت، با راهبرد اقتدارگرایان در شیوه ی اداره کشور، کاملا سازگار است و انتظار تغییر آن، نامحتمل و بیهوده خواهد بود:

خواست بنیادین اقتدارگرایان، برگزاری انتخاباتی کم دردسر، همراه با اطمینان خاطر از تصدی منصب ریاست جمهوری توسط فرد مورد نظرشان بوده و هست. به یاد داریم که تا ماه ها پس از انتخابات سال ۸۸، از باز شدن نسبی فضای سیاسی و دامنه ی آزادی بیان در کارزاهای تبلیغات انتخابات، به ویژه برنامه های تلویزیونی نامزدها، ابراز پشیمانی می شد. انتخاباتی با مشارکت حداکثری، به این معنا که اقشار منتقد یا حتی بی تفاوت نسبت به وضعیت کنونی، فعالانه وارد عرصه شوند، به هیچ وجه با این خواسته ی اقتدارگرایان سازگار نیست. ترجمه ی شعار «حماسه ی سیاسی» به «مشارکت حداکثری»، با توجه به قاموس فکری اقتدارگرایان، خطاست و آن را باید بیشتر به عنوان «دفع دخل مقدر» فهمید، به این معنا که با طرح این شعار، نتیجه ی انتخابات مهندسی شده، پیشاپیش از «حماسه» ی حضور انبوه مردم در انتخابات و نمایش پشتوانه ی توده ای اقتدارگرایان خبر می دهد که به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف اقتدارگرایان در دو عرصه ی سیاست داخلی و سیاست خارجی به کار گرفته خواهد شد. از همین حالا می توان گفت که ارقام ساختگی درصد مشارکت شهروندان در انتخابات از همه ی انتخابات های گذشته بیشتر خواهد بود و واژگان متن پیام های تبریک صاحبان قدرت به مناسبت خلق این حماسه را حدس زد. ورود هاشمی به انتخابات، همه ی این تمهیدات را با مشکل مواجه می کرد و هزینه ی اجرای سناریوی از پیش طراحی شده را بالا می برد و این خلاف منطق تصمیم گیری اقتدارگرایان است.

تحولات سیاسی دو دهه ی گذشته به اقتدارگرایان نشان داده است که تصدی ریاست جمهوری توسط کسی که در سایه ی قدرت آنان قرار نگیرد و خود به یک بازیگر اصلی و تأثیرگذار در عرصه ی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و بین المللی تبدیل شود، بس نامطلوب است. در گذشته، ریاست جمهوری هاشمی، خاتمی و حتی احمدی نژاد (که به خطا تصور شده بود تابع محض خواهد بود)، قاعده ی تک سایه ای بودن اقتدارگرایان را بر هم زده و آنان دیگر حاضر به تکرار آن نیستند. از همین رو، ورود هاشمی، می توانست به تکرار آن کابوس منجر شود و در نتیجه، از دیدگاه اقتدارگرایان، پرداخت هر گونه هزینه ای برای جلوگیری از آن به صرفه است. مروری بر اظهارات پنهان و آشکار اقتدارگرایان طی چهار سال گذشته، نشانگر تمایل آنان برای تنزل جایگاه ریاست جمهوری از «تدارکاتچی» به «آبدارچی» در مرحله ی اول و حذف منصب ریاست جمهوری از طریق جایگزین کردن نظام پارلمانی در مرحله ی دوم است تا در نتیجه، صورت مسئله ی معضلی که هر چهارسال با آن مواجه می شوند را پاک کنند و با خیالی آسوده به پیگیری اهداف و تأمین منافع خود بپردازند.

به منظور مقابله با حضور منتقدان وضعیت کنونی در رأس قوه ی مجریه، اقتدارگرایان چند گزینه در پیش داشتند:

الف. جلوگیری از حضور آنها در فضای پیش از انتخابات: حصر کروبی و موسوی و رهنورد، محدودسازی خاتمی، تهدید و تخریب هاشمی و وارد ساختن فشار بر او با اهرم هایی مانند محاکمه ی فرزندانش، و بالاخره پشتیبانی از حضور چهره های دست دومی که حضورشان در انتخابات جدی گرفته نشود و با اعلام مقدار کمی از آراء مأخوذه، بتوان مهر بازنشستگی همیشگی اصلاح طلبان و کارگزاران سازندگی را بر توسط آنان بر صفحه ی سیاسی کشور زد، همه در همین راستا صورت گرفت.

ب. رد صلاحیت توسط شورای نگهبان: عملکرد شورا نگهبان و قاعده ی نظارت استصوابی (که می توان آن را ام الفساد نظام انتخابات کنونی دانست)، نشان داده که تفسیر موسع، جناحی و غیرحقوقی از کار این شورا، آن را به ابزاری مبدل ساخته که می توان در هر زمان و موقعیت خاص، آن را به نحو دلخواه تنظیم کرد و متناسب با منافع اقتدارگرایان، آن را کوک کرد تا ساز مطلوب از آن شنیده شود.

ج. مهندسی آراء: آخرین راه حل برای اقتدارگرایان، شمارش آراء به نحو دلخواه در انتخابات یک مرحله ای یا دو مرحله ای، که نتیجه ای جز حذف مفتضحانه نامزدهای جناح منتقد وضعیت مطلوب نداشته باشد.

اقتدارگرایان، ابتدا به شیوه ی نخست متوسل شدند، اما با وجود اندک موفقیتی که در ایجاد تفرقه و چنددستگی میان منتقدان و معترضان به دست آوردند، طرفی از آن نبستند. گزینه ی سوم اگرچه ممکن بود (چنان که در انتخابات سال ۸۸صورت گرفت) به نتیجه برسد، اما با توجه به سابقه ی دست کم دوبار (۸۴ و ۸۸) در گذشته، هزینه های زیادی به آنان، چه در قلمرو داخلی و چه در قلمرو خارجی، تحمیل می کرد. افزون بر آن، انتخاب گزینه ی سوم، به معنی تن در دادن به نزدیک به سه هفته فرصت تبلیغاتی برای منتقدان وضع موجود بود؛ چیزی که با توجه به شکننده بودن اردوگاه طرفدارانشان در وضعیت کنونی، می توانست بسیار گران تمام شود. در نتیجه، گزینه ی دوم، بهترین (هرچند با توجه به منافع بلندمدت نابخردانه ترین) انتخاب اقتدارگرایان بود که اتخاذ شد. این همان چیزی است که تائب، رئیس اطلاعات سپاه، در دیداری که چند روز پیش از اعلام نظر نهایی شورای نگهبان با رهبری صورت گرفت عنوان کرد. بر اساس تحلیلی که او در آن دیدار ارایه کرد، آمدن هاشمی به معنی بر باد رفتن تمام زحمات پرهزینه ی حاکمیت در راستای یکدست سازی حکومت طی هشت سال گذشته بود، در حالی که دستاوررد رد صلاحیت هاشمی، تنشی چند هفته ای بیش نیست که می توان با تکیه بر ابزارهای رسانه ای، سیاسی و امنیتی کنترل کرد؛ راه حلی که ظاهرا مقبول افتاد و بدان عمل شد.

بنا بر این، به نظر می رسد انتظار از حاکمیت برای حل مسئله از طریق حکم حکومتی، با ذهنیت نشأت گرفته از حلقه ی مشاوران امنیتی- نظامی مورد وثوق رهبری، سازگار نباشد. افزون بر این، حکم حکومتی بلحاظ تبعیضی که می بایست میان هاشمی و مشائی اعمال می شد، هزینه ها را بیشتر هم می کرد.

اما آیا منتقدان، ناراضیان، معترضان، همراهان جنبش سبز، اصلاح طلبان، اصولگرایان دارای دغدغه های ملی و دینی و کسانی که خواستار بازگشت به اعتدال و عقلانیت به فرایندهای تصمیم گیری کلان در کشور هستند، اینک در مقام بازیگران شکست خورده ی این عرصه قرار دارند؟ پاسخ قاطع به این پرسش، منفی است:

اولا، برای شخص آقای هاشمی، از همان ابتدا، بازی برد- برد بوده و هست. چه در صورتی که ایشان بر مسند ریاست جمهوری می نشست، و چه حالا که کنار گذاشته شد، آقای هاشمی پیروز میدان است. واقعیت این است که هاشمی اینک یک قهرمان ملی است که بیش از هشت سال تهمت، افترا و تخریب شخصیتی را پشت سر گذاشته و با رفتار و مواضعی که از فردای انتخابات ۸۸ تا کنون اتخاذ کرده، مورد حمایت و تحسین اکثریت مردم قرار گرفته است.

ثانیا، برای جنبش اعتراضی و حرکت دموکراسی خواهی، این اتفاق به طور قطع یک گام به پیش است. اگر به یاد داشته باشیم که بسط جنبش آگاهی بخشی به اقشار مختلف مردم، قرار دادن حاکمیت در خانه ی شیشه ای، طرح مستمر خواسته ها و مطالبات حق طلبانه و گسترش کمی و کیفی دامنه ی حرکت اجتماعی، از مهم ترین اهداف این جنبش است، آنچه اتفاق افتاد در تقویت جنبش و فربه ساختن اندیشه ی مقاومت مدنی مسالمت آمیز، نقشی بس بزرگ ایفا کرده است. تنها برای ذکر یک نمونه، کافی است توجه داشته باشیم که مهندسی انتخابات این بار چنان آشکار و رسوا است که حتی آن دسته از اصول گرایان یا اصلاح طلبانی که در وقوع مهندسی آراء انتخابات سال ۸۸ دچار تردید بودند، به عیان دیدند که چگونه حلقه ی امنیتی دفتر رهبری، با چنگ و دندان از هر گونه تخطی از نقشه ی راه خود جلوگیری کردند.

ثالثا، حادثه ی رد صلاحیت هاشمی، دو دلی ها را به همدلی تبدیل کرد و تکلیف شهروندانی که خواستار برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه هستند را با مسئله ی شرکت یا عدم شرکت در آن، روشن ساخت.

بی تردید، جمهوری اسلامی ایران، اینک وارد مرحله ی جدیدی از حیات خود شده است: مرحله ای که اقتدارگرایان رودربایستی ها را کنار گذاشته اند و آشکارا خواستار تمرکز تمامی قدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در دست حزب پادگانی خود هستند. این اما، به معنی تأیید گرایش به دو قطب و پناهگاه معمول و رایج در تاریخ ما ایرانیان، یعنی گرایش به اندیشه ی براندازی یا گرایش به بی تفاوتی، یأس و نومیدی نیست. بر عکس، اینک زمانه ی آن فرا رسیده که همه، از «انتظار»ی همراه بی تحرکی برای ظهور یک منجی، به «انتظار»ی همراه با تلاش و کوشش برای تغییر و تحول وضعیتمان به سمت جامعه ای مملو از آزادی و عدالت و پیشرفت، تغییر جهت بدهیم، چه این، سنت خداوندی است که سرنوشت هیچ ملتی تغییر نمی کند مگر آن که خودشان برای تغییر آن اقدام کنند. درس هایی که طی بیش از یکصدسال مبارزه حق طلبانه در این مرز و بوم آموخته ایم، به ما می گوید که این تغییر نیازمند آگاهی و عمل به شیوه های مبارزه ی مدنی و مقاومت منفی مسالمت جویانه و صبر و مقاومت است؛ شیوه هایی که باید از این پس، مجدانه به تبیین و ارایه ی آن پرداخته شود و جزء لاینفک گفتگوهای اجتماعی ما قرار گیرد.


کلمه- سید کاظم قمی



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • ۳۱۲ نفر از رد صلاحیت شدگان تهران تایید شدند
  • اعترض مولوی عبدالحمید به رد صلاحیت های شورای نگهبان
  • انتقاد وزیر امور خارجه آمریکا از ردصلاحیت های شورای نگهبان: مسیر دموکراسی را سد کرده است
  • توجیه سخنگوی شورای نگهبان: سن از شرایط مدیریتی است
  • نامه مهم خانم دکتر زهرا مصطفوی فرزند حضرت امام خمینی به آقای خامنه ای: خواهشمند است دخالت فرمایید و نشان دهید ولایت فقیه می خواهد جلوی دیکتاتوری را بگیرد
  • تشکر بلافاصله ای ۱۷۵۰۰ "استاد و نخبه" از شورای نگهبان در رد صلاحیت نامزدها
  • نامه عضو مجلس خبرگان به رهبری: حذف یك طرف در انتخابات، با مصلحت حماسه سیاسی سازگار نیست
  • واکنش احمدی نژاد به سوال احتمال رد صلاحیت مشایی: امروز هوا خوب است
  •  
    آخرین اخبار
  • متهم شدن ایران به حمله سایبری علیه شرکت های انرژی آمریکا
  • آیت الله هاشمی رفسنجانی: اسرار نظام باید حفظ شود
  • شش زائر ایرانی در انفجار تکریت کشته شدند
  • حاشیه و متن انتخابات یازدهم ریاست جمهوری
  • وضعیت جسمی حسین رونقی در پی عدم تحویل داروهای وی نامساعد شد
  • دیدار اعضای انجمن اسلامی پزشکان با فرزندان میرحسین و رهنورد: رد صلاحیت هاشمی بیانگر حقانیت نگرانی‌های میرحسین درباره وضعیت اداره کشور است
  • زنان اصولگرا و اصلاح طلب خطاب به علما و مراجع: برای پاسداشت جمهوری اسلامی از اعمال سلیقه‌های جناحی کاری کنید
  • ابراز امیدواری شورای هماهنگی جبهه اصلاحات به تایید صلاحیت آیت‌الله هاشمی
  • درخواست مشترک خاتمی و ماهاتیر محمد برای پایان اختلافات بین شیعه و سنی
  • آیت الله اردبیلی هم خبر صلاحیت هاشمی برای رهبری را تایید کرد
  • احضار تیمور امجدی از بازداشت شدگان روز کارگر به دادیاری برای بیان آخرین دفاعیات
  • مجید انصاری: هاشمی بیش از ۷۰ درصد آرا را به خود اختصاص خواهد داد
  • بنیاد شهید نمایندگان پیگیر تحقیق و تفحص را تهدید کرده است
  • برگردانده شدن پرونده مهدی هاشمی به دلیل "ایرادات سنگین" به دادسرا
  • قرار گرفتن ایران در رتبه بیست و هشتم صادرکنندگان جهان
  • علی مطهری: کمیته فیلترینگ سرخود فیلترها را انجام می‌دهد
  • عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس: یک چهارم نقدینگی کشور، معوقه بانکی است
  • نمایندگان مجلس نسبت به واردات گندم و برنج آلوده به کشور هشدار دادند
  • مصطفی تاجزاده : اگر رهبری خودسری های جنتی را مهار نکند مسول مستقیم انتخابات رسوا خواهد بود
  • بیانیه جبهه مشارکت ایران اسلامی در خصوص رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی اقتدارگرائي انحصار طلب به دنبال تسخیرهمه اركان انقلاب است
  •