به روز شده: ۰۹:۵۴ تهران - سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲

چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

نویسنده: علی مزروعی

امروز: تقریبا با استناد به تاریخ معاصر ایران می توان گفت کمتر فرد سیاسی ای می توان یافت که سرِ سالم به گور برده باشد!

اینروزها که به جبر، خانه نشین شده ام فرصت مغنتمی است برای مطالعه و اندیشه و ارزیابی زندگی خودم و به ویژه مسیری که در زندگی سیاسی طی کرده ام و اینکه سرنوشت جمهوری اسلامی ایران با این اوضاع و احوال چه می شود؟ از اینرو خواندن کتابهایی که به بازگویی و کالبد شکافی و تحلیل و بررسی تاریخ معاصر پرداخته اند به همراه کتابهای بازگوی خاطرات افرادی که به نحوی در شکل دهی و حوادث تاریخ معاصر ایران نقش و حضور داشته اند، عمده وقتم را پر می کند و البته هرچه بیشتر می خوانم بیشتر بر حال کشور و خودم و سیاسیون و مردم و دولتمردان حاکم تاسف می خورم که تاکی ما باید این چرخه باطل تاریخ معاصرمان (استبداد- جنبش و انقلاب - مشروطه و آزادی - استبداد) را تکرار کنیم؟ و راه گریز از عقب ماندگی و پیوستن به قافله رشد و توسعه را باز نکنیم؟

مهندس عزت الله سحابی که از دوران جوانی وارد عرصه فعالیت های مذهبی و اجتماعی و سیاسی شده و تا امروز در این عرصه مانده است (برخلاف بسیاری از ما ایرانیان) همت کرده و بخش اول خاطرات خود را که اختصاص به دوران کودکی تا پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 دارد در کتابی با عنوان «نیم قرن خاطره و تجربه» به رشته تحریر در آورده و در اختیار علاقمندان به باز شناسی وقایع این نیم قرن از دیدگاه نویسنده و تجربه هایی که شخصا در آنها حضور داشته، نهاده است.

هرچند سنت خاطره نویسی در میان ما ایرانیان به ویژه دولتمردان و سیاسیون جایگاه چندانی ندارد و به همین دلیل کمتر کتابی را می توان یافت که توسط این افراد در همان زمانی که مسند کاری بوده اند یا درگیر سیاست ورزی، نوشته شده باشد و از اینرو با فاصله گیری از زمان وقوع خاطره طبعا بخشی از رخدادها گم می شود یا بازگویی آنها تحت تاثیر شرایط و ملاحظات پس از آن و زمان نوشتن قرار می گیرد، اما الحق و الانصاف آقای سحابی به رغم گذر زمان زیاد و شرایط و جو پس از انقلاب و ملاحظاتی که برهمه ما سایه افکن است روایتی صادقانه و منصفانه از خاطرات و تجربیات خود در این کتاب عرضه کرده اند و از اینرو خواندن این کتاب برای همه آنانی که می خواهند در ایران کار و فعالیت سیاسی داشته باشد، ضروری می نماید تا دریابند که ورود در عرصه سیاست اگر در دوران جوانی و شور آسان می نماید، اما در ادامه راه مشکل ها می افتد و کمتر فردی را در ایران همچون نویسنده می توان یافت که در اینراه نبرّد و نیافتد و به رغم همه مشکل ها برای رهایی ایران از دام استبداد و استعمار از پای ننشیند.

با خواندن این کتاب همچون دیگر کتابهای مشابه درمی یابیم که در تاریخ معاصرما همه افرادی که بگونه ای وارد جریانات سیاسی و مبارزاتی علیه وضع موجود و استبداد و استعمار در مقاطع مختلف شده اند از نخبه ترین و تحصیکرده ها و روشنفکران جامعه ما بوده اند و در پی آرمانهایی بلند و در راس همه آنها عدالت و آزادی و مردم سالاری، اما رفتار حاکمان مستبد و وابسته با اینان یکسان بوده است و آنهم سرکوب و به بند و زندان و شکنجه و اعدام کشاندن و ایجاد رعب برای خفه کردن صدای منتقدان و مخالفان و در نهایت خاموش کردن جامعه و حاکمیت قبرستانی، و هرچند اجرای این سیاست ها در کوتاه مدت جواب داده، اما در نهایت این مستبدان مغلوب همین سیاست ها شده و با شورش و انقلاب و انفجار اجتماعی سقوط کرده اند و عجیب اینکه هیچ حاکمیتی از حاکمیت قبلی پند و عبرت نگرفته است! اما در این خاطرات بخوبی دریافت می شود که در مقاطعی اجرای این سیاست ها نه تنها حاکمان را از ادامه حکومت استبدادی مطمئن می ساخت بلکه بخشی از مبارزین را به تردید در ادامه مبارزه وامی داشت و آنها را می براند یا وارد بحث هایی توان فرسای ایدئولوژیک و سیاسی می کرد که متاسفانه شعاع تاثیر مخرب آنها رامی توان در سال های پس ازپیروزی انقلاب تا کنون نیز رد یابی کرد و اینکه چگونه شرایط استبدادی می تواند تا زمانهای دور آثار مخرب در پی داشته باشد.

به نظرم خواندن این خاطرات به ما می آموزد که گرفتار اینگونه مباحث توان فرسا و بیهوده نشویم و خط اصلی را که همان مبارزه با استبداد و استعمار و دستیابی به عدالت و آزادی و مردمسالاری است، از دست ندهیم و همه مباحث ما باید مرتبط با این خط اصلی باشد؛ در غیر اینصورت کار و فعالیت ما جز تکرار همان تجربه تلخ و پرهزینه نخواهد بود و از اینرو فکر می کنم در شرایط امروز جامعه و جنبش سبز وجود افرادی همچون آقای سحابی و گوش سپردن به نظرات و تحلیل آنها نعمت بزرگی است که باید قدر دانست و از او و نظراتش نهایت استفاده را در راهبری جنبش کرد.

خواندن این خاطرات به ما می آموزد که سیاسی بودن در ایران چه هزینه سنگینی در پی دارد و تقریبا با استناد به تاریخ معاصر ایران می توان گفت کمتر فرد سیاسی ای بوده که سرِ سالم به گور برده است! و این از ویژگی های تاریخ استبدادی ماست و جالب این است که این قاعده سر سالم به گور نبردن متوجه حاکمان و دولتمردان مستبد هم بوده است! و در واقع تاریخ معاصر ما مشحون از این به گورشدن ها و درجازدن هاست آنهم در قرنی که مسابقه پیشرفت و توسعه درگرفته و جهانگیر شده است. سحابی در این خاطرات براستی و بی پیرایه شرح می دهد که چه سختی هایی را در زندگی خصوصی اش به لحاظ مادی تحمل کرده است تا ادامه مبارزه اش را پی گیرد و دراین مسیر همسرش که چندان هم سیاسی نبوده چه فداکاری هایی که نکرده است و فکر می کنم این داستان اغلب سیاسیون ایران باشد که زندگی خصوصی شان را فدا می کنند تا زندگی بهتری برای همه ایرانیان فراهم سازند و در این میان همسران این سیاسیون نقش بسیار فداکارانه ای دارند که دیده نمی شود و اینرا من در همین حوادث اخیر جنبش سبز و فداکاری غیرقابل تصور و توصیف دیدم. اینکه آقای سحابی در ابتدا و انتهای خاطراتش به بازگویی نقش همسرش در زندگی مشترک و مبارزه سیاسی اش پرداخته و بحق از او تقدیر و تجلیل کرده است فصل تازه ای را به روی ما می گشاید و اینکه قدر و قیمت این زنان را که همواره پشتوانه بزرگی برای مبارزه بوده اند بدانیم و میدان را برای فعالیت بیشتر آنها فراخ سازیم.

نکته آخری که من از خواندن این کتاب آموختم اینکه راه نجات ما از این استبداد دیرپای خانه کرده در ایران، پایبندی به راهبرد اصلاح طلبی و پرهیز از هرگونه افراط و تفریط و خشونت ورزی در امر سیاست است. همانکه امروز ذیل نام جنبش سبز با شعار حاکمیت قانون و اجرای بدون تنازل فانون اساسی جمهوری اسلامی در جامعه ما ساری و جاری است. جنبشی که در پی تامین حقوق شهروندی و مدنی همه ایرانیان است و هیچکس را غیرخودی نمی داند و دستیابی به آنچه جنبش سبز می خواهد به نفع همه ایرانیان و از جمله حاکمان است. در این خاطرات می خوانیم که رژیم شاه چگونه راه بقا و حاکمیت خودرا در زندان و اعدام کردن مخالفان و منتقدان خود حتی آنها که در چارچوب قانون اساسی مشروطه و مسالمت جو فعالیت می کرده اند، جستجو می کرده است، اما سرانجام این رژیم و شاه چه شد؟ فرازهایی از این خاطرات که بسیار در اینباره درس آموز است را در ادامه می آورم:

"در فروردین سال 43 دادگاه تجدید نظر رهبران نهضت آزادی آغاز بکار کرد ... اولین کسی که برای دفاع از خود پشت تریبون قرار گرفت آقای مهندس بازرگان بودند. دفاعیات مهندس بازرگان 12 جلسه یعنی چهار هفته به طول انجامید. مهندس بازرگان در خلال صحبت هایش خطاب به رییس و اعضای دادگاه گفت خواهش می کنم این مطالب را به سمع ریئس مملکت هم برسانید. وآنگاه آیه قرآن کریم درباره حضرت موسی و فرعون را خواند. در این آیه ساحران که به خدای موسی ایمان آورده بودند، به فرعون می گویند: هرکاری می خواهی بکن، هرحکمی دلت می خواهد صادر کن، تو در همین حیات دنیا قضاوت خواهی شد(سوره طه آیه 72). یعنی پیش از آخرت در همین دنیا به حساب تو رسیدگی خواهد شد. بعد هم گفت ما به اطلاعتان می رسانیم که از این به بعد ما آخرین گروهی هستیم که با اعتقاد به قانون اساسی و فعالیت قانونی در چهارچوب قانون فعالیت کردیم و با محکومیت ما در این دادگاه، دیگر چنین گروهی پیدا نخواهد شد. حوادث و وقایع بعدی نشان داد که هر دو پیش بینی ایشان درست بود.

بعد از تبعید آقای خمینی به ترکیه اولین گروهی که دستگیر شدند گروه کشندگان منصور بودند که گروهی مسلح و معتقد به حرکت مسلحانه بود ..."(صص4-273) و در مورد رژیم پهلوی و شاه را هم میدانیم که در همین دنیا قضاوت شد!

پاسخگویی به مطالبات جنبش سبز از سوی حاکمیت به نفع همه ایرانیان و ازجمله خود حاکمان است و باید امیدوار بود که همه ما ایرانیان با درس آموزی از تاریخ بیاموزیم که سرکوب و زندان و اعدام حلال مشکلات تاریخی ما از جمله نحوه اداره کشور و استبدادورزی نبوده و نیست و توسل و تمسک به اجرای این سیاست جز تکرار چرخه باطل تاریخ معاصرما نیست. باید همه ما دست بدست هم دهیم و طرحی نو دراندازیم و زندان و اعدام را از صحنه تاریخ و حکومتمان برای حل منازعات و مناقشه های سیاسی حذف نمائیم و قانون و حقوق مدنی را فصل الخطاب کنیم. از قدیم گفته اند کسی که تجربه شده ها را تجریه کند آیا بر او پشیمانی و ندامت رواست؟

خواندن اینگونه کتابها و خاطرات بیش از شهروندان معمولی امثال بنده برای دولتمردان حاکم مفید است و امیدوارم که برخی از آنها اینقدر وقت داشته باشند که مطالعه و غور کنند تا به تکرار تجربه شده ها نپردازند و خود و کشوری را دچار زحمت و پشیمانی نکنند و خیلی ساده دریابند که چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟ و اگر من جای این دولتمردان بودم بجای اینکه امثال مهندس سحابی را در مقاطعی به بند و زندان کشم و یا جلوی فعالیت های قانونی سیاسی و مطبوعاتی اش را بگیرم او را به مشاورت می گرفتم و بر صدر می نشاندم تا از اینهمه خاطره و تجربه برای ساختن ایرانی آباد و آزاد استفاده شود و اینکه سیاست ورزی از گونه ایشان ارزش یابد و قدر گیرد و راه برای سیاست ورزی کم هزینه و پرفایده گردد. بحق آقای سحابی در همه فراز و نشیب هایی که تجربه کرده و پشت سر نهاده است الگویی از یک مسلمان سیاست ورز و پایبند به اصول است که در همه احوال عزت و کرامت انسان و استقلال و آزادی و تمامیت ارضی ایران راهنمای عمل او بوده است و دعا می کنم که عمرش مستدام باشد در خدمت به ایران و ایرانیان.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • تورم و امنیت ملی
  • علی مزروعی: رهبر جمهوری اسلامی باید در سیاست های کلان کشور تجدید نظر کند
  • رهیافت ها بسوی دموکراسی
  • حکمرانی خوب
  • علی مزروعی: انتخابات پیش روی ریاست جمهوری نقطه عطف تعیین کننده است
  • روز جمهوری اسلامی
  • درباره لایحه بودجه سال ۹۲
  • اطلاعیه انحطاط
  • توهم توطئه
  •  
    آخرین اخبار
  • تعدادی از زائران ایرانی در جریان انفجارهای مرگبار عراق کشته شدند
  • مکارم شیرازی: وضعیت فعلی و خسارات موجود، ناشی از حسن ظن به افراطیون بود
  • محکومیت محمدباقر مرادی از اعضای سرای اهل قلم به ۵ سال حبس تعزیری
  • دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی تکذیب کرد: پیام محرمانه‌ای از وزیر خارجه آمریکا دریافت نکردیم
  • تفاهمنامه ایران وآرژانتین برای تشکیل کمیسیون حقیقت‌یاب انفجار آمیا
  • گزارش سالانه وزارت خارجه آمریکا از سرکوب آزادی های مذهبی در جهان و ایران
  • شکسته شدن سکوت آیت الله زرندی: هاشمی بخاطر درک شرایط خطیر کشور آمده است
  • پایان اعتصاب غذای مهدی خزعلی در زندان اوین
  • غلامعلی رجایی: هاشمی شناسنامه انقلاب است و هیچ عاقلی مهر باطل به شناسنامه خود نمی زند
  • دورخیز حاکمیت برای لقمه گلوگیر "رد صلاحیت" هاشمی، تعطیلی ستاد جوانان اصلاح طلب، تشدید فضای امنیتی
  • ستاد مردمی حامیان هاشمی رفسنجانی در مالزی تشکیل شد
  • همسر حمید کرواسی: به دلیل انتخابات مرخصی به زندانیان سیاسی نمی دهند
  • موکول شدن اعلام نتیجه تایید صلاحیت‌ها به یکم خرداد
  • پنج ماه ماه حبس تعزیری برای حسین رونقی و نوید خانجانی
  • گرامی مقدم: برای بازنشستگی، اولویت برخی مقامات بیش از هاشمی است
  • نپذیرفتن نمایندگان رسمی کارگران توسط وزیرکار
  • غلامحسین کرباسچی در گفت‌وگو با «شرق»: اولویت‌های هاشمی تغییر کرده است
  • واکنش ائتلاف اسلامی زنان به اظهارات توهین آمیز محمد یزدی: "ایران خانه کدخدا نیست"
  • فرشاد مومنی: عدم ثبات سیاست های اقتصادی عامل بحران نقدینگی است
  • معافیت از سربازی برای اهداکنندگان عضو
  •