به روز شده: ۲۱:۲۳ تهران - چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲

رفسنجانی و سیاست منطقه ای ایران

نویسنده: احمد صدری

امروز: از نظر ایجاد تعادل قوای منطقه ای و مذاکرات لازم با اعراب، در این برهه هاشمی گزینه ای مناسب تر است.

یکی از مشکلات نیروهای اپوزیسیون غرق شدن در مسائل داخلی و غفلت نسبتاَ کامل از ملاحظات استراتژیک منطقه ای و جهانی است. این مشکل را در مورد مذاکرات اتمی ایران با اسرائیل و آمریکا و سایر کشورهای عضو کلوپ اتمی به وضوح مشاهده میکنیم. گروهی از اپوزیسیون قادر نیستند که مشکلات درونی ما با حکومت و مسائل ژئوپلتیک (که ربطی به اینکه در ایران حکومت استبدادی دینی یا مشروطه سلطنتی یا لیبرال دموکراتیک جاری باشد ندارد ) تفکیک قائل شوند. آنها فشار اتمی بر ایران را فارغ از ابعاد مربوط به منافع ملی ایران و صرفاَ به عنوان اهرمی برای فشار به جمهوری اسلامی تلقّی میکنند. یادم هست که در اوائل انقلاب لوله های بسیار گرانقیمت تاسیسات اتمی بوشهر را انقلابیون محلی مصادره کرده بودند و به خود هم می بالیدند که آنها را در فاضلاب شهر بازیافت کرده بودند. استفاده ابزاری از مشکلات اتمی ایران با اسرائیل و کشورهای منطقه نیز کاری در همین حد غیر عاقلانه است. دیگرانی هم هستند که با استدلال بازیافتی شبیه به این با هر دشمنی از دشمنان ایران حاضر به همکاری هستند فقط به این دلیل که آنها را تنها ابزاری برای نیل به قدرت در درون ایران می دانند. این مشکل را برخی سردمداران همین حکومت هم داشتند که اغلب در زمان شاه با صدام حسین هم همدردی میکردند چون مثلاَ دشمنِ دشمنان بود.

اما چه خوب است که ما مرتکب آن خطاها نشویم و مسائل مربوط به منافع ملی خود را با مشکلاتمان با حکومت خلط نکنیم و چه خوبست که دارای تحلیل از عواقب اعمال خود برای منافع دراز مدت ایران باشیم. یکی از مسائل بغرنج ما در منطقه مشکل جنگ داخلی سوریه و تضاد شیعه و سنی در آن منطقه است که البته ریشه ها و علل متنوع و مختلفی دارد. در میان این علل نمیتوان ترویج ایدئولوژی سلفی را که در نیم قرن گذشته توسط عربستان در افغانستان و پاکستان و تشدید آن به کمک عراق در منطقه لاوانت طی جنگ ایران و عراق را نادیده گرفت. صدام حسین بویژه از این گفتمان ضد شیعه برای بسیج کشورهای عربی علیه ایران سود جست و هنوز هم این تبلیغات نقش ویژه ای در تقابل استراتژیک عربستان و کشورهای جنوب خلیج فارس و هم پیمانانشان ایفا میکند. صرفنظر از اشتباه های تاریخی جمهوری اسلامی در جهان عرب منجمله اسرائیل ستیزی ایدئولوژیک و دفاع آن از حماس و جهاد اسلامی و خانواده اسد، باید دو نکته را بیاد داشته باشیم. نخست اینکه طرف مقابل هم بی گناه نیست و آنها هم نیّات استراتژیک خود را علیه ایران دنبال کرده و میکنند. دودیگر اینکه این حمایت ها در سی سال گذشته خواهی نخواهی یک بحران امنیت ملی برای ما را به دنبال آورده که اکنون نمیتوانیم آنرا نادیده بگیریم چه در درون نظام باشیم و چه در اپوزیسیون. بعلاوه در دهه اخیر جنبش سلفی در شرق و غرب ما در حال رشد سرطانی بوده است و شیعه ستیزی و ایران ستیزی از مختصات آنست.

جنگ سوریه بهانه ای شده که احساسات ناسیونالیستی عربی علیه ایران که در نبرد هشت ساله با عراق چهره خود را نشان داد به صورت دیگری بروز کند: شیعه ستیزی، ایران ستیزی و دشمنی با اصلاحات دینی همه اجزای این ملغمه مسموم هستند. البته طلایه این تعویض گفتمان از ناسیونالیسم بعثی به بنیادگرائی را در اواخر جنگ عراق و جنگ کویت هم در تعویض آرم عراق در پرچم آن کشور هم قابل مشاهده بود. برخی از دوستان در اپوزیسیون خیال میکنند که اینها همه ناشی از ذات مذهبی جمهوری اسلامی است و به محض اینکه ما اعلام کردیم شیعه نیستیم بلکه سکولار هستیم، همه این مشکلات هم یکباره ناپدید خواهند شد. باید بدانیم که برای این ایدئولوژی ضد ایرانی اتهامات آتش پرست بودن و یا تشیع و یا سکولاریسم ولا مذهبی همه مخرج مشترک همان ایران ستیزی تعصب آلوداست. خطرات وضع موجود برای ایران چند جنبه دارد. نخست خطر مکیده شدن به درون این جنگ ها. کمکهای ایران به سوریه میتواند ما را بنحو غیر قابل اجتنابی در آن جنگ درگیر کند. ثانیاَ در صورت پیروزی این نهضت های سلفی امکان سر رفتن آنها به کشورهای همسایه مانند لبنان و عراق وجود دارد. اگر در کشوری مانند عراق یا پاکستان این گروه ها روی کار بیایند خطر جنگ دیگری با ایران تشدید خواهد شد. بویژه اگر این گفتمان سلفی و تعصب ضد شیعه و ضد ایرانی آن (به دلایل دگماتیک تاریخی که به زعم آنها به قادسیه و نهاوند باز میگردد) در جهت منافع عربستان سعودی، شیخ نشین ها، اسرائیل و آمریکا قرار بگیرد؛ که البته این همسوئی در حال حاضر هم قابل مشاهده است.

باید با این وضع با درایت برخورد کرد بقول شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی:‌ چو در طاس لغزنده افتاد مور / رهاننده را چاره باید نه زور.

یکی از مهمترین مسائلی که با آن در حال حاضر روبرو هستیم مساله انتخابات ریاست جمهوری ایران است. از نظر روابط خارجی و منطقه ای ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد جز فاجعه چیزی نبوده است. فواید انتخاب رفسنجانی از نظر داخلی هر چه هم که اندک باشد بنظر میرسد از نظر ایجاد تعادل قوای منطقه ای و مذاکرات لازم با اعراب و گرفتن وجهه نظر متناسب با خطرهای خارجی هاشمی رفسنجانی گزینه ای مناسب تر از رقبای او در این موضع تاریخی باشد. ورای این سخن نمیخواهم بگویم. شاید ما ندانیم که چه باید کرد اما لااقل کم از آنیم که نیم نگاهی به این وضع خطرناک بیاندازیم و معضل رشد جنبش سلفی را مشکل خود بدانیم؟‌

برای تشویق خوانندگان به فکر جدی در این مساله مقاله یکی از این متفکرین سلفی را که دو روز قبل ترجمه و در صفحه فیسبوک خود قرار دادم در اینجا نقل میکنم.
***
یک نقد:‌آیا صلاح است که مبارزه را به درون ایران ببریم؟‌

اخیراَ سوالی از اردن دریافت کردم در مورد گسترش اجرای عملیات نظامی در داخل خاک و ذیلاَ پاسخی کوتاه برای آن می نگارم. انتقال مبارزه به زمین دشمن یکی از تاکتیکهای هر جنگ است. هدف این عمل متعادل کردن کفه های وحشت و چشاندن طعم تلخ جنگی است که دشمن به جناح خودی تحمیل کرده است. اما تأثیر این استراتژی در کشورهای متفاوت یکی نیست. کشورهای غربی از این نظر بسیار آسیب پذیر هستند و تا حد زیادی از ضربه به فرآیندهای داخلی از لحاظ اقتصادی، نظامی و سیاسی تکان میخودند. حادثه فرودگاه "دیترویت" آمریکا (قضیه زیرپوش انفجاری)‌ نمونه چنین تاثیراتی است. بیاد داشته باشیم که با این وجود که این عملیات شکست خورد اما موجب شد که آمریکا بالغ بر چهل میلیارد دلار برای جلوگیری از اقدامات مشابه در ایمنی فرودگاه هایش هزینه کند.

اما کشورهای شرقی اغلب اینگونه عمل نمی کنند زیرا عملیات داخلی رژیم های تمامیت خواه و مافیائی مانند چین و روسیه (بر خلاف کشورهای غربی که حتی به قیمت سقوط خود این قبیل مسائل را مراعات می کنند) اهمیت چندانی به ایمنی شهروندان خود نمی دهند. شاید واقعه تئاتر مسکو و میدان "تیانانمن" در این مورد آموزنده باشند. استفاده روسها از گازهای سمی در داخل تئاتری که توسط گروگان گیران چچن (که میخواستند مساله خود را در انظار جهانیان مطرح کنند) مورد حمله واقع شده بود به مرگ دویست نفر انجامید. همچنین در تظاهرات دانشجویان در میدان تیانمان پکن ارتش تانک های خود را برای سرکوب و به زانو در آوردن دانش آموزان به میدان آورد. در جنگ افغانستان هم هزاران سرباز روسی کشته شدند ولی این کشته ها تاثیری در حکومت نداشت تا اینکه جنگ طولانی شد و مشکلات اقتصادی گریبان آن کشور را گرفت. این خطر فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود که منجر با اتمام آن جنگ شد.

ایران در گروه دوم این طبقه بندی جا می گیرد. این حکومت در برابر مسائل اقتصادی کلان اهمیت چندانی به مسائل انسانی نمی دهد. حوادث جنگ ایران و عراق در دهه هشتاد مویّد این گزاره است. بیاد داشته باشیم که امواج انسانی به رهبری خمینی به استحکامات عراق حمله ور شدند. بیست هزار تن مبارز در این امواج و زنجیره های انسانی پی در پی بکار گرفته شدند. اما علیرغم ابتدائی بودن آن، این اسلوب جنگی به بعضی موفقیتها دست یافت. این مثال باید اهمیتی که ایران به جان شهروندانش در یک منازعه میدهد را برای ما آشکار کند.

بنابراین بنظر من اثر هرگونه عملیات در درون خاک ایران کمتر از تشدید مبارزه علیه این کشور در سوریه است. در حال حاضر شاهد یک جنگ فرسایشی علیه منافع اقتصادی ایران در سوریه هستیم. آنچه که ایران برای بقای نظام در سوریه هزینه میکند (ولو اینکه بخشی از آن از کیسه همپیمان او یعنی مالکی در عراق و از خزانه نفت آن کشور تامین شود)‌ و هر پولی را که ایران صرف کسب وفاداری مصر و فریب اردن صرف میکند می تواند (در حد هزینه اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان) برای آن گران تمام شود. بنابراین همانگونه که مبارزه ما علیه شوروی در افغانستان منجر به سقوط اتحاد جماهیر شوروی شد، جهاد ما در بلاد شام نیز می تواند به اراده و خواست خداوند به تخریب «هلال شیعه» و سپس فروپاشی ایران و استقلال اقلیتهای بلوچ و اهوازی و آذری بیانجامد... درست همانطور که این فروپاشی در فدراسیون روسیه و اردوگاه کمونیسم رویداد. و خدا بهتر می داند.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • باز هم سازهای خود را از نو کوک کنیم
  •  
    آخرین اخبار
  • نامه ای دیگر از محمد امین هادوی به صادق لاریجانی
  • ستاد آفتاب صبح امید : حمایت از هاشمی با تاکید بر مطالبات سبز مردم ایران
  • دو اظهار نظر متناقض ظرف دو هفته؛ دفاع قالیباف از خود در پایگاه بسیج: مجوز حضور نظامی و تیراندازی در کوی دانشگاه را من گرفتم
  • بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در حمایت از آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری
  • خاطرات آیت‌الله هاشمی، همچنان در انتظار مجوز
  • حجت‌الاسلام هاشمی‌نژاد: اصلاح‌طلبان در حمایت از آیت‌الله هاشمی اجماع دارند
  • بیژن نامدار زنگنه: حضور آقای هاشمی در انتخابات به معنای بازگشت دولت به مسیر عقلانیت و اعتدال است
  • معیار جدید شورای نگهبان برای تایید صلاحیت: برنامه کاندیداها بررسی می شود
  • جانشین سابق نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران: رفتار احمدی نژاد فتنه انگیز است
  • همچنان فروش خاک ایران به عرب های خلیج فارس ادامه دارد/تذکرهای مجلس هم فایده نکرد
  • ۹۰ نفر از کاندیدا های شورای شهر تبریز رد صلاحیت شدند
  • پنج سال حبس تعزیری برای دو نفر دیگر از اعضای سرای اهل قلم
  • سندیکای شرکت واحد به حضور نمایندگان جمهوری اسلامی ایران در نشست سالانه سازمان جهانی كار اعتراض کرد
  • برگزاری نهمین دادگاه قضات کهریزک در روز چهارشنبه
  • هر ۶۶ دقیقه یک نفر در ایران بر اثر سرطان معده می‌میرد
  • بازهم اختلاس بزرگ کش آمد: اعلام نتایج بازبینی پرونده‌های گمرکی آریا به دادستان کل
  • کرایه های بین شهری حمل ونقل عمومی باز هم افزایش یافت
  • نامه سرگشاده دهها اقتصاد دان در اعتراض به انحلال دانشکده اقتصاد دانشگاه شریف
  • رییس انجمن شرکت‌های هواپیمایی: تعداد مسافران به رقمی کمتر از سه درصد کل جمعیت کشور رسیده است
  • مسئول ستاد انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستای اصلاح طلبان: افراد به خاطر حضور در دولت موسوی و خاتمی، در انتخابات شوراها رد صلاحیت شدند
  •