به روز شده: ۰۹:۴۸ تهران - دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

چرا خاتمی نیامد؟

نویسنده: محمد کیانوش راد

امروز: شاید حدیث نفس وناگفته های خاتمی، ترجمان کلامی از نهج البلاغه است، آنجا که امام ازعلتِ کناره گیری از قدرت و سکوت خویش می گوید: "این گونه زمامداری چون آبی بدمزه و لقمه ای گلو گیر است و آنکس که میوه را کال و نارس بچیند، مانند کشاورزی است که در زمین دیگری بکارد... در شرائطی قرار دارم که اگر سخن بگویم می گویند بر حکومت حریص است و اگر خاموش باشم، می گویند از مرگ می ترسد."(خطبه پنجم ) ... "ای برادران، از آنچه شما می دانید بی اطلاع نیستم، اما قدرت اجرای آن را چگونه بدست آورم؟ آنان با ساز و برگ و نیرو به راه افتاده اند، بر ما تسلط دارند و ما بر آنها قدرتی نداریم ...".( خطبه ۱۶۸ )...".

محبوبیت در قدرت فهمیدنی است اما محبوبیتِ در دوری از قدرت ستودنی است. خاتمی ازخودخواهی و خودمحوری که صفت غالب برخی از روحانیون ایران است - که پس از انقلاب، با دستیابی به ثروت و قدرت، بیشتر هم شده است - بدور بوده است. وارستگی، فروتنی و خصائل انسانی و دیگر فهمیِ خاتمی است که احترام همگان را برانگیخته و در این وانفسای تظاهر و نیرنگ و فریب و دروغ و بدفهمیِ از دین و جامعه، کام تشنه حقیقت خواهِ جوانان را با زلال گفتار و کردار خویش سیراب کرده است. پیام ها و دعوت های جوانان و دیگر طبقات اجتماعی از او، نه تنها در ایران، که نگاه جهانیان را به در انتظارنشانده بود. او نیامد، اما آمدن هاشمی را در شرائط فعلی به نفع کشور اعلام کرد.

حضور خاتمی در انتخابات، خواب خیلی ها را آشفته و پریشان می کرد. حتا احتمال حضور او، مخالفانش را به تکاپو و دستپاچگی انداخته بود. تهدیدها آغاز شد و کارشکنی ها، تنش ها و چالش های پیش بینی نشده ای در انتطار خاتمی بود.

حضور او، معادلات و مهندسی انتخابات را بر هم می زد. او می توانست یکبار دیگر حماسه خرداد ۷۶ و ۸۸ را با حضور مردم جلوه گر نماید. مخالفان اصلاحات، نه فقط از پیروزی، که از حضور او نیز بیم داشتند. حضور او و استقبال مردم، بی اثر بودن نمایش های تبلیغاتیِ چند ساله آنها را، بار دیگر و در مقیاسی گسترده تر برملا می ساخت. علت اصلی نگرانی و رجزخوانی ها و مخالفت های جناح حاکم، رای بالای واحتمال پیروزی او بود. اما او نیامد.

آمدن او در انتخابات یک فداکاری ملی بود، اما حالا که نیامده است، نباید او را ملامت کرد. او برای موفقیتِ اصلاحات راه دیگری را برگزید.

از نظرگاه خاتمی، متغیر اصلی در تصمیم گیری برای آمدن و یا نیامدن، اسلام، ایران و منافع ملی است، البته با روش و سبک و سیاق خودش. سیره و روش سیاسی خاتمی تاکنون نشان داده است که او، نه اهل منفعت طلبی و عافیت طلبی است و نه اهل سکوت و پشت کردن به مردم. او در حمایت از رهبران جنبش سبز و زندانیان دربند و خانواده های آنان لحظه ای از خود تردید نشان نداد، او بسیاری از موقعیت های حکومتی را برای ماندن در میان مردم از دست داد.

واقعیت آن است که، به همان اندازه که دلایلی قوی برای حضور او در انتخابات ارائه می شد، دلایلی دیگر و قابل تامل نیز، در فواید نیامدن او مطرح بود که در اینجا قصد پرداختن به آنها نیست. درستی و نادرستی و قوت و ضعف دو دیدگاه را آینده، روشن و مبرهن خواهد ساخت. اما او بصورتی روشن گفته بود که از هر تصمیمی که موجب افزایش هزینه برای ملت شود اجتناب خواهد کرد.

از نظر خاتمی وقتی که در شرائط عادی، و برای شخصی چون او، محدودیت ایجاد می شود و او در معرض انواع تهمت هاست، آیا به سادگی اجازه سپردن امور کشور را به او خواهند داد؟ "وقتی می گویند و تهدید می کنند که کسانی باید توبه کنند، مرادشان چیست؟ و اگر نگذارند که او بیاید، چه پیش خواهد آمد؟ آیا در این صورت اوضاع بدتر نخواهد شد؟" خاتمی با نگاهی واقع بینانه به شرائط کشور معتقد است: "اگر از مرحله تایید صلاحیت هم بگذریم، حق نداریم بیش از آنچه می خواهند رای بیاوریم". او نگرانِ مایوس شدن مردم و گسترش کینه ها است، او به فکر شرائطی است که کینه ها کمتر شود و مردم بتوانند حرف شان را بزنند.

او به روشنی دغدغه های خود و بخش زیادی از مردم را بیان داشت، اما متاسفانه، هیچ علامت مثبت و صدایی امیدوارکننده نشنید.

اگر در مجموعه تصمیم گیران حکومتی، عقل، درایت و بصیرتی همراه با آینده نگری برای اسلام ، تشییع و ایران وجود داشت، نه تنها از آمدن او استقبال می شد، که باید از او می خواستند تا با حضور در انتخابات، ضمن تایید اصلِ اختلافِ سلایق در جامعه رنگین کمان ایران، انتخابات را به نمادی از اقتدار و حاکمیت خواست مردم تبدیل نمایند. اما ظاهرا چرخ بر همان پاشنه قبلی می چرخد و نه تنها چنین بصیرتی قابل تصور نیست که، تهدیدها و اشتلم ها از نهادهای رسمی، هر روزه ارسال می شود.

حال خاتمی چه باید می کرد؟

انتخاب خاتمی، انتخاب ازمیان دو روش اصلاحی بود. تداومِ اصلاحات با تنشِ بیشتر و هزینه افزون تر، که بنظر او با آمدنش چنین می شد و یا ادامه اصلاحات با تنشِ کمتر و هزینه کمتر. او راه دوم را برگزید. در اینجا بلافاصله باید یادآور شد که اصلاح طلبان و خاتمی، برای پی گیری مطالبات و خواسته ها یشان، هیچگاه بدنبال ایجاد تنش در جامعه - حتا کم آن - نبوده و نیستند و تاکنون همواره آن را نفی کرده اند. اما این جریانات اقتدارگرا و قانون گریز بوده اند که در برابر انتقادات و خواسته های قانونی از روش های غیر سیاسی، پرتنش و امنیتی برای حذف مخالفانشان استفاده کرده اند.

اصلاحات و انقلاب، برغم تفاوت رویکردها و کارکردها، سرعت اقدامات، گستردگی تغییرات و نتایج آن، همگی از مضمونی واحد، یعنی وجود خواستِ اصلاح و تغییر، در جامعه و حکومت حکایت دارد.

پذیرش و یا تحمیل و ظهور و بروز هر کدام از گزینه های فوق در بستری دو گانه ، -یعنی شیوه و روش حکومت ها از یک سو و کنش واقع بینانه یا غیر واقع بینانه فعالان سیاسی از سوی دیگر- شکل می گیرد. در بسیاری از اوقات این حکومت ها هستند که با بستن فضا، راه انقلاب را به عنوان تنها گزینه، پیش روی مردم قرار می دهند و با به بن بست رساندن اصلاحاتِ مسالمت آمیز، شیوه های افراطی و انقلابی را بر رفتار کنشگران سیاسی تحمیل می کنند.

اصلاح طلبان همچنان بر گزینه اصلاحات مسالمت آمیز ره می پویند، و ظاهرا خاتمی با کاندیدا نشدن - و برای احتراز از تنش های پیش ساخته - بر گزینه اصلاحات با هزینه کمتر و با حوصله و زمان بیشتر تاکید می ورزد.

مدل اصلاح طلبی خاتمی، مدل اصلاح طلبی بدور از هر گونه تنش و یا حداقل با تنش کمتر است . مدلی که در درون نظام سیاسی جمهوری اسلامی تعریف شده است. مدلی که به اعتقاد او، با اتخاذِ سیاست دوری از گسترشِ تضادهای آشتی ناپذیر، هزینه های کمتری را هم براصلاح طلبان و هم بر هوادارانشان و مردم و کشور تحمیل می کند و امکان گفتگو و مفاهمه و تداوم آن را در جامعه ایران، بهتر فراهم می سازد.

قضاوت نهائی در مورد درستی یا نادرستی تصمیم خاتمی، تا حد زیادی به رفتار سیاسی او در آینده و به موفقیتِ مدل او درتحقق یافتنِ خواسته های اصلاحی در جامعه ایران بستگی خواهد داشت.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی

نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • به حصر غیر قانونی پایان دهید، یا مثل برف آب خواهید شد
  • راه عبور از بحران؛ همچنان اجرای بی تنازل قانون اساسی
  • برای بهزاد نبوی و به یاد صمیمی و قدیانی
  •  
    آخرین اخبار
  • زلزله اینبار در شیراز
  • علی اکبر ولایتی: هاشمی در سال ۸۸ رهبری را همراهی نکرد
  • سپاه شناورهای خود را به موشک های کروز مجهز کرد
  • سرانجام بررسی بودجه 92 در آغاز شد
  • مرگ 95 كارگر بر اثر حوادث كار در فارس
  • حاشیه‌های پنجمین روز ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری
  • رئیس فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران خطاب به رهبر ایران: روزنامه نگاران و نویسندگان زندانی را آزاد کنید
  • جان برادران کردپور در خطر است
  • دبیر خانه كارگر تهران: واردات بی رویه محصولات صنعتی، عامل نابودی انگیزه تولیدگران ایرانی است
  • نامه آریا آرام‌نژاد به میرحسین موسوی: چون کوه جانانه ایستاده‌ای
  • تجمع ۴۰۰ کارگر ساختمانی در تهران در اعتراض به عدم رسيدگی به مشکلات شان
  • ملاقات یک فعال ملی-مذهبی پس از سه ماه با خانواده خود
  • دومین عامل مرگ و میر ایرانیان؛ تصادف
  • گران شدن 500 تومانی تخم مرغ
  • افزایش ۱۰۰ درصدی مرگ‌‌های ناشی از کار در بوشهر
  • مهدی شجاعی: جبران خسارت‌های وارد شده به فرهنگ در ۸ سال اخیر ۴۰ سال وقت می‌خواهد
  • جلوگیری از برگزاری کنسرت موسیقی در اندیمشک
  • تماس تلفنی سیدمحمد خاتمی با فرزند آیت الله طاهری اصفهانی
  • درخواست بررسی کفایت سیاسی رئیس دولت توسط نمایندگان در واکنش به همراهی احمدی نژاد با لیدر جریان انحرافی
  • قاچاق ۳۵ میلیون لیتری انواع فراورده های نفتی
  •